آرشیوهای ماهیانه : آبان ۱۳۹۴

اینفوگرافی اصول قرآنی تحکیم خانواده

خانواده

 

 

 

 

 

 

 

اینفوگرافی اصول قرآنی تحکیم خانواده

اسلام برای خانواده قداست و منزلت خاصی قایل شده است؛ به نحوی که بنا و نهادی با آن قابل مقایسه نیست. اصولی که در قرآن درباره خانواده بکار رفته است، به خوبی این مدعا را روشن می نماید

مقدمه
قرآن کریم که مهم ترین منبع تشریع دین است، از پیوند ازدواج به دو گونه تعبیر می کند:
پیمان محکم: وَ کَیْفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضى‏ بَعْضُکُمْ إِلى‏ بَعْضٍ وَ أَخَذْنَ مِنْکُمْ میثاقاً غَلیظاً(نساء/۲۱)
و چگونه آن را پس می گیرید در حالی که به یکدیگر رسیده اید، و آنان از شما [به وسیله قرارداد ازدواج] پیمانی محکم گرفته اند.
نعمت الهی: وَ اللَّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً وَ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَزْواجِکُمْ بَنینَ وَ حَفَدَهً وَ رَزَقَکُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ أَ فَبِالْباطِلِ یُؤْمِنُونَ وَ بِنِعْمَتِ اللَّهِ هُمْ یَکْفُرُونَ(نحل/۷۲)
خداوند برای شما از جنس خودتان همسرانی قرار داد؛ و از همسرانتان برای شما فرزندان و نوه‌هایی به وجود آورد؛ و از پاکیزه‌ها به شما روزی داد؛ آیا به باطل ایمان می‌آورند، و نعمت خدا را انکار می‌کنند؟!
نتیجه این تعابیر قداست و منزلت وی‍ژه خانواده در قرآن را نشان می دهند.

۱. اصل دوست پنداشتن همسر:
وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَ رَحْمَهً إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ (روم/۲۱)

و از نشانه‌های او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودّت و رحمت قرار داد؛ در این نشانه‌هایی است برای گروهی که تفکّر می‌کنند!
اگر افراد همسر خود را دوست بپندارند
– سطح انتظارات زوجین از یکدیگر پایین می آید.
– قدرت تعامل، همکاری و هم یاری در کارها در آن ها افزایش پیدا می کند.

۲. اصل رحمت و گذشت:
وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَ رَحْمَهً إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ

(روم/۲۱)
انسان برای کسی یا چیزی که آن را دوست می دارند:
۱. از خودگذشتگی می کند.
۲.خواسته های طرف مقابل را بر خواسته های خود مقدم می دارد.
۳. محور تعاملات با محبوب را بر گذشت و رحمت می گذارد.

۳. اصل شفقت در زندگی مشترک:
قالُوا إِنَّا کُنَّا قَبْلُ فِی أَهْلِنا مُشْفِقِینَ

(طور/۲۶)
می‌گویند: «ما در میان خانواده خود ترسان بودیم
۱. «إشفاق» یعنی توجه آمیخته با ترس
۲. شخص «مشفِق» دیگرى را دوست ‌دارد؛ در عین حال نگران اوست و به سعادت خانواده اش اهمیت می دهند.
۳. محورهای اصل شفقت برای تحکیم بنیان خانواده
– حسن معاشرت با همسر
– تلاش برای سعادت همسر
– ارشاد برای دورش شدن از عذاب اخروی و رسیدن به بارگاه قدس الهی

۴. اصل مغفرت در زندگی مشترک:
إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِکُمْ وَأَوْلَادِکُمْ عَدُوًّا لَکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَإِنْ تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ (تغابن/۱۴)
بعضی از همسران و فرزندانتان دشمنان شما هستند، از آنها برحذر باشید؛ و اگر عفو کنید و چشم بپوشید و ببخشید، (خدا شما را می‌بخشد)؛ چرا که خداوند بخشنده و مهربان است!
سه فعل امر در تاکید اصل یاد شده:
۱. عفو: صرف نظر کردن از مجازات
۲. صفح: ترک هر گونه ملامت و سرزنش
۳. غفر: پوشاندن گناه و به فراموشی سپردن آن
نتیجه عمل به این اصل، بخش وسیعی از کدورت ها و مناقشات خانوادگی را از میان خواهد برد و مودت و محبت فیمابین را تقویت می نماید.
۵. اصل وفاداری در زندگی مشترک:

قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِما یَصْنَعُونَ * وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ

به مؤمنان بگو چشمهای خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگیرند، و عفاف خود را حفظ کنند؛ این برای آنان پاکیزه‌تر است؛ خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است!

منظور از این اصل تعهد متقابل در اخلاق جنسی است.
۱. فوائد وفاداری زوجین به یکدیگر
• وابستگی بیشتر زوجین
• پایبندی بیشتر به خانواده
• پاکسازی محیط و کاهش مفاسد اخلاقی
• تعیین حریم در روابط جنسی

۲.آسیب های بی وفایی زوجین به یکدیگر
• کاهش وابستگی زوجین به یکدیگر
• سستی بنیان خانواده

جهت مشاهده اینفوگرافی کلیک نمایید

مستند تخته سفید

IMG12583487

این مستند ضمن حاشیه نگاری از دیدار رهبر معظم انقلاب با دانشجویان به بیان مطالبات رهبری از دانشجویان نیز می‌پردازد. گزیده محورهای دانشجویان از دیگر بخش های این مستند است.

جلسه دیدار دانشجویان با رهبر معظم انقلاب یکی از جلسات پر شوری است که دانشجویان بطور مستقیم تحلیل‌های خود را پیرامون مسائل اساسی کشور برای عالی‌ترین مقام کشور مطرح می‌کنند و همچنین مطالبات ایشان را استماع می‌کنند.

جهت مشاهده مستند تخته سفید اینجا را کلیک نمایید

مجموعه طرح «تایید مشروط برجام»

namaye

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حضرت‌ آیت‌الله خامنه‌ای در نامه‌ای به رئیس‌جمهور دستورات مهمی را درباره‌ی رعایت و حفظ منافع ملی و مصالح عالیه‌ی کشور در اجرای برجام صادر کردند. پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR مجموعه‌ی طرح‌های «تایید مشروط برجام» را برگرفته از متن نامه رهبر انقلاب تهیه و منتشر می‌کند.

 

?????? ??? «????? ????? ?????»

?????? ??? «????? ????? ?????»

?????? ??? «????? ????? ?????»

?????? ??? «????? ????? ?????»

?????? ??? «????? ????? ?????»

?????? ??? «????? ????? ?????»

?????? ??? «????? ????? ?????»

?????? ??? «????? ????? ?????»

?????? ??? «????? ????? ?????»

بیانات رهبر انقلاب درباره عزاداری سیدالشهدا علیه‌السلام

13900903_0118074

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به گزارش مرکز ارتباطات و اطلاع رسانی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها (مأوا)، در آستانه فرارسیدن محرم الحرام و ایام عزاداری شهادت حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام و یاران باوفای ایشان، پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR بیست جمله‌ی برگزیده از رهبر انقلاب درباره عزاداری سیدالشهدا علیه‌السلام را منتشر کرد:

* در زندگی حسین‌بن‌علی علیه‌السّلام، یک نقطه‌ی برجسته، مثل قله‌ای که همه‌ی دامنه‌ها را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد، وجود دارد و آن عاشورا است. ۱۳۷۱/۱۱/۰۶

* تحقیقاً یکی از مهمترین امتیازات جامعه شیعه بر دیگر جوامع مسلمان، این است که جامعه شیعه، برخوردار از خاطره عاشوراست. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷

* یکی از بزرگترین نعمتها، نعمت خاطره و یاد حسین‌بن‌علی علیه‌السّلام، یعنی نعمت مجالس عزا، نعمت محرّم ونعمت عاشورا برای جامعه شیعیِ ماست. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷

* قدر مجالس عزاداری را بدانند، از این مجالس استفاده کنند و روحاً و قلباً این مجالس را وسیله‌ای برای ایجاد ارتباط و اتّصالِ هرچه محکم‌تر میان خودشان و حسین‌بن‌علی علیه‌السّلام، خاندان پیغمبر و روح اسلام و قرآن قرار دهند. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷

* در ماه محرم، معارف حسینی و معارف علوی را که همان معارف قرآنی و اسلامی اصیل و صحیح است برای مردم بیان کنید. ۱۳۷۲/۰۳/۲۶

* اگر برای ذکر مصیبت، کتاب «نَفَس المهمومِ» مرحوم «محدّث قمی» را باز کنیدو از رو بخوانید، برای مستمع گریه‌آور است و همان عواطفِ جوشان را به‌وجود می‌آورد. چه لزومی دارد که ما به خیال خودمان، برای مجلس‌آرایی کاری کنیم که اصل مجلس عزا از فلسفه واقعی‌اش دور بماند؟! ۱۳۷۳/۰۳/۱۷

* وقتی شعر را میخوانیم، به فکر باشیم که از این شعر ما ایمان مخاطبان ما زیاد شود. پس، هر شعری را نمیخوانیم؛ هرجور خواندنی را انتخاب نمیکنیم؛ جوری میخوانیم که لفظ و معنا و آهنگ، مجموعاً اثرگذار باشد. در چه؟ در افزایش ایمان مخاطب. ۱۳۸۶/۰۴/۱۴

* برخی کارهاست که پرداختن به آنها، مردم را به خدا و دین نزدیک می‌کند. یکی از آن کارها، همین عزاداریهای سنّتی است که باعث تقرّبِ بیشترِ مردم به دین می‌شود. این‌که امام فرمودند «عزاداری سنّتی بکنید» به خاطر همین تقریب است. در مجالس عزاداری نشستن، روضه خواندن، گریه کردن، به سروسینه زدن و مواکب عزا و دسته‌های عزاداری به راه انداختن، از اموری است که عواطف عمومی را نسبت به خاندان پیغمبر، پرجوش می‌کند و بسیار خوب است. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷

* من حقیقتاً هر چه فکر کردم، دیدم نمی‌توانم این مطلب – قمه‌زدن – را که قطعاً یک خلاف و یک بدعت است، به اطّلاع مردم عزیزمان نرسانم. این کار را نکنند. بنده راضی نیستم. اگر کسی تظاهر به این معنا کند که بخواهد قمه بزند، من قلباً از اوناراضی‌ام. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷

* لازم است از همه برادران و خواهرانی که در سراسر کشور، در ایّام عزاداری، با اقامه عزا و به راه انداختن مراسم عزاداری، بخصوص با اقامه نماز جماعت در ظهر عاشورا و با عرض ارادت به خاندان پیامبر، این روزها را بزرگ داشتند سپاسگزاری کنم. ۱۳۷۷/۰۲/۱۸

* هیچ وقت نباید امت اسلامی و جامعه‌ی اسلامی ماجرای عاشورا را به عنوان یک درس، به عنوان یک عبرت، به عنوان یک پرچم هدایت از نظر دور بدارد. قطعاً اسلام، زنده‌ی به عاشورا و به حسین‌بن‌علی (علیه‌السّلام) است. ۱۳۹۱/۰۹/۰۱

* اگر کسانی برای حفظ جانشان، راه خدا را ترک کنند و آن‌جا که باید حق بگویند، نگویند، چون جانشان به خطر می‌افتد، یا برای مقامشان یا برای شغلشان یا برای پولشان یا محبّت به اولاد، خانواده و نزدیکان و دوستانشان، راه خدا را رها کنند، آن وقت حسین‌بن‌علی‌ها به مسلخ کربلا خواهند رفت و به قتلگاه کشیده خواهند شد. ۱۳۷۵/۰۳/۲۰

* اگر فداکاری بزرگ حسین‌بن‌علی علیه‌السلام نمی‌بود که این فداکاری، وجدان تاریخ را به کلی متوجه و بیدار کرد در همان قرن اول یا نیمه‌ی قرن دوم هجری، بساط اسلام به کلی برچیده می‌شد. ۱۳۷۲/۰۳/۲۶

* کار امام حسین علیه‌الصّلاه والسّلام در کربلا، با کار جدّ مطهرش حضرت محمد بن عبداللَّه صلی‌اللَّه‌علیه‌وآله‌وسلم در بعثت، قابل تشبیه و مقایسه است. قضیه این است. همان طور که پیغمبر در آن جا، یک تنه با یک دنیا مواجه شد، امام حسین هم در ماجرای کربلا، یک تنه با یک دنیا مواجه بود. ۱۳۷۵/۰۹/۲۴

* عبرت آن است که انسان نگاه کند و ببیند چطور شد حسین‌بن‌علی علیه‌السّلام – همان کودکی که جلوِ چشم مردم، آن همه موردِ تجلیلِ پیغمبر بود و پیغمبر درباره‌ی او فرموده بود: «سیّد شباب اهل الجنه»؛ سرور جوانان بهشت – بعد از گذشت نیم قرن از زمان پیغمبر، با آن وضعِ فجیع کشته شد؟! ۱۳۷۳/۱۰/۱۵

* امام حسین را فقط به جنگِ روز عاشورا نباید شناخت؛ آن یک بخش از جهاد امام حسین است. به تبیین او، امر به معروف او، نهی از منکر او، توضیح مسائل گوناگون در همان منی و عرفات، خطاب به علما، خطاب به نخبگان- حضرت بیانات عجیبی دارد که تو کتابها ثبت و ضبط است- بعد هم در راه به سمت کربلا، هم در خود عرصه‌‌ی کربلا و میدان کربلا، باید شناخت. ۱۳۸۸/۰۵/۰۵

* عاشورا پیامها و درسهایی دارد. عاشورا درس می‌دهد که برای حفظ دین، باید فداکاری کرد. درس می‌دهد که در راه قرآن، از همه چیز باید گذشت. درس می‌دهد که در میدان نبرد حق و باطل، کوچک و بزرگ، زن و مرد، پیر و جوان، شریف و وضیع و امام و رعیت، با هم در یک صف قرار می‌گیرند. ۱۳۷۱/۰۴/۲۲*

درس عاشورا، درس فداکاری و دینداری و شجاعت و مواسات و درس قیام للَّه و درس محبّت و عشق است. یکی از درسهای عاشورا، همین انقلاب عظیم و کبیری است که شما ملت ایران پشت سر حسین زمان و فرزند ابی‌عبداللَّه الحسین علیه‌السّلام انجام دادید. خود این، یکی از درسهای عاشورا بود. ۱۳۷۷/۰۲/۱۸

* امام بزرگوار ما، محرّم را به عنوان ماهی که در آن، خون بر شمشیر پیروز می‌شود، مطرح نمود و به برکت محرّم، با همین تحلیل و منطق، خون را بر شمشیر پیروز کرد. این، یک نمونه از جلوه‌های نعمت ماه محرّم و مجالس ذکر و یاد امام حسین علیه‌السّلام است که شما دیدید. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷

* درس حسین‌بن‌علی علیه‌الصّلاهوالسّلام به امّت اسلامی این است که برای حقّ، برای عدل، برای اقامه‌ی عدل، برای مقابله‌ی با ظلم، باید همیشه آماده بود و باید موجودی خود را به میدان آورد؛ در آن سطح و در آن مقیاس، کار من و شما نیست؛ امّا در سطوحی که با وضعیّت ما، با خُلقیّات ما، با عادات ما متناسب باشد چرا؛ باید یاد بگیریم. ۱۳۹۲/۰۳/۲۲

* پروردگارا! تو را به حسین و زینب علیهماالسّلام قسم می‌دهیم که ما را جزو دوستان و یاران و دنباله‌روان آنان قرار بده.
* پروردگارا! حیات و زندگی ما را زندگی حسینی و مرگ ما را مرگ حسینی قرار بده.
* پروردگارا! امام بزرگوار ما را که به این راه هدایتمان کرد، با شهدای کربلا محشور کن. شهدای عزیز ما را با شهدای کربلا محشور کن. ۱۳۷۴/۰۳/۱۹

اهم فعالیت­های هیئت مذهبی پردیس شهید هاشمی نژاد

ایستگاه+صلواتی+(3)

 

 

 

 

 

 

 

 

اهم فعالیت­های هیئت مذهبی پردیس شهید هاشمی نژاد در ماه محرم سال ۹۴

  • برگزاری جلسات هماهنگی با کارگروه های نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در تاریخ ۹۴/۷/۱۳
  • برگزاری جلسات هماهنگی با بسیج دانشگاه در تاریخ ۹۴/۷/۱۹
  • برگزاری جلسات هماهنگی با امور فرهنگی دانشگاه در تاریخ ۹۴/۷/۲۰
  • هماهنگی با مداح و سخنران برای دهه اول محرم
  • برپایی نمایشگاه در کنارایستگاه صلواتی با همکاری بسیج دانشگاه و کارگروه های نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری و پخش مداحی و پذیرایی از دانشجویان.  طراحی دکور متناسب با ماه محرم و سیاه پوش کردن نماز خانه با همکاری کارگروه های نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری و بسیج دانشگاه و دانشجویان مرکز
  • جمع آوری نذورات از دانشجویان برای هزینه های مراسم عزاداری
  • تهیه ی تقویم روز شمار از وقایع دهه ی اول محرم
  • تهیه ی پوستر و تراکت های تسلیت ماه محرم
  • هر روز سلام دادن به یک شخصیت عاشورایی به وسیله ی برگه هایی که روی آبسرد کن نصب می­شوند.
  • برپایی مسابقه ی عکس عاشورایی با همکاری کارگروه مهر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری
  • بر پایی مراسم عزاداری دهه ی اول محرم صبح ها ساعت ۷ در نماز خانه ی تالار امام علی(ع) و قرائت زیارت عاشورا و مداحی توسط مداح اهل بیت جناب آقای لعل نامی
  • بر پایی مراسم عزاداری دهه ی اول محرم شب ها ساعت ۲۰:۱۵ در نمازخانه ی خوابگاه به شرح ذیل:
  • قرائت زیارت عاشورا توسط یکی از دانشجویان پردیس
  • سخنرانی و پاسخ به شبهات توسط سرکار خانم صادق مسجدی
  • مداحی و سینه زنی توسط مداح اهل بیت جناب آقای رسولی
  • پخش مداحی با سیستم و همخوانی دانشجویان
  • پذیرایی از دانشجویان شرکت کننده در مراسم

ثبت نام دومین دوره آموزشی بخش اساتید حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان

حوزه دانشجویی - Copy22

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اطلاعیه

****

ثبت نام  دومین دوره آموزشی بخش اساتید حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان

و فراخوان پذیرش اعضای هیأت علمی

گزیده‌ای از بیانات مقام معظم رهبری(دام ظلّه):

“بعضی کارها فی‌نفسه ارزش دارد و بنده هم آن کارها را تأیید می­کنم، مثل همین حوزه دانشجویی (علوم‌اسلامی دانشگاهیان)…”

امروز کشور به دانشگاهی که حقیقتاً اسلامی باشد، نیازمند است. در دانشگاه اسلامی علم، با دین، و تلاش‌گری با اخلاق، و تضارب افکار با سعه‌ی صدر، و تنوع رشته‌ها با وحدت هدف، و کار سیاسی با سلامت نفس، تعمق و ژرف‌نگری با سرعت عمل، و خلاصه دنیا با آخرت همراه است. چنین دانشگاهی است که کشور را آباد می‌کند و به نظام اسلامی آبرو می‌بخشد. و به پیشرفت توأم علم و اخلاق در جهان کمک می‌کند.

اگر اسلامی شدن دانشگاه را با این دید در نظر آورید، خواهید دید که برای این کار، تلاش استاد و شاگرد و مدیر دانشجو و درس و برنامه و کتاب، همه و همه ضرور و دخیل است .اسلامی شدن دانشگاه، فرآیندی پویا و معطوف به اراده عناصر دانشگاهی است. توجه به عناصر نقش آفرین در رسیدن به دانشگاه اسلامی از مواردی است که بسیاری مواقع مورد غفلت واقع می شود. این نکته که عناصر موجود، عناصری دارای اراده، شعور و حرکت هستند و جز با اراده این عناصر، کاری از پیش نخواهد رفت، اهمیت بسیاری دارد.

قابل توجه اعضای محترم هیئت علمی و استادان محترم دانشگاه فرهنگیان خراسان رضوی

به لطف الهی حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان درجهت اغناء به نیازهای معرفتی، تربیتی،معنوی و مذهبی فرهیختگان دانشگاهی در کنار آموزش و تدریس علوم آکادمیک، از سال ۱۳۷۷ فعالیت خود را آغاز نموده تا علاقه مندان دانشگاهی بتوانند نیازهای خود را در حوزه های معرفت­شناسی،هستی شناسی،انسان شناسی و اخلاق با رویکردهای عقلانی فلسفی و مبانی دینی و مبتنی بر قرآن و معارف اهل بیت(ع)و مباحث فلسفی و استدلالی مرتفع  نمایند.

با عنایت به پشتوانه تجربه ۱۴ ساله  حوزه در قسمت دانشجویی و استقبال چشمگیر و روزافزون این عزیزان از مباحث ارائه شده در این حوزه وبه علاوه تقاضای اعضاء محترم هیأت علمی برای حضور در این دوره ها بواسطه مراجعات حضوری و نظرسنجی­های مکتوب، حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان ویژه اساتید محترم درسال ۱۳۹۲ افتتاح گردید که اولین دوره ی مقدماتی آن به حمدالله با حضور حداکثری و رضایت اعضای هیئت علمی دانشگاه ها روبه اتمام است لذابه شکرانه این موفقیت  در نظر است دومین دوره آموزشی بخش اساتید حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان دانشگاه فردوسی مشهدبه حول و قوه الهی از آبان ماه سال ۹۴آغاز گردد.

لذابرای آشنایی بیشتر با این مرکز در ذیل، به برخی از اهداف و عناوین دروس وبرخی نکات قابل‌توجه در رابطه با این حوزه، اشاره می‌نماییم.

اهداف حوزه علوم‌ اسلامی دانشگاهیان

  • تبیین رویکردهای عقلانی و معنوی گزاره های دینی
  • آشناسازی دانشگاهیان با آموزه های دینی و گزاره های وحیانی
  • آشنایی با رویکرد تربیتی اسلام و سیره علوی و نبوی
  • شناخت ماهیت دانشگاه اسلامی
  • ارتقاء و عمق بخشی معرفت و اعتقادات دینی با توجه به اهداف تمدن اسلامی
  • ارتقاء شخصیت اخلاقی و معنوی دانشجو با توجه به اهداف تمدن اسلامی
برنامه درسی حوزه اساتید
دوره مقدماتی
درس تعداد واحد نام استاد درس تعداد واحد نام استاد
فــــاز یک مرحلــــه اول سال تحصیلی اول ترم اول اخلاق کاربردی با رویکرد نربیتی و معرفتی ۱ ۲ استاد نظافت تدبر ۱ ۲ استاد شیخ زاده
ترم دوم کاربردی با رویکرد نربیتی و معرفتی ۲ ۲ تدبر ۲ ۲
فوق برنامه تابستانه اندیشه سیاسی اسلام ۲
مرحـــله دوم سال تحصیلی دوم ترم اول کلام ۱ (توحید) ۲ آشنایی با نهج البلاغه ۲ استاد نظافت
ترم دوم کلام ۲ (نبوت – سیره انبیاء) ۲ تفسیر اعتقادی قرآن ۱ ۲
فوق برنامه تابستانه پاسخ به شبهات کلامی و اعتقادی ۲
۲۰ واحد

 

برنامه درسی حوزه اساتید
دوره تکمیلی
 

 

درس تعداد واحد نام استاد درس تعداد واحد نام استاد
فــــاز دو مرحــــــله اول سال تحصیلی اول ترم اول جریان شناسی فکری – فرهنگی ۲ تفسیر اعتقادی قرآن ۲ ۲
ترم دوم آشنایی با متون روائی شیعه ۲ کلام ۳ (امام شناسی – سیره ائمه ۱) ۲
فوق برنامه تابستانه سیر مطالعاتی ۲
مرحــــــله دوم سال تحصیلی دوم ترم اول آشنایی با فقه و مبانی فقهی شیعه ۲ جریان های فکری منتج به جریان های سیاسی ۲
ترم دوم جریان شناسی سیاسی – مذهبی ۲ کلام ۴ (امام شناسی – سیره ائمه ۲- مهدویت) ۲
فوق برنامه تابستانه سیر مطالعاتی ۲
۲۰ واحد

شرایط متقاضیان     

  • عضو هیأت علمی دانشگاه ها
  • مدرس یا مربی حق التدریس دانشگاه ها(اساتید دانشگاه ها و آموزش عالی)
  • فارغ التحصیلان مقطع دکتری
  • حضور منظم در کارگاه های آموزشی

زمان برگزاری کلاس

از تاریخ ۱۳/۸/۹۴  چهارشنبه هااز۱۷:۳۰-۱۵

زمان ثبت نام :

۲۵ مهرماه لغایت ۵آبان ماه

  • جهت کسب اطلاع بیشتر می توانید با شماره ۳۸۸۰۶۴۴۵-۳۸۸۰۶۴۴۶ از ساعت ۸ الی ۱۳ تماس خاصل فرمایید.
  • محل برگزاری کلاس ها :دانشگاه فردوسی مسجد حضرت زهرا(س)-طبقه فوقانی

مدارک موردنیاز بعد از پذیرش برای ثبت­نام:

  • کپی آخرین مدرک تحصیلی
  • ۲ قطعه عکس
  • کپی حکم کارگزینی دانشگاه محل تدریس
  • کپی شناسنامه

جهت ثبت نام اینجا را کلیک نمایید

 

عزاداری شب سوم محرم پردیس شهید هاشمی نژاد

شب سوم محرم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مراسم از ساعت ۲۰:۱۵ شروع شد. در ابتدا زیارت عاشورا توسط یکی از دانشجویان قرائت شد. سپس در ساعت ۲۰:۳۰ سخنرانی توسط سرکار خانم صادق مسجدی پیرامون وظایف ما در مقابل اهل بیت علهم السلام  صحبت کردند و بعد از آن در ساعت ۲۱ مداحی و سینه زنی و روضه خوانی توسط جناب آقای رسولی برگزار شد.در این بین از دانشجویان با شیر کاکائو پذیرایی شد. در پایان نیز مداحی توسط دستگاه پخش شد و دانشجویان همخوانی کردند.

مراسم عزاداری روز اول محرم پردیس شهیدهاشمی نژاد

شب اول محرم

مراسم عزاداری روز اول محرم در مکان تالار امام علی (ع) در ساعت ۱۹ برگزار شد که در ابتدا سخنرانی پیرامون محرم و وقایع عاشورا و امامت و ولایت توسط سرکار خانم صادق مسجدی انجام شد و سپس مداحی و روضه خوانی توسط مداح اهل بیت جناب آقای لعل نامی انجام گرفت و در پایان از دانشجویان با خرما و میوه پذیرایی شد.

 

مسابقه عکاسی مهر عاشورایی

Jashnvare - Copy11

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مسابقه عکاسی مهر عاشورایی

محورهای موضوعی مسابقه عکاسی :

-عاشورا و خانواده ها

-عاشورا و همبستگی خانوادگی –اجتماعی

-عاشورا و سبک زندگی ایرانی – اسلامی

-عاشورا در محیط زندگی شهری و روستایی

-عاشورا و عزاداری خانواده های ایرانی در ایام محرم

-عاشورا و تاثیرات فرهنگ حسینی در زندگی جوامع امروز

آیین نامه مسابقه عکاسی:

-شرکت برای تمام دانشجویان دانشگاه فرهنگیان استان خراسان رضوی آزاد است.

-هر عکاس می تواند حداکثر ۵ تک عکس را به ایمیل مسابقه ارسال نماید.

-آثار ارسالی می تواند سیاه و سفید ، موبایلی و حرفه ای باشد.

-عکس می بایست با فرمت JPEG در اندازه ضلع کوچک حداقل ۱۸۰۰ پیکسل و حداکثر حجم ۱ مگا بایت ذخیره و ارسال گردد.

-پردازش عکس ها باید به گونه ای باشد که به جنبه ی اسنادی عکس ها لطمه ای وارد نشود.

-تغییراتی از قبیل تراز نور ، رنگ ، کنتراست و بالا بردن وضوح بلامانع است.

-عکس های ارسالی نباید دارای امضا عکاس ، قاب ، تاریخ ، لوگو و یا هرگونه نشانه تصویری باشند.

-شرکت کننده در مسابقه به عنوان عکاس و مالک اثر شناخته می شود و مسولیت هر گونه دعوی در باب مالکیت اثر از عهده دبیرخانه خارج است.

-به عکاسانی که آثارشان در مسابقه برگزیده شود،گواهی حضور و لوح تقدیر تقدیم خواهد شد.

-ارسال آثاربه معنای پذیرش تمامی مقررات این کنگره و تصمیم گیری در مورد مسایل پیش بینی نشده بر عهده برگزارکننده است.

-از عکاسان دارای آثار برگزیده در جشن روز دانشجو ۱۶ آذر ماه تقدیر به عمل خواهد آمد.

– دانشجویان گرامی عکس های خود را در پوشه(folder) که نام آن دارای نام و نام خانوادگی و شماره دانشجویی  و نام مرکز یا پردیس باشد ارسال نمایند.

هیأت داوران:

جناب آقای اسماعیل ایزدیار

پریناز کیانوش

شفیعه بلیغی

زهرا حبیبی

برگزارکننده مسابقه : کارگروه مهر نهاد مقام معظم رهبری (مدظله العالی)با همکاری هیأت مذهبی دانشگاه فرهنگیان پردیس شهید هاشمی نژاد

آخرین مهلت ارسال آثار: ۲۲ آبان ماه

آدرس دبیرخانه: دانشگاه فرهنگیان پردیس شهید هاشمی نژاد

ایمیل مسابقه : mehrnahad@chmail.ir

پایگاه اینترنتی مسابقه : nahadresane.ir

آغاز بکارصفحه اینستاگرام کارگروه افق مرکز شهیدکامیاب

insta

به همت اعضای محترم کارگروه افق مرکز شهید کامیاب صفحه اینستاگرام کارگروه مذکور آغاز به فعالیت نمود.

جهت مشاهده لینک صفحه اینستاگرام کارگروه افق کلیک نمایید

گزارش مراسم شب اول محرم؛هیئت فاطمه الزهرا(س)

حسین

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کلاس آموزه های عاشورایی از نگاه عشق و عرفان

در طلیعه نخستین ماه از سال قمری، دیشب چراغ خیمه حسینی در مسجد شهید تدین پردیس شهید بهشتی دانشگاه فرهنگیان خراسان رضوی به همت بر و بچه های هیئتی فاطمه الزهرا(س) روشن شد.همت اخیر هیئت فرهنگی، مذهبی و دانشجویی فاطمه الزهرا(س) از فضاسازی محیطی دانشگاه تا تبلیغات گسترده اما خالصانه آیین حسینی در طلیعه محرم به ثمر نشست تا عاشقان خیمه حسین سوگوار سید الشهدا و یارانش باشند.

طرح درس دیشب کلاس آموزه های عاشورایی با روایت حجت الاسلام و المسلمین موسوی دریاباری، ولایت مداری امت بود که با نیم نگاهی به سکانس تماشایی ولایت مداری سفیر وفادار حسین(ع) گشوده شد.بچه های هیئتی دیشب به محرم همه جوره سلام دادند، سلام عاشقانه ای به میزبان محافل و مجالس سوگواری حسین که جواز حضورشان در جوار مرقد شمس الشموس، انیس النفوس را به ارمغان آورده بود. دیشب نوای «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» با سرمشق ولایت مداری، چاشنی کلاممان شد تا بدخواهان و دشمنان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بدانند زیر چتر ولایت مداری توام با بصیرت «سید علی» تنها نیست.

خیمه مشکی حسینی در مسجد شهید تدین تا ۵ شب دیگر با خدمت عاشقان یادگار فاطمه زهرا از ساعت ۲۰ و ۳۰ دقیقه آماده میزبانی از دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان خراسان رضوی است.

منتظر قدوم مهربانانه شما هستیم

شما دعوتید …

تهیه گزارش: سید مصطفی نجفیان

برنامه های دهه اول محرم مراکز و پردیس ها

moharram-card-postal-Amazing.ir-11

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نگاه اجمالی به اقدامات و برنامه های هیئت های مراکز و پردیس های دانشگاه فرهنگیان.

هیئت علی اکبران ولایت مرکز ثامن الحجج علیه السلام :

مراسم عزاداری دهه اول محرم به مدت ۴ شب از شب چهارم محرم در این مرکز با سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین موسوی دریاباری در ساعت ۲۰ در محل خوابگاه شهید کاوه برگزار می گردد.

از جمله اقدامات و فعالیت های صورت گرفته جهت برپایی مراسم عزاداری دهه اول محرم می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

  • سیاه پوش کردن خوابگاه ها
  • جلسه با ۱۵ تن از نمایندگان خوابگاه ها جهت اداره مناسبتر برنامه های دهه اول محرم
  • مراسم با قرائت قرآن آغاز و در ادامه با زیارت عاشورا، سخنرانی، عزاداری و مداحی ذاکران اهل بیت پیگیری می شود
  • و …..

هیئت انصارالمهدی پردیس شهید هاشمی نژاد (واحد خواهران ) :

مراسم عزاداری دهه اول محرم به مدت ۱۰ شب در این مرکز با سخنرانی سرکار خانم مسجدی و با مداحی آقای رسولی در ساعت ۲۰ در محل سالن مطالعه واقع در خوابگاه پردیس، برگزار می گردد.

از جمله اقدامات و فعالیت های صورت گرفته جهت برپایی مراسم عزاداری دهه اول محرم می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

  • سیاه پوش نمودن خوابگاه ها
  • برپایی ایستگاه صلواتی که بیشتر به مباحث معرفت افزایی از قبیل نمایشگاه پاسخ به شبهات، ارائه کتب مفید مرتبط با امام حسین علیه السلام و….
  • طراحی دکور مرتبط با ایام عزاداری
  • و……

هیئت پردیس شهید کامیاب (واحد خواهران ):

مراسم عزاداری دهه اول محرم به مدت ۷ شب در این مرکز با سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین موسوی دریاباری در ساعت ۱۹ در محل نمازخانه پردیس، برگزار می گردد.

از جمله اقدامات و فعالیت های صورت گرفته جهت برپایی مراسم عزاداری دهه اول محرم می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

  • سیاه پوش نمودن خوابگاه ها
  • برگزاری جلسات متعدد جهت بهبود و ارتقای کیفی مراسم دهه اول محرم با حضور حجت الاسلام و المسلمین آقای جودکی اراکی و سرکار خانم غیبی
  • برپایی ایستگاه صلواتی که برنامه های نوین و مفیدی را دنبال خواهد نمود از قبیل : پخش کلیپ های مناسبتی، برگزاری مسابقات حسینی از طریق شبکه های اجتماعی (اینستاگرام) از کتاب حماسه حسینی شهید مطهری
  • و…..

هیئت حضرت علی اکبر علیه السلام مرکز دانشور نیشابور :

مراسم عزاداری دهه اول محرم به مدت ۱۰ شب در این مرکز با سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین سید مهدی موسوی در ساعت ۲۰ در محل نمازخانه مرکز، برگزار می گردد. شایان ذکر است؛ برگزاری زیارت عاشورا و مداحی ذاکران اهل بیت علیهم السلام در دهه اول محرم هر روز صبح ساعت ۱۰ ویزه کارکنان و اساتید برگزار می شود.

از جمله اقدامات و فعالیت های صورت گرفته جهت برپایی مراسم عزاداری دهه اول محرم می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

  • سیاه پوش کردن خوابگاه ها
  • اجرای مراسم کتیبه گردانی، چند سالی است بمناسبت استقبال از ماه محرم در مرکز دانشور نیشابور برگزار می گردئد امسال هم همزمان با نماز ظهر وعصر با حضور دانشجویان پس از اقامه نماز دانشجویان دور نمازخانه ایستادند و مداح با موضوع محرم و عاشورا به مداحی پرداخت ضمن مداحی مداحان اهل بیت (ع) کتیبه های محرم که با گلاب ناب معطر گردیده دست به دست چرخیده و پس از مراسم در فضای هیئت نصب گردیدند.
  • تزیین سن جهت اجرای مراسمات عزاداری دهه اول محرم
  • آماده سازی اتاق پذیرایی جهت خدمت رسانی به عزاداران محترم
  • و……

هیئت فاطمه الزهرا سلام الله علیها پردیس شهید بهشتی :

مراسم عزاداری دهه اول محرم به مدت ۷ شب در این مرکز با سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین موسوی دریاباری در ساعت ۲۱ در مسجد شهید تدین، برگزار می گردد.

از جمله اقدامات و فعالیت های صورت گرفته جهت برپایی مراسم عزاداری دهه اول محرم می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

  • سیاه پوش کردن مسجد شهید تدین
  • فضاسازی سن مراسم
  • برپایی ایستگاه صلواتی

هیئت عاشقان ثارالله مرکز شهید رجایی تربیت حیدریه :

مراسم عزاداری دهه اول محرم به مدت ۱۰ شب در این مرکز با سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین آقای محقق در ساعت ۱۸:۳۰ در محل نمازخانه مرکز، برگزار می گردد. شایان ذکر است؛ برگزاری زیارت عاشورا و مداحی ذاکران اهل بیت علیهم السلام در دهه اول محرم هر روز صبح ساعت ۱۰ ویزه کارکنان و اساتید برگزار می شود.

از جمله اقدامات و فعالیت های صورت گرفته جهت برپایی مراسم عزاداری دهه اول محرم می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

  • سیاه پوش کردن خوابگاه ها و محوطه دانشگاه
  • جلسه با مسئولین پردیس جهت بهبود و ارتقای سطح کیفی مراسمات عزاداری
  • چاپ بنر و الصاق آن در محوطه دانشگاه
  • برگزاری مراسم هیئت دانشجویی دانشگاه در مرکز شهر تربت حیدریه
  • و……

 

 

 

 

 

 

 

سومین کنگره ملی شهدای دانشجو نیشابور

2

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سومین کنگره ملی شهدای دانشجوی نیشابور

با محوریت بخش ادبی:

شهدای دانشجو و انقلاب اسلامی

شهدای دانشجو و دفاع مقدس

شهدای دانشجو و استکبار ستیزی

شهدای دانشجو و ولایتمداری

شهدای دانشجو و تمدن نوین اسلامی

 

با محوریت بخش هنری:

معرفی شهدای دانشجو

سبک زندگی اسلامی

انتقال ارزش های دفاع مقدس به نسل امروز

گلزار شهدا و حضور مردم بر مزار شهدا

خانواده شهدا

اردوهای راهیان نور

 

رشته های بخش ادبی :

مقاله، نثر ادبی، شعر، داستان کوتاه

رشته های بخش هنری :

پوستر، نماهنگ، نشریه، عکس، وبلاگ نویسی، نقاشی

مهلت ارسال آثار: ۸ آذرماه ۱۳۹۴

اختتامیه : ۱۶آذرماه- روز دانشجو، فرهنگسرای سیمرغ نیشابور

تلفن تماس: ۴۲۶۱۴۱۳۶ – ۰۵۱ . جهت کسب اطلاعات بیشتر به وبسایت زیر مراجعه نمایید www.razesheydai.ir

 

 

مذاکره با آمریکا یعنی نفوذ

139407151151fe74e-1

 

 

 

 

 

 

بیانات در دیدار فرماندهان و کارکنان نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و خانواده‌های آنان

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌

و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاه و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین.

خیلی خوش‌آمدید عزیزان من، برادران عزیز، خواهران عزیز، خانواده‌های محترم! چهره‌های مصمّم و حاکی از عزم و اراده و ایمان که اینها همه ثروتهای بزرگ ملّی است؛ هم این انسانهای مؤمن، هم انگیزه‌ها و دلهای مستحکم. هیچ ثروتی در هیچ کشوری به اندازه‌ی ثروت عظیم نیروی انسانی لایق و کارآمد متصوّر نیست. این ایّام هم ایّام مهمّی است؛ هم یادبود حادثه‌ی عجیب مباهله، هم نزول سوره‌ی هل‌اتی‌، هم نزدیکی ایّام محرّم، هم از لحاظ وضعیّت منطقه و حسّاسیّت حوادثی که در منطقه در جریان است، روزهای مهمّی است؛ برهه‌ی مهمّی است.

درباره‌ی نیروی دریایی سپاه آنچه مهم است، حضور فرزندان انقلاب و نیروهای انقلاب در دریا است؛ این خیلی نقطه‌ی اساسی و مهمّی است. امنیّت، زیرساخت همه‌ی پیشرفتهای یک ملّت است. اگر امنیّت نباشد، نه اقتصاد هست، نه فرهنگ هست، نه سعادت شخصی و نه سعادت عمومی مردم اجتماع هست. امنیّت دریا برای کشورهایی که سواحل دریایی دارند از جهاتی مهم‌تر است؛ چون دریا یک وسیله‌ی ارتباطی عمومی بین‌المللی است. حضور قدرتها، حضور ملّتها در دریا یک حادثه‌ی استثنائی محسوب نمیشود، یک امر رایج و دایری است. اگر کشوری که همسایه‌ی دریا است و ساحل دریایی دارد، نتواند دریا را در مجاورت خود امنیّت ببخشد، در واقع ارکان امنیّت داخلی خود را نتوانسته است بسازد. لذا امنیّت دریا خیلی مهم است. خب، جوانهای ما بحمدالله در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این زمینه‌ها کار کردند؛ کارهای برجسته و باارزشی انجام دادند. نباید اینها در تاریخ حسّاس بعد از انقلاب نادیده گرفته بشود.

همین حالا حضور خانواده‌های محترم در منطقه‌ی جنوب یکی از آن کارهای بزرگ و مجاهدت‌آمیز است. من لازم است این را در حضور خانواده‌های محترم عرض بکنم. اینکه نیروی دریایی سپاه استقرار خود را در بندرعبّاس و در سواحل و در مناطق دشوار قرار بدهد و خانواده‌ها بروند آنجا و این سختی‌ها را تحمّل کنند، خیلی با ارزش است. این چیزی نیست که انسان از آن به آسانی بگذرد.

خود منطقه‌ی جنوب، استان بوشهر، بندرعبّاس، این مناطقی که در معرض حوادث دریایی است، در طول سالهای انقلاب امتحانهای خوبی دادند. خب، اوایل در دریا حضور انقلاب چندان محسوس نبود ولی بعد پای فرزندان انقلاب و پرورش‌یافتگان انقلاب و جوانهای انقلاب به این منطقه باز شد و اوضاع عوض شد. وقتی زمینه فراهم شد، مردم منطقه، جوانهای منطقه، انگیزه‌های جوشانی که در منطقه وجود داشت، همه در خطّ صحیح قرار گرفت. آن وقت شما می‌بینید مثلاً در منطقه‌ی بوشهر یک شهید برجسته و بزرگواری مثل شهید نادر مهدوی به‌وجود می‌آید که به نظر آدمهایی که دل به مسائل مربوط به شهادت و جهاد و مانند اینها دارند، این‌جور چهره‌ها، امثال نادر مهدوی و آنهایی که همراه او بودند، آن کسانی که آن کارهای بزرگ را انجام دادند، برق چشم گرفتند از دشمن؛ آبرو دادند به ملّت ایران و قدرت نظام اسلامی را و جمهوری اسلامی را به رخ دشمن کشیدند؛ اینها باید یادشان زنده بماند. اینها باید در تاریخ مکتوب و تاریخ شفاهی نامشان و یادشان برجسته شود؛ همچنان که دشمنی‌های دشمنان هم بایستی شناخته بشود.

اینکه در منطقه‌ی خلیج فارس سعی همه‌ی کسانی که از این موجود منحوس و شوم، یعنی صدّام، حمایت میکردند و دفاع میکردند، همین‌هایی که مدّعی حقوق بشرند، همین‌هایی که بعدها در مقابل صدّام خودشان صف‌آرایی کردند -که اینها سالهای متمادی به او کمک کردند در مقابل جمهوری اسلامی- سعی‌شان این بود که خلیج فارس را برای جمهوری اسلامی ناامن کنند. این اهمّیّت امنیّت خلیج فارس را نشان میدهد. نشان میدهد که چقدر این امنیّت مهم است که دشمنی آنها با این هدف بود که این منطقه را برای ایران که بیشترین ساحل را در این منطقه‌ی آبی دارد -خلیج فارس و دریای عمان- ناامن کنند.

حضور جوانهای انقلابی و سپاه پاسداران و نیروی دریایی و تشکیل این نیرو و ورود در عرصه، موجب شد که دریا برای خود آنها ناامن شد. به ناوشان صدمه خورد، به بالگردشان صدمه خورد، به نفت‌کش‌شان صدمه خورد؛ فهمیدند جمهوری اسلامی آن موجودی نیست که بتوانند با سرنوشت او هرجور میخواهند بازی کنند؛ این اقتدار معنوی نظام جمهوری اسلامی است. اینکه قرآن به ما امر میکند: وَ اَعِدّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعتُم مِّن قُوَّهٍ وَ مِن رِّباطِ الخَیلِ تُرهِبونَ بِه‌ عَدُوَّ اللهِ وَ عَدُوَّکُم،(۱) بایست حضور شما، وضعیّت شما، حرکت شما جوری باشد که دشمن را دچار رعب کند. دشمن متجاوزِ بالطّبع است؛ طبیعت جهان‌خواران تجاوز است، جلو آمدن است، تصرّف است، پنجه انداختن است، طبیعت اینها است؛ اگر خاک‌ریز شما قابل نفوذ باشد، نفوذ میکند؛ باید جوری حرکت کنید که او احساس کند نمیتواند نفوذ کند. تشکیل جبهه‌ی انقلابی در جنوب کشور و حضور نیروهای انقلاب در قالب نیروی دریایی سپاه و بچّه‌های استانهای ساحلی -این جوانهای شجاع، این جوانهای دل‌به‌دنیا نداده- موجب شد که این هدف قرآنی حاصل بشود: تُرهِبونَ بِه‌ عَدُوَّ اللهِ وَ عَدُوَّکُم؛ این باید همیشه استمرار داشته باشد. بارها ما گفته‌ایم که ما شروع‌کننده‌ی جنگ نخواهیم بود؛ دلایل خودمان را داریم برای این کار؛ هیچ جنگی را ما شروع نمیکنیم امّا باید جرئت شروع جنگ را از دشمن گرفت، دشمن را باید شناخت، طبیعت دشمن را باید شناخت.

امروز دستگاه‌های استکباری در این منطقه هدفهای خطرناکی را برای خودشان تعریف کرده‌اند؛ اینها هدفهایی است که با سرنوشت ملّتها سروکار پیدا میکند. ابزارهایی هم که به کار میگیرند، ابزارهای بسیار خطرناک و غیر انسانی و سبعانه است؛ یعنی هیچ اباء ندارند روشهایی را به کار بگیرند که انسانهای بی‌گناه کشته بشوند. شما ملاحظه کنید در منطقه‌ی غربی ما، در عراق، در سوریه یا در منطقه‌ی شرقی ما، در افغانستان، در پاکستان چه میکنند؟ هیچ ابائی ندارند، یعنی جان انسانها برایشان ارزشی ندارد. اینکه ادّعا میکنند حقوق بشر و حقوق انسانها و حقوق شهروندی و از این ادّعاها و قالبهای پوچ و بی‌محتوا، همه خلاف واقع است؛ شاهدش همین است که ملاحظه میکنید؛ به بیمارستان حمله میکنند، ده‌ها نفر بیمار را با بمباران به قتل میرسانند، بعد میگویند ببخشید اشتباه شد! گاهی همین ببخشید را هم نمیگویند. در غزّه، در یمن، در بحرین، در سوریه، در عراق، در مناطق دیگر فجایعی اتّفاق می‌افتد که انسان حیرت میکند از بی‌رحمی و سنگدلی آن کسانی که این فجایع را انجام میدهند؛ چطور میتوانند؟ یک آدمی را داخل قفس کنند، زنده زنده بسوزانند و آتش بزنند! دستگاه‌های حقوق بشری هم بنشینند و تماشا کنند. آن‌وقت یک سگی یا یک گربه‌ای وقتی داخل چاه می‌افتد، همه‌ی ابزارها را به کار میگیرند که این را از داخل چاه سالم بیرون بیاورند، یعنی ما طرف‌دار موجود زنده‌ایم؛ خطر بزرگ دنیا این ریاکاری است، این دروغ‌گویی است، این نفاق است؛ دشمن، این‌[طور] است. قصدشان این است که در منطقه اهداف خود را پیاده کنند؛ البتّه جمهوری اسلامی، به توفیق الهی و به حول‌وقوّه‌ی الهی، نه فقط مانع نفوذ دشمن در درون خود میشود، [بلکه‌] تا حدود زیادی مانع پیاده کردن نقشه‌های دشمن در منطقه هم شده است؛ این توفیق پروردگار است، این قدرت الهی است که به برکت همین عزمها و اراده‌هایی است که شما جوانها دارید. خیلی از نقشه‌های اینها به‌خاطر اقتدار و حضور و ورود جمهوری اسلامی در آن جاهایی که باید وارد میشده، ناکام مانده، خنثی شده است؛ لذا خب، بیشترین تمرکز آنها برای دشمنی، نظام جمهوری اسلامی است و هر کار بتوانند [میکنند] و این هم که دم از مذاکره و گفتگو میزنند، برای نفوذ است.

یک عدّه‌ای در قضیّه‌ی مذاکره و مسئله‌ی مذاکره سهل‌انگاری میکنند، سهل‌اندیشی میکنند، مطلب را درست نمیفهمند. حالا بعضی‌ها بی‌خیالند -بی‌خیالان جامعه، که هرچه پیش بیاید برایشان اهمّیّتی ندارد، مصالح کشور از بین برود، منافع ملّی نابود بشود- که حالا با آنها کاری نداریم امّا بعضی بی‌خیال هم نیستند لکن سهل‌اندیشند، عمق مسائل را نمیفهند. وقتی صحبت مذاکره میشود، میگویند آقا شما چرا با مذاکره‌ی با آمریکا مخالفت میکنید؟ خب امیرالمؤمنین هم مذاکره کرد با فلان‌کس، امام حسین هم مذاکره [کرد]. خب اینها نشان‌دهنده‌ی سهل‌اندیشی است، نشان‌دهنده‌ی نرسیدن به عمق مسئله است. این‌جور نمیشود مسائل کشور را تحلیل کرد؛ با این نگاه عامیانه و ساده‌اندیشانه نمیشود به مصالح کشور رسید. اوّلاً امیرالمؤمنین که با زبیر یا امام حسین که با ابن‌سعد حرف میزند، او را نصیحت میکند؛ بحث مذاکره‌ی به معنای امروزی نیست؛ مذاکره‌ی امروزی یعنی معامله، یعنی یک چیزی بده، یک چیزی بگیر. امیرالمؤمنین با زبیر معامله میکرد که یک چیزی بده، یک چیزی بگیر؟ امام حسین با ابن‌سعد معامله میکرد که یک چیزی بده یا یک چیزی بگیر؟ [هدف‌] این بود؟ تاریخ را این‌جور میفهمید؟ زندگی ائمّه را این‌جور تحلیل میکنید؟ امام حسین رفت نهیب زد، نصیحت کرد، گفت از خدا بترس؛ امیرالمؤمنین زبیر را نصیحت کرد، خاطره‌ی زمان پیغمبر را یادش آورد، و گفت از خدا بترس؛ اتّفاقاً اثر هم کرد، زبیر خودش را از جنگ کنار کشید. امروز مذاکره به این معنا نیست؛ برای اینکه ما با آمریکا که شیطان بزرگ است، باید مذاکره کنیم یک عدّه‌ای واقعاً با نگاه سهل‌اندیشانه و عوامانه و بدون فهمِ حقیقتِ حال مثال می‌آورند و در روزنامه مینویسند، در سایت مینویسند و در سخنرانی میگویند که چرا امیرالمؤمنین با زبیر مذاکره کرد، شما با آمریکا مذاکره نمیکنید؟ یعنی این‌قدر اشتباه در فهم مسئله [وجود دارد]. این که حالا به این معنا مذاکره نبود.

ثانیاً ما با مذاکره‌ی با همان معنای امروزی مخالفتی نداریم؛ ما الان با همه‌ی دنیا داریم مذاکره میکنیم. ما با دولتهای اروپایی مذاکره میکنیم، با دولتهای آمریکای لاتین [مذاکره میکنیم‌]؛ همه‌ی اینها مذاکره است؛ ما با مذاکره مسئله‌ای نداریم. معنای اینکه میگوییم با آمریکا مذاکره نمیکنیم این نیست که با اصل مذاکره مخالفیم؛ نه، با مذاکره‌ی با آمریکا مخالفیم. این یک علّتی دارد، این را انسان هوشمند باید بفهمد که چرا؛ والّا با دیگران هم که مذاکره میکنیم، آن‌چنان دوستان یقه‌چاک ما که نیستند -بعضی از آنها دشمنند، بعضی بی‌تفاوتند، با آنها مذاکره میکنیم مشکلی هم نداریم- امّا مذاکره‌ی آمریکا با جمهوری اسلامی ایران، یعنی نفوذ؛ تعریفی که آنها برای مذاکره کردند این است و آنها میخواهند راه را برای تحمیل باز کنند. امروز غول عظیم تبلیغاتی دنیا در مشت آمریکا است؛ امروز جریان صهیونیستیِ بشدّت دشمن بشریّت و دشمن فضیلت، با آمریکا، هر دو در یک لباسند، دستشان از یک آستین می‌آید بیرون و با هم هستند. مذاکره‌ی با اینها یعنی راه را باز کردن برای اینکه بتوانند، هم در زمینه‌ی اقتصادی، هم در زمینه‌ی فرهنگی، هم در زمینه‌های سیاسی و امنیّتیِ کشور نفوذ کنند.

در همین مذاکرات مربوط به مسائل انرژی هسته‌ای، هرجا فرصت پیدا کردند و میدان به آنها داده شد -که البتّه طرفهای ایرانی بحمدالله حواسشان جمع بود امّا یک جاهایی بالاخره آنها فرصتهایی پیدا کردند- یک نفوذی کردند، یک حرکت مضرِّ برای منافع ملّی انجام دادند؛ آنچه ممنوع است این است. مذاکره‌ی با آمریکا ممنوع است به‌خاطر ضررهای بی‌شماری که دارد و منفعتی که اصلاً ندارد؛ این فرق میکند با مذاکره با فلان دولتی که نه چنین امکاناتی دارد، نه چنان انگیزه‌ای دارد؛ اینها با همدیگر متفاوت است، این را نمیفهمند.

مشکل کنونی کشور متأسّفانه به‌خاطر وجود آدمهای بعضاً بی‌خیال و بعضاً سهل‌اندیش [است‌] که البتّه معدودند، اقلّیّتند؛ در مقابل انبوه عظیم جمعیّت انقلابی و آگاه و بصیر کشور چیزی نیستند امّا فعّالند: مینویسند، میگویند، تکرار میکنند؛ تکرار میکنند! دشمن هم به اینها کمک میکند. امروز یک فصل مهمّی از فعّالیّت دشمنان جمهوری اسلامی -که البتّه ما از آنها اطّلاع داریم و حواس ما هست که چه‌کار دارند میکنند- همین است که محاسبات مسئولین را تغییر بدهند و افکار مردم را دست‌کاری بکنند و اینها را در ذهن جوانهای ما [جا بیندازند]؛ چه افکار انقلابی، چه افکار دینی، چه ایده‌هایی که مربوط به مصالح کشور است. آماج اصلی هم جوانها هستند؛ در چنین وضعیّتی، جوانهای کشور خیلی باید بیدار باشند. الحمدلله بیدارند؛ هم دانشگاه‌های ما بیدارند، هم نیروهای مسلّح ما بیدارند و سازمانهای نظامی ما -هم ارتش، هم سپاه، هم بسیج، هم نیروی انتظامی- بحمدالله پای کارند؛ بنده از این جهت هیچ نگرانی‌ای ندارم. خطاب من به شما بچّه‌های انقلاب، جوانهای انقلاب که بحمدالله در یکی از مسائل مهمّ کشور، یعنی امنیّت دریا سهیم و فعّال هستید، این مضمون است که اهمّیّت کار خودتان را امروز بفهمید و بدانید. همان‌طور که در مباهله همه‌ی ایمان در مقابل کفر قرار گرفت، امروز، همه‌ی ایمان در نظام جمهوری اسلامی در مقابل کفر قرار گرفته است؛ و همان‌طور که معنویّت و صفا و اقتدار معنوی پیغمبر اکرم و خانواده‌اش توانست دشمن را از میدان خارج کند، به فضل الهی و به حول‌وقوّه‌ی الهی ملّت ایران با اقتدار خود و با معنویّت خود دشمن را از میدان خارج خواهد کرد.

نقش سپاه پاسداران در دریا نقش مهمّی است، نقش فعّالیّتهای جوانان منطقه‌ی جنوب -استان بوشهر یا بقیّه‌ی استانهای ساحلی- نقش برجسته‌ای است. جوانهای جنوب حقیقتاً امتحان خودشان را داده‌اند و خوب داده‌اند و نشان داده‌اند که میتوانند از حیثیّت کشورشان و انقلابشان و نظامشان به معنای واقعی کلمه دفاع کنند. نقش خانواده‌های محترم و عزیزی که حضور در آن منطقه را پذیرفته‌اند و در آنجا ساکن شده‌اند، نقش بسیار مهمّی است؛ اگر خانواده‌ها با مردان خانواده همراه و همدل نباشند کارها پیش نمیرود. امروز خوشبختانه زنان کشور ما، بانوان کشور ما انگیزه‌هایی دارند بسیار روشن، صمیمی، آگاهانه؛ در همه‌ی دوره‌ی جنگ هم همین‌جور بود. بنده این توفیق را گاهی دارم که با خانواده‌های شهدا بنشینیم، صحبت کنیم؛ غالباً مادرهای شهدا اگر از پدران شهدا، پرانگیزه‌تر و پرشورتر نباشند، کمتر نیستند و در بسیاری از این موارد انگیزه‌ها و بصیرتهایشان بیشتر هم هست. اینها زنان جامعه‌ی ما هستند؛ این خیلی برای کشور ارزش محسوب میشود.

آنچه من عرض میکنم این است که آمادگی‌هایتان را افزایش بدهید؛ هم آمادگیِ علمی را [یعنی‌] در علم و در تحقیقات، هم آمادگی‌های ابزاری را [یعنی‌] ابزارهای جنگی. همین‌طور که سردار فرمانده(۲) اشاره کرد، دشمنان در مقابل ابزارهای به‌میدان‌آمده‌ی سپاه پاسداران به فکر افتادند که راهبردهای جنگی خودشان را تغییر بدهند؛ یعنی حضورِ همراه با ابتکارِ سپاه در دریا موجب شد که آنها ناچار باشند که راهبردهای خودشان را تغییر بدهند. بنابراین ابتکارات شما، ابداعات شما، نوآوری‌های شما در مسئله‌ی ابزارها و نوآوریِ در ابزار به موازات تحرّک دشمن در کار علمی و ابزارسازی و حضور نظامی باید افزایش پیدا کند؛ و میشود؛ نوآوریِ ذهن انسان پایان ندارد. همان‌طور که فرض کنید یک روزی سپاه به این نتیجه رسید که دنبال قایقهای تندرو برود، میتواند که به مسائل جدیدی که فراتر از این باشد، بهتر از این باشد، قوی‌تر از این باشد، فکر کند و به میدان بیاورد. دائم به فکر باشید، دست برتر را داشته باشید؛ ملاک «تُرهِبونَ بِه‌ عَدُوَّ الله»(۳) است. دشمن اگر نترسد، تعرّض میکند؛ اگر نترسد، به خود جرئت میدهد که تجاوز بکند. این هم توصیه‌ی دوّم.

توصیه‌ی سوّم، همکاری است. امروز بحمدالله نیروی دریایی ارتش، با نیروی دریایی ارتش در سالهای اوّل انقلاب از زمین تا آسمان تفاوت کرده است، فرق کرده است. بنده، هم آن نیروی دریایی را با جزئیّات می‌شناختم، هم این نیروی دریایی را می‌شناسم؛ بچّه‌های مؤمن، آماده به کار. همکاری داشته باشید، همدلی داشته باشید، به یکدیگر کمک کنید، از تجربیّات یکدیگر استفاده کنید؛ این هم‌افزایی، کمک خواهد کرد، این ثروت ملّی را افزایش خواهد داد. اینها عرایض ما است به شما.

بدانید که خدای متعال پشتیبان شما است؛ در این هیچ تردید نکنید که «اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکم».(۴) همّت ما باید این باشد که ان تنصروا الله را تأمین کنیم؛ خدا را نصرت کنیم. اگر نیّت ما، عمل ما، حرکت ما تطبیق کند با ان تنصروا الله، دنبالش ینصرکم حتماً وجود دارد؛ وعده‌ی الهی تخلّف‌ناپذیر است. این حرکت را دنبال کنید، این کار را دنبال کنید؛ این جدّیّتها را دنبال کنید؛ آینده مال شما است. دشمنان اسلام و مسلمین، هم در منطقه‌ی غرب آسیا شکست خواهند خورد، هم در مناطق دیگر؛ هم در زمینه‌ی امنیّتی و نظامی شکست خواهند خورد، هم به توفیق الهی در زمینه‌های اقتصادی و در زمینه‌های فرهنگی؛ به شرط اینکه ما کار کنیم. اگر ما پابه‌رکاب باشیم، اگر ما بدرستی و به معنای واقعی کلمه حضور داشته باشیم، پای کار باشیم، قطعاً دشمن شکست خواهد خورد؛ در این هیچ تردیدی وجود ندارد.

از خداوند متعال توفیقات شما را طلب میکنیم، و از خدای متعال میخواهیم که روزبه‌روز ان‌شاءالله بر سعادتمندی شما جوانان عزیز و پیشرفت و اعتلای ملّت ایران بیفزاید؛ و روح مطهّر امام بزرگوار و شهدای عزیز انقلاب و شهدای مجموعه‌ی سپاه و نیروی دریایی سپاه را ان‌شاءالله درجاتشان را عالی کند.

والسّلام علیکم‌ و رحمهالله و برکاته‌

۱) سوره‌ی انفال، بخشی از آیه‌ی ۶۰؛ «و هرچه در توان دارید از نیرو و اسبهای آماده بسیج کنید، تا با این [تدارکات‌]، دشمن خدا و دشمن خودتان را بترسانید …»

۲) [سردار سرتیپ پاسدار علی فدوی فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی]

۳) سوره‌ی انفال، بخشی از آیه‌ی ۶۰؛ «… تا با این [تدارکات‌] دشمن خدا را بترسانید …»

۴) سوره‌ی محمّد، بخشی از آیه‌ی ۷؛ «… اگر خدا را یاری کنید، یاری‌تان میکند …»

تأملی درحدیث غدیر

غدیر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تأملی درحدیث غدیر

نویسنده : قربانعلی علیزاد

غدیر پیوند ناگسستنی بامسئله ولایت دارد.این ویژگی سبب شده است که روز اعلام رسمی ولایت امیرمومنان (صلوات اله علیه) ازسوی نبی مکرم اسلام(صلی الله علیه وآله) راعیدغدیرنام گذاری نموده اند. حادثه ای که در ۱۸ ذی حجه درصحرای غدیراتفاق افتاد حادثه ی بس عظیمی بود که تاریخ علی رغم بدعملی های عده ای نتوانسته است آن رامخفی نمیاید. درک صحیح وواقع بینانه از این واقعه مستلزم وقوف به سخنان رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در روز مذکور است، ازینرو فرازهای از این سخنرانی دراین نوشتار بررسی گردیده است.

راز عظمت روز غدیر

روزغدیرخم به فرمایش نبی اکرم(صلی الله علیه وآله) افضل اعیاد است۰ ایشان فرمودند:«یوم غدیرخم افضل اعیادامتی،وهوالیوم الذی امرنی الله تعالی بنصب اخی علی بن ابی طالب علما لامتی یهتدون به من بعدی»(۱).«روزغدیرخم برترین عید امت من است۰ وآن، روزی است که خداوند تبارک و تعالی مرا فرمان داد تا برادرم علی بن ابی طا لب را به عنوان جانشین خود معرفی کنم که امتم بعد از من به وسیله ی اوهدایت یابند(۲)». ونیز شیخ صدوق رحمه الله از حسن بن راشد روایت کرده است که گفت: به امام صادق (صلوات اله علیه)عرض کردم:«جعلت فداک، للمسلمین عید غیر العیدین؟ قال(صلوات اله علیه)نعم یا حسن،اعظمهاواشرفها،قال:قلت له: و ای یوم هو؟ قال(صلوات اله علیه)یوم نصب امیرالمومنین(صلوات اله علیه)علماللناس(۳) …» فدایت شوم آیا برای مسلمانان غیرازعیدفطروعیدقربان عید دیگری هست؟ فرمودند:آری، عیدی هست که از آن دو عید بالا تر وارزشمندتر است،عرض کردم:آنچه روزی است ؟ امام(علیه السلام) فرمود:روزی که امیرالمومنین(صلوات اله علیه)به خلافت منصوب شد وراهنمای الهی برای مردم گردید. وهمچنین فرات بن احنف از امام صادق (صلوات اله علیه)سوال کرد:آیا برای مسلمانان عیدی برتر از عید فطر وعید قربان وجمعه وروزعرفه هست؟امام(صلوات اله علیه)فرمود:«نعم افضلها واعظمهاواشرفهاعندالله منزله،وهوالذی اکمل الله فیه الدین وانزل علی نبیه محمد(صلی الله علیه وآله):الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتی ورضیت لکم الاسلام دینا وانه الیوم الذی نصب فیه رسول الله علیا للناس علما(۴) »«آری عیدی که منزلت آن نزد خداوند بر تر وبالا تر و ارزشمندترازهمه آن است، وآن روزی است که خداوند در آن، دین راکامل فرمود وبرپیامبرش حضرت محمد(صلی الله علیه وآله) این آیه شریفه را نازل کرد: امروز دین شما را برایتان کامل نمودم ونعمتم را بر شما تمام کردم وراضی شدم که اسلام دین شما باشد ۰وآن روزی است که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) علی (صلوات اله علیه) را به عنوان نشانه هدایت برای مردم نصب کرد»۰ درهر سه روایت امیر المومنین علی(صلوات اله علیه)به(علم)توصیف شده است، به این معنی که امیرحق(صلوات اله علیه)علم ونشانه وشاخص برای مردم است، مردم خودرا به این نشانه مطابقت دهند، اگرتطابق داشت، شیعه وامت پیامبر(صلی الله علیه وآله)است، وبه راه راست هدایت وبه مطلوب نهائی خواهدرسید، واگر تطابق نداشت ودنبال این نشانه نرفت،ازامت پیامر(صلی الله علیه وآله)محسوب نمی گردد وسرانجام به هدف نهائی نخواهدرسید.آنچه درروزغدیرسال دهم هجری اتفاق افتاد،آن قدرمهم وعظیم بود،که آن روز رابرای همیشه عیداکبراسلام قرار داد،وسایر رازش دراین باشد که درآن روزنصب علم هدایت شود،که نایب اصلی خلقت هدایت به خالق است،وهمین مطلب ونکته مارا واداشت که به تحلیل هرچندکوتاه خطبه غدیربپردازم.

آغازسفر

پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) درسال دهم هجری، به قصدانجام دادن اعمال حج، ازمدینه به مکه سفر کرد؛ سفرپیامبر، پیشتربه اطلاع مسلمانان و نواحی مختلف رسیده بود۰ از این رو، جماعت ها وگروه های بسیاری برای اینکه اعمال حج را درحضورپیامبر(صلی الله علیه وآله) انجام دهند، وآداب ومناسک حج را ازخود پیامربیاموزند، به مکه آمدند، وهمراه پیامبر(صلی الله علیه وآله)حج گزاردند۰

پس ازپایان اعمال حج وسخنرانی های چندی که پیامبر(صلی الله علیه وآله)درمکه ایراد کرد، کاروانها عازم بازگشت به مدینه شدند. اکنون نیزجماعت های بسیاری با پیامبربودند، همه آمدند۰ نزدیک ظهر دوشنبه هجدهم ذی حجه، همینکه به صحرای کوهستانی جحفه«منطقۀ غدیرخم» رسیدند، دراین محل، جبریل- فرشتۀ وحی- برپیامبرنازل شد(۶)، واین آیه را براو فروخواند:« یاایهاالرسول بلغ ما انزل الیک من ربک،وان لم تفعل فما بلغت رسالته،والله یعصمک من الناس (۷)».ای فرستادۀ خدا! دستوری که خدابرای توفرستاده است به مردم برسان. اگرنه، تبلیغ رسالت نکرده ای! خداوند خود، تورا ازشرمردم نگاه خواهد داشت۰حضرت مسیرحرکت خودرابه طرف راست راه وبه سمت غدیرتغییردادند وفرمودند:(ایهاالناس،اجیبواداعی الله،انارسول الله(۸))ای مردم، دعوت کنندۀ خدا را اجابت کنید که من پیام آور خدایم۰

این بود که پیامبر(صلی الله علیه وآله) پس ازنزول آیه بالا،درصحرای غدیر درنگ کرد.وپس از ادای نمازظهر دستور داد منبری ازجهاز(پالان)شترساختند؛آنگاه فرمودتا همه آن جمعیت انبوه گردآمدند۰مورخان نوشته اند،که درآنروزصدوبیست هزارتن درپای آن منبرحضورداشتند(۹).

پیامبروامیرالمومنین(علیهماالسلام) برفرازمنبر

مردم ناظر بودند که پیامبر(صلی الله علیه وآله)ازمنبرغدیربالارفتند، وبرفراز آن منبرایستادند؛ سپس امیرالمومنین (صلوات اله علیه) را فرا خواندند، تا بر فراز منبر بر سمت راستش بایستد. قبل از شروع خطبه، امیر المومنین (صلوات اله علیه) برفراز منبر یک پله پایین تر در طرف راست حضرت ایستادند و دست راست پیامبر (صلی الله علیه وآله) بر شانه آن حضرت بود، سپس حضرت پیامبر نگاهی به راست و چپ جمعیت نمودند و منتظر شدند تا مردم کاملاً جمع شوند . زنان در قسمتی از مجلس نشستند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) را به خوبی می دیدند. پس از آماده شدن مردم، پیامر اکرم (صلی الله علیه وآله) سخنرانی تاریخی و آخرین خطابه ی رسمی خود را برای جهانیان آغاز کردند(۱۰).

سخنرانی تاریخی پیامبرعزیزاسلام درروز غدیرخم، در یازده بخش قابل ترسیم است .

۱ ) بنده خدا و تسلیم اویم

حضرت در اولین بخش سخن، به حمد و ثنای الهی پرداختند و صفات، قدرت و رحمت حق تعالی را ذکر نمودند، بعد از آن به بندگی خود در مقابل ذات الهی شهادت دادند و فرمودند: به او، ملائکه اش، کتابهایش و پیامبرانش ایمان می آورم، دستور او را گوش می دهم و اطاعت می نمایم و به آنچه او را راضی می کند مبادرت می ورزم ودر مقابل مقدرات او تسلیم می شوم(۱۱).

۲ ) ابلاغ رسالت الهی

در بخش دوم، سخن را متوجه مطلب اصلی نمودند و تصریح کردند که باید فرمان مهمی درباره علی بن ابیطالب ابلاغ کنم، و اگر این پیام را نرسانم رسالت الهی را نرسانده ام وترس از عذاب او دارم. این بخش ازسخنان پیامبر(صلی الله علیه وآله)به سه مطلب مهم اشاره دارد.

(۱) رسول خدا(صلی الله علیه وآله)ابلاغ ولایت رامستند به دستورخداوندمی سازد، ومی فرماید: خداوند به من چنین وحی کرده است :

«یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِن رَبِّکَ وَإِن لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ (۱۲)»

(۲) ولایت امیرالمومنین(صلوات اله علیه)رابه ولایت هارون ازموسی تشبیه می سازد، ومی فرماید: جبرئیل سه مرتبه بر من نازل شد و مرا مأمور کرد که در این اجتماع بپا خیزم و بر هر سفید وسیاهی اعلام کنم که«أَنَّ عَلِیَّ بْنَ أَبی طالِبٍ أَخی وَوَصِیّی وَخَلیفَتی وَالْإِمامُ مِنْ بَعْدی، الَّذی مَحَلُّهُ مِنّی مَحَلُّ هارُونَ مِنْ مُوسى إِلاَّ أَنَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدی وَهُوَ وَلِیُّکُمْ بَعْدَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ(۱۳)». علی بن ابیطالب برادر من و وصی من و جانشین من بر امتم و امام بعد از من است ، نسبت او به من همانند نسبت هارون به موسی است جز اینکه پیامبری بعد از من نیست. و او صاحب اختیار شما بعد از خدا و رسولش است.(۳) ولایت امیرحق(صلوات اله علیه)راباآیه شریفه ی۵۵ سوره مائده تتمیم می سازد،ومی فرماید: خداوند در این مورد آیه ای از کتابش بر من نازل کرده است :« إنَّما وَلیُّکُمُ اللهُ وَ رَسولُهُ وَالَّذینَ امَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلوهَ وَ یُؤتُونَ الزَّکوهَ وَ هُم راکِعونَ» (۱۴)« صاحب اختیارشما خدا و رسولش هستند وکسانی که ایمان آورده و نماز را بپا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند ».و علی بن ابیطالب است که نماز را بپا داشته و در حال رکوع زکات داده و در هر حال خداوند عزوجل را قصد می کند. خداوند از من راضی نمی شود مگر آنچه در حق علی بر من نازل کرده ابلاغ نمایم .

۳ ) دوازده امام (علیهم السلام) تا آخر دنیا

در سومین بخش، امامت ۱۲ امام بعداز خود را تا آخرین روز دنیا اعلام فرمودند تا همه طمع ها یکباره قطع شوند برای درک عمیق از اهمیت مسئله فرمودند : ای مردم، این آخرین باری است که در چنین اجتماعی به پا می ایستم . پس بشنوید و اطاعت کنید و در مقابل امر خداوند پروردگارتان سر تسلیم فرود آورید .از نکاتی مهم دراین فراز از سخنرانی حضرت، می توان به امورذیل اشاره کرد:

(۱) عمومیت ولایت آنان بر همه ی انسانها ودر طول زمانها و در همه مکانها و نفوذ کلماتشان در جمیع امور بود،که دراین صورت اعلام فرمودند: خداوند عزوجل صاحب اختیار شما و معبود شما است، بعد از خدواند و رسولش و پیامبرش که شما را مخاطب قرار داده، و بعد از من علی صاحب اختیار شما و امام شما به امر خداوند است. (۲) امامت در نسل من از فرزندان اوست تا روزی که خدا و رسولش را ملاقات خواهید کرد.(۳) نیابت ائمه علیهم السلام از خدا و رسولش در حلال و حرام و جمیع امور دنیاوآخرت از نکات بسیار مهم خطبه بود . که آن را با کلماتی دقیق بیان فرمودند:«حلال نیست مگر آنکه خدا و رسولش و آنان (امامان) حلال کرده باشند، و حرامی نیست مگر آنچه خداورسولش وآنان(امامان) بر شما حرام کرده باشند. خداوندعزوجل حلال و حرام را به من شناسانده است، و آنچه پروردگارم از حلال و حرامش به من آموخته به او سپرده ام».(۴) پس از بیان این همه عظمت، مردم را از مخالفت بر حذر داشتند و فرمودند ای مردم، او از طرف خداوند امام است و هر کس ولایت او را انکار کند خداوند هرگز توبه اش را نمی پذیرد و او را نمی بخشد. ای مردم، به خدا قسم پیامبران و رسولان پیشین به من بشارت داده اند،و به خدا قسم من خاتم پیامبران و مرسلین و حجت بر همه مخلوقین از اهل آسمانها و زمین ها هستم. هر کس در این مطالب شک کند، مانند کفر جاهلیت کافر شده است . و هر کس در چیزی از این گفتار من شک کند در همه آنچه برمن نازل شده شک کرده است، و هر کس در یکی از امامان شک کند بر همه امامان شک کرده است، و شک کننده در باره ما در آتش است. بدانید که جبریل از جانب خداوند این خبر را برای من آورده است و می گوید:« هر کس باعلی دشمنی کند وولایت او را نپذیرد لعنت وغضب من براوباد (۱۵) ». در اینجا حضرت می خواستند حساس ترین قسمت سخنرانی راکه برنامه ای عملی نیز همراه داشت بیان کنند. لذا برای آمادگی مردم فرمودند به خدا قسم، باطن قرآن را برای شما بیان نمی کند و تفسیرش را برایتان روشن نمی کند مگر این شخصی که من دست او را می گیرم و اورا به سوی خود بالا می برم وبازوی او را می گیرم و با دو دستم اورا بلند می کنم و به شما می فهمانم که : هر کس من صاحب اختیار اویم این علی صاحب اختیار اوست، واو (علی بن ابیطالب) برادر و جانشین من است و ولایت او از جانب خداوند عزوجل است که بر من نازل کرده است.سپس تصویر زیبایی از ارتباط دو رکن اعظم اسلام ارائه نمودند و فرمودند: ای مردم، علی و پاکان از فرزندانم از نسل او ثقل اصغرند و قرآن ثقل اکبر است. هریک از این دو از دیگری خبر می هد وبا آن موافق است. آنها از یکدیگر جدا نمی شوند تا بر سر حوض کوثر بر من وارد شوند. بدانید که آنان امین های خداوند بین مردم و حاکمان او بر زمین هستند .دراین مرحله با قاطعیتی تمام هر گونه تعرض به مقام صاحب غدیر را حرام شمردند وفرمودند. بدانید امیر المومنین جزاین برادرم نیست بدانید که«امیر المومنین» بودن بعداز من برای احدی جز اوحلال نیست.

۴ تصریح رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به خلافت وامامت امیرالمومنین (صلوات اله علیه)

در بخش چهارم خطبه، پیامبر پس از مقدمه چینی هایی قبل و ذکر مقام خلافت و ولایت امیر المومنین(صلوات اله علیه)،برای آنکه تا آخر روزگار راه هر گونه شک و شبه بسته باشد و در این راه تلاشی در نطفه خنثی شود،آنچه به طور لسانی فرموده بودند به صورت عملی انجام دادند. ابتدا به امیر المومنین(صلوات اله علیه) که برفرازمنیرکنارشان استاده بودند، فرمودند: «نزدیکتربیا».آن حضرت نزدیکترآمدندو پیامبر(صلی الله علیه وآله) ازپشت سر،دو بازوی او را گرفتند. دراین هنگام امیر المومنین (صلوات اله علیه)دست خود را باز کردند تا دستهای هر دو به سوی آسمان قرار گرفت. در این حال پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمودند:« مَن کنت مولاه فهذا علی مولاه، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله(۱۶)».هرکس من نسبت به او از خودش صاحب اختیار تر بوده ام این علی هم نسبت به او صاحب اختیارتر است. خدایا دوست بدار هرکسی علی را دوست بدارد، و دشمن بدار، هر کس او را دشمن بدارد، ویاری کن هر کس او را یاری کند، و خوار کن هر کس اوراخوارکند.توجه داشته باشیم که «مولا» و «وال» هردوازیک ریشه اند(ول ی) چطورمی شود دریک کلام بهم پیوسته یکی به معنی صاحب اختیارمی آیدودیگری به معنی دوستی؟درجمله اول که(من کنت مولاه فهذاعلی مولاه)است، نمی تواند(مولاه)به معنی دوستی باشد، چون قرینه حالیه دلالت می کندبراینکه(مولا)دراین جمله به معنی صاحب اختیاراست، یعنی امکان نداردکه حضرت پیامبر(صلی الله علیه وآله)درآن صحرای داغ انبوه جمعیت رامتوقف کندوآن همه زمینه سازی که قبلاکرده بود، بیاید حضرت علی(صلوات اله علیه)رابعنوان دوست خودمعرفی کند، عقل هم این رانمی پذیرد. امادرجمله دوم(وال من والاه وعاد من عاداه)اینجا(وال) به معنی دوستی است، چون قرینه لفظیه که(عاد من عاداه)باشد براین مطلب دلالت می کند.دراین قسمت ازخطبه، نزول وحی درباره کمال دین با ولایت امیرالمومنین(صلوات اله علیه)رااعلام نمودندوفرمودند:پروردگارا، توهنگامی روشن شدن این مطلب ومنصوب نمودن علی دراین روز، این آیه را درباره او نازل کردی:

«الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا(۱۷) »

« امروز دین شما را برایتان کامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را به عنوان دین شما راضی شدم »

«وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلاَمِ دِیناً فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الآخِرَهِ مِنَ الْخَاسِرِینَ (۱۸)»

«هر کس دینی غیر اسلام انتخاب کند هرگز از او قبول نمی شود ودر آخرت از زیان کاران خواهد بود »

پروردگارا تو شاهدی که من ابلاغ نمودم .

۵ کمال دین

در بخش پنجم حضرت صریحآً فرمودند:« ای مردم، خداوند دین شما را باامامت اوکامل نمود.پس هر کس اقتدا نکند به او و به کسانی که جانشین او از فرزندان من واز نسل او هستند تا روز قیامت و روز رفتن به پیشگاه خدای عزوجل، چنین کسانی اعمالشان در دنیاوآخرت از بین رفته ودرآتش دائمی خواهند بود(۱۹)». اگرهمه به این سفارشهای نبی مکرم اسلام(صلی الله علیه وآله) وموارد مکرردیگری (که رسول خدا(صلی الله علیه وآله)،حضرت علی(صلوات اله علیه) راپیشوامعرفی فرموده بود)عمل کرده بودند،اسلام جهانگیر می شد، ودین خدا بشریت رابه راه می آورد، وعدالت ودادگری،آفاق تاآفاق گیتی رامی گرفت.

۶ هشداربه متمردین

مرحله ششم از سخنان پیامبر(صلی الله علیه وآله)جنبه غضب الهی را نمودار کرد . حضرت با تلاوت آیات عذاب و لعن از قرآن کریم فرمودند:(منظور از این آیات عده ای از اصحاب من هستند که مأمور به چشم پوشی از آنها هستم، ولی بدانندکه خداوندمارا بر معاندین و مخالفین وخائنین ومقصرین حجت قرار داده است وچشم پوشی از آنان در دنیا مانع از عذاب آخرت نیست).

دراین مرحله به خلقت نورانی خود و اهل بیت اشاره کردند و فرمودند: ای مردم، نوراز جانب خداوند عزوجل در من نهاده شده و سپس در علی بن ابیطالب و بعددرنسل او تا مهدی قائم،که حق خداوند و هر حقی که برای ما باشد می گیرد. سپس به امامان گمراهی که مردم را به جهنم می کشانند اشاره کرده فرمودند: ای مردم، بعد ازمن امامانی خواهند بود که به آتش دعوت می کنند و روز قیامت کمک نمی شوند. ای مردم خداوند و من از آنان بیزار هستیم. ای مردم، آنان و یارانشان و تابعین شان و پیروانشان در پایین ترین درجه آتش اند و چه بد است جایی متکبران ! سپس اشاره ای رمزی به ماجرای سقیفه نمودند که نطفه آن توسط منافقان در حجه الوداع با امضا ی صحیفه ملعونه(۲۰) در مکه منعقد شده بود، و فرمودند: «بدانیدکه آنان اصحاب صحیفه هستند، پس هر یک از شما در صحیفه خود نظر کنید ». وقتی پیامبر (صلی الله علیه وآله) نام «اصحاب صحیفه» را آورد اکثر مردم منظور حضرت را نفهمیدند برایشان سؤال انگیز شد ، و فقط مجریان سقیفه و عده کمی که توسط آن حضرت از ماجرا مطلع بودند، مقصود حضرت را فهمیدند. احساس رساندن آن پیام بزرگ توسط بزرگ پیامبران، سنگینی آنرا ازدوش حضرت برداشته بود.این بود که کلمات حاکی از این رضایت قلبی بر لسان مبارک آن حضرت جاری شد و فرمودند: من رسانیدم آنچه مأمور به ابلاغش بودم، تا حجت باشد بر حاضر و غائب، و بر همه کسانی که حضور دارند یا ندارند، به دنیا آمده اند یا نیا مده اند، پس حاضران به غایبان، و پدران به فرزندان تا روز قیامت برسانند. در اینجاباصراحت بیشتری درباره سقیفه فرمودند « به زودی امامت را بعد ازمن به عنوان پاداشاهی و با ظلم و زور می گیرند. خداوند غاصبین و تعدی کنندگان را لعنت کند».

۷ ) ولایت و محبت اهل بیت ( علیهم السلام )

در بخش هفتم، حضرت تکیه سخن را بر اثرات ولایت و محبت اهل بیت (علیهم السلام) قرار دادند و سوره حمد را – که همه روزه تمام مسلمانان آن را می خوانند – قرائت کرد ند و فرمودند: « این سوره درباره من نازل شده، و به خدا قسم درباره ایشان(امامان) نازل شده است.بطور عموم شامل آنهاست و بطور خاص درباره آنان است ». وبیان کرده اند که اصحاب صراط مستقیم در سوره حمد شیعیان اهلبیت (علیهم السلام) هستند. سپس آیاتی از قرآن درباره اهل بهشت تلاوت فرمودند و آنها را به شیعیان و پیروانی آل محمد تفسیر فرمودند.آیاتی هم درباره اهل جنهم تلاوت کردند که آنها را به دشمان آل محمد معنی کردند. از جمله فرمودند: بدانید که دوستان ایشان کسانی اند که با سلامتی و در حالی امن وارد بهشت می شوند،وملائکه باسلام به ملاقات آنان می آیندومی گویند: «السلام علیکم، طبتم، فادخلوهاخالدین(۲۱) » «سلام بر شما، پاکیزه شدید، پس برای همیشه داخل بهشت شوید».

۸ ) بشارت به ظهورمهدی(عجل الله فرجه)

دربخش هشتم مطالب اساسی درباره حضرت بقیه الله اعظم حجت ابن الحسن المهدی(ارواهنا فداه) فرمودند و مفصلاً اوصاف و شئون خاصی حضرت را مطرح کردند وآینده ای پر از عدل و داد(۲۲) به دست امام زمان( عج) را به جهانیان مژده دادند.

وفرمودند:بدانید که آخرین امامان، مهدی قائم از ماست. اوست غالب بر ادیان، اوست انتقام گیرندۀ از ظالمین، اوست فاتحی قلعه ها و منهدم کننده آنها، اوست غالب بر هر قبیله ای از اهل شرک و هدایت کننده آنان. بدانید که اوست گیرنده انتقام هر خونی از اولیاء خدا. اوست یاری دهنده دین خدا. اوست که بعنوان حجت باقی می ماند و بعد از او حجتی نیست.بدانید او کسی است که غالبی بر او نیست. ولی خدا بر زمین و حکم کننده او بین خلقش وامین او بر نهان وآشکارش است.

۹) پیمان وفاداری با غدیر

در بخش نهم مسئله بیعت را مطرح کردند و ارزش و پشتوانه آنرا چنین بیان فرمودند: بدانید که من بعد از پایان خطابه ام شما را به دست دادن با من و بعنوان بیعت با او واقرار به او، و بعد از من به دست دادن با خود او فرا می خوانم. بدانید که من با خدا بیعت کرده ام و علی بامن بیعت کرده است، ومن از جانب خداوند برای او از شما بیعت می گیرم.دراین باره به قرآن استناد کردند و فرمودند:خداوند می فرماید:

إِنَّ الَّذِینَ یُبَایِعُونَکَ إِنَّمَا یُبَایِعُونَ اللَّهَ یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ فَمَن نَکَثَ فَإِنَّمَا یَنکُثُ عَلَى‏ نَفْسِهِ وَمَن أَوْفَى‏ بِمَا عَاهَدَ عَلَیْهُ اللَّهَ فَسَیُؤْتِیهِ أَجْراً عَظِیماً (۲۳) .کسانی که با تو بیعت می کنند در واقع با خدا بیعت می کنند، دست خداوند بر روی دست آنان است. پس هر کس بیعت را بشکند این شکستن بر ضررخوداوست، وهر کس به آنچه با خدا عهد بسته وفادار باشد خداوند به اواجرعظیمی عنایت خواهد کرد.

۱۰) احکام الهی جاویدانه است

در دهمین بخش،حضرت درباره احکام الهی سخن گفتند،که مقصود بیان چند پایه مهم عقیدتی بود. یکی پیش بینی آینده ای مسلمین درمشکلات که فرمودند: اگرزمانی طویلی بر شماگذشت وکوتاهی نمودید یا فراموش کردید، علی صاحب اختیار شما است وبرای شما بیان می کند. خداوند عزوجل او را بعد از من به عنوان امین برخلقش منصوب نموده است. سپس مسئله ای ثابت بودن احکام الهی تا ابد را باعباراتی بلند بیان فرموده اند: ای مردم،هرحلالی که شمارابدان راهنمایی کردم وهرحرامی که شمارا ازآن نهی نمودم، هرگزازآنها برنگشته ام وتغییر نداده ام. این مطلب را به یادداشته باشیدوآن راحفظ کنیدو به یکدیگر سفارش کنید، وآن را تبدیل نکنیدو تغییر ندهید. نکته دیگر مسائل جدیدی بود که درآینده برای مسلمانان پیش می آمدکه دراین باره فرمودند: مأمورم که از شما بیعت بگیرم و با شمادست بدهم براینکه قبول کنیدآنچه ازطرف خداوندعزوجل درباره امیر المومنین علی و جانشینان بعد ازاوآورده ام که آنان از نسل من و اویند، (وآن موضوع )امامتی است که فقط در آنها بپا خواهد بود، وآخرایشان مهدی است تا روزی که خدایی مدبر قضا و قدر را ملاقات کند. دیگرآنکه بالاترین امربه معروف و نهی از منکر را تبلیغ پیام غدیراعلام کردندوفرمودند: بدانید بالاترین امر به معروف آن است که سخن مرا بفهمید و آنرا به کسانی که حاضر نیستند برسانیدواو را از طرف من بقبولش امر واز مخالفتش نهی نمایید، چراکه این دستوری از جانب خداوند عزوجل واز نزد من است، وهیچ امر به معروف و نهی از منکری نمی شود مگر با امام معصوم.

۱۱ ) بادوازده امام(علیهم السلام) بیعت کنید!

در آخرین مرحله ای خطابه، بیعت لسانی انجام شد.حضرت، خطاب به حاضرین فرمودند: پس همگی چنین بگویید: «ما شنیدیم واطاعت می کنیم وراضی هستیم وسر تسلیم فرود می آوریم درباره آنچه از جانب پرودگارما و خودت برما رساندی، درباره امر امامت امام ما علی امیر المومنین وامامانی که ازصلب اوبه دنیامی آیند. براین مطلب باقلبهای مان وبا جانمان وبازبانمان وبادستانمان با تو بیعت می کنیم. بر این عقیده زنده ایم و باآن می میریم(وروزقیامت)باآن محشور می شویم. تغییر نخواهیم داد و تبدیل نمی کنیم و شک نمی کنیم و انکار نمی نمایم و تردید به دل راه نمی دهیم و از این قول برنمی گردیم و پیمان را نمی شکنیم. تو مارا به موعظه ای الهی نصیحت نمودی درباره علی امیر المومنین و امامانی که گفتی بعد از او از نسل تو و فرزندان اویند، یعنی حسن و حسین وآنانی که خداوند بعد از آن دومنصوب نموده است ». کلمات نهایی پیامبر دعا برای اقرار کنندگان به سخنانش و نفرین بر منکرین اوامر آن حضرت بود، و با حمد خداوند خطابه حضرت به پایان رسید.

تبریک وتهنیت غدیرو ولایت

پس ازاتمام خطبه، صدای مردم بلندشدکه: «آری، شنیدیم وطبق فرمان خداورسول باقلب وجان وزبان ودستمان اطاعت می کنیم». بعدبسوی پیامبروامیرالمومنین ازدحام کردندوبرای بیعت سبقت می گرفتند و باایشان دست بیعت می دادند. این ابرازاحساسات وفریادهای شفعی که ازجمعیت برمی خواست، شکوه وابهت بی مانندی به آن اجتماع بزرگ می بخشید.دراین حال پیامبر(صلی الله علیه وآله)می فرمود:«الحمدلله الذی فضلنا علی جمیع العالممین».ونیزپیامبر(صلی الله علیه وآله)به منادی خوددستوردادند تابین مردم گردش کندو این خلاصه غدیررا تکرارکند: « مَن کنت مولاه فهذا علی مولاه، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله»(۲۴)،تاغدیربعنوان تابلوی ابدی ولایت بردلهانقش ببندد. همه آمدند باپیامبر(صلی الله علیه وآله)وامیرالمومنین علی(صلوات اله علیه)دست بیعت دادند وبه امیرالمومنین تبریک وتهنیت گفتند. ولی ابوبکروعمرباوجودکه بیعت کرده بودند، به پیامبرعزیزاسلام می گفتند: آیااین امرازطرف خداونداست یاازطرف رسولش(یعنی: ازجانب خود می گویی)؟حضرت فرمودند: ازطرف خداورسولش است، آیاچنین مسئله بزرگی بدون امرخداوند می شود؟ ونیزفرمود: «آری حق است ازطرف خداورسولش که علی امیر المومنین است(۲۵)».

نتیجه:

ازسخنان زیبای پیامبرخدا(صلی الله علیه وآله)درروزغدیرخم، به این نتیجه می رسیم که هیچ جای شک وشبه دررابطه با خلافت وجانشینی پیامر(صلی الله علیه وآله)بعداز خودش باقی نمانده است، وامیرمومنان حضرت علی (صلوات اله علیه)خلیفه وجانشین برحق پیامبر(صلی الله علیه وآله)، ولی امروصاحب اختیار، امام وپیشوا ورهبرامت است. وبعدازاو یازده امام معصوم(علیهم السلام)که ازنسل وفرزندان اوست، امامت ورهبری جامعه اسلامی رابه عهده خواهدداشت. وبرماست که از پیامبروامامان مان پیروی کنیم، وحادثه غدیررابه مردم بشناسانیم، وپیام آنرابه فردا هابرسانیم وازسنگرغدیرسقیفه رانشانه رویم، تاپرچم ولایت رابربلندای تاریخ برفرازداریم ولبخندرضایت برلبان مبارک صاحب غدیربنشانیم .

پی‌نوشت ها :

۱ . بحارالانوار،ج۳۷،ص۱۰۹.

۲ . هدایت عبارتست ازدلالت ونشان دادن هدف،بوسیله نشان دادن راه، واین خود یک نحوایصال ورساندن بمطلوب وهدف است.وسنت خدای متعال براین جریان یافته که اموررا ازمجرای اسباب به جریان اندازد،ودرمسئله هدایت هم وسیله ای فراهم می کند، تامطلوب وهدف برای هرکه اوبخواهد روشن گشته،و بنده اش درمسیرزندگی به هدف نهائی برسد. این وسیله،امیر به حق، حضرت علی(صلوات اله علیه)ویازده فرزنداوست که بنده گان خدا رادرمسیرزندگی به هدف اصلی ونهائی می رساند.(ترجمه تفسیرالمیزان:ج۱،ص۵۶)

۳ . ثواب الاعمال،ص۱۷۰و۱۷۱

۴ . بحارانوار،ج۳۷،ص۱۷۰.

۵ . اصول کافی: ج ۱،ص ۳۲۰و۳۲۱

  1. الغدیر:ج۱ص۹،۱۰. بحارالانوار:ج،۲ص ۳۶۰،تا۳۹۰،

۷ . مرآهالعقول:ج۳،ص۲۱۶

۸ . الغدیر:ج۱،ص۱۲

۹ . الغدیر:ج۱،ص۱۰و۱۱.فروغ ابدیت:ص۹۳۷

۱۰ .الغدیر:ج۱،ص۱۲.بحارالانوار:ج۲۱،ص۳۸۷،ج۳۷،ص۲۰۹.اثبات الهداه:ج۲،ص۲۸۲

واحقاق الحق:ج۲۱ص،۵۳ و۵۷.

۱۱ . اولین بخش خطبه غدیر

۱۲ . سوره مائده آیه ۶۷

  1. خطبه غدیر

۱۴ . سوره مائده آیه ۵۵

۱۵ . خطبه غدیر. و مرآهالعقول ج۳ ،ص ۲۱۸

۱۶ . خطبه غدیر. و مرآهالعقول: ج۳،ص۲۱۹

۱۷ . سوره مائده آیه ۳

۱۸ . سوره آل عمران آیه ۸۵۳

۱۹ . خطبه غدیر

۲۰ . مرادازصحیفه ملعونه:اون طوماراست که منافقین پس ازانجام حج وشنیدن سخنان رسولخدا(صلی الله علیه وآله)درغدیرخم نوشتندوپیمان بستندکه اگرپیامبرخدا(صلی الله علیه وآله)ازدنیارفت هرگزنگذارندخلافت به علی بن ابیطالب(صلوات اله علیه)منتقل شود.سپس آن نامه رامهرکردندوطبق آنچه درکتاب سلیم بن قیس آمده به دست ابی عبیده جراح سپردند تاآنرادرکعبه بکذارد.(راوی خطبه میگوید:)بیشترمردم معنای صحیفه وماجرای آنرانفهمیدند.

۲۱ . خطبه غدیر

۲۲ . ونریدان نمن علی الذین استضعفوافی الارض ونجعلهم ائمه ونجعلهم الوارثین(قصص:۶).

امیرمومنان(صلوات اله علیه)می فرماید:پیامراسلام(صلی الله علیه وآله)فرمود:عمرجهان به پایان نمی رسدمگرآنکه مردازنسل حسین امورامت مرادردست میگیردودنیاراپرازعدل میکندهمچنانکه پرازظلم شده است.(دلائل الامامه،۲۴۰)

۲۳ . سوره فتح آیه ۱۰

۲۴ . خطبه غدیر . بحارالانوار: ج۲۱،ص۳۸۷. امالی شیخ صدوق: ص۵۷. بحارالانوار : ج۲۸،ص۹۰

۲۵ . الغدیر: ج۱،ص۵۸، ۲۷۱، ۲۷۴.

منابع ومأخذ

۱ – بحارالالنوار، ا لشیخ محمدبا قرا لمجلیسی(ره)، ا لطبعۀ الاولی، ببیروت- لبنان

۲- ترجمه تفسیرالمیزان، ازعلامه سید محمد حسین طباطبای ، مترجم: سیدباقرموسوی همدانی، دفترانتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزۀعلمیه قم، چاپ بیست یکم.

۳- ثواب الاعمال، شیخ صدوق، مترجم: علی اکبرغفاری، تاریخ انتشار زمستان ۱۳۶۶ چاپ دوم.

۴– اصول کافی، ثقۀ الاسلام کلینی، دفترنشر، فرهنگ اهل بیت(علیهم السلام)، تهران.

۵ – الغدیر، علامه امینی، الناشر، دارالکتاب العربی، الطبعۀ الخامسۀ، بیروت – لبنان.

۶ – مرآۀالعقول، علامه محمدتقی مجلیسی، الناشر، دارالکتب الاسلامیه، الطبعۀ الخامسۀ، تهران

۷ – فروغ ابدیت، آیۀ الله جعفرصبحانی، ناشر، موئسسه بوستان کتاب، (دفترتبلیغات اسلامی حوزۀ علمیه قم) چاپ بیست ویکم، ۱۳۸۵

۸– اثبات الهداۀ، شیخ المحدثین الحرالعاملی، منشورات، موئسسۀ الاعلمی للمطبوعات، الطبعۀ الاولی، بیروت- لبنان.

۹ – احقاق الحق، الشیخ القاضی نورالله الشوشتری، الطبعۀ الاولی، مطبعۀ الخیام- قم.

۱۰ – دلائل الامامۀ، محمد بن جریر بن رستم طبری، منشورات الراضی، الطبعۀ الثالثه، قم.

۱۱ – امالی شیخ صدوق، للشیخ الجلیل الاقدم ابی جعفرمحمد بن علی بن الحسین ابن با بویه القمی، منشورات موئسسۀ الاعلمی للمطبوعات، الطبعۀ الخامسۀ،بیروت- لبنان.

ثبت نام در نوزدهمین مراسم ازدواج دانشجویی

ازدواج-دانشجویی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوزدهمین مراسم ازدواج دانشجویی

سال تحصیلی ۹۵-۹۴

شرایط و ضوابط ثبت نام :

  1. زمان آغاز ثبت نام برای زوج های دانشجو از تاریخ ۹۴/۷/۱۱ الی ۹۴/۷/۳۰ به مدت ۲۰ روز خواهد بود.
  2. تاریخ عقد مجاز برای ثبت نام از مورخه ۹۳/۷/۱ الی۹۴/۷/۱ می باشد.
  3. در مواردی که هر دو زوج دانشجو هستند فقط یکی از آنها به عنوان داوطلب اصلی اقدام به ثبت نام نمایند.
  4. دانشجویان پس از ثبت نام، مدارک لازم را جهت تایید به دفتر نهاد دانشگاه یا دفتر استانی مربوطه ارائه نمایند.
  5. ویرایش اطلاعات ثبت نام شده توسط خود داوطلب تنها تا قبل از تایید رابط ازدواج امکان پذیر می باشد.
  6. به دانشجویانی که امسال در ازدواج دانشجویی ثبت نام می نمایند سه بسته آموزشی به شرح ذیل ارائه خواهد شد :

بسته آموزشی شماره ۱ ( قبل از اعزام به سفر و از طریق مرکز آموزش مجازی نهاد ارائه می گردد )

بسته آموزشی شماره ۲ ( در زمان حضور در سفر در قالب کارگاه های آموزشی و به صورت حضوری ارائه می گردد )

بسته آموزشی شماره ۳ ( بعد از پایان سفر و از طریق مرکز آموزش مجازی نهاد ارائه می گردد )

شایان ذکر است، به داوطلبینی که از بسته های آموزش مجازی استفاده و در آزمون نهایی آن شرکت نمایند، به قید قرعه جوایز ارزنده ای از قبیل کمک هزینه سفرهای زیارتی، دستگاه تبلت و…. اهدا خواهد شد.

  1. جهت ثبت نام ازدواج دانشجویی اینجا راکلیک کنید.

ازدواج حضرت زهرا(ع) الگوی جوان امروز

42578857268652018627

ازدواج حضرت زهرا(ع) الگوی جوان امروز

چکیده

ازدواج، استحکام و قوام شخصیتی زن و مرد و در عین حال، ارتقای روحی، معنوی و آرامش روانی فرد را به دنبال دارد. همچنین موجب بهداشت روحی و روانی یک جامعه و حاکمیت عفاف و حس مسئولیت پذیری می گردد. امروز، با توجه به حاکمیت زندگی مدرن و ماشینی، بیش از هر زمان دیگری ضرورت آسان کردن این سنت بین جوانان احساس می شود. الگو برداری از سیره حضرت زهرا (ع)، بهترین طریق حصول به این امر می باشد که نوشتار حاضر، آن را مورد بحث قرار داده است.

کلید واژه ها: حضرت زهرا(ع)، ازدواج، همسر، تحکیم خانواده، الگو.

مقدمه

نیاز به زندگی اجتماعی و تشکیل خانواده، نیازی فطری است و تطابق نیازهای درونی وامکانات بیرونی، این امکان را فراهم آورده تا انسان ها با روی آوردن به ازدواج، به این میل باطنی و خواسته طبیعی خویش پاسخ دهند. تعلیمات دینی، از جمله آیات قرآن، در تبیین فلسفه ازدواج به همین اصل توجه داشته و پیوند زناشویی را که از زیباترین لحظات زندگی زنان و مردان است، از آیات الهی و منشأ آرامش و آسایش برشمرده اند. از سوی دیگر، دغدغه بشر امروز رسیدن به کمال است؛ ایستادن بر فراز قله خوشبختی، یافتن تکیه گاهی در حوادث و خطرات و به سلامتی گذشتن از طوفان های سهمگین زندگی و سختی های روزگار. پس این دغدغه ها منحصر به زمان و مکان خاصی نبوده و نیست؛ از این رو، اگر مکتب و آیینی توانسته باشد به خوبی به این دغدغه ها بپردازد و جواب آنها را بدهد، می تواند به عنوان مکتبی پاسخگو مورد توجه قرار گیرد. به اعتقاد ما، دین اسلام به خوبی این دغدغه ها را درک کرده است؛ چرا که مسائل انسان شناسی آن مرتبط به وحی بوده و همو که انسان را آفریده، راه نجات را به او می آموزد و راه حل های علمی و مؤثری برای سعادت و کمال و خوشبختی ارائه کرده است. تجسم و تبلور علمی این اموزه ها در زندگی انسان های نمونه به طور کامل به نمایش در آمده است و حیات درخشان این چهره های ماندگاربشری دلیل واضحی است بر ممکن بودن و عملی بودن این آموزه ها و دست یافتن به جزیره ثباتی که همواره بشر به دنبال آن بوده است.

یکی از درخشان ترین چهره های موفق و الگوی کمال انسانی، حضرت فاطمه(ع) دختر گرامی پیامبر اکرم(ص) می باشد. عرصه های مختلف زندگی کوتاه، اما درخشان این شخصیت نیازمند ساعت ها مطالعه و تحقیق و بررسی است؛ زندگی پر باری که ثمرات آن برای همیشه تاریخ به یادگار مانده و وجدان های بیدار و اذهان پر تلاطم را به خود فرا می خواند تا به فراخور درک خویش بتوانند راهی به رهایی یابند و سعادت و خوشبختی ابدی را به دست آورند. فاطمه زهرا، به گواهی دوران درخشان زندگی پر برکت ایشان، از جمله معدود افرادی است که توانسته در فضای ظلمت آلود عصر جاهلیت، در کمال آزادگی، اسلام را به عنوان آیین نجات بخش بپذیرد و مراحل تکامل را به نهایت برساند و به مقام کمال انسانی دست یابد. چرا این گونه نباشد در دانه ای که در بیت نبوت رشد کرده است؛ کسی که مادرش اولین بانوی مسلمان است که در راه نشر این آیین الهی و مترقی، هر آنچه اندوخته مادی داشت در اختیار

معلم آسمانی اش قرار داد. او درخشان بانویی است که می تواند الگوی فرزانگان عالم باشد و از مطالعه و بررسی احوال و آثار وجودی آن حضرت، می توان به راه های سعادت و کمال دست یافت.

بی شک، مطالعه دقیق و عالمانه در حیات سراسر درخشان فاطمه زهرا(ع) می تواند درهای بسته بسیاری را برای مشتاقان کسب معرفت و کمال بگشاید و برای جویندگان آرامش و خوشبختی، بهترین نسخه های عملی را به ارمغان آورد و سرگشتگان وادی حیرت را به سر منزل امن و ایمن رهنمون باشد، گرچه قرن ها از آن دوران گذشته است و دختران و زنان در قرن بیست و یکم با شرایط جدید اجتماعی مواجهند و شاید به نظرشان بسیاری از این دغدغه ها از مسائل خاص عصر مدرن است و با جستن و کاویدن در گذشته، نمی توان گرهی از مشکلات عصر مدرن و پست مدرن گشود!

بحث از حضرت فاطمه زهرا(ع) بحث درباره زنی است که نقش های متعددی را در زندگی ایفا کرده و با اینکه عمری محدود وکوتاه داشت و دوران زندگی اش بسیار اندک بود، ولی تاریخ حیاتش به گونه ای است که هر ورقی از آن برای ما و آیندگان درس زندگی است. آن بزرگوار تنها به عصر خود تعلق نداشت، بلکه الگویی جاویدان برای همه عصرهاست.

بحث درباره حضرت زهرا و معرفی زندگی اش برای همگان راه گشاست؛ زیرا در عصر ما گسیختگی عقاید و ایدئولوژی هاست، برای به دست آوردن هدف روشن و جهت زندگی، عده ای مات و مبهوتند. در چنین شرایطی، چه بهتر که راه فاطمه، که مورد تأیید دوست و دشمن و دارای جنبه های علمی و الگویی است، عرضه گردد.

نوشتار حاضر، در صدد است با بیان قوانین منتزع از سیره حضرت زهرا(ع) در امر ازدواج، نمادی برای جوانان امروز ترسیم کند.

عوامل مؤثر در تحکیم خانواده و آموزه های اخلاقی و رفتاری حضرت زهرا(ع) در امر ازدواج

اگر در ازدواج، رضایت الهی و خداپسندانه مد نظر نباشد، این ازدواج، ریشه مستحکمی نخواهد داشت و نمی تواند ممدوح و پسندیده باشد. هر چه نور خدا، در مقدمات ازدواج شعله ور تر باشد، این نور در سراسر زندگی زوجین، بیشتر جلوه گر خواهد شد.

تمهیدات ازدواج حضرت زهرا(ع) در کمال تعالی و نورانیت و با رضایت الهی بوده است. وی در همه اعمال و رفتارش جز رضایت دوست، چیزی در نظر نداشت و می فرمود: «اللهم لنی اسئلک بما تحب و ترضی.»(شیخ الاسلامی، ۱۳۷۷، ص۲۲۷)

رضایت مندی زوجین، یکی از شروط اصلی در امر ازدواج است. اگر یکی از دو طرف ازدواج، ناراضی و ناخشنود باشد، تأثیرات منفی در زندگی مشترک باقی خواهد گذاشت و صلح و مودتی در آن شکل نخواهد گرفت.

حضرت زهرا(ع) رضایت خود را از ازدواج با علی(ع) این گونه اعلام می نماید: «رضیت بما رضی الله و رسوله»؛ من به آنچه خدا و رسول خدا راضی اند، راضی و خشنودم.(دشتی، ۱۳۷۵، ص۲۹)

یکی از عوامل مؤثر در ازدواج، این است که خانواده ها به ازدواج فرزندانشان راضی باشند. در صورتی که زوجین به بی رغبت بودن خانواده های خود پی ببرند، به تدریج زندگی مشترکشان رو به سردی می گراید.

زندگی حضرت زهرا(ع) از ضمانت محکمی برخوردار بود. پیامبر(ص) در همه مراحل زندگی این زوج، با خشنودی و رضایت و به عنوان یک عقل مجرب، از تداوم این ازدواج حمایت می کردند و در رفع مشکلات آنها می کوشیدند.

از عوامل اساسی دیگر در امر ازدواج، دقت و توجه به ارزش ها و معیارهای الهی است. چنانچه در ازدواج و مقدمات آن، به ارزش های راستین و واقعی ارج نهاده شود، بی شک، دیگر زندگی های از هم پاشیده و نابسامان نخواهیم بود. توجه بیش از حد به ارزش های پوچ و باطل در مقدمات ازدواج، مانند مهریه، جهیزیه، مراسم ازدواج و…، کدورت ها و مشکلات را به وجود می آورد.

جهیزیه حضرت زهرا(ع) هفده قلم بیشتر نبود. وقتی به فاطمه(ع) طعنه زدند که تو همسر مرد فقیری شده ای، فرمودند: «رضیت به فوق الرضا»؛ من به علی راضی هستم و رضایت من از او، فوق درجات رضایت است.(مجلسی،۱۴۰۴ق.، ج۴۳، ص۹۷)

وقتی هم به علی(ع) طعنه زدند که می توانستی دختر ثروتمند را به عقد خود در آوری تا خانه تو را پر از جهاز کند، آن حضرت فرمودند: «همانا ما گروهی هستیم که به مقررات الهی رضایت داده ایم و جز رضایت او چیزی نمی خواهیم و افتخار ما به اعمال نیکوست، نه به مال و ثروت.»(بحرانی، [بی تا]، ج۱۱، ص۳۶۳)

حضرت زهرا(ع) با تکبیر به خانه علی(ع) مشرف شدند و در میانه راه، پیراهن عروسی را به مسکین بخشیدند.(مظاهری، ۱۳۷۲، ص۶۶-۶۷)

دیدگاه مثبت همسران نسبت به هم، یکی دیگر از عناصر مهم در ازدواج و تحکیم خانواده می باشد. وقتی در ازدواج، طرفین نظر مثبت و مساعدی نسبت به هم داشته باشند، زندگی خوبی را آغاز خواهند نمود. وجود چنین دیدگاهی، موجب پوشاندن نقایص هر یک از زوجین در نظر دیگری خواهد گردید.

وقتی پیامبر(ص) در آغاز زندگی مشترک علی(ع) و فاطمه(ع)، دیدگاه آنها را جویا شدند، علی(ع) عرض کرد: «چه قدر او یاور خوبی در راه اطاعت خداست»، و فاطمه(ع) پاسخ داد: علی(ع) بهترین شوهر است.»

از عوامل مهم دیگر، داشتن یقین و اعتقاد زوجین به تداوم ازدواج می باشد. زوجین باید باور و اطمینان داشته باشند که هرگز از هم جدا نخواهند شد و وصلت آنها دایمی است؛ چون ترس از جدایی، گرمی زندگی را از بین می برد.

حضرت زهرا (ع) در اولین روز زندگی مشترکشان با علی(ع)، به ایشان گفتند: «ای علی، من امروز از خانه پدرم به خانه شما منتقل شدم و روزی هم از این خانه به قبر و لحد پای خواهم گذاشت»(دشتی،۱۳۷۵،ص۳۵)؛ یعنی بجز مرگ، چیزی نمی تواند در زندگی آنها خللی وارد کند.

یکی از عوامل مهم در ازدواج های موفق، هم شأن بودن، هم کفو و همتا بودن زن و مرد می باشد؛ چون درک متقابل زوجین را از یکدیگر امکان پذیر می سازد. در مسئله ازدواج، تا حد زیادی باید از نظر ظاهری و باطنی بین زن و مرد شباهت وجود داشته باشد.

ام سلمه می گوید: رسول خدا(ص) فرمودند: «اگر خداوند، علی(ع) را خلق نکرده بود، فاطمه(ع) کفوی نداشت.»(قندوزی،۱۳۸۰،ص۲۳۷)

از دیگر عوامل، درک روحیات و حالات همسر در زندگی زناشویی می باشد. توجه به این عامل در زندگی، بسیار آرامش بخش و سازنده است و این شناخت نسبت به ابعاد وجودی همسر می تواند باعث ایجاد محبت شود.

فاطمه(ع)، علی(ع) را بسیار خوب می شناخت و بر روحیات او اشراف داشت و از شدت دلبستگی همسرش به خود آگاه بود. از این روی، در آخرین لحظات زندگی، سعی نمود با زیباترین و ملایم ترین صورت ممکن، خبر مرگ خود را به علی(ع) برساند تا وی در برابر شنیدن این خبر، از پای در نیاید. حضرت زهرا(ع) همسرش را به بالین طلبید و عرض کرد: «پسر عموی من! سلام بر شما، همانا این جبرئیل است که بر من سلام می کند.» پس از مدتی تأمل، بیان داشت: «این میکائیل بود که همانند دوستش جبرئیل به من سلام کرد.» زهرا (ع) پس از تأمل دیگری، به همسرش گفت: «به حقیقت، این عزرائیل است که بال هایش را در مشرق و مغرب گشوده است و پدرم او را برای من چنین وصف فرموده است.»(سپهر،۱۳۸۲،ص۱۸۳)

در حسن معاشرت زن با شوهر، عامل تواضع و فروتنی در برابر همسر، عنصری اساسی است که می تواند مرد را در زندگی، سرشار از خشنودی نماید. فروتنی مناسب، از مفاهیمی است که در بیشتر دوره ها و در بین اکثر اقوام و ملل، مورد احترام است. امام صادق (ع) می فرمایند: «سه چیز، محبت را بر جای می گذارد: خوش اخلاقی، خوب مدارا کردن و تواضع.»(مجلسی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۲۰۵)

حضرت زهرا (ع)، با وجودی که سرور کائنات است، در مقابل همسرش تواضعی ستودنی دارد. مثلا وقتی در برابر شفاعت علی (ع) از خلیفه، که برای عیادت او اجازه می خواست، قرار گرفت، چنین متواضعانه پاسخ داد: «علی جان! خانه، خانه توست و من کنیز تو هستم.»(بابازاده،۱۳۷۶، ص۲۵۵)

یکی از عوامل مهم و تأثیرگذار در روابط میان زن و شوهر، ابراز محبت و مهربانی به همسر است. شنیدن کلمات محبت آمیز، از لوازم یک زندگی موفق زناشویی است.

پیامبر (ص) می فرمایند: «هیچ گاه این کلام شوهر که به همسر خود می گوید: “دوستت دارم”، از دل زن خارج نمی شود.»(حر عاملی، ۱۳۶۷، ج۲۰،ص۲۳)

زن باید به طور متقابل به همسرخود محبت نماید. حضرت زهرا (ع) در عبارتی خطاب به همسرشان می گویند: «روح من فدای روح تو باد و جان من سپر بلای جان تو باشد.» (حائری مازندرانی، ۱۳۷۴، ج۱، ص۱۹۶)

ایجاد آراستگی ظاهری و باطنی برای همسر، از عناصراساسی دیگر است. گرایش به زیبایی و آراستگی، از تمایلات فطری انسان است که با سرنوشت آدمی، ممزوج می باشد. از این رو، در همه جوامع و فرهنگ ها، زیبادوستی و جمال پرستی دیده می شود.

گشادگی صورت و نگاه صورت مهربان، انواعی از زینت چهره می باشد. شادمانی باطنی و رضایت خاطر هم، نوعی درخشندگی در چهره ایجاد می کند.

حضرت زهرا (ع) سعی می کردند در محیط خانه، عطر آگین و آراسته باشند. حتی ایشان در آخرین لحظات زندگی خود به اسماء فرمودند: «عطر مرا که همیشه خود را با آن عطر آگین می نمودم. (اربلی،۱۳۸۱، ج۲، ص۶۲)

علی (ع) نیز در اشاره به آراستگی ظاهر و باطن فاطمه (ع) می فرمودند: «هر گاه به او می نگریستم، همه ناراحتی ها و غم هایم برطرف می شود.» (مجلسی،۱۴۰۴ق،ج۴۳،ص۱۳۴)

یکی از عوامل در استحکام ازدواج ها، عمق بخشیدن به محبت، حمایت و دفاع از همسر و قدردانی از تلاش ها و زحمات اوست.

زمانی که علی(ع) را با اکراه و اجبار برای اخذ بیعت به مسجد مدینه می بردند، حضرت زهرا (ع) برای دفاع از همسرش به درب مسجد آمدند و در یاوری علی (ع) فرمودند: «به خدا سوگند ای سلمان، از درب مسجد مدینه پا را بیرون نمی گذارم تا آنکه پسر عموی خود را با چشمان خودم، سالم ببینم.»(شیخ مفید، ۱۳۷۴، ص۱۸۱)

زیبا، مؤدبانه و با احترام خطاب کردن همسر، یکی از عوامل ازدواج های موفق می باشد. در صورتی که صدا کردن همسر، احترام آمیز باشد، محبت و صمیمت زیادی را در پی خواهد داشت. نام بردن زیبا و مناسب افراد، باعث برقراری ارتباط مثبت خواهد شد و به طور متقابل، واکنش مثبت مخاطب را نیز فراهم می کند.

این عمل، تأثیر عمیقی در واکنش های عاطفی همسران بر جا می گذارد و زن و شوهر، بیش از هر چیز به این واکنش های عاطفی مناسب نیازمندند.

زهرا (ع)، نام همسر خود را با احترام یاد می کردند. گاهی او را با کینه «ابا الحسن» می خواندند، گاهی با «ابن عم» و گاهی با لقب شریف «یا امیرالمؤمنین». برای نمونه، فاطمه(ع) هنگام شکایت از مرگ پدر و مشکلات سیاسی، همسرش را این گونه مورد خطاب قرار می دهد: «یا ابن ابی طالب»(مجلسی، ۱۴۰۴ق، ج۸، ص۱۲۵) و با این خطاب، متذکر نسبت علی (ع) با پیامبر (ص) می شود.

از دیگر عوامل در تحکیم خانوده، تشویق همسر به انجام کارهای خیر است. زوجین باید همواره یکدیگر را به کمالات و کارهای نیک تشویق نماید؛ چون تأثیر مثبت آن به زندگی مشترک بر می گردد.

زهرا (ع)، آن قدر با علی (ع) در خیرات و حسنات، هماهنگ بودند که علی (ع) بعد از وفات وی فرمودند: «وقتی رسول خدا (ص) از دنیا رفت، من یک رکن خود را از دست دادم و هنگامی که فاطمه (ع) به شهادت رسید، دومین رکن خود را نیز از دست دادم.» (مجلسی، ۱۴۰۴ق ، ج۴۳، ص۱۷۳)

عامل تأثیر گذار دیگر در تحکیم خانواده، توجه زن به مسئله حجاب و عفاف است. در پرتو رعایت حجاب و التزام به حیا و عفاف است که شخصیت انسانی زن، حفظ و زمینه های رشد و تکامل زن و مرد در ابعاد مختلف فراهم می شود. در پرتو حجاب، پیوند ها و علایق زندگی استحکام و دوام می یابد و امنیت و آرامش روحی و روانی به وجود می آید.

اعتقاد حضرت زهرا(ع) در باب حجاب و تحفظ از بیگانه، دارای عظیمی وصف ناشدنی است.

در همین زمینه نقل کرده اند: مردی نابینا از حضرت فاطمه (ع) اجاره خواست که به خانه او وارد شود و زهرا (ع) خود را پوشانید. رسول خدا (ص) پرسیدند: چرا از او حجاب کردی؟ حضرت زهرا عرض کد: اگر او مرا نمی بیند، من که او را می بینم و همچنین این مرد نا بینا می تواند بو را استشمام کند.» (مجلسی، ۱۴۰۴ق، ج۴۳، ص۹۱).

از ابعاد محبت و مودت میان زن و شوهر، همکاری و مساعدت متقابل آنها برای گذراندن امور زندگی و فروعات آن است.

در زندگی مشترک علی (ع) و فاطمه (ع)، تدبیر کارهای منزل بر عهده زهرا (ع) و تدبیر امور بیرون منزل بر دوش علی (ع) بود. امام باقر فرمودند: «حضرت زهرا (ع) کارهای منزل را با علی(ع) این گونه تقسیم می کردند که خمیر کردن آرد، پختن نان و جارو زدن خانه بر عهده فاطمه (ع) باشد و جمع آوری هیزم و تهیه مواد غذایی اولیه را علی (ع) انجام می دهد.» (دشتی،۱۳۷۵، ص۱۶۸)

یکی از عوامل موفقیت در زندگی زوجین، صبر و بردباری است که آنها را در معبر عبور از سختی ها یاری می دهد. در هر خانواده ای که صبر وجود نداشته باشد، بنای محبت و استحکام نیز دچار آفت می شود.

روزی رسول خدا (ص)، به خانه دخترش وارد شد و حضرت زهرا (ع) را دید در حالی که لباسش بسیار نامناسب بود؛ از یک طرف، مشغول آرد کردن و تهیه نان بود و از طرفی به فرزندش شیر می داد. پیامبر (ص) با چشمان پر از اشک به ایشان فرمودند: «دخترم این گونه تلخی ها در دنیا برای رسیدن به پاداش اخروی است؛ پس صبر از از دست نده.» زهرا (ع) در پاسخ پدر گفتند: «خدا را حمد می کنم در برابر نعمت هایش و شکر می کنم در برابر نعمت هایش.»(ابن شهر آشوب، ۱۳۷۹، ج۳، ص۳۴۳)

سادگی و قناعت، از جمله عواملی است که تأثیر بسزایی در ازدواج و پایداری خانواده دارد. افرادی که فقط به دنبال تشریفات و دنیا گرایی باشند نمی توانند به اهداف والایی در زندگی دست یابند؛ چون این عوامل، موانعی است بر سر راه رشد و ترقی معنوی و کمال انسانی.

سلمان فارسی می گوید: روزی حضرت زهرا (ع) را دیدم که چادری ساده بر سر داشت. با تعجب عرض کردم: عجبا! دختران پادشاهان بر کرسی های طلایی می نشینند و پارچه های اشرافی به تن می کنند، اما دختر رسول خدا (ص)، نه چادر گران قیمت بر سر دارد، نه لباس فاخر، حضرت زهرا (ع) فرمودند: «ای سلمان! خداوند، لباس های زینتی و تخت های طلایی را برای ما در روز قیامت ذخیره کرده است.»(مجلسی، ۱۴۰۴ق،ج۸،ص۳۰۳)

نتیجه

دین اسلام، ازدواج و تشکیل خانواده را منشأ آرامش و آسایش می داند و امروزه با توجه به حاکمیت زندگی مدرن، ضرورت آسان کردن این سنت الهی در بین جوانان احساس می شود. تأملی ژرف بر سیره معصومان(ع)، نمونه هایی از ازدواج شایسته را نشان می دهد. این نوشتار بر آن بود تا حد مقدور، خطوط اساسی و راه گشای معرفت ازدواج مطلوب را برای صاحبان تأمل، ترسیم نماید. زوج های جوان با تأسی و پیروی از زندگی این بزرگواران می توانند ازدواج پر از شور و عشق داشته باشند.

بدون تردید، وجود مقدس حضرت زهرا(ع)، سیره، رفتار و گفتار آن گرامی برای تمام زنان و جوانان امروزی مایه مباهات و اسوه کامل می باشد و مجموعه ای سالم و کامل از تجسم همه خوبی ها و زیبایی هاست. از این رو، در این مقاله، بخش هایی از سیره و سخن آن بزرگوار که قابلیت الگو برداری و درس آموزی دارد تقدیم گردید، به امید آنکه بتوانیم در عصری که از هر سو دشمنان اسلام، ایمان و ارزش های اصیل جوانان را هدف گرفته اند، افکار و رفتارهای خود را با آن حضرت هماهنگ نماییم.

منابع:

  1. این شهر آشوب، محمد بن عی؛ مناقب آل ابی طالب؛ تهران: ذوی القربی، ۱۳۷۹.
  2. اربلی، علی بن عیسی؛ کشف الغمه فی معرفه الائمه؛ تهران: اسلامیه، ۱۳۸۱.
  3. بابازاده، علی اکبر؛ تحلیل سیره فاطمه الزهرا(ع)؛ [بی جا]، انصاریان، ۱۳۷۶.
  4. بحرانی، عبدالله؛ عوالم العلوم؛ قم: مدرسه الامام المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، [بی تا].
  5. حائری مازندرانی، مهدی؛ کوکب الدری؛ قم: مکتب الحیریه،۱۳۷۴ .
  6. حر عاملی، محمد بن الحسن؛ وسائل الشیعه؛ تهران: اسلامیه، ۱۳۶۷.
  7. دشتی، محمد؛ نهج الحیاه، قم: مؤسسه تحقیقاتی امیرالمؤمنین (ع)، ۱۳۷۵.
  8. سپهر، محمد تقی؛ ناسخ التواریخ؛ تهران: اسلامیه، ۱۳۸۲.
  9. شیخ الاسلامی، حسین؛ مسند فاطمه الزهرا؛ قم: دفتر تبلیغاتی اسلامی، ۱۳۷۷.
  10. شیخ مفید، محمد بن محمد؛ اختصاص؛ قم: جامعه الندرسین، ۱۳۷۴.

۱۱.قندوزی، سلیمان بن ابراهیم؛ ینابیع الموده لذوی القربی؛ تهران: [بی تا]، ۱۳۸۰.

۱۲.مجلسی، محمد باقر؛ بحارالانوار؛ تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۰۴ق.

  1. مظاهری، حسین؛ مجموعه مقالات الزهرا (ع)؛ [بی جا]، [بی تا]، ۱۳۷۲.

نویسندگان:

آنیتا همایون فرد*

دکتر سید مهدی سجادی**

پی‌نوشت‌ها:

* دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ و فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تربیت مدرس

** دانشیار دانشگاه تربیت مدرس

فصلنامه علمی- ترویجی مباحث بانوان شیعه شماره-۲۴

امام جواد علیه السلام پاسدار حریم وحى

شهادت-امام-جواد

امام جواد علیه السلام پاسدار حریم وحى

طلیعه

حضرت امام محمدتقى علیه السلام در دهم ماه رجب سال ۱۹۵ ه. ق در مدینه منوره چشم به جهان گشود. پدر بزرگوارش حضرت رضا علیه السلام و مادر ارجمندش بانویى مصرى تبار به نام سبیکه مى‏باشد. ریحانه و خیزران از دیگر نام‌هاى مادر امام جواد علیه السلام است. حضرت رضا علیه السلام در مورد منزلت فرزندش امام جواد علیه السلام و مادر مکرمه آن حضرت، به یارانش فرمود: من داراى پسرى شده‏ ام که همچون موسى علیه السلام شکافنده دریاها [ى علم] است و همانند عیسى علیه السلام مادرى قدسیه و پاکیزه دارد. (۱)

پیشواى نهم در سن ۷ سالگى به امامت رسید و هفده سال رهبرى شیعیان را به عهده داشت. دوران امامت ‏حضرتش با دو نفر از خلفاى ستم پیشه عباسى مامون و معتصم مقارن بود. حضرت جواد علیه‌السلام در داشتن تمام صفات زیباى اخلاقى و انسانى سرآمد خوبان روزگار بود. پارسایى، علم و دانش و بخشندگى‏اش موجب شده بود که با القاب جواد، تقى، مرتضى و منتجب شناخته شود. اما در این میان لقب «ابن الرضا» به خاطر شکوه و جلالت امام رضا علیه السلام در میان مردم شهرت بیشترى داشت و حتى بعد از آن حضرت، مردم امام دهم و یازدهم علیهماالسلام را نیز با همین لقب بیشتر مى‏شناختند. امام رضا علیه السلام هنگام خطاب به یگانه فرزندش، بیشتر، از کنیه «ابو جعفر» – که نشانه احترام خاصى است – استفاده میکرد. (۲)

«صمد یعنى بزرگى که تمام موجودات عالم در نیازهاى کوچک و بزرگ خود به او مراجعه کرده و محتاج اویند.»

امام محمدتقى علیه السلام که در نوجوانى به مقام رفیع امامت نائل شده بود، در سن ۲۵ سالگى و در عُنفوان جوانى به دستور معتصم عباسى و توسط همسربی وفایش ام الفضل (دختر مامون) در شهر بغداد به شهادت رسید.

حضرت جواد علیه السلام از همسر دیگرش، سمانه مغربیه، داراى چهار فرزند پسر، به نام‌هاى: ابوالحسن امام على النقى علیه السلام، ابو احمد موسى مبرقع، ابو احمد حسین و ابوموسى عمران؛ و چهار فرزند دختر، به نام‌هاى: فاطمه، خدیجه، ام کلثوم و حکیمه بود.(۳) حکیمه دختر امام جواد علیه السلام همان بانوى با فضیلت و مؤدب است که در هنگام تولد حضرت مهدى علیه السلام در منزل برادر زاده ‏اش امام حسن عسکرى علیه السلام حضور داشت و به نرجس خاتون یارى مى‏کرد.

ترجمان قرآن

امامان معصوم علیهم السلام که بعد از رسول خدا صلى الله علیه و آله حجت ‏خدا و جانشین پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله به شمار میروند شایسته‏ ترین ترجمان وحى و آشناترین کس به تفسیر قرآن میباشند.بر این اساس اگر بخواهیم کلام وحى را معنا کنیم، اول باید به سراغ امامان معصوم علیهم‌السلام برویم .

امیرمؤمنان على علیه السلام فرمود: «این قرآن، خطوطى است که در میان جلد پنهان است، با زبان سخن نمیگوید و نیازمند مفسر و ترجمان است… .» و سپس فرمودند: «فنحن احق الناس به؛ ما [امامان معصوم علیهم السلام] براى [تفسیر و ترجمان] قرآن از همه مردم شایسته‌تریم.» (۴)

امام باقر علیه السلام در معناى آیه «و ما یعلم تاویله الا الله والراسخون فى العلم‏»(۵)؛ فرمود: یعنى «معنى تمام قرآن را جز خداوند و کسانى که راسخ در علم هستند(۶) نمیدانند.» و امام صادق علیه‌السلام راسخان در علم را چنین معرفى کرد: «نحن الراسخون فى العلم و نحن نعلم تاویله؛ ما [اهل بیت] راسخان در علم هستیم و ما تاویل قرآن را میدانیم.»

پیشواى پنجم ضمن گفتار روشنگرانه‏اى که در مورد امتیازات اهل‌بیت علیهم السلام بیان فرموده است، به این نکته اشاره کرده، میفرماید: «نحن تراجمه وحى الله(۷)؛ ما مترجمان وحى الهى هستیم.» امام صادق علیه السلام در معناى آیه: «بل هو آیات بینات فى صدور الذین اوتوا العلم‏»(۸)؛ «ولى این قرآن آیات روشنى است که در سینه دانشوران [و اهل علم] جاى دارد.» فرمود: «مقصود از اهل علم که دانش تفسیر قرآن را در سینه خود جاى داده‏ اند، امامان معصوم علیهم السلام هستند.» (۹)

با توجه به نکات فوق در این نوشتار سعى شده است که برخى از نکته‏ هاى تفسیرى و مفاهیم قرآنى از سیره و سخن امام جواد علیه السلام استخراج شده و به مبلغان و مخاطبان گرامى عرضه شود، تا با پیروى از شیوه تبلیغى آن حضرت در عرضه مطالب بلند وحیانى، با برخى از معانى آیات الهى نیز آشنا شویم .

ترویج آیات قرآن

حضرت جواد علیه السلام بر این باور بود که آیات الهى باید در جامعه فراگیر شود و تمام مسلمانان در گفتار و رفتار و استدلال‌هاى روزمره خود از قرآن و معارف بلند آن بهره گیرند، به همین جهت‏ سعى میکرد که در گفتگوها و معاشرت و برخورد با مردم از آیات قرآن استفاده کند. داستان زیر نمونه ‏اى از این حقیقت است .

حضرت جواد علیه‌السلام در داشتن تمام صفات زیباى اخلاقى و انسانى سرآمد خوبان روزگار بود. پارسایى، علم و دانش و بخشندیش موجب شده بود که با القاب جواد، تقى، مرتضى و منتجب شناخته شود.

قاسم بن محسن میگوید: در سفرى که به مکه رفته بودم در راه به شخص ضعیف و مستحقى برخورد کردم، از من چیزى خواست و من هم یک قرص نان به او صدقه دادم، سپس به راه خود ادامه دادم، در راه گردباد تندى وزید و عمامه‏ ام را با خود برد. من هر چه تلاش کردم نفهمیدم که به کدام سمت‏ برد. هنگام بازگشت در مدینه به حضور امام جواد علیه السلام رفتم، امام به من فرمود: اى قاسم! عمامه‏ ات را در راه باد با خودش برد؟ گفتم: بلى. امام به خادم خود فرمود: برو عمامه قاسم را بیاور و او عیناً عمامه خودم را برایم آورد. من با شگفتى تمام به حضرت عرضه داشتم: اى پسر رسول خدا! این عمامه چگونه به دست ‏شما رسید . امام پاسخ داد: تو در راه به مستمندى صدقه دادى و خداوند احسان تو را پذیرفت و به شکرانه آن، عمامه‏ ات را به تو برگرداند. حضرت جواد علیه السلام در ادامه سخن خویش این آیه را قرائت کرد: «ان الله لا یضیع اجر المحسنین‏» (۱۰)؛ «خداوند متعال مطمئنا پاداش نیکوکاران را ضایع و تباه نمیسازد.» (۱۱)

کودکى در مسند امامت

روزى على بن اسباط (یکى از شیعیان کوفى) در دوران کودکى امام جواد علیه السلام به حضور آن حضرت شرفیاب شد. او میگوید: من دقیقاً به قد و قامت آن بزرگوار خیره شده و قیافه و حرکات و سکناتش را زیر نظر داشتم تا در موقع مراجعت، شکل و شمایل امام جواد علیه السلام را بهتر براى یارانم در مصر نقل کنم. درست در همین هنگام که با این اندیشه به او نگاه میکردم، آن حضرت نشست و رو به سوى من کرده و گفت: «اى على بن اسباط! خداوند کارى را که در مسئله امامت کرده، همانند کارى است که در مسئله نبوت انجام داده است. گاهى در قرآن مى‏فرماید: «و آتیناه الحکم صبیا» (۱۲)؛ «ما به یحیاى پیامبر علیه‌السلام در دوران کودکى فرمان [نبوت] دادیم.» و گاهى در مورد انسان‌ها میفرماید: «حتى اذا بلغ اشده و بلغ اربعین سنه‏» (۱۳)؛ «تا زمانى که به کمال قدرت و رشد عقلى برسد و به چهل سالگى بالغ گردد.» با توجه به این آیات همانگونه که ممکن است ‏خداوند متعال حکمت را به انسانى در کودکى بدهد، در قدرت اوست که آن را در چهل سالگى بدهد.»(۱۴) و به این ترتیب هر گونه شک و شبهه را در مورد امامتش از ذهن على بن اسباط زائل نمود.

براى توضیح بیشتر نقل روایتى از امام رضا علیه السلام در اینجا مناسب مى‏نماید: روزى صفوان بن یحیى به حضرت رضا علیه السلام عرضه داشت: قبل از آن که خداوند متعال فرزندت – حضرت ابوجعفر – را به شما عطا کند، مى‏فرمودید که خداوند به من پسرى خواهد بخشید. اینک خداوند متعال او را به شما ارزانى کرد و چشم ما به جمالش روشن شد. حال مى‏پرسیم، – خداى نکرده – اگر خبرى شد [و شما از دنیا رفتید!] بعد از شما ما به چه کسى رجوع کنیم؟ امام رضا علیه السلام به فرزندش حضرت جواد علیه السلام – که پیش رویش ایستاده بود – اشاره کرد. صفوان بن یحیى با کمال تعجب گفت: ایشان که کودکى سه ساله هستند؟! [چطور مى‏شود یک کودک امام باشد؟] امام فرمودند: «و ما یضره من ذلک شى‏ء قد قام عیسى بالحجه و هو ابن ثلاث سنین؛ کودک بودن او در امامتش مشکل ایجاد نمى‏کند، عیسى علیه السلام در سه سالگى به حجیت الهى قیام نموده [و به نبوت رسید] .» (۱۵)

على بن اسباط مى‏گوید: روزى به امام جواد علیه السلام عرض کردم: اى مولاى من! مردم به کوچکى سن شما ایراد مى‏گیرند و به این جهت از پذیرفتن امامتتان سر باز مى‏زنند. امام در پاسخ فرمودند: چرا آنان این نکته را بر من ایراد مى‏گیرند؟ به خدا سوگند! خداوند متعال به پیامبرش صلى الله علیه و آله فرمود: «قل هذه سبیلى ادعوا الى الله على بصیره انا و من اتبعنى‏» (۱۶)؛ «بگو: این راه من است! من و هر کسى که پیرو من باشد، با بصیرت کامل، [همه مردم را] به سوى خدا دعوت مى‏کنیم .»

و غیر از على علیه السلام در اول اسلام کسى از رسول الله صلى الله علیه و آله پیروى نکرد. و آن حضرت در آن هنگام ۹ ساله بود و من هم ۹ سال دارم. (۱۷) [که با بصیرت کامل مردم را به سوى خدا هدایت مى‏کنم؟]

سوگندهاى قرآن

یکى از مهم‌ترین عوامل پیشرفت جوامع، سوق دادن افراد آن به سوى علم و دانش و تفکر است. قرآن کریم با شیوه‏هاى مختلفى انسان‌ها را به تفکر واداشته است. یکى از این شیوه‏ها، سوگندهاى آن است. معمولا امور مقدس و ارزشمند مورد قسم قرار مى‏گیرند. خداوند متعال در موارد متعددى از کتاب خویش به پدیده‏هاى طبیعى جهان آفرینش قسم مى‏خورد؛ و شب و روز و ستاره و خورشید و ماه و امثال آن مورد سوگند خداوند متعال قرار گرفته‏اند. على بن مهزیار درباره سوگندهاى قرآن از محضر امام جواد علیه السلام نکته‏اى را نقل کرده است که قابل دقت و بررسى است. او روزى از پیشواى نهم سؤال کرد: سوگندهاى قرآن همانند: «و اللیل اذا یغشى والنهار اذا تجلى والنجم اذا هوى‏» و نظائر اینها براى چه در قرآن مورد قسم قرار گرفته است؟ امام فرمود: خداى تعالى [براى بیدارى انسان و تحریک اندیشه و عقل وى] مى‏تواند به هر یک از مخلوقاتش که بخواهد سوگند یاد کند ولى مردم جز به ذات او، به چیز دیگرى نباید سوگند یاد کنند. (۱۸)

هدایت گمراهان با آیات الهى

قاسم بن عبدالرحمن به مذهب زیدیه گرایش داشت، اما با شنیدن آیاتى از قرآن که امام جواد علیه السلام بر وى قرائت کرد، با حقیقت آشنا شده و به امامت امام جواد علیه السلام و سائر ائمه اعتقاد پیدا کرد. او در این مورد مى‏گوید: من زمانى به مذهب زیدیه تمایل داشتم تا این که به بغداد سفر کردم و مدتى آنجا بودم، در همان ایام روزى در یکى از خیابان‌هاى بغداد، دیدم مردم با شور و شوق وصف ناپذیرى به یک نقطه معلومى متوجه هستند؛ بعضى مى‏دوند، بعضى بالاى بلندی‌ها مى‏روند، بعضى ایستاده و آنجا را تماشا مى‏کنند. پرسیدم: چه خبر است؟ گفتند: ابن الرضا! (حضرت جواد فرزند امام رضا علیه السلام) مى‏آید. گفتم: من هم باید او را ببینم. تا آن که حضرت جواد علیه السلام سوار بر مرکب نمایان شد. من همچنان که به او خیره شده بودم، پیش خودم گفتم: خداوند گروه امامیه را از رحمت ‏خود دور کند، آنها اعتقاد دارند که پروردگار متعال، اطاعت این جوان را بر مردم واجب گردانیده است! همین که این اندیشه در ذهن من خطور کرد، آن حضرت راهش را به سوى من کج کرد و رو به من کرده، این آیه را قرائت کرد: «ابشرا منا واحدا نتبعه انا اذا لفى ظلال و سعر» (۱۹)؛ [قوم ثمود گفتند:] آیا ما بشرى از جنس خود را پیروى کنیم؟ در این صورت ما در گمراهى و جنون خواهیم بود.»

با شنیدن این آیه – که از دل من گواهى مى‏داد – با خود اندیشیدم که: مثل این که او ساحر و پیشگو است که از اندیشه‏هاى نهانى من خبر مى‏دهد؟ حضرت جواد علیه السلام دوباره مرا خطاب کرده و این آیه را تلاوت فرمود: «ءالقى الذکر علیه من بیننا بل هو کذاب اشر» (۲۰)؛ «آیا از میان ما تنها بر او وحى نازل شده؟! نه، بلکه او آدم بسیار دروغگو و خودپسندى است.» وقتى که متوجه شدم حضرت جواد علیه‌السلام واقعا از اندیشه‏هاى قلبى من خبر مى‏دهد و این براى افراد عادى ممکن نیست، فهمیدم که او ولى خدا و امام مسلمین است. بعد از آن از مذهب زیدیه دست ‏برداشته، اعتقادم به آن بزرگوار کامل شد و به امامت ‏حضرتش اقرار کرده و اعتراف نمودم که او حجت‏خدا بر مردم است. (۲۱)

پیامبران مرسل

حضرت عبدالعظیم حسنى علیه السلام در تفسیر ذاالکفل – که در آیه ۴۸ سوره ص مورد ستایش خداوند قرار گرفته – مى‏گوید: نامه‏ اى به امام جواد علیه السلام نوشتم و در آن از نام «ذاالکفل‏» و این که آیا او پیامبر مرسل بود یا نه؟ پرسش نمودم . امام جواد علیه السلام در پاسخ فرمود: خداى متعال یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر فرستاد، و سیصد و سیزده نفر از آنان مرسل بودند و «ذو الکفل‏» یکى از آن مرسلین است که بعد از سلیمان بن داود مى‏زیست، و در میان مردم مانند داود علیه السلام قضاوت مى‏کرد و جز براى خداى عزوجل خشمگین نمى‏شد و نام شریف او «عویدیا» بود. او همان است که خداى عز و جل در کتاب شریف خود از او نام برده و فرمود: «واذکر فى الکتاب اسمعیل والیسع و ذاالکفل کل من الاخیار» (۲۲)؛ «و در این کتاب به یاد آر «اسماعیل‏» و «یسع‏» و «ذو الکفل‏» را که همه از نیکان بودند.»

نام‌هاى خداوند

ابو هاشم جعفرى از امام جواد علیه السلام سؤال کرد که معناى واحد چیست؟ حضرت پاسخ داد: اجماع و اتفاق زبان‌هاى مردم به یگانگى و وحدانیت ‏خداوند متعال مى‏باشد، چون خداوند در قرآن کریم مى‏فرماید: «و لئن سالتهم من خلقهم لیقولن الله‏» (۲۳)؛ «و اگر از آنان بپرسى چه کسى آنان را آفریده است، قطعاً همه آنان خواهند گفت: خدا .» (۲۴)

وى همچنین معناى صمد را – که در سوره توحید آمده است – از امام جواد علیه السلام چنین نقل مى‏کند:

«صمد یعنى بزرگى که تمام موجودات عالم در نیازهاى کوچک و بزرگ خود به او مراجعه کرده و محتاج اویند.» (۲۵)

مقابله با تحریف کنندگان قرآن

احمدبن محمد بن سیارى (۲۶) حدود صد و هشتاد و هشت روایت در مورد تحریف قرآن نقل کرده است. وى که فردى غیرقابل اعتماد و در نقل احادیث ضعیف و کذاب مى‏باشد مورد قدح (سرزنش کردن) امام جواد علیه السلام قرار گرفت. آن حضرت احمد سیارى را – که در مورد امامت دچار غلو شده بود و احادیثى را در مورد تحریف قرآن جعل مى ‏کرد – در نامه‏ هاى خود تکذیب نموده و ادعاهاى او را باطل و بى اساس خواند. (۲۷)

اندیشه‏ هاى ناب در تفسیر قرآن

امام جواد علیه السلام به عنوان پاسدار حریم وحى از تفسیرهاى نابجا و غیر عقلانى آیات قرآن جلوگیرى کرده و علماء و دانشمندان را به سوى فهم صحیح آیات راهنمایى مى‏کرد. در اینجا به دو مورد اشاره مى‏کنیم:

۱- روزى در مجلس معتصم، برخى از دانشمندان به آیه ‏اى استناد کرده و یک حکم شرعى صادر نمودند. امام جواد علیه السلام که در آن جلسه حضور داشت ‏خطاى آنان را گوشزد نموده و تفسیر صحیح را براى حاضرین ارائه نمود.

امام جواد علیه السلام در پاسخ فرمود: خداى متعال یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر فرستاد، و سیصد و سیزده نفر از آنان مرسل بودند و «ذو الکفل‏» یکى از آن مرسلین است که بعد از سلیمان بن داود مى‏زیست، و در میان مردم مانند داود علیه السلام قضاوت مى‏کرد و جز براى خداى عزوجل خشمگین نمى‏شد و نام شریف او «عویدیا» بود.

محمدبن مسعود عیاشى سمرقندى در تفسیر خود ماجراى آن مجلس را چنین آورده است: در زمان معتصم عباسى، عوامل خلیفه عده‏اى دزد را – که راه‌هاى عمومى در بین شهرها را براى مسافرین و کاروان‌هاى حج نا امن کرده بودند – دستگیر کرده و از مرکز خلافت در مورد چگونگى مجازات آنان خواستار دستور بودند. خلیفه در مورد این حادثه حساس، مجلس مشورتى تشکیل داده و از دانشمندان عصر، کیفیت اجراى حد شرعى را در مورد آنان خواستار شد. آنان گفتند: قرآن در این مورد بهترین راهکار است، آنجا که مى‏فرماید: «انما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فى الارض فساداً ان یقتلوا او یصلبوا او تقطع ایدیهم و ارجلهم من خلاف او ینفوا من الارض‏»(۲۸)؛ «کیفر کسانى که با خدا و رسول او به جنگ و محاربه بر مى‏خیزند و در روى زمین در اشاعه فساد تلاش مى‏کنند، این است که: اعدام شوند یا به دار آویخته گردند یا دست و پاى آنان به عکس یکدیگر قطع شود و یا این که از سرزمین خود تبعید گردند.»

آنان به خلیفه پیشنهاد کردند طبق این آیه، یکى از کیفرهاى فوق را در مورد تبهکاران انتخاب کند. معتصم عباسى در همان جلسه از امام جواد علیه السلام نیز نظر خواست. آن حضرت اول از اظهار نظر خوددارى کرد، اما وقتى که با اصرار خلیفه مواجه شد، نظر خود را چنین اعلام کرد: اینان در استدلال به آیه خطا کردند. استنباط حکم شرعى از این آیه دقت ‏بیشترى مى‏طلبد و باید تمام جوانب مسئله در نظر گرفته شود و نسبت‏ به جرم‌هاى مختلف کیفرها فرق مى‏کند؛ زیرا این مسئله صورت‌هاى مختلف و احکام جداگانه دارد: الف- اگر این راهزنان فقط راه را ناامن کرده‏اند؛ نه کسى را کشته و نه مال دیگرى را به غارت برده‏اند، مجازات آنان فقط حبس است و این همان معناى نفى از ارض است.

ب- اگر راه را ناامن کرده و افراد بى‏گناهى را کشته‏اند، اما به مال دیگران تجاوز نکرده‏اند، مجازات آنان اعدام است.

ج- اگر امنیت را از راه‌هاى عمومى سلب کرده، انسان‌هاى بى‏گناه را کشته و مال مردم را نیز به غارت برده‏اند، کیفر آنان باید سخت‏تر باشد؛ یعنى اول دست و پایشان را به عکس همدیگر قطع مى‏کنند، پس به دار مجازات آویخته مى‏گردند.

معتصم این نظریه را پسندیده و به عامل خود دستور داد، طبق نظر امام جواد علیه السلام عمل کند. (۲۹)

۲- زرقان، یکى از دوستان صمیمى احمدبن ابى داود، قاضى بغداد بود. او مى‏گوید: روزى دوستم احمد را دیدم که از مجلس معتصم – هشتمین خلیفه عباسى – مى‏آید؛ اما خیلى افسرده و ناراحت است. گفتم: چرا این قدر ناراحت و افسرده‏اى؟ پاسخ داد: امروز در مجلس خلیفه، ابو جعفر ابن الرضا علیه السلام چنان مرا عاجز و درمانده کرد که آرزو کردم، اى کاش بیست ‏سال پیش از این مرده بودم و مثل چنین روزى را نمى‏دیدم!! گفتم: مگر چه شده؟ گفت: امروز در مجلس خلیفه نشسته بودیم، شخصى را به اتهام دزدى پیش خلیفه آوردند و او به سرقت اعتراف کرد. در این حال، معتصم به دانشمندان و فقهاى مجلس رو کرده و گفت: چگونگى اجراى حد الهى بر این دزد را بیان کنید! دست او را چطور قطع کنیم؟

من گفتم: دست دزد را باید از مچ قطع کرد. خلیفه پرسید، به چه دلیل؟ گفتم: به دلیل آن که دست، انگشتان و کف تا مچ را شامل مى‏شود و خداوند در آیه تیمم فرموده: «فامسحوا بوجوهکم و ایدیکم منه‏»؛ «[با خاک پاک تیمم کنید و] از آن، بر صورت [پیشانى] و دست‌ها [تا مچ] بکشید.»

بسیارى از علماء در این نظریه با من موافقت کرده و آن را تایید نمودند. اما عده‏اى دیگر گفتند: باید دست را از آرنج‏ برید. خلیفه پرسید: به چه دلیل؟ گفتند: به دلیل آیه وضو که مى‏فرماید:

«فاغسلوا وجوهکم و ایدیکم الى المرافق‏»؛ «[هنگام اقامه نماز] صورت و دست‌ها را تا آرنج ‏بشویید.» خداوند متعال حدود دست را در این آیه تا آرنج معین کرده است. برخى نیز فتوا دادند که: باید از شانه، دست را قطع کرد و استدلال مى‏کردند که دست از انگشتان تا شانه را شامل مى‏شود .

خلیفه با مشاهده اختلاف آراء در میان فقها متحیر شده و به محمد بن على علیهماالسلام رو کرده و گفت: اى ابا جعفر! در این موضوع شما چه مى‏گویید! او پاسخ داد: علماء گفتارهاى خود را بیان کردند و شما شنیدید؛ مرا از بازگو کردن نظریه‏ام معاف بدار! خلیفه گفت: شما را به خدا سوگند نظر خود را در این موضوع بیان کنید.

حضرت جواد علیه السلام فرمودند: اکنون که قسم دادى، به ناچار نظر خود را مى‏گویم: این حدود که علماى مجلس تعیین کردند صحیح نیست، بلکه باید چهار انگشت او، بدون انگشت ابهام، بریده شود .

خلیفه گفت: دلیل شما براى این مدعا چیست؟ محمد بن على علیهماالسلام پاسخ داد:

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرموده است: «السجود على سبعه اعضاء: الوجه والیدین و الرکبتین والرجلین؛ سجده با هفت عضو انجام مى‏شود: پیشانى، دو [کف] دست، دو زانو و دو [انگشت ابهام] پا.» اى خلیفه! هرگاه دست را از مچ، یا از مرفق جدا کنند، دیگر دستى براى سجده باقى نمى‏ماند؛ در صورتی که خداوند متعال در قرآن مى‏فرماید: «و ان المساجد لله‏»؛ «مواضع سجده مخصوص خداوند است.» و هر چه براى خدا باشد بریده نمى‏شود. معتصم از این استدلال قرآنى شگفت زده شد و آن را تصدیق نمود. آنگاه دستور داد انگشتان دزد را طبق نظر محمد بن على علیهماالسلام بریدند. (۳۰)

زرقان در ادامه سخن خود مى‏گوید: ابن ابى داود از آن روز به بعد سخت مضطرب و پریشان احوال بود و با خود مى‏گفت: چرا نظریه او – که قاضى مخصوص خلیفه است – پذیرفته نشد، اما فتواى یک جوان پذیرفته شد و او از شدت حسد بر خود مى‏پیچید، تا این که بعد از سه روز پیش معتصم رفته و چنین گفت: نصیحت و خیرخواهى امیرالمؤمنین بر من واجب است و من مى‏ترسم اگر این سخن را نگفته باشم، در روز قیامت در آتش جهنم بسوزم . پرسید: چه مى‏خواهى بگویى؟! ابن ابى داود گفت: وقتى شما مجلسى را مرکب از علماء و فقها تشکیل مى‏دهید، تا امر مهمى از امور دینى مطرح شود و در آن مجلس وزراء، امراء، فرماندهان نظامى، صاحب منصبان کشور، دربانان و خدمتگزاران حضور دارند، گفتگوها و مذاکرات این مجلس را مردم در خارج مى‏شنوند و به همه جا پخش مى‏شود، با این حال شما در چنین جلسه با شکوهى راى فقها را رد کرده و گفته یک مرد جوانى را مى‏پذیرید که عده زیادى به امامت او قائل هستند و آنان او را به مقام خلافت ‏شایسته‏تر مى‏دانند، این عمل شما موجب مى‏شود که جایگاه محمدبن على علیهماالسلام در میان مردم تقویت ‏شده و حکومت ‏شما تضعیف شود!

هنگامى که خلیفه عباسى سخنان کینه توزانه این قاضى حسود را شنید، رنگش تغییر یافت و به او گفت: خداى متعال به تو جزاى خیر دهد که مرا راهنمایى کرده و آگاه ساختى .

سخن چینى ابن ابى داود آنچنان خلیفه را دگرگون کرده و افکارش را پریشان ساخت که به فاصله چند روز امام جواد علیه السلام را مسموم کرده و به شهادت رساند. (۳۱)

پی‌نوشت‌ها:

۱) بحارالانوار، ج ۵۰، ص‏۱۵ .

۲) گفتنى است که امام جواد علیه السلام پسرى به نام جعفر نداشت تا مکنى به ابوجعفر باشد، اما از آنجایى که آن حضرت شباهت زیادى به جدش امام باقر علیه السلام داشت‏ به ابوجعفر ثانى مشهور گردید.

۳) منتهى الآمال، ج‏۲، ص ۳۵۰ .

۴) نهج البلاغه، خطبه ۱۲۵ .

۵) آل عمران/۷ .

۶) تفسیر صافى، ج‏۱، ص‏۳۱۸ .

۷) کافى، ج‏۱، ص‏۱۹۲ .

۸) عنکبوت/۴۹ .

۹) تفسیر الصافى، ج‏۱، ص‏۲۰ .

۱۰) توبه/۱۲۰ .

۱۱) الخرائج، ج‏۱، ص‏۳۷۷/ کشف‏الغمه، ج‏۲، ص‏۳۶۷ .

۱۲) مریم/۱۲ .

۱۳) احقاف/۱۵ .

۱۴) کافى، مولد ابى جعفر محمد بن على الثانى، حدیث ۳ .

۱۵) المیزان، ج‏۱۴، ص‏۵۵ .

۱۶) یوسف/۱۰۸ .

۱۷) تفسیر قمى، ج‏۱، ص‏۳۵۸ .

۱۸) المیزان، ج‏۲۰، ص‏۳۰۷ .

۱۹) قمر/۲۴ .

۲۰) همان/۲۵ .

۲۱) کشف الغمه، ج‏۳، ص‏۲۱۶/ معجم رجال الحدیث، ج‏۱۵، ص‏۲۶ .

۲۲) المیزان، ج‏۱۷، ص‏۲۱۶، ذیل آیه ۴۸ سوره ص .

۲۳) زخرف/۸۷ .

۲۴) المیزان، ج‏۱۸، ص‏۱۲۸ .

۲۵) المیزان، ذیل سوره توحید .

۲۶) نجاشى در مورد وى مى‏نویسد: وى در زمان امام عسکرى علیه السلام از نویسندگان آل طاهر بود . او داراى اعتقادات فاسد و در نقل حدیث ضعیف مى‏باشد. (رجال نجاشى، ص‏۸۰). شیخ طوسى نیز احمد سیارى را در کتاب رجال خود، بدون این که تایید یا توثیق نماید، در ردیف راویان امام هادى و امام عسکرى علیهماالسلام به شمار آورده است. (رجال الشیخ، ص ۳۸۴ و ۳۹۷). اما در کتاب فهرست ‏خویش او را شدیداً تخطئه و تضعیف کرده و به اعتقادات نادرست وى اشاره نموده است. (فهرست ‏شیخ طوسى، ص‏۲۳).

۲۷) معجم رجال الحدیث، ج‏۳، ص‏۷۳ .

۲۸) مائده/۳۳ .

۲۹) تفسیر العیاشى، ج‏۱، ص‏۳۱۵ .

۳۰) وسائل الشیعه، ج‏۲۸، ص‏۲۵۳ .

۳۱) تفسیر عیاشى، ج‏۱، ص‏۳۱۹/ جلوه‏هایى از نور قرآن، ص‏۱۳۷ . منبع:مجله مبلغان، شماره ۴۵ ، عبدالکریم پاک‏نیا

منبع:مجله مبلغان، شماره ۴۵ ، عبدالکریم پاک‏نیا

دحوالارض(گسترش زمین)

1920-1080-dahvolarz

دحوالارض(گسترش زمین)

روز بیست و پنجم ذیقعده، هم زمان با دحوالارض است. «دَحو» به معنای بسط و گسترش است.[۱] بعضی نیز آن‌را به معنای تکان دادن چیزی از محل اصلی‌اش تفسیر کرده‌اند.[۲]

منظور از دحوالارض(گسترده شدن زمین) این است که در آغاز، تمام سطح زمین را آب‌های حاصل از باران‌های سیلابی نخستین فراگرفته بود.

این آب‌ها، به تدریج در گودال‌های زمین جای گرفتند و خشکی‌ها از زیر آب سر برآوردند و روز بروز گسترده‌تر شدند. از طرف دیگر، زمین در آغاز به صورت پستی‌ها و بلندی‌ها یا شیب‌های تند و غیر قابل سکونت بود. بعدها باران‌های سیلابی مداوم باریدند، ارتفاعات زمین را شستند و دره‌ها گستردند. اندک اندک زمین‌های مسطح و قابل استفاده برای زندگی انسان و کشت و زرع به وجود آمد. مجموع این گسترده شدن، «دَحو الارض» نام‌گذاری می‌شود.[۳] بنابر این دحوالارض یعنی گسترش یافتن زمین.

دحوالارض در قرآن

در قرآن کریم به دحوالارض اشاره شده است. آن‌جا که می‌فرماید: «و زمین را بعد از آن گسترش داد».[۴] بیشتر مفسران، در ذیل این آیه، مسئله دحوالارض را مطرح کرده‌اند.

در کتاب‌های دعا و سنن امامیه روزى به عنوان «دحو الارض» ثبت شده است که روز بیست و پنجم ماه ذیقعده است، براى روزه و عبادت این روز ثواب بسیار نوشته‌‏اند، و در این روز نماز و دعاى مخصوصى وارد شده است. دعاى این روز مشتمل بر مضامین عالى اخلاقى – اجتماعى و طلب رحمت و توفیق توبه و پیروزى اهل حق می‌باشد. گویا تعیین یک روز خاص رمزی است از دوره‌‏اى که زمین از وضع پیشین متحول شده و چهره سوزان و خشمناک آن به تدریج به صورت رحمت درآمده و زمین و هوا آماده براى پیدایش آب و گیاه و انسان گشت.[۵]

فضیلت روز دحوالارض

راوی می‌گوید: «به هنگام جوانى در شب بیست و پنجم ذی‌قعده به همراه پدرم در خدمت امام رضا(ع) شام خوردیم، پس امام(ع) فرمود: شب بیست و پنجم ماه ذى القعده حضرت ابراهیم و حضرت عیسى بن مریم- که بر آنان درود باد- متولد شدند. و زمین در آن شب از زیر کعبه گسترش پیدا کرد، و نیز فضیلتى در این شب وجود دارد که هیچ‌کس از آن یاد نکرده است و آن این است که هر کس در آن روز روزه بگیرد مانند کسى است که شصت ماه روزه گرفته باشد».[۶]

اعمال شب و روز دحوالارض

  1. قیام به عبادت و شب زنده‌داری در این شب که ثواب آن برابر است با ثواب صد سال عبادت و شب زنده‌داری.[۷]
  2. روزه گرفتن که در روایات به آن تأکید شده و دارای ثواب زیادی است.[۸]
  3. در این روز مستحب است خواندن این دعا:

«اللَّهُمَّ دَاحِیَ الْکَعْبَهِ وَ فَالِقَ الْحَبَّهِ وَ صَارِفَ اللَّزْبَهِ وَ کَاشِفَ الْکُرْبَهِ أَسْأَلُکَ فِی هَذَا الْیَوْمِ مِنْ أَیَّامِکَ الَّتِی أَعْظَمْتَ حَقَّهَا وَ قَدَّمْتَ سَبْقَهَا وَ جَعَلْتَهَا عِنْدَ الْمُؤْمِنِینَ وَدِیعَهً وَ إِلَیْکَ ذَرِیعَهً وَ بِرَحْمَتِکَ الْوَسِیعَهِ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ الْمُنْتَجَبِ فِی الْمِیثَاقِ الْقَرِیبِ یَوْمَ التَّلَاقِ فَاتَّقِ‏ کُلَّ رَتْقٍ وَ دَاعٍ إِلَى کُلِّ حَقٍّ وَ عَلَى أَهْلِ بَیْتِهِ الْأَطْهَارِ الْهُدَاهِ الْمَنَارِ دَعَائِمِ الْجَبَّارِ وَ وُلَاهِ الْجَنَّهِ وَ النَّارِ وَ أَعْطِنَا فِی یَوْمِنَا هَذَا مِنْ عَطَائِکَ الْمَخْزُونِ غَیْرَ مَقْطُوعٍ وَ لَا مَمْنُونٍ تَجْمَعُ لَنَا التَّوْبَهَ وَ حُسْنَ الْأَوْبَهِ یَا خَیْرَ مَدْعُوٍّ وَ أَکْرَمَ مَرْجُوٍّ یَا کَفِیُّ یَا وَفِیُّ یَا مَنْ لُطْفُهُ خَفِیٌّ الْطُفْ لِی بِلُطْفِکَ وَ أَسْعِدْنِی بِعَفْوِکَ وَ أَیِّدْنِی بِنَصْرِکَ وَ لَا تُنْسِنِی کَرِیمَ ذِکْرِکَ بِوُلَاهِ أَمْرِکَ وَ حَفَظَهِ سِرِّکَ وَ احْفَظْنِی مِنْ شَوَائِبِ الدَّهْرِ إِلَى یَوْمِ الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ وَ أَشْهِدْنِی أَوْلِیَاءَکَ عِنْدَ خُرُوجِ نَفْسِی وَ حُلُولِ رَمْسِی وَ انْقِطَاعِ عَمَلِی وَ انْقِضَاءِ أَجَلِی اللَّهُمَّ وَ اذْکُرْنِی عَلَى طُولِ الْبِلَى إِذَا حَلَلْتُ بَیْنَ أَطْبَاقِ الثَّرَى وَ نَسِیَنِی النَّاسُونَ مِنَ الْوَرَى وَ أَحْلِلْنِی دَارَ الْمُقَامَهِ وَ بَوِّئْنِی مَنْزِلَ الْکَرَامَهِ وَ اجْعَلْنِی مِنْ مُرَافِقِی أَوْلِیَائِکَ وَ أَهْلِ اجْتِبَائِکَ وَ أَصْفِیَائِکَ وَ بَارِکْ لِی فِی لِقَائِکَ وَ ارْزُقْنِی حُسْنَ الْعَمَلِ قَبْلَ حُلُولِ الْأَجَلِ بَرِیئاً مِنَ الزَّلَلِ وَ سُوءِ الحطل [الْخَطَلِ‏] اللَّهُمَّ وَ أَوْرِدْنِی حَوْضَ نَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ وَ اسْقِنِی مَشْرَباً رَوِیّاً سَائِغاً هَنِیئاً لَا أَظْمَأُ بَعْدَهُ وَ لَا أُخَلَّا وِرْدَهُ وَ لَا عَنْهُ أُذَادُ وَ اجْعَلْهُ لِی خَیْرَ زَادٍ وَ أَوْفَى مِیعَادٍ یَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ اللَّهُمَّ وَ الْعَنْ جَبَابِرَهَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ لِحُقُوقِ أَوْلِیَائِکَ الْمُسْتَأْثِرِینَ اللَّهُمَّ وَ اقْصِمْ دَعَائِمَهُمْ وَ أَهْلِکْ أَشْیَاعَهُمْ وَ عَامِلَهُمْ [عَالِمَهُمْ‏] وَ عَجِّلْ مَهَالِکَهُمْ وَ اسْلُبْهُمْ مَمَالِکَهُمْ وَ ضَیِّقْ عَلَیْهِمْ مَسَالِکَهُمْ وَ الْعَنْ مَسَاهِمَهُمْ [مُسَاهِمَهُمْ‏] وَ مَشَارِکَهُمْ [مُشَارِکَهُمْ‏] اللَّهُمَّ وَ عَجِّلْ فَرَجَ أَوْلِیَائِکَ وَ ارْدُدْ عَلَیْهِمْ مَظَالِمَهُمْ وَ أَظْهِرْ بِالْحَقِّ قَائِمَهُمْ وَ اجْعَلْهُ لِدِینِکَ مُنْتَصِراً وَ بِأَمْرِکَ فِی أَعْدَائِکَ مُؤْتَمِراً اللَّهُمَّ احْفَظْهُ [احففه‏] بِمَلَائِکَهِ النَّصْرِ وَ بِمَا أَلْقَیْتَ إِلَیْهِ مِنَ الْأَمْرِ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ مُنْتَقِماً لَکَ حَتَّى تَرْضَى وَ یَعُودَ دِینُکَ بِهِ وَ عَلَى یَدَیْهِ جَدِیداً غَضّاً وَ یُمَحِّصَ الْحَقَّ مَحْصاً وَ یَرْفَضَ الْبَاطِلَ رَفْضاً اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ وَ اجْعَلْنَا مِنْ صَحْبِهِ وَ أُسْرَتِهِ وَ ابْعَثْنَا فِی کَرَّتِهِ حَتَّى نَکُونَ فِی زَمَانِهِ مِنْ أَعْوَانِهِ اللَّهُمَّ أَدْرِکْ بِنَا قِیَامَهُ وَ أَشْهِدْنَا أَیَّامَهُ وَ صَلِّ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِ السَّلَامُ وَ ارْدُدْ إِلَیْنَا سَلَامَهُ وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ»‏.[۹]

  1. خواندن دو رکعت نماز هنگام ظهر به این کیفیت که در هر رکعت آن یک‌بار سوره «حمد» و پنج مرتبه سوره «والشمس» خوانده شود و سپس بعد از سلام دادن نماز گفته شود: «لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ، یَا مُقِیلَ الْعَثَرَاتِ أَقِلْنِی عَثْرَتِی یَا مُجِیبَ الدَّعَوَاتِ أَجِبْ دَعْوَتِی یَا سَامِعَ الْأَصْوَاتِ اسْمَعْ صَوْتِی وَ ارْحَمْنِی وَ تَجَاوَزْ عَنْ سَیِّئَاتِی وَ مَا عِنْدِی یَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ»‏.[۱۰]

پی نوشت

[۱]. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ‏۱۴، ص ۲۵۱، دار صادر، بیروت، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق.

[۲]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق: داودی، صفوان عدنان، ص ۳۰۸، دارالقلم‏، الدار الشامیه، دمشق، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.

[۳]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏۲۶، ص ۱۰۱، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.

[۴]. نازعات، ۳۰، «وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِکَ دَحاه».

[۵]. طالقانی، سید محمود، پرتوی از قرآن، ج ‏۳، ص ۱۰۶، پاورقی، شرکت سهامی انتشار، تهران، چاپ چهارم، ۱۳۶۲ش.

[۶]. شیخ صدوق، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص ۷۹، دار الشریف الرضی للنشر، قم، چاپ دوم، ۱۴۰۶ق. «أَبِی ره قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِیسَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنْ أَبِی طَاهِرِ بْنِ حَمْزَهَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الْوَشَّاءِ قَالَ کُنْتُ مَعَ أَبِی وَ أَنَا غُلَامٌ فَتَعَشَّیْنَا عِنْدَ الرِّضَا ع لَیْلَهَ خَمْسٍ وَ عِشْرِینَ مِنْ ذِی الْقَعْدَهِ فَقَالَ لَیْلَهُ خَمْسٍ وَ عِشْرِینَ مِنْ ذِی الْقَعْدَهِ وُلِدَ فِیهَا إِبْرَاهِیمُ وَ وُلِدَ فِیهَا عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ ع وَ فِیهَا دُحِیَتِ الْأَرْضُ مِنْ تَحْتِ الْکَعْبَهِ وَ أَیْضاً خَصْلَهٌ لَمْ یَذْکُرْهَا أَحَدٌ فَمَنْ صَامَ ذَلِکَ الْیَوْمَ کَانَ کَمَنْ صَامَ سِتِّینَ شَهْرا».

[۷] . ابن طاووس، على بن موسى‏، إقبال الأعمال، ج ۱، ص ۳۱۲، دار الکتب الإسلامیه‏، تهران، چاپ دوم، ۱۴۰۹ ق.

[۸]. همان، ص ۳۱۰ و ۳۱۲.

[۹]. همان، ص ۳۱۲ – ۳۱۳.

[۱۰]. همان، ص ۳۱۴.

منبع: اسلام کوئیست

جلسه شورای فرهنگی و اجتماعی دانشگاه فرهنگیان استان خراسان رضوی

98486_1556349534_706_397

جلسه استانی شورای فرهنگی و اجتماعی دانشگاه فرهنگیان با حضور  مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه فرهنگیان خراسان رضوی، رئیس پردیس و مراکز دانشگاه فرهنگیان در استان و نیز کارشناسان فرهنگی هنری استان برگزار گردید .

در این جلسه مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه فرهنگیان خراسان رضوی، ضمن گرامیداشت بیست و سوم ذیقعده و نقل روایتی از امام رضا علیه السلام بر بهره برداری از برکات روز زیارتی امام هشتم علیه السلام تاکید کرد.

حجت الاسلام و المسلمین جودکی اراکی با اشاره به فرمایش امام راحل عظیم الشان مبنی بر نعمت بودن جنگ، هفته دفاع مقدس را هفته یادآوری دلیرمردی ها و غیرتمندی همه اقشارملت ایران و مظهر ولایتمداری و عزت مندی مردم ایران معرفی کرد و بر تجلیل شایسته و بزرگداشت این هفته همزمان با آغاز سال تحصیلی تاکید کرد.

وی با اشاره به اینکه جنگ را جوانان اداره کردند افزود؛ امروز نیز باید تلاش کنیم تشکل های دانشجویی عهده دار برگزاری برنامه ها باشند و دانشگاه تا حد ممکن پشتیبانی لازم از تشکل های دانشجویی داشته باشد.ایشان در پایان بر انتقال لایه های عمیق دفاع مقدس و پاسخگویی به سوالات و شبهات دانشجویان تاکیدکرد و گفت: علاوه بر پرداختن به لایه های اساسی و انعکاس شور دفاع مقدس با آزین بندی،عطرافشانی، غبارروبی باید زمینه ای فراهم کرد تا رزمندگان و ایثارگران دفاع مقدس با حضور در جمع دانشجویان به تبیین خاطرات جنگ، جانبازی، اسارت و…. بپردازند.

اعضای محترم حاضر در جلسه، پیشنهادات خویش را مبنی بر نحوه شروع سال تحصیلی جدید ، گرامیداشت هفته دفاع مقدس و دوره آموزش مدیریت برنامه ریزی اردویی ویژه دانشجویان،ارائه کردند.

 

دوران دانشجویی بهترین فرصت برای ریشه دار شدن انسان‌هاست

img_0247

دوران دانشجویی بهترین فرصت برای ریشه دار شدن انسان‌هاست/ خیلی از مدیران، عدالتخواهی دانشجویان را برنمی‌تابند

به گزارش مرکز ارتباطات و اطلاع رسانی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها (مأوا)، حجت الاسلام والمسمین محمدیان ، رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها (مأوا)، در افتتاحیه بیست و نهمین نشست جنبش عدالتخواه دانشجویی گفت: انسان‌هایی که بی‌ریشه بزرگ شوند و به شهرت برسند به سرعت ضربه خواهند خورد. به دنبال ریشه‌ها باشید که در روایت‌ها داریم که روز قیامت از انسان‌ها پیرامون عمر و جوانیشان پرسش می‌شود. جوانی و دوران دانشجویی بهترین فرصت برای ریشه دار شدن انسان‌هاست. دنبال عمیق شدن در این زمان‌ها باشید تا اگر ریشه پیدا نکنید نه طوفان بلکه باد کوچک شما را از میان خواهد برد. وی تصریح کرد: انسان‌های بسیاری بودند که با مبالغ اندک خود را ارزان معاوضه یا فروختند و لذا اگر اهل فکر و مطالعه دقت و نقد و پرسش و کنکاش نباشید در آینده احساس می‌کنید که ضرر کرده‌اید.

رئیس نهاد نمایندگی در دانشگاه‌ها با بیان اینکه شهرت، ثروت، غضب، خیانت، توهمات و شهوت احساساتی هستند که انسان را می‌برد و در این میان طبق آیه قرآن کسی که می‌خواهد سنگین باشد باید از حق کمک گرفته و اگر وزن شما سنگین شد زندگی شما رو به انسانیت خواهد رفت. در این میان برای سنگین شدن می‌بایست مطالعه کرد.

وی افزود: اگر مدیریت خدا را بفهمیم در دنیا می‌توانیم زندگی خوبی داشته باشیم و به کمال برسیم. اگر کسی نداند که در کجای دنیا قرار دارد شکست می‌خورد تمام انبیا آمده‌اند تا به انسان‌ها بفهمانند که دنیا مدیری دارد و ضوابطی را هم وضع کرده است.

حجت الاسلام و المسلمین محمدیان با اشاره به بحث اختیار انسان‌ها گفت: اختیار یکی از ارکان مثبت خداوند دادن اختیار به انسانهاست اما مجبوریم که مختار باشیم و بعد از رشد و بلوغ انسان‌ها تنها حوزه‌ای از اختیارش را خداوند به انسان‌ها سپرده است.

وی با بیان اینکه زیبا‌ترین بخش آفرینش خلق انسان بود خداوند به خود احسنت گفت ادامه داد: خدای متعال بندگان را هدایت می‌کند و نباید فکر کنیم که خداوند ما را‌‌ رها کرده است راه کمال انسان‌ها این است که مواظب روزنه‌های هدایت خداوند در زندگی باشیم. زمانی که به شما تلنگری می‌زنند اگر هم تلخ بود در راه خداوند سجده کنید. وی ادامه داد: هدایت و حمایت بیرونی از تشکل‌ها را اهانت به آن‌ها می‌دانیم هر کس به نوبه خود وظیفه‌ای دارد که باید به آن عمل کند. تشکل‌ها باید کار خود را انجام دهند. نهاد رهبری وظیفه دارد که از تمام تشکل‌ها با تمام سلایق حمایت کند ولی اگر نکرد نباید تشکلی نیازمند حمایت و هدایت بیرونی باشد.

حجت الاسلام والمسلمین محمدیان با بیان اینکه عدالتخواهی هزینه دارد و اگر اهل پرداخت آن نیستید عدالتخواه هم نباشید بیان داشت: خیلی از مدیران عدالتخواهی دانشجویان را برنمی‌تابند و با بخشنامه و نامه‌ها هم درست نخواهد شد در این میان دانشحویان باید ظرفیت‌های خود را در داخل افزایش دهند‌‌ همان طور که می‌دانید بیشترین هزینه را در تاریخ امام علی علیه السلام به دلیل عدالتخواهی دادند امروز هم تکفیری‌ها به دلیل منتصب بودن شیعیان به امام علی علیه السلام آن‌ها را می‌کشند.

وی در پایان خاطرنشان کرد: ما وظایفی را برعهده داریم و در جلسات متعدد مشکلات تشکل‌ها را بررسی می‌کنیم.

به بهانه روز زیارتی امام رضا(ع)؛ آداب زیارت امام مهربانیها

50781679789407439192

۲۳ذی قعده روز زیارتی حضرت رضا(ع) است. زیارت یکی از ویژگی های فرهنگ تشیع است و دست کم می توان گفت در هیچ یک از مذاهب اسلامی «زیارت» از چنین جایگاهی برخوردار نیست. احادیث بسیاری از ائمه اطهار(ع) در آداب زیارت وارد شده و فلسفه و هدف آن تبیین شده است.

علمای شیعه نیز از همان قرن های آغازین ادعیه و زیارات وارده را گردآوری کرده اند. کتاب ارجمند کامل الزیارات یکی از این آثار کهن و برجسته است. در این کتاب آداب زیارت امام رضا(ع) چنین روایت شده است:هرگاه به زیارت قبر علی بن موسی الرضا(ع) در توس رفتی هنگام خروج از منزلت غسل کن و در وقت غسل بگو: خدایا من را پاک و دلم را پاکیزه نما، سینه ام را فراخ کن، و مدح و ستایش خودت را بر زبانم جاری کن، زیرا هیچ قوه و نیرویی وجود ندارد مگر به واسطه تو، خدایا این غسل را برای من پاک کننده و شفاء و نور قرار بده.

و هنگامی که از منزل خارج شدی جنب درب بایست و بگو:

خدایا صورتم را به سوی تو متوجه کردم، و اهل و مالم و آن چه را که به من عطاء کردی پیش تو گذاردم و به تو اطمینان کردم پس مرا ناامید مکن ای کسی که هر که را تو اراده کنی او ناامید نمی شود و آن کس را که حفظ کنی ضایع نمی شود و هنگامی که به سلامت به مقصد رسیدی غسل کن .سپس جامه ات را بپوش و پای برهنه درحالی که با وقار و آرامش حرکت می کنی گام بردار و درحال حرکت تکبیر (الله اکبر) و تهلیل (لااله الا الله) و تسبیح(سبحان الله) و تحمید (الحمدلله) بگو و خدا را به مجد و بزرگی یاد کن.

سعی کن قدم هایت را کوتاه برداری و در موقع داخل شدن به روضه منوره آن حضرت بگو: کمک می جویم به نام خدا و ذات اقدسش و شهادت می دهم که بر شریعت و ملت رسول خدا، هستم، شهادت می دهم که معبودی غیر از خدا نیست، او یکتاست و شریک و انبازی ندارد، و شهادت می دهم که محمد بنده و فرستاده اش می باشد و شهادت می دهم که علی ولی خدا است. سپس به طرف قبر مطهرش اشاره کن و رو به صورت قبر کن و قبله را پشت سر بگیر و بگو: شهادت می دهم که معبودی غیر از خدا نبوده و او تنهاست و انبازی ندارد، وشهادت می دهم که محمد (ص) بنده و فرستاده اش بوده و سرور اولین و آخرین است، شهادت می دهم که او آقای انبیاء و فرستاده شدگان است، خدایا رحمتت را بر محمد که بنده و رسول و نبی تو و سرور تمام خلائق می باشد بفرست، رحمتی که غیر از تو دیگری بر احصاء و تعیین اندازه اش قادر نیست.

خدایا رحمتت را بر امیر مومنان علی بن ابی طالب(ع) که بنده و برادر رسولت بوده و کسی است که او را برگزیدی و راهنما برای هر کس از مخلوقات که بخواهی و دلیل و نشانه بر کسی که او را به رسالت برانگیخته ای قرارش دادی بفرست، او در روز قیامت به عدل تو حکم می‌کند و منازعات بین مخلوقات را فیصله می دهد، نگاهبان بر تمام امور است و درود و رحمت و برکات خدا بر او باد.خدایا رحمتت را بر فاطمه که دختر پیغمبر و همسر ولی تو و مادر دو سبط پیامبرت یعنی حسن و حسین که دو سرور جوانان اهل بهشت هستند می باشد بفرست.

خدایا رحمتت را بر حسن و حسین که دو سبط پیغمبرت بوده و دو سرور جوانان اهل بهشت هستند بفرست ایشان به پا خاسته اند بین خلق تو، نشانه و دلیل هستند بر کسی که او را به رسالت و پیغمبری برانگیخته ای به عدل تو در روز قیامت حکم می کنند و منازعات بین مردم را فیصله می دهند.

خدایا رحمتت را بر علی بن الحسین که سرور عابدین و بنده تو بوده بفرست، بین خلق تو به پا خاسته و جانشین تو بر خلق است، نشانه و دلیل است بر کسی که او را به رسالت و پیغمبری برانگیخته ای به عدل تو در روز قیامت حکم می کند و منازعات بین مردم را فیصله می دهد.

خدایا رحمتت را بر محمد بن علی که بنده و ولی دینت و جانشین تو در زمین هست بفرست، شکافنده و تشریع کننده علم انبیاء است، عدل تو را به پا نموده و به دینت و دین پدران صادق و راستگویش مردم را دعوت کرده است، خدایا رحمتی بر او بفرست که غیر از تو دیگری بر احصاء و تعیین مقدارش قادر نباشد.

خدایا رحمتت را بر جعفر بن محمد که صادق و عبد و ولی دین و حجت تو بر تمام خلائق است بفرست، راستگو و نیکوکار می باشد. خدایا رحمتت را بر موسی بن جعفر که کاظم (مسلط بر خشم) و بنده نیکوکار تو است بفرست زبان تو در بین مخلوقاتت بوده، به علم تو سخن گفته و حجت تو بر مردمان است خدایا رحمتی بر او بفرست که غیر از تو دیگری بر احصاء و تعیین مقدارش قادر نباشد.

خدایا رحمتت را بر علی بن موسی که رضا و خشنود و پسندیده تو است بفرست، بنده تو و ولی دینت می باشد، عدل تو را به پا کرده و مردم را به دین تو و دین پدران صادق و راستگویش دعوت کرده خدایا رحمتی بر او بفرست که غیر از تو دیگری بر احصاء و تعیین مقدارش قادر نباشد.

خدایا رحمتت را بر محمد بن علی و علی بن محمد که به امر تو به پا خاسته و از طرف تو اداء وظیفه نمودند بفرست، آن دو شاهد و ناظر بر خلق بوده و ستون های دین و قوام بخش آن هستند خدایا رحمتی بر آن ها بفرست که غیر از تو دیگری بر احصاء و تعیین مقدارش قادر نباشد.

خدایا رحمتت را بر حسن بن علی که به امر تو عمل کرد و در بین خلق تو به پا خاست بفرست حجت تو است و از طرف پیغمبرت اداء وظیفه کرد و شاهد و ناظر تو است بر خلائق، به کرامت تو اختصاص داده شده و به طاعت تو و طاعت رسولت مردم را دعوت کرده است.

خدایا رحمت خود را بر تمام ایشان شامل گردان، رحمتی که غیر از تو دیگری بر احصاء و تعیین مقدارش قادر نباشد.

خدایا رحمتت را بر حجت و ولی خود که قائم در بین مردم است بفرست، رحمتی فراوان و غیرقابل زوال، خدایا در فرج حجتت شتاب کن و او را یاری فرما، خدایا در دنیا و آخرت ما را با او قرار بده.

خدایا به واسطه زیارت و محبت ایشان به تو تقرب می جویم، دوستدارانشان را دوست و دشمنانشان را دشمن دارم، خیر دنیا و آخرت را به واسطه ایشان نصیب من گردان، در دنیا و آخرت غم و اندوهم را به واسطه ایشان برطرف فرما، به واسطه ایشان هول و وحشت های قیامت را از من برکنار بدار.

سپس بالای سر مبارک بنشین و بگو: درود بر تو ای حجت خدا، درود بر تو ای ولی خدا، درود بر تو ای نور خدا در تاریکی های زمین، درود بر تو ای ستون دین، درود بر تو ای وارث آدم برگزیده، درود بر تو ای وارث نوح پیغمبر خدا، درود بر تو ای وارث ابراهیم خلیل ا…، درود بر تو ای وارث موسی کلیم و سخن گوی با خدا، درود بر تو ای وارث عیسی ، درود بر تو ای وارث حضرت محمد (ص) محبوب خدا، درود بر تو ای وارث حضرت امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام ولی خدا، درود بر تو ای وارث حضرت امام حسن و امام حسین علیهما السلام دو سرور جوانان اهل بهشت، درود بر تو ای وارث حضرت علی بن الحسین (ع) سرور عابدین، درود بر تو ای وارث حضرت محمدبن علی(ع) شکافنده و تشریح کننده علوم اولین و آخرین، درود بر تو ای وارث حضرت جعفر بن محمد (ع) صادق و نیکوکار و پرهیزکار و پاکیزه، درود بر تو ای وارث حضرت موسی بن جعفر (ع) مسلط بر خشم و غضب خود، درود بر تو ای راستگو و ای شهید ، درود بر تو ای وصی و نیکوکار و پرهیزکار، شهادت می دهم که تو نماز را بپاداشتی و زکات را داده و به معروف امر و از منکر و قبیح نهی فرمودی و خدا را خالصانه پرستیدی تا وقتی که اجل تو را دریافت.

درود بر تو ای اباالحسن (ع) و رحمت و برکات خدا نیز بر تو باد.

سپس تکیه بر قبر کن و بگو: خدایا از سرزمین خود که حرکت کردم تو را قصد کرده و شهرها را که طی کرده و پشت سر نهاده ام به نیت تو حرکت کرده ام به امید این که رحمتت شامل حالم شود پس مرا ناامید مکن و بدون این که حاجتم را روا کنی به وطنم برمگردان، خدایا به آمدنم بر قبر پسر برادر پیامبر و رسولت (ص) رحم نما و من را مورد عنایت قرار بده، ای علی بن موسی الرضا (ع) پدر و مادرم فدایت!به نزدت آمده ام در حالی که زائر و مسافر بوده و از جنایت هایی که بر نفس خویش کرده و بار گناهی که بر پشتم سنگینی می کند به تو پناهنده شده ام پس در روز حاجت و نیازمندی ام شفیع من نزد پروردگار باش چه آن که تو نزد خدا مقامی پسندیده داری و در دنیا و آخرت پیش حق تعالی وجیه و آبرومند می باشی. سپس دست راست را بلند و دست چپ را بر روی قبر بگذار و بگو:بار خدایا من به واسطه حب و دوستی ایشان به تو تقرب می جویم، خدایا من آخرین نفر ایشان را دوست دارم همان طوری که اولین نفرشان را دوست دار هستم، و بی زاری می جویم از هر بیگانه ای نسبت به آنها.سپس به پایین پای مبارک برو و بگو: یا اباالحسن(ع) رحمت خدا بر تو، رحمت خدا بر تو و بر روح و بر جسم تو، صبر کرده و در مشکلات و ناملایمات شکیبا بودی، تو راستگو و مورد تصدیق می باشی، خدا بکشد کسانی را که تو را با دست ها و زبان ها کشتند.

سپس در لعنت بر قاتلان امیرالمومنین(ع) و امام حسین(ع) و تمام قاتلین اهل بیت رسول خدا (ص) اصرار کن.

سپس از پشت قبر به بالا سر برگرد و در آنجا دو رکعت نماز به این کیفیت بخوان: در رکعت اول سوره حمد و یس و در رکعت دوم بعد از حمد سوره الرحمن را قرائت کن.

و پس از فراغت از آن برای خود بسیار دعا کن و در تضرع و زاری مبالغه نما و برای پدر و مادر و برادران ایمانی خود تا می توانی دعا کن و هر مقداری که خواستی در آن جا اقامت کن.

و سپس دو رکعت نماز را نزدیک قبر مطهر به جا بیاور.

نگاه ۲/گزارش حیات طیبه(معلم تمدن ساز)

delshad

استقبال زردقناری ها از بچه محل های امام رضاعلیه السلام

همزمان با حضور دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان خراسان رضوی در دوره تربیتی و آموزشی حیات طیبه به میزبانی مرکز آموزش عالی شهید رجایی اصفهان، زرد قناری های نصف جهانی از بچه محل های امام رضا(ع)  استقبال کردند. اهدای گل و اعطای بسته های فرهنگی همزمان با نوای «اصفهان، شهر آب وآیینه» همدلی را در قاب اسقبال شایسته به یادگار گذاشت. «اصفهان، شهر گنبدهای فیروزه ای»، «اصفهان، شهر شهیدان خدا»، «اصفهان، پایتخت تمدن و فرهنگ اسلام وایران» شناسنامه هویتی اصفهانی ها بود که در آیین استقبال به میهمانی گاه بر و بچه های خراسان رضوی رفت.

کرسی آزاد اندیشی؛ تمرین همدلی

تجربه آزاد اندیشی در قاب یک کرسی آزاد چه خوب «همدلی» را سرمشق فعالیت های تشکل دانشجویی کرد.در دومین روز حضور در دیار تمدن و فرهنگ اسلامی در کرسی های «معلم تمدن ساز»؛ میهمان هم نشینی با کرسی آزاد اندیشی با محوریت «ازدواج دانشجومعلمان؛ آری یا خیر؟» شدیم.حضور استاد فرهیخته در میانه موافقان و مخالفان فصل الخطاب بحث های دانشجویی است؛ موافقان و مخالفان رویاروی هم با استدلال های ریزبینانه و بیان موشکافانه  همراه با حفظ احترام سعی در پیروزی را در میدان کرسی دارد. اما روایت پایانی که نگاه همه را جذب کرد؛ دیده بوسی و آغوش گیری موافقان و مخالفان بود که این نکته را میهمان ذهنم کرد تا سرمشق فعالیت های تشکلی باشد.

گلستان شهدا؛ تجربه یک حضور ناب

شکوه پایداری را در گلستان شهدا به نظاره نشستیم.حضور در گلستان شهدا، در برنامه های دومین روز از اردوی فرهنگی و تربیتی حیات طیبه(معلم تمدن ساز) با گشایش معبر دانایی و آگاهی به فرهنگ ناب ایثار و شهادت خاطرات بی بدیلی را آفرید.گلستان شهدا، جلو گاه انوار شهدایی است که در سایه گمنامی، نام آوران سرزمین سربازان خمینی(ره) شدند. روایت دفاع هشت ساله در همگامی با حضور در خاک قدوم یاران امام(ره) بر و بچه های حیات طیبه ای را  میهمان یادمان طلاییه، شلمچه، سوسنگرد در همراهی با کاروان های راهیان نور کرد. گام به گام در گذر از یادمان سروهای عاشق کشور که نام کوچکشان «ایرانی» و فامیلیشان «اسلامی» است؛ قیام دانشجو معلمان میهمان در ستایش خون هایی که نهال نوپای انقلاب اسلامی را آبیاری کردند تا امروز در شکوه ۳۷ سالگی در نگاه درختی تنومند از گزند آب و طوفان سربلند باشد، را در پی داشت.

تهیه گزارش: سید مصطفی نجفیان

 

 

 

 

 

بیانات صریح و شفاف رهبر انقلاب درباره مذاکرات هسته‌ای

delshad

بیانات صریح و شفاف رهبر انقلاب درباره مذاکرات هسته‌ای

پس از برخی اظهارنظرها در رسانه‌ها و جراید مختلف درباره‌ی نظر رهبر انقلاب پیرامون مذاکرات هسته‌ای، دفتر مقام معظم رهبری امروز در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که مواضع صریح، شفاف و بدون تأویل رهبر انقلاب در مورد جمع‌بندی مسائل هسته‌ای در دیدارهای ایشان در ماه‌های اخیر بیان شده است و انتساب هر مطلبی خارج از این چارچوب فاقد اعتبار است. به همین مناسبت پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای KHAMENEI.IR مجموعه‌ای از بیانات صریح، شفاف و بدون تأویل رهبر معظم انقلاب را در دسترس عموم مردم قرار می‌دهد.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif حمایت از مذاکره در موضوع هسته‌ای و تعیین اهداف اصلی آن
رهبر انقلاب اسلامی در دیدارهای مختلف علی‌الخصوص دیدار کارگزاران نظام و خطبه‌های عید فطر، بخشی از بیاناتشان را به تبیین اهداف مذاکرات اختصاص دادند. مجموعه‌ی اهداف مذاکرات هسته‌ای جمهوری اسلامی را از اینجا بخوانید. [گزارشی از بیانات رهبر انقلاب | مذاکره؛ مبارزه]

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif تعیین چارچوب کلان مذاکرات و خطوط قرمز
در دور جدید مذاکرات هسته‌ای، رهبر انقلاب، پیش از ارائه‌ی متن جمع‌بندی نهایی، چارچوب کلان مذاکرات و خطوط قرمز مورد نظر جمهوری اسلامی ایران در این زمینه را در دیدار مداحان در بیستم فروردین، دیدار با دانشجویان دانشگاه امام حسین(علیه‌السلام) و دیدار کارگزاران نظام در ماه مبارک رمضان تعیین فرموده‌اند. پیش از این مجموعه‌ی این موارد در اینفوگرافیکی منتشر شده بود و هم‌اکنون نیز در این پیوند در دسترس است.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif شیوه‌ی انتقاد از روند مذاکرات
رهبر انقلاب در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام نکات مهمی را درباره اعضای تیم مذاکره‌کننده‌ی هسته‌ای و منتقدان آن‌ها بیان کردند. ایشان هیئت مذاکره‌کننده را هیئتى امین، غیور، شجاع، متدیّن دانستند و درباره انتقاد از آنها هم فرمودند: انتقاد بکنید لکن توجّه داشته باشید که انتقادها با لحاظِ این معنا باشد که آن طرف مقابل بعضى از عیوبى را که ما در انتقادمان ذکر میکنیم ممکن است میدانند، [امّا] خب به این نتیجه رسیده‌اند یا ضرورتها آنها را به اینجا کشانده یا به هر دلیل دیگرى. البتّه بنده نمیخواهم بگویم اینها معصومند؛ نه، معصوم نیستند؛ ممکن است انسان یک‌جاهایى در تشخیص، در عمل خطا هم بکند، امّا مهم این است که به امانت اینها و به دیانت اینها و به غیرت اینها و به شجاعت اینها ما اعتقاد داریم.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  ختم مذاکرات
رهبر انقلاب در تازه‌ترین بیاناتشان در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیأت دولت (۱۳۹۴/۰۶/۰۴) فرمودند: «آنچه مهم است این است که این مذاکرات را آقایان توانستند ختم کنند». ایشان از زمان اعلام پایان زمان مذاکرات و آغاز بررسی متن فراهم آمده تا کنون در خطبه‌های نماز عید فطر و دیدار با مسئولان نظام و سفرای کشورهای اسلامی، در پاسخ به نامه‌ی رئیس جمهور درباره‌ی پایان مذاکرات، دیدار با اعضای مجمع جهانی اهل‌بیت و همچنین در دیدار رئیس‌جمهور و اعضاى هیأت دولت، دیدگاه‌ها و نظراتشان درباره‌ی متن برجام و شرایط کشور و وظایف آحاد ملت و مسئولان را به‌صورت صریح و شفاف اعلام نموده‌اند که در جدول زیر مرور شده است.

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/30624/940610-Tavafogh%5B1%5D.jpg

نگاه۱/گزارش حیات طیبه(معلم تمدن ساز)

معلم تمدن ساز-مرکز تحقیقاتی نور

گام به گام تا میهمانی کریمه اهل بیت

راه آهن مشهد، قرار دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان خراسان رضوی است، حوالی ساعت یک دانشجومعلمان خراسان رضوی در تجدید دیگر در راه آهن، برای آغاز یک سفر با رویکرد اردویی، آموزشی، سیاحتی، زیارتی مصمم شدند، سفر آغاز شد؛ ساعت ۵ صبح روز بعد بچه ها عطر شهر کریمه اهل ببیت را استشمام کردند؛ ایستگاه نخست مسجد کوه حضرت خضر(ع) بود، بعد از گذر از راه های پر پیچ و خم اقامه نماز جماعت صبح در جوار گلزار شهدای ۱۴ شهید گمنام و مسجد کوه حضرت خضر همدلی دانشجومعلمان را به ارمغان آورد؛ بازدید از موسسه تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی (نور) دیگر برنامه حضور دانشجومعلمان در شهر مقدس قم بود، در دیگر گام زیارت حضرت فاطمه معصومه(س) حضوری بی نظیری را برای دانشجومعلمان به ارمغان آورد، حضور شایسته ای که خاطرات بی بدیلی را برای زائران دانشجومعلم خراسان رضوی در آغاز یک اردوی فراگیر خلق کرد، حضور در مسجد مقدس جمکران، اقامه نماز مغرب و عشاء، حضور در مهمان سرای مسجد مقدس جمکران و بهره گیری از دعای پرفیض کمیل آخرین برنامه های نخستین روز از اردوی دانشجومعلمان خراسان رضوی در قاب حضور در شهر مقدس قم بود.

تهیه و تنظیم گزارش : سید مصطفی نجفیان

 

طلوع آفتاب هشتمین فروغ امامت گرامی باد

24spnkkm3oxzb8qd2las

حضرت امام رضا(ع) یکی از دوازده فروغ امامت است که معارف معنوی قرآن و عترت را در مواقع مقتضی به اصحاب و شاگردان خویش تعلیم می‌داد و زمانی در پاسخ به پرسش‌ها پرتو افشانی می‌فرمود و نیز از طریق مباحث علمی و احتجاجات عقیدتی، کلامی و برهانی افاضه می‌فرمود، چنین برنامه هایی موجب گردید تا فرهنگ و اندیشه اسلامی، غنی و پربار گردد، باورها و ارزش‌های دینی صیانت شود. آن ستاره هشتم هدایت از عمده‌ترین پایه‌های دیانت و جوشان‌ترین چشمه‌های حکمت و یقین به شمار می‌رود که اسرار نبوت، ودایع رسالت و امامت بعد از پدر بزرگوارش حضرت امام کاظم(ع) به ایشان انتقال یافت. حضرت علی بن موسی‌الرضا(ع) فرزند پیشوای پاک و پارسایی است که در فرصت‌های مقتضی به رغم اختناق، فشارهای سیاسی و توطئه‌های گوناگون خلفای خلافکار معاصرش، به نشر احکام و معارف الهی پرداخت و میراث گرانقدری از فرهنگ سترگ اهل بیت(ع) را در دسترس علاقه‌مندان، در اعصار بعد قرار داد.

صبر، شجاعت، عبادت و تقوای امام هفتم و در یک کلام شخصیت ملکوتی آن حضرت در حدّی بوده است که در زمان خود کسی در برتری مقام ورع و معنویت آن وجود بابرکت هیچ گونه تردیدی نداشت. رنج‌های طاقت فرسایی که امام موسی کاظم(ع) در راه دفاع از اسلام و مبارزه با باطل متحمل گردید اشتیاق و رسالت ایشان را در جهت گسترش حق‌طلبی و حراست از اعتقادات آسمانی نشان می‌دهد.

مقام علمی و شخصیت معنوی امام رضا(ع) نیز مورد تأیید دوستان و دشمنان بوده و می‌باشد در زمانی که برخی علمای درباری و سیاستمداران منحرف در صدد آن بودند تا در فرهنگ اسلامی خدشه وارد نمایند آن بدر منیر با تعلیمات الهی راه اجداد و نیاکان و پدر پرهیزگارخویش را استمرار بخشید و موازین دینی ناب را از گزند انحراف و زوال رهانید و گام‌های ارزنده و مهمی در جهت تنویر افکار افراد جامعه و آشنایی مردم با چهره واقعی حکّام عباسی و نیز عدم مشروعیت آنان برداشت و لحظه‌ای از پرورش شاگردانی پرمایه، ارشاد مردم، دفاع از حریم حق و مقاومت در برابر باطل، غفلت ننمود و سرانجام در این مسیر به شهادت رسید.

مادری نیکوسرشت

مادر آن امام همام کنیزی از شمال آفریقا یا جنوب اروپا بود که به مدینه‌النبی انتقال یافت و او را تکتم مرسیه می‌نامیدند. یاقوت حموی مرسی را از شهرهای جزیره سیسیل می‌داند(۱) ولی برخی گفته‌اند این ناحیه همان بندر مارسی واقع در جنوب فرانسه است(۲) البته در حریم امام موسی بن جعفر(ع) او را تکتم صدا نمی‌کردند و مادر امام هفتم وی را که عروسش بود، طاهره نامید و گفته‌اند لقبش نجمه بود، هاشم معروف حسنی می‌گوید: امام رضا(ع) از مادری به نام خیزران زاده شد و اضافه می‌کند این زن، کنیزی از نوبیه (از نواحی سودان کنونی واقع در شمال آفریقا) به نام اروی ملقّب به شقراء بوده است.(۳) و در پاره‌ای منابع این بانو با کنیه امّ البنین(مادر فرزندان) معروف گردید و نامش را به استناد سروده‌ای تکتم ذکر کرده‌اند که ترجمه‌اش چنین است: «برترین مردم از نظر شخصیت، پدر، قبیله، و اجداد همانا علی (حضرت امام رضا(ع)) بزرگوار است. او را تکتم به عنوان هشتمین سمبل دانش و بردباری به عنوان امامی که حجت حق است برایمان به ارمغان آورد.»(۴)

امام کاظم(ع) تکتم را از مردی که اهل مغرب( مراکش کنونی واقع در شمال آفریقا) بود، برای مادر ارجمند خویش، حمیده مصفاه، ابتیاع فرمود. در ابتدا آن برده فروش آفریقایی نُه کنیز را به امام هفتم عرضه داشت، امّا، حضرت هیچ کدام را نپذیرفت و فردی جز آنها را خواستار گردید. برده فروش کنیز دیگری را نام برد که در آن زمان دچار بیماری و کسالت بود، امّا از ارائه‌اش اجتناب نمود، امام کاظم بازگشت و روز دوّم هشام بن حمران را مأمور نمود هشتاد دیناری را که فروشنده به عنوان بهای این کنیز می‌طلبد، به وی بپردازد او هم چنین کرد و آن فرد بیمار را خواستار گشت، لیکن مرد مزبور خودداری ورزید، مگر به شرط معرفی مردی که روز گذشته همراه با خریدار بوده است، هشام به او گفت: مردی از بنی هاشم است و توضیح بیشتری نداد.

در این هنگام تاجر مغربی به فرستاده امام گفت: این کنیز مریض را از اقصی نقاط مغرب برای خویش ابتیاع نموده است و به زنی از اهل کتاب برخورده و آن بانو از وی خواسته است تا

کنیز را به او بفروشد، امّا در جوابش، خاطرنشان ساخته است: فروشی نیست و به خودم تعلق دارد. آن زن در پاسخش گفته است: این فرد را شایسته تو نمی‌دانم. بلکه او برای مردی از بهترین انسان‌های روی زمین خواهد بود.(۵) پسری به دنیا می‌آورد که مردمان جهان تسلیم او می‌گردند و آن کنیز باکره بود.(۶)

هنگامی که امام هفتم آن کنیز را خریداری نمود، اصحاب خویش را فراخواند و به ایشان فرمود: وی را جز به فرمان خداوند متعال خریداری ننموده است و چون از حضرت چگونگی ماجرا را جویا شدند، فرمودند: در رؤیایی راستین ناگهان جدّم رسول خدا(ص) و پدرم که سلام خداوند بر آنان بود، به سویم آمدند در حالی که قطعه حریری با آن دو، بود و چون آن را گشودند، پیراهنی بود که تصویر این کنیز بر آن نقش گردیده بود. پس گفتند: ای موسی کاظم بهترین مردمان روی زمین پس از تو، از این کنیز برایت خواهد بود، آنگاه فرمان دادند نامش را علی بگذارم و افزودند خداوند توسط او، دادگری و دل سوزی را آشکار می‌گرداند، پس خوشا به حال آن کسی که وی را تصدیق نماید و وای بر حال آن که با او عداوت ورزد و انکارش نماید.(۷) امّا تکتم برترین زنان در عصر خود، در دانش، دیانت، پرهیزکاری و متانت بود.

آنگاه که حمیده مصفاه وی را مالک گردید به علامت تکریمش، هرگز در مقابلش بر زمین ننشست. از نمونه‌های شگفت انگیزی که حمیده برای فرزندش امام کاظم(ع) بیان داشت، این بود که: من شکی در پاکی او و نسل وی ندارم و این کنیز را به شما بخشیدم. همانا من در عالم رؤیا، رسول اکرم(ص) را مشاهده نمودم که خطاب به من فرمودند: ای حمیده، نجمه را به فرزندش موسی (ع) ببخش که همانا بزودی برایش بهترین مردمان زمین را بدنیا می‌آورد.(۸)

نوید نورانی

شیخ صدوق از یزید بن سلیط روایت کرده است که گفت: همراه جماعتی امام صادق(ع) را در راه مکّه ملاقات کردیم، در آن موقع به امام عرض نمودیم: پدر و مادرم فدایت، شما امامان پاکید و مرگ چیزی است که کسی را از آن گریزی نمی‌باشد، پس نکته‌ای بفرمائید تا به واپسین ماندگان خود برسانم، حضرت فرمود: آری این‌ها فرزندان من هستند و این بزرگ ایشان است، و اشاره فرمود به پسرش موسی کاظم(ع)، و در اوست علم، حلم، فهم، جود ومعرفت به آنچه مردم به آنها نیاز دارند در اموری از دین که دچار اختلاف شده‌اند و در اوست حسن خلق و حسن جوار(خوش همسایگی) و او دری است از ابواب خداوند متعال و در او صفتی است بهتر از این‌ها، عرض کردم: آن خصلت کدام است؟ فرمود خداوند عزّ و جلّ از او بیرون می‌آورد دادرس و فریادرس این امّت را و نیز نور و فهم و حکم این مردم را، بهتر زائیده شده و بهتر نورسیده. پروردگار توسط او خون‌ها را محفوظ می‌دارد، نزاع بین افراد را اصلاح می‌کند، پراکنده‌ها را متحد می‌نماید، شکسته با او التیام می‌یابد، برهنه پوشیده می‌شود و گرسنه سیر می‌گردد. امور خوفناک امنیت پیدا می‌کنند، مردمان مطیع فرمانش می‌گردند، بهترین خلایق باشد در هر حال چه در حال کهولت و چه میان سالی و چه در سنین کودکی و جوانی و قبل از رسیدن به سن بلوغ، عشیره‌اش به سبب او، سیادت می‌یابند. سخنش حکمت و سکوتش علم است برای مردم در آنچه دچار اختلاف گشته‌اند.(۹) این است پیش بینی حضرت امام صادق(ع) درباره حضرت امام رضا(ع).

زمانی که نجمه به حضرت علی بن موسی الرضا(ع) بارور گشت سنگینی حمل را حس نمی‌کرد و تسبیح، ذکر خداوند و تهلیل را از او می‌شنید در حالی که فرزندش در رحم بود. شیخ صدوق که از طریق اسناد معتبر این نکات را به نقل از مادر امام، روایت کرده است اضافه می‌کند: وی گفته است: چون چنین حالاتی را از درون خود گوش می‌دادم دچار خوف و هراس گشتم و وقتی از خواب بر می‌خاستم دیگر صدایی به گوشم نمی‌رسید (زیرا وی اذکار مورد اشاره را هنگامی که خواب بود از طفل خود می‌شنید.)(۱۰)

میلادی مبارک

سرانجام روز پنج شنبه یازدهم ربیع الاول سال ۱۵۳ هجری و پنج سال بعد از شهادت ششمین فروغ امامت در شهر مدینه حضرت امام رضا(ع) دیده به جهان گشود. البته شیخ کلینی زمان این ولادت با سعادت را سال ۱۴۸ هجری ذکر کرده و این خبر را صحیح‌تر دانسته است.(۱۱) شیخ مفید نیز با این قول موافق است.(۱۲) علامه مجلسی در بحارالانوار و کفعمی در مصباح منیر چنین نظری دارند امّا ابن شهر آشوب سروی مازندرانی نقل نخست را می‌پذیرد و می‌افزاید آن را غیاث بن امید از اهل مدینه شنیده است.

در هر حال امام رضا(ع) در میان سی و چند فرزند حضرت موسی بن جعفر(ع) به عنوان بزرگترین آنها، دانشمندتر، شریف‌تر، مقدس‌تر و زاهدتر، در این تاریخ مدینه را بوجود مبارک خویش غرق نور و سرور نمود.(۱۳)

با اعتماد به قول کلینی در «کافی» و طبرسی در «اعلام الوری»، ولادت امام رضا(ع) به فاصله کمتر از یک ماه بعد از شهادت امام ششم رخ داده است و مؤید آن خبری می‌باشد که از امام کاظم(ع) نقل گردیده است که آن حضرت بارها خطاب به فرزندان خویش می‌فرمود: این برادر شما، علی بن موسی «عالم آل محمد» است. راجع به امور دینی خود، از او بپرسیدو هرچه می‌گوید به ذهن خویش بسپارید چون من از پدرم جعفر بن محمد(ع) مکرر می‌شنیدم که می‌فرمود: عالم آل محمد در صلب توست و او همنام امیرالمؤمنین(ع) است و ای کاش من او را می‌دیدم.(۱۴)

آن روز که این وجود مبارک بدنیا آمد، نسیمی از نور، زمین را از عطر میلادش روشن ساخت، عرشیان و فرشتگان مقدم مُنورش را گلباران کردند، آسمان شادمان و آیینه بندان و زمین زیر چتر خورشیدی در انتظار در آغوش کشیدن مردی از تبار رسول اکرم(ص) پر تپش شده بود و آن روز خجسته نه تنها مدینه، حجاز که جهان اسلام مواج از شفافی عشق شده و آسمان نورافشان گردید. لحظه‌ها بر قدوم این نوزاد کرنش نمودند. از اوج ملکوت تا سطح زمین، از کوه تا دشت، از بالا تا پایین با تابندگی جذّاب مهتاب و درخشش ستارگان، چراغانی شده بود. نور و سرور در حجاز خیره کننده، دل‌انگیز و دل‌پذیر بود، روزی که خورشید هشتم بامداد سعادت و ابتهاج را اعلام داشت، فراز ملکوت لبخند می‌زد. مردمان نیز شکر گزار بودند چرا که مشیّت الهی بر این تعلق گرفته تا بر جهانیان منّت بگذارد و فروغی درخشان را به گیتی بیاورد. شخصیتی مشعشع و مقدس که نمی‌توان او را در قالب الفاظ و مفاهیم محدود وصف کرد.

جوانه‌های جاوید

وقتی این کودک پا به عرصه وجود نهاد حمیده مصفاه مادر او را ملقب به طاهره نمود.(۱۵) امام هنگامی که متولد گردید، با دو دستش به مادر خویش تکیه نمود و سرخود را به سوی آسمان بالا برد و شهادت به یکتایی خداوند متعال، فرستاده‌اش و اوصیائش را بر زبان جاری نمود، همانگونه که سنت متداول در فرزندان ائمه است آن حضرت ختنه شده و ناف بریده پای بر گیتی نهاد. پس از آن پدرش بر نجمه وارد گردید و فرمود: ای نجمه گوارایت باد این کرامت و لطفی که از سوی پروردگارت می‌باشد. آنگاه حضرت، نوزاد را در آغوش گرفت، در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه را زمزمه فرمود و با آب فرات کامش را برداشت و وی را به مادرش برگردانید و فرمود بگیرش که همانا او باقی مانده خداوند بر روی زمین است…(۱۶)

ابن بابویه به سند معتبر از محمد بن زیاد روایت کرده است که وی گفت حضرت امام کاظم(ع) در روزی که حضرت امام رضا(ع) متولد گردید، فرمودند: این فرزند من ختنه کرده و پاک و پاکیزه بدنیا آمد و لیکن ما تیغی بر موضع ختنه ایشان می‌گردانیم از برای متابعت سنت نبوی. نقش خاتم آن حضرت ماشاء اللّه لاقوه الا باللّه و به روایتی حسبی اللّه بوده است. محدث قمی می‌گوید این دو نقل با هم منافاتی ندارد زیرا آن حضرت را دو انگشتر بوده است یکی از خودش و دیگری از پدرش به وی به ارث رسید بود چنانچه کلینی از موسی بن عبدالرحمن روایت نموده است.(۱۷) در خصوص فضایل و عبادت مادر امام نقل کرده‌اند. در ایام شیرخوارگی حضرت، یادآور شد کس دیگری را که شیر دارد مشخص کنند تا او را در این زمینه کمک کند، پرسیدند مگر شیر تو کم است؟ جواب داد، نه از این بابت مشکلی ندارم ولی در اثر اشتغال به شیردادن، از انجام نوافل و ذکرهای مستحبی باز می‌مانم بدین جهت نیروی کمکی می‌خواهم تا از این امور بازنمانم.(۱۸)

نام، لقب و کنیه

امام کاظم(ع) فرزندش را علی نامید، ابوعماره می‌گوید چون به امام هفتم عرض کردم، امام پس از خویش را معرفی کنید، آن حضرت پس از توضیحی در مورد امامت که امری الهی است و امام از سوی خدا و رسولش معرفی می‌گردد، فرمود: پس از من امر امامت به پسرم علی(ع) می‌رسد که هم نام امام اول علی بن ابی طالب(ع) و امام چهارم علی بن الحسین (ع) است.(۱۹) آری امام هشتم علی نامیده شد و به رضا ملقب گردید که این عنوان که برایش تعیین گشت فرمانی از جانب پروردگار برپیامبرش حضرت محمد(ص) بود که بر زبان جبرئیل امین جاری گشت و نیز کنیه آن حضرت ابوالحسن گردید.(۲۰) لقب هایی چون صابر، فاضل، وفی، مرضی نیز برای امام هشتم، در منابع معتبر، ذکر کرده‌اند.(۲۱) رضا در کتب لغت معانی متعددی چون دوست، محب، خشنودی و مانند آن دارد ولی علمای شیعه این لقب را به معنای راضی به رضای خداوند یا مرضی خدا و رسول گفته‌اند، عدّه‌ای از مورخان نوشته‌اند وقتی مأمون خلیفه عباسی امام رضا(ع) را برای ولایت عهدی خویش برگزید، حضرت را رضای آل محمد نامید.(۲۲)

برخی دیگر ذکر کرده‌اند چون دوستان و دشمنان نسبت به این مقام سیاسی امام رضا(ع) اظهار خشنودی نمودند و چنین وضعی برای پدران ایشان رخ نداد از این رو تنها آن حضرت به «رضا» معروف گردید.

شیخ صدوق هم بنا به روایتی در عیون اخبار الرضا گفته است: باید یادآور شد داعیان و مبلغان بنی عباس در اواخر حکمرانی امویان مردم را دعوت کردند که به رضا از آل محمد بیعت کنند یعنی این که بدون آن که از کسی نام ببرند، چنین عنوانی را مطرح می‌کردند زیرا خلافت امویان فاقد مشروعیت است و باید به کسی از خاندان رسول اکرم(ص) که مورد رضایت همه باشد بیعت نمود و چون مأمون خود از بنی عباس بود و این خاندان نیز با حکومت آل علی مخالف بودند، وی حضرت علی بن موسی الرضا را به ولایت عهدی برگزید و همه به این انتخاب رضایت دادند و مصداق «رضا من آل محمد» در حق آن حضرت محقق گردید، البته شیخ صدوق ضمن مطرح نمودن چنین موضوعی، در ادامه، آن را صحیح نمی‌داند و به روایت دیگری اشاره دارد که در آن آمده است: به حضرت امام محمد تقی(امام جواد(ع)) عرض شد: آیا هر یک از پدران شما رضای خدا و رسولش نمی‌باشند، چرا از میان همه آنان پدرتان به «رضا» موسوم گردیده است؟ حضرت پاسخ داد: همانا مخالفان اَمرِ امامت به رهبری

حضرتش راضی و خشنود گردیدند همانطور که موافقان امر امامت نیز از این امر اعلام رضایت کردند و برای هیچ کدام از ائمه چنین امری بوجود نیامده است.(۲۳) علامه محقق سید عبدالرزاق مُقرّم پس از ذکر این حدیث خاطر نشان نموده است: این استدلال یا صرفاً برای قانع گردانیدن سؤال کننده است و متناسب با درک و فهم او مطرح شده است یا برای بیان سرّ الهی که در نامگذاری حضرت امام رضا(ع) وجود داشته است و گرنه حدیث صحیفه که از آسمان نازل گردیده گواه این نکته است که القاب ائمه نیز همانند اسامی مبارکشان از جانب خداوند متعال که عصمت را در آن وجودهای مقدس به ودیعت نهاده، انتخاب شده است.(۲۴)

ابن بابویه به سند خود از بزنطی روایت کرده است به خدمت امام تقی (ع) عرض کردم گروهی از مخالفانتان گمان می‌کنند والد شما را مأمون ملقب به رضا گردانید در هنگامی که آن حضرت را به عنوان ولایت عهدی خود انتخاب کرد. حضرت فرمود: سوگند به خداوند دورغ می‌گویند بلکه حق تعالی او را به رضا مسمّی گردانید برای آن که پسندیده خداوند در آسمان بود و رسول خدا(ص) و ائمه هدی(ع) در زمین از او خشنود بودند و ایشان را برای امر امامت پسندیدند و نیز به سند معتبر ابن بابویه از سلیمان بن حفص روایت کرده است امام کاظم(ع) پیوسته فرزند خود را رضا می‌نامید و می‌فرمود: بخوانید فرزندم را رضا و گفتم به فرزند خود رضا و وقتی آن حضرت را مورد خطاب قرار می‌داد ابوالحسن می‌نامید و چون امام موسی بن جعفر را ابوالحسن اوّل می‌نامند برای امتیاز لقب امام هشتم، آن حضرت را ابوالحسن ثانی گفته‌اند.(۲۵) علامه مجلسی در کتاب جلاء العیون در احوال حضرت امام رضا(ع) علاوه بر اسامی، القاب و کنیه هایی که بدانهااشاره کردیم افزوده است به آن حضرت قره اعین المؤمنین و غیظ الملحدین نیز گفته‌اند.(۲۶)

سیمای با صلابت و دوران صباوت

امام هشتم از نظر قیافه و سیمای ظاهری بسیار پرجذبه و زیبا بودند، صورت مبارکشان گندم گون، محاسن و قامتی معتدل داشتند. در چشمان درشت و سیاهشان که از زیر ابروان پر پشتشان نمایان بود، یک جهان جذبه و نفوذ معنوی موج می‌زد و همچون جدّ بزرگوارشان، رسول اکرم(ص) دو رشته گیسو، چهره جذابشان را در میان داشت. نوشته‌اند حضرتشان شبیه‌ترین مردم به خاتم رسولان در عصر خودش بود، وقار، سطوت، متانت و هیبت آن حضرت در اوج بود. در عین حال جامه‌ای ساده و غالباً پیراهنی از پارچه‌های خشن برتن می نمودند و تنها در مجالس عمومی و در میان مردم جبّه‌ای لطیف بر رویش می‌پوشیدند، ابن عباد می‌گوید: امام، تابستان‌ها بر روی حصیری می‌نشستند و زمستان‌ها بر گلیمی استراحت می‌نمودند و تنها برای برخی نشست‌های جمعی، خویشتن را در مواقعی می آراستند.(۲۷) آن حضرت همچون سایر ائمه طاهرین، از همان سنین کودکی، رشد و کمال عقلی و اخلاق فوق العاده‌ای داشتند. حضرت امام کاظم(ع) در خصوص ایشان اشتیاق فراوانی بروز می‌دادند و علوم، معارف و رازهای امامت را به فرزندشان تعلیم می‌دادند و برای آن که شیعیان پس از شهادت امام هفتم حیران نگردند مقام شامخ امامت وی را به اصحاب نزدیک و پیروان خاص و مورد اعتماد خویش گوشزد می‌فرمودند. مفضّل بن عمرو می‌گوید: خدمت امام موسی بن جعفر(ع) مشرف شدم در حالی که فرزندشان علی بن موسی الرضا(ع) در دامنشان قرار داشت و او را غرق بوسه می‌ساختند، و زبانشان را می‌مکیدند و گاهی بر دوش خویش سوار می‌کردند و زمانی کودک را در آغوش خویش می‌فشردند و خطاب به او می‌فرمودند: پدر و مادرم قربانت! چقدر بویت خوش، اخلاقت پاک و برتری و فضیلت تو آشکار است، عرض کردم: فدایت گردم برای این کودک علاقه و ارادتی در قلبم ریشه دوانید که نظیر آن برای احدی جز شما در دلم قرار نگرفته است، حضرت فرمود: ای مفضّل نسبت او با من همچون نسبت من به پدرم می‌باشد یعنی همانگونه که از میان فرزندان امام صادق(ع) منصب امامت تنها به امام کاظم رسید از بین فرزندان ایشان، او وارث این مقام معنوی و ملکوتی است. عرض کردم آیا پس از شما او صاحب امر و حجت خدا بر روی زمین است، فرمود: آری هر کس از او پیروی کند رستگار گردیده و هر کس از فرمانش سرپیچی نماید کافر می‌گردد.(۲۸) آری حضرت رضا در پرتو تعالیم پدر بزرگوارش نشو و نما نمود و بالید و علوم و فضایلی را که آن حضرت از پدران خویش به ارث برده بود، دریافت نمود. آن امام همام حدود سی و پنج سال در پرتو درخشندگی پدر پارسایش زیست و از خرمن فیضش خوشه‌ها برچید و با این وصف دوران کودکی، نوجوانی و جوانی ایشان در زمان حیات امام کاظم(ع) بوده و با شهادت پدر رهبری معنوی و سیاسی جامعه را عهده‌دار شدند.

ابرهای تیره

در ایامی که امام رضا(ع) همراه پدر بود شاهد محنت‌ها و رنج‌های فراوانی گشت که بر امام کاظم(ع) وارد گردید. در این دوران آن حضرت با تألماتی جانکاه مصائب گوناگونی را لمس می‌نمود و در سنین صباوت و نوجوانی کاملاً احساس می‌کرد همان جاهلیت امویان و حتی تیره‌گی‌های قبل از ظهور اسلام توسط عباسیان رشد سرطانی پیدا کرده است و همین ناملایمات، آزارهایی را متوجه خاندان نبی‌اکرم(ص) ساخت. وضع آشفته و نابهنجار حاکمان چنین روزگاری بر تمامی مردم آشکار بود. بلای خانمان سوز ستم، فساد و تباهی زمامداران خودسر فراگیر شده و اهل بیت عصمت و طهارت (ع) در چنین نابسامانی هایی پناهگاه امت مسلمان و شیعیان به شمار می‌رفتند، فریاد رس دادخواهان بودند و محور تشکل، انسجام و مقاومت جبهه‌های حق و حامیان ارزش‌های ناب به حساب می‌آمدند. هنگام ولادت امام رضا(ع) منصور دوانیقی، خلیفه عباسی، در اوج سلطه بود و برای تثبیت پایه‌های حکومت خویش انسان‌های فراوانی را کشت و علما و مشاهیر و اصحاب اهل بیت و علویان را مورد آزار، شکنجه و فشار سیاسی قرار داد. وقتی که امام در ایام نوجوانی مشاهده می‌کرد انسان‌هایی با اخلاص، وارسته و مبارز توسط عباسیان به شهادت می‌رسند قلبش بر اثر این ستم‌ها محزون می‌گردید. آن حضرت در چنین اوضاع و احوالی حامی پدر بود و دمی نمی‌آسود و می‌کوشید حلقه‌های متعدد مؤمنان و فرزانگان شیعه را به وجود مبارک امام کاظم(ع) متصل نماید و آنان را از حقایق مسلّم آگاه نماید.(۲۹)

نیرنگ کم رنگ

دوران سیاه خلافت غاصبانه منصور عباسی با هلاکت وی به پایان رسید و پس از وی فرزندش محمد معروف به مهدی عباسی روی کار آمد وی نخست با اعلام عفو عمومی تمام زندانیان سیاسی را آزاد کرد و به آزار و کشتار مردم خاتمه داد و مقداری از موجودی بیت المال را بین مردم تقسیم نمود(۳۰) ولی متأسفانه پس از مدتی چهره اصلی خود را نشان داد و به فساد و عیاشی روی آورد و فریاد اعتراض بزرگان و غیور مردان را بلند ساخت.(۳۱) موقعی نگرانی امام هفتم و فرزندش حضرت امام رضا(ع) از این اوضاع شدت یافت که مهدی هرگونه حرکت حق خواهانه‌ای را برای حفظ حکومت خود، در گلوی مؤمنان و مبارزان خاموش می‌ساخت. از آن سوی مهدی می‌دید که پیروان ائمه از دور و نزدیک به سوی امام کاظم(ع) روی می‌آورند و وجوه و اموال شرعی خویش را متوجه کانون امامت کرده‌اند. مهدی چنین وضعی را نیز برای حفظ نشر تشکیلات فرمانروایی بسیار خطرناک یافت و از بیم زوال تاج و تخت، تصمیم به بازداشت امام گرفت تا به تصوّر باطل خویش، حضرت را از این راه با تنگناهایی مواجه سازد و از محبوبیت معنوی، علمی و اجتماعی فروغ هفتم بکاهد. از این روی به فرماندار خود در مدینه نوشت هرچه زودتر امام را به بغداد مرکز حکومت، انتقال دهد و او هم ناگزیر گردید چنین کند و حضرت موسی بن جعفر(ع) تحت فشار حکومت وقت، خانواده و آشنایان خویش را که در شهر پیامبر اقامت داشتند، ترک فرمود و به بغداد عزیمت نمود. چون امام به شهر مذکور رسید مهدی دستور بازداشت ایشان را داد و حضرت را روانه زندان نمود. حضرت امام رضا(ع) از فراق پدر و نیز شرایط سختی که برای آن فروغ فروزان فراهم کرده بودند متأثر گشت اماگویا در اعماق قلب آن نوجوان آرامش خاصی دیده می‌شد، زیرا پدر به ایشان اطمینان داده بود که در این سفر هیچ گونه خطری او را تهدید نمی‌نماید. به زودی به آغوش خانواده بازخواهد گشت و مدتی طول نکشید که مهدی عباسی بر حسب پاره‌ای ملاحظات سیاسی، امام را آزاد ساخت و با مراجعت ایشان به مدینه موافقت کرد. در همین زمان مهدی عباسی با کوله باری از فساد وزر و وبال به هلاکت رسید.(۳۲)

نسیم و طوفان

با مرگ وی، از روزنه امید، نوری تابیدن گرفت و پرندگان بر پنجره خانه آرامش سرود امنیت و آزادی سر می‌دادند و چنین نغمه سرایی می‌کردند: باشد که دیگر شرایط برای پرتو افشانی آفتاب امامت مهیا گردد، بار سنگین ستم از دوش انسان‌های مؤمن و شیعیان مخلص فرود آید، پرچم عدالت برافراشته گردد و زمینه برای رشد و تعالی ارزش‌های معنوی فراهم شود، درخت دیانت، دل‌ها را قوت بخشد، امّا مردم در ساحل امیدواری در حال دریافت چنین پیام‌های نوید بخشی بودند که ناگهان توفانی وحشتناک وزیدن گرفت و امواجی سهمگین بوجود آورد زیرا هادی عباسی که جوانی ۲۵ ساله بود، نگذاشت مؤمنین و پیروان خاندان عترت از برکات دریای امامت بطور کامل مستفیض گردند و چنان کرد که اسلافش نمودند.

حضرت امام رضا(ع) در این دوران نیز با دشواری‌های زیادی مواجه گشت و از این که جوانی باده گسار، مخمور، مغرور و دلباخته مقام و مال و منال و تهی از تربیت، معرفت و دانش و مشحون از امیال شهوانی و هوس‌های بیهوده، بر جامعه اسلامی حکمرانی می‌نماید و خود را خلیفه مسلمانان می‌داند و از سوی دیگر پدرش(امام کاظم (ع)) در خانه به اعتکاف روزگار سپری می‌کند، متأسف بود. در همین هنگام

انسانی معتقد و اصلاح طلب و برخاسته از خاندان عترت یعنی حسین بن علی از نوادگان امام حسن مجتبی(ع) یا صاحب قیام فخ سکوت شب‌پرستان کور دل را درهم شکست‌و در این زمینه و نیز قیام پربار وی نباید نقش الهام بخش امام کاظم(ع) را فراموش کرد.(۳۳) پس از این قیام، هادی عباسی نسبت به اولاد علی(ع) سخت‌گیری را افزایش داد، حق آنان را که از بیت المال پرداخت می‌شد قطع نمود و به تعقیب و دستگیری آنان روی آورد. حضرت امام رضا(ع) در چنین اوضاع مرارت باری بیست بهار را سپری می‌نمود.(۳۴)

با مرگ هادی عباسی برادرش هارون الرشید مقام خلافت را تصاحب کرد و چون بر اوضاع مسلط گردید دستور اخراج علویان را از سرزمین حجاز صادر کرد. در دوران جوانی امام رضا که مقارن با روزگار خلافت هارون بود نیز هیچ وقت سختی‌ها و مرارت‌ها از آن حضرت جدا نگردید و چون هارون امام کاظم(ع) را بنابر برخی روایات مدت چهارده سال در زندان‌های هولناک بغداد محبوس ساخت فشارهای سیاسی بر امام هشتم فزونی گرفت تا آن که سرانجام در ۲۵ رجب سال ۱۸۳ هجری پدرش در سن ۵۵ سالگی به شهادت رسید. وقتی امام هفتم را از مدینه به عراق انتقال می‌دادند، آن امام همام خطاب به فرزند بزرگوارش فرمود: تا وقتی من زنده‌ام باید در دهلیزخانه بخوابی، خادم می‌گوید هر شب رختخواب آن حضرت را در ورودی منزل می‌گسترانیدم و ایشان بعد از عشاء تشریف می‌آورد و تا صبح در دهلیز بود و چون فجر طلوع می‌کرد به خانه خویش می‌رفت و چهار سال بر این منوال بود. در یکی از شب‌ها دیدم حضرت نیامدند تا آنکه روز بعد فرا رسید و مشاهده کردم امام رضا(ع) نزد بانوی حرم، امّ احمد، رفته و خطاب به وی فرمود: امانتی را که پدرم بتو سپرده است بیاور و تحویلم بده. ام احمد متوجه شد که امام هفتم به شهادت رسیده است پس از آن وی آنها را که ودایع امامت بود و هفتمین امام تحویلش داده بود، به امام علی بن موسی الرضا(ع) سپرد و از این زمان امامت هشتمین فروغ درخشان سپهر ولایت و رهبری آغاز گردید.(۳۵)

پی نوشت :

  1. معجم البلدان، یاقوت حموی، ذیل مرسی.
  2. معصوم نهم، جواد فاضل، ص ۶۲.
  3. الائمه الاثنی عشر، هاشم معروف حسنی، ج ۲، ص ۳۵۹.
  4. اعلام الوری، طبرسی، ص۱۸۲.
  5. اثباه الوصیه، مسعودی، ص ۱۶۸.
  6. عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، ج ۱، ص ۱۴ ـ ۱۳.
  7. الامام الرضا(ع)، علامه سید عبدالرزاق مقرّم، ص ۲۴.
  8. کشف الغمه فی معرفه الائمه، علی بن عیسی اربلی، با ترجمه فخرالدین علی بن حسن زواری با عنوان ترجمه المناقب، ج ۳، ص ۱۳۱.
  9. منتهی الآمال محدث قمی، ج ۲، ص ۴۵۶ ـ ۴۵۵.
  10. عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۱۴، مأخذ قبل، ص ۴۵۹.
  11. اصول کافی، کلینی، کتاب الحجه باب الاشاره و النص علی الامام الرضا(ع)، ج ۲، ص ۴۸۹.
  12. الارشاد شیخ مفید، ج ۲، ص ۲۴۳.
  13. همان، ص ۲۴۴.
  14. اثباه الهداه، شیخ حر عاملی، ج ۶، ص ۲۸؛ اعلام الوری، ص ۱۹۰.
  15. بحارالانوار، ج ۴۹، ص ۵ ؛ عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۱۶ ؛ اعلام الوری، ص ۳۱۳.
  16. ترجمه المناقب، ج ۳، ص ۱۳.
  17. منتهی‌الآمال، ج ۲، ص ۴۶۰.
  18. همان و نیز کتاب حضرت رضا، فضل اللّه کمپانی، ص ۱۳.
  19. کافی ج ۱، ص ۳۱۶ ؛ اعلام الوری، ص ۳۰۵.
  20. کفایه الاثر، ابن خراز قمی، ص ۳۰۶ ؛ الامام الرضا، علامه مقرّم، ص ۲۶.
  21. مناقب، ابن شهرآشوب، ج ۴، ص ۳۶۶.
  22. تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج ۱۳، ص ۵۶۵۹.
  23. علل الشرایع، شیخ صدوق، باب ۱۷۲، ص ۹۰.
  24. الامام الرضا، ص ۲۶.
  25. منتهی الآمال، ج ۲، ص ۴۵۶، معصوم نهم و…، ص ۱۲۰.
  26. جلاء العیون، مجلسی، ص ۵۴۲.
  27. عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۱۸۷.
  28. اثباه الهداه، ج ۶، ص ۲۱.
  29. کشف الغمه فی معرفه الائمه، ج ۳،ص ۹۴.
  30. تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۴۰۵ ـ ۴۰۲.
  31. تاریخ الخلفاء، سیوطی، ص ۲۷۶ ؛ حیاه امام موسی بن جعفر، ج ۱، ص ۴۳۴.
  32. بحارالانوار، ج ۴۸، ص ۱۴۸، وفیات الاعیان، ابن خلکان، ج ۴، ص ۳۹۳ ؛ الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، ج ۵، ص ۷۲ ؛ تاریخ بغداد، ج ۱، ص ۳۹۴ ؛ احقاق الحق، قاضی نور اللّه شوشتری، ج ۴، ص ۳۲۳.
  33. نک: ماهیّت قیام فخ، سید ابوفاضل رضوی اردکانی.
  34. پیشوای آزاده، مهدی پیشوایی، ص ۶۸ ـ ۶۷ ؛ مروج الذهب، مسعودی، ج ۲، ص ۳۱۴ ـ ۳۱۳.
  35. عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۱۰۸ ؛ اثباه الوصیه، ص ۱۵۱ ؛ تتمه المنتهی، محدث قمی، ص ۱۷۶.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی آستان قدس رضوی

دوره تربیتی آموزشی حیات طیبه با محوریت معلم تمدن ساز

????????????????????????????????????

به همت نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه فرهنگیان خراسان رضوی دومین دوره تربیتی- آموزشی حیات طیبه با محوریت معلم تمدن ساز در دانشگاه فرهنگیان اصفهان برگزار گردید.

در این دوره ۶۰ تن از دانشجو معلمان فعال مذهبی- فرهنگی پردیس شهید هاشمی نژاد و مرکزشهید کامیاب مشهد به میزبانی پردیس شهید رجائی اصفهان حضور داشتند. از اهم برنامه های فرهنگی، زیارتی قم می توان به موارد ذیل اشاره نمود: زیارت حرم حضرت معصومه سلام الله علیها، بازدید از موسسه فرهنگی-مذهبی تحقیقات اسلامی نور، شرکت در مراسم پرفیض دعای کمیل درمسجدمقدس جمکران.

با ورود دانشجو معلمان  پردیس شهیدهاشمی نژاد و مرکزشهیدکامیاب  به پردیس شهید رجائی اصفهان، دومین دوره تربیتی- آموزشی حیات طیبه با محوریت معلم تمدن ساز و با حضور ۶۰تن از دانشجو معلمان استان اصفهان  آغازگردید. از اهم برنامه های فرهنگی، آموزشی این دوره می توان از افتتاحیه همایش بیداری اسلامی، بازدید از خانه ی مشروطیت و بیداری اسلامی اصفهان، بازدید از پل خواجو به عنوان معماری تمدن گذشته، برگزاری کرسی آزاد اندیشی با موضوع(زن مدیر یا زن مادر؟)، بازدید از باغ فیروزه، جلسه هم اندیشی حول محور حجاب و عفاف، برگزاری نمایشگاه حجاب، جشن میلادحضرت امام رضا علیه السلام و تجلیل از مسئولین و کادر اجرایی طرح، یاد نمود.

شایان ذکر است  کلاس های آموزشی این دوره با محوریت معلم تمدن ساز در قالب موضوعاتی چون: انقلاب مشروطه، بیداری اسلامی، هویت ملی، تاریخ انقلاب اسلامی و زن تمدن ساز صورت پذیرفت.

تهیه گزارش: خانم مهتابی

????????????????????????????????????

????????????????????????????????????

????????????????????????????????????

????????????????????????????????????

 

اعزام دانشجومعلمان فعال مذهبی- فرهنگی به اردوی زیارتی، آموزشی و سیاحتی قم و اصفهان

95431_3717216078_573_283

به همت نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه فرهنگیان خراسان رضوی، ۶۰ نفر از دانشجو معلمان فعال مذهبی- فرهنگی در پردیس شهید هاشمی نژاد و مرکز شهید کامیاب ، با حضور حجت الاسلام و المسلمین آقای رشیدآبادی؛ معاون محترم مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه فرهنگیان خراسان رضوی و خانم دکترکاظمی ، سرپرست پردیس شهید هاشمی نژاد و خانم غیبی مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری(واحد خواهران) به اردوی زیارتی، آموزشی و سیاحتی  قم – اصفهان تحت عنوان « تربیت مدیر فرهنگی» اعزام شدند .

بیانات در دیدار اعضای مجمع جهانی اهل بیت علیهم‌السلام و اتحادیه‌ی رادیو و تلویزیون‌های اسلامی

دیدار اساتید دانشگاه‌ها

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌

الحمدللَّه ربّ العالمین و الصّلاه و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّه الله فی الارضین.

خوشامد عرض میکنم به حضّار محترم؛ برادران و خواهران عزیز؛ چه برادران و خواهرانی که از مجموعه‌ی جهانی اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) اینجا تشریف دارند و چه برادران و خواهرانی که مربوط به اتّحادیه‌ی رادیوها و تلویزیون‌های کشورهای اسلامی هستند و چه خانواده‌ی محترم شهیدان که در اینجا تشریف دارند؛ از خداوند متعال برکات آن را برای همه‌ی شما مسئلت میکنم.

درباره‌ی مجمع جهانی اهل‌بیت و همچنین اتّحادیه‌ی رادیوها و تلویزیون‌ها چند نکته را مایلم عرض بکنم. امّا در مورد مجمع جهانی اهل‌بیت، اهمّیّت این مجمع انتساب به اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) است؛ چون خداوند متعال درباره‌ی اهل‌بیت پیغمبر با صراحت تمام در قرآن بیانی دارد که این بیان درباره‌ی کمتر مجموعه‌ای در قرآن تکرار شده است و آن این است: اِنَّما یُریدُ اللهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ اَهلَ البَیتِ وَ یُطَهِّرَکُم تَطهیرًا.(۱) معرّف اهل‌بیت طهارت آنها و تطهیر الهی نسبت به آنها است؛ خب، این تطهیر ابعاد زیادی دارد. اگر مجموعه‌ای خود را منتسب به اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) میداند، باید لوازمی را ملتزم باشد -این عرض ما است- لوازمی هست که باید به این لوازم ملتزم شد. تلاش ائمّه (علیهم‌السّلام) عبارت بود از مجاهدت در این چند هدف: اوّلا زنده نگه داشتن معارف حقّه‌ی اسلامی، اصول و مبانی اسلامی؛ اینها را زنده نگه دارد. سعی حکومتهای ظالم و طواغیت امّت این بوده است که معارف اسلامی را یا نابود کنند یا قلب بکنند، عوض کنند، تحریف کنند. یکی از مهم‌ترین رشته‌های حرکات ائمّه (علیهم‌السّلام) ایستادگی در مقابل این بوده؛ حفظ معارف اسلامی، احیاء معارف اسلامی.

یکی از کارهای دیگر ائمّه (علیهم‌السّلام) اقامه‌ی احکام الهی بوده است. سعی در اقامه‌ی احکام الهی؛ چه در زمانی که حکومت دستشان بود، چه آن زمانی که از حکومت و از قدرت برکنار بودند. تلاششان مصروف بود برای اینکه بتوانند احکام‌الهی را در جامعه محقّق کنند. یک کار دیگر ائمّه (علیهم السّلام) مجاهدت فی‌سبیل‌الله بود که شما در زیارت ائمّه میخوانید: أشهَدُ أنّکَ جاهَدتَ فِی‌اللهِ حَقَّ جِهادِه؛ حقّ جهاد؛ یعنی هیچ کم نگذاشته‌اند در مجاهدت در راه خدا؛ با همه‌ی وجود، با همه‌ی توان، با همه‌ی ظرفیّت در راه خدا مجاهدت کردند.

یک بخش مهمّ از این مجاهدت که خود یک سرفصل جداگانه‌ای است، مبارزه‌ی با ظلم و مبارزه‌ی با ظالم بوده است. زندگی ائمّه (علیهم السّلام) سر تا پا عبارت است از مبارزه‌ی با ظلمه، مبارزه‌ی با ظلم. علّت آن فشارها و مسموم شدن‌ها و شهید شدن‌ها و مانند اینها هم همه‌اش همین بوده است؛ چون با ظلم و ظالم مبارزه میکردند. این زندگی ائمّه است. ما حالا میخواهیم پیروان اهل‌بیت باشیم؛ باید این چیزها را رعایت کنیم. بایستی معارف اسلامی را ترویج کنیم؛ بایستی اقامه‌ی احکام الهی را جزو اهداف خودمان بدانیم؛ باید در راه خدا با همه‌ی وجود مجاهدت کنیم؛ باید با ظلم بجنگیم، با ظالم بجنگیم، مبارزه کنیم؛ این وظیفه‌ی ما است. خب، مجاهدت فقط جنگ نظامی نیست؛ مجاهدت اعم است از انواع مبارزات، از مبارزات فرهنگی گرفته تا مبارزات سیاسی تا مبارزات اقتصادی؛ اینها همه داخل در عنوان مجاهدت است. ذهن فقط نرود به جنگ نظامی؛ یک وقتی هم ممکن است در یک‌جایی جنگ نظامی پیش بیاید لکن همه‌ی مجاهدت آن نیست.

امروز به نظر ما مصداق مجاهدت که در مقابل ما مسلمانها، ما پیروان اهل بیت قرار دارد، عبارت است از مبارزه‌ی با نقشه‌های استکبار در منطقه‌ی اسلامی؛ امروز بزرگ‌ترین مجاهدت این است. با نقشه‌های استکبار باید مبارزه کرد. این نقشه‌ها را باید اوّل شناخت، اوّل باید دست دشمن را بخوانیم، بدانیم چه‌کار میخواهد بکند؛ بعد بنشینیم برنامه‌ریزی کنیم و با اهداف دشمن مبارزه کنیم. فقط هم حالت دفاع و انفعال نیست. مبارزه اعم است از دفاع و هجوم؛ یک‌وقت لازم است انسان در مواضع دفاعی قرار بگیرد، یک‌وقت هم لازم است در مواضع هجومی قرار بگیرد؛ در هردو حالت هدف عبارت است از مبارزه‌ی با برنامه‌های استکبار که دشمن اساسی و اصلی است در این منطقه؛ و هم در کلّ منطقه‌ی اسلامی، بخصوص در این منطقه‌ای که غرب آسیا است. این منطقه‌ای که اروپایی‌ها اصرار دارند اسم آن را بگذارند خاورمیانه؛ یعنی خاور را، شرق را به نسبت اروپا میسنجند. یک‌جا شرق دور است، یک جا شرق میانه است، یک جا شرق نزدیک است؛ این تکبّر اروپایی‌ها [را ببینید!] از اوّل اینجا شده «خاورمیانه»؛ اسم خاورمیانه غلط است؛ اینجا غرب آسیا است. آسیا یک قارّه‌ی بزرگی است، ما در غرب آسیا قرار داریم. این منطقه منطقه‌ی بسیار حساسی است؛ منطقه‌ای است از لحاظ راهبردی مهم، از لحاظ نظامی مهم، از لحاظ منابع زیرزمینی مهم، از لحاظ ارتباط بین سه قارّه -آسیا و اروپا و آفریقا- مهم. منطقه‌ی مهمّی است. روی این منطقه برنامه دارند، نقشه دارند؛ باید این نقشه‌ها را ببینیم چیست و با این مقابله کنیم؛ این شد مجاهدت. قرآن به ما میگوید: جٰهِدوا فِی اللهِ حَقَّ جِهادِه؛(۲) جهاد فی الله، امروز این است.

توطئه‌ی علیه دنیای اسلام و این منطقه‌ی بالخصوص، جدید نیست؛ از سالها قبل -از صد سال قبل، از دوران جنگ جهانی اوّل به این طرف- این منطقه دستخوش فشارهای فراوان قدرتهای مستکبر بوده؛ حالا یک روز انگلیس بود، یک روز آمریکا است، یک روزی در یک دوره فرانسه بود؛ قدرتهای استکباری صد سال یا بیشتر است که اینجا مشغولند. لکن این فشارها و این برنامه‌ریزی‌ها و این توطئه‌ها از دوران پیروزی انقلاب اسلامی در ایران شدّت پیدا کرد؛ چون حادثه‌ی پیروزی اسلام در یک کشور مهمّی، کشور بزرگی، کشور حسّاسی مثل ایران برای استکبار گیج‌کننده بود. اوایل تا مدّتی قدرت تحلیل از اینها گرفته شده بود -ما دنبال میکردیم مسائل را و میدیدیم- اوایل گیج بودند. بعد که به خود آمدند، فشارها را شروع کردند. محور فشار هم جمهوری اسلامی ایران بود. در درجه‌ی اوّل همّتشان این بود که این تجربه در دیگر کشورها تکرار نشود؛ دنبال این بودند. لذا به فکر افتادند که فشارها را روی ایران زیاد کنند؛ الان ما ۳۵ سال است به فشارهای دشمن عادت کرده‌ایم؛ ملّت ایران عادت کرده‌اند به فشارها: تهدید، تحریم، فشار امنیّتی، توطئه‌های گوناگون سیاسی؛ ما ۳۵ سال است با انواع‌واقسامِ فشارها مواجه هستیم – این از دوره‌ی پیروزی انقلاب در ایران، لکن بعد از نهضت بیداری اسلامی که در چهار پنج سال قبل در شمال آفریقا شروع شد – مصر و تونس و بعضی جاهای دیگر – این شدّت عمل دشمنان مضاعف شد؛ یعنی به معنای واقعی کلمه، دشمن سراسیمه شد، دستپاچه شد؛ کارهای زیادی کردند و الان [هم‌] ادامه دارد. البتّه تصوّر آنها این است که نهضت بیداری اسلامی را سرکوب کردند، [امّا] نظر بنده‌ی حقیر این است که نهضت بیداری اسلامی سرکوب‌شدنی نیست. درست است یک کارهایی کرده‌اند لکن این نهضت وجود دارد؛ حالا یک خرده زودتر، یک خرده دیرتر، جایگاه خودش را پیدا  خواهد کرد. آنها به‌هرحال در این چند سال اخیر تلاشهایشان را افزایش دادند؛ کارهای زیادی کردند و عوامل جدیدی را وارد معادلات کردند.

من اوّل این را بگویم: دشمن که ما میگوییم، به یک موجود خیالی و توهّمی اشاره نمیکنیم. مراد ما از دشمن عبارت است از نظام استکبار؛ یعنی قدرتهای استکباری؛ قدرتهایی که حیاتشان متوقّف بر سلطه‌ی بر دیگران است، دخالت در امور دیگران، در اختیار گرفتن منابع مالی و حیاتی دیگران؛ اینها استکبارند؛ یا به تعبیر دیگری، سردمداران نظام سلطه. ما یک عنوانی داریم در ادبیّات سیاسی‌مان و آن عبارت است از نظام سلطه؛ یعنی تقسیم دنیا به سلطه‌گر و سلطه‌پذیر؛ این، نظام سلطه است. آن کسانی که سردمداران نظام سلطه‌اند، آنها دشمن هستند. اگر یک مصداق خارجی هم بخواهیم برایش مشخّص کنیم، رژیم ایالات متّحده‌ی آمریکا است. مظهر کامل نظام سلطه، رژیم ایالات متّحده‌ی آمریکا است. بعضی‌های دیگر هم البتّه هستند، منتها از همه عینی‌تر، واضح‌تر و روشن‌تر، رژیم ایالات متّحده‌ی آمریکا است؛ که از اخلاقیّات انسانی هیچ بهره‌ای ندارند، در انجام جنایت -همه‌جور جنایتی- هیچ ابایی ندارند و این جنایت و این فشار و این خشونت را هم خیلی راحت در زیر لبخند، در زیر الفاظ متعارف، الفاظ خوب و زیبا پنهان میکنند. مظهر آن این است. بنابراین دشمن که میگوییم یعنی این.

نقشه‌ی این دشمن در این منطقه عمدتاً بر دو پایه استوار است -البتّه شعب زیادی دارد لکن عمده این دوتا است- یکی عبارت است از ایجاد اختلاف، دوّمی عبارت است از نفوذ. این، اساس نقشه‌ی دشمن در این منطقه است: ایجاد اختلاف؛ اختلاف بین دولتها و بعد اختلاف بین ملّتها، که خطرناک‌تر از اختلاف دولتها، اختلاف ملّتها است؛ یعنی دلهای ملّتها را نسبت به یکدیگر چرکین کنند و عصبیّت بیافرینند؛ با نامهای مختلف؛ حالا یک‌وقت مسئله‌ی پان‌ایرانیسم و پان‌عربیسم و پان‌ترکیسم و این حرفها بود، یک روز هم مسئله‌ی سنّی و شیعه و تکفیر و مانند اینها است؛ به هر عنوانی که بتوانند، ایجاد اختلاف کنند. این یک قلم از کارهای اینها است که بشدّت دارند روی این کار میکنند.

البتّه متخصّص این کار انگلیس‌ها بودند؛ آنها در ایجاد اختلاف مذهبی تخصّص دارند و آمریکایی‌ها هم از آنها یاد گرفتند و با همه‌ی وجود، امروز دارند کار میکنند. این گروه‌های تکفیری که مشاهده میکنید، همه ساخته‌ی دست اینها هستند. ما این را البتّه از چند سال پیش گفتیم، بعضی‌ها تردید داشتند [امّا] امروز خود آمریکایی‌ها دارند اعتراف میکنند؛ اعتراف میکنند که داعش را آنها به‌وجود آوردند، اعتراف میکنند که آن جبههالنّصره را آنها به‌وجود آوردند، تکفیری‌ها را آنها به‌وجود آوردند؛ خودشان درست کردند و یک عدّه مسلمان ساده‌لوح اگرچه صادق، گول اینها را خوردند؛ مهم این است. این چیزی که برای ما خیلی عبرت‌آموز است و باید به آن توجّه کنیم، این است که گاهی انسان صادق‌النّیّه به‌خاطر عدم بصیرت، داخل نقشه‌ی دشمن کار میکند؛ این اتّفاق افتاد. یک مثال واضحش مسئله‌ی سوریه است. وقتی‌که در تونس، در مصر با شعارهای اسلامی، حکومتهای طاغوتی سرنگون شدند، بلافاصله آمریکایی‌ها و عوامل اسرائیلی درصدد برآمدند که از این فرمول برای نابود کردن دولتهای مقاومت و کشورهای مقاومت استفاده کنند، [لذا] رفتند سراغ سوریه؛ یک عدّه مسلمان ساده و بی‌بصیرت در این نقشه قرار گرفتند، کار سوریه را به آنجایی رساندند که مشاهده میکنید چهار پنج سال است یک کشور را دچار یک چنین تلاطمی کردند که معلوم هم نیست کِی تمام بشود؛ این کاری بود که دشمن کرد و مسلمان ساده‌لوح هم در نقشه‌ی دشمن قرار گرفت و جدول دشمن را پر کرد. این اتّفاق در موارد زیادی می‌افتد. گروه‌های تکفیری را اینها درست کردند، جماعتهای هتّاک و جرّار و جبّار را اینها درست کردند و به جان امّت اسلامی انداختند و این را به‌عنوان جنگ مذهبی وانمود میکنند. من به شما عرض میکنم که این اختلافاتی که امروز شما می‌بینید در عراق و در سوریه و در بقیّه‌ی جاها سعی میشود عنوان دعوای مذهبی به آن داده بشود، به هیچ‌وجه دعوای مذهبی نیست، دعوای سیاسی است. جنگ در یمن، جنگ سیاسی است نه جنگ مذهبی؛ به دروغ میگویند که بحث شیعه و سنّی است، درحالی‌که شیعه و سنّی نیست. بعضی از آنهایی که زیر بمباران سعودی‌ها در یمن دارند بچّه و زن و کودک شیرخوار و بیمارستان و مدرسه را از دست میدهند، شافعی‌اند، بعضی‌شان زیدی‌اند؛ بحث شیعه و سنّی نیست، دعوا دعوای سیاسی است، دعوای سیاستها است.

امروز یک چنین وضعی را اینها در منطقه به‌وجود آورده‌اند؛ ایجاد اختلاف کرده‌اند؛ باید تلاش کرد این اختلافات از بین برود. ما صریحاً و علناً به همه گفته‌ایم: ما دست دوستی به سمت همه‌ی دولتهای مسلمان منطقه دراز میکنیم؛ ما با دولتهای مسلمان هیچ مشکلی نداریم. البتّه روابطمان با بسیاری از همسایه‌ها یعنی اغلب همسایه‌هایمان هم روابط دوستانه و برادرانه است. در شمال، در جنوب، در غرب و در شرق، کشورهایی که دوروبر جمهوری اسلامی ایران هستند، با ما روابط خوب دارند. البتّه بعضی‌ها هم نزدیک و دور اختلاف دارند، لجاجت میکنند، خباثت میکنند – البتّه این هست لکن از طرف ما بنایمان بر ارتباطات خوب با همسایگان است؛ دولتها و بالخصوص ملّتها. ارتباطات کشور ما با ملّتها ارتباطات خوبی است.

البتّه اعتقاد ما پایبندی به اصول و مبانی است. ما میگوییم بایستی اصول محفوظ بماند. امام بزرگوار ما به برکت پایبندی به اصول بود که توانست انقلاب را پیروز کند و انقلاب را حفظ کند و جمهوری اسلامی را ثبات ببخشد؛ پابند به اصول بود. یکی از اصول، «اَشِدّآءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَمآءُ بَینَهُم»(۳) است. ما با دشمنان، با استکبار سرِ آشتی نداریم و با برادران مسلمان بنای بر دشمنی و عداوت نداریم؛ بنای بر دوستی و رفاقت و برادری داریم؛ چون معتقدیم باید اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ و رُحَماءُ بَینَهُم بود؛ این درس امام بزرگوار ما است؛ این خط مسلّم جمهوری اسلامی است. ما در حمایت از مظلوم نگاه به مذهب طرف مقابل نمیکنیم؛ و نکردیم؛ خطّ امام بزرگوار این بود. امام همان رفتاری را که با مقاومت شیعه در لبنان داشت، همان رفتار را با مقاومت سنّی در فلسطین [هم‌] داشت؛ بدون هیچ تفاوتی. ما همان حمایتی را که از برادرانمان در لبنان کردیم، از برادرانمان در غزّه [هم‌] کردیم؛ بدون هیچ تفاوتی. آنها سنّی بودند، اینها شیعه‌اند. مسئله برای ما، دفاع از هویّت اسلامی است، حمایت از مظلوم است، مسئله‌ی فلسطین است؛ امروز در رأس مسائل منطقه‌ی مسلمانها مسئله‌ی فلسطین است؛ این برای ما مسئله‌ی اصلی است. در دشمنی‌هایمان هم فرق نمیکند؛ امام بزرگوار مبارزه کرد با محمّدرضای پهلوی که شیعه بود به‌حسب ظاهر؛ همان‌طور مبارزه کرد با صدّام‌حسین که سنّی بود به‌حسب ظاهر. البتّه نه او شیعه بود، نه این سنّی؛ هردویشان از اسلام بیگانه بودند امّا ظاهر این سنّی بود، ظاهر او شیعه بود. امام با هردوی اینها یک‌جور مبارزه کرد. مسئله مسئله‌ی سنّی و شیعه و مذهب و مانند اینها نیست؛ مسئله مسئله‌ی اصول اسلام است: کونوا لِلظّالِمِ خَصمًا وَ لِلمَظلُومِ عَونًا؛(۴) این دستور اسلام است. این راه ما است؛ این خطّ ما است.

تشدید اختلافات در دنیای اسلام، ممنوع است. ما با رفتارهایی که بعضی از گروه‌های شیعه انجام میدهند که موجب اختلاف میشود، مخالفیم. ما صریحاً گفته‌ایم که با اهانت به مقدّسات اهل‌سنّت مخالفیم. یک عدّه‌ای از این‌طرف، یک عدّه‌ای از آن‌طرف، بر آتش دشمنی‌ها می‌افزایند و آنها را تشدید میکنند؛ خیلی‌هایشان هم نیّتهایشان نیّتهای خوبی است، لکن بصیرت ندارند. بصیرت لازم است؛ باید دید نقشه‌ی دشمن چیست. نقشه‌ی دشمن در درجه‌ی اوّل ایجاد اختلاف است.

نقشه‌ی دوّم دشمن نفوذ است؛ میخواهند در کشورهای اسلامی و در کشورهای این منطقه، یک نفوذی به‌وجود بیاورند که تا ده‌ها سال ادامه داشته باشد. امروز آمریکا آبروی گذشته را در این منطقه ندارد؛ میخواهند این را بازسازی کنند. در کشور ما هم قصدشان همین است؛ در ایران هم نیّتشان این است. آنها به خیال خودشان، در این جریان مذاکرات هسته‌ای -این توافقی که حالا نه در اینجا هنوز تکلیفش معلوم است، نه در آمریکا؛ هم اینجا معلوم نیست که رد بشود یا قبول، هم آنجا معلوم نیست که رد بشود یا قبول- نیّت آنها این بود که از این مذاکرات و از این توافق، وسیله‌ای پیدا کنند برای نفوذ در داخل کشور. ما این راه را بستیم و این راه را به طور قاطع خواهیم بست؛ نه نفوذ اقتصادی آمریکایی‌ها را در کشورمان اجازه خواهیم داد، نه نفوذ سیاسی آنها را، نه حضور سیاسی آنها را، نه نفوذ فرهنگی آنها را؛ با همه‌ی توان -که این توان هم بحمدالله امروز توان زیادی است- مقابله خواهیم کرد؛ اجازه نخواهیم داد.

در منطقه هم همین‌جور؛ در منطقه هم آنها میخواهند نفوذ ایجاد کنند؛ حضور برای خودشان دست‌وپا کنند و اهداف خودشان را در منطقه دنبال کنند. ما به حول و قوّه‌ی الهی تا آنجایی که بتوانیم نخواهیم گذاشت این اتّفاق بیفتد. سیاستهای ما در منطقه، نقطه‌ی مقابل سیاستهای آمریکا است. ما تمامیّت ارضی کشورهای منطقه برایمان بسیار مهم‌ [است‌]؛ تمامیّت ارضی عراق و تمامیّت ارضی سوریه، برای ما کاملاً مهم‌ [است‌]؛ آنها دنبال تجزیه‌اند. بنده از قبل گفتم که آمریکایی‌ها دنبال تجزیه‌ی عراقند، بعضی‌ها تعجّب کردند؛ اخیراً خود آمریکایی‌ها تصریح کردند که دنبال تجزیه‌ی عراقند! میخواهند عراق را تجزیه کنند؛ اگر بتوانند میخواهند سوریه را تجزیه کنند؛ میخواهند کشورهای کوچک کوچک و تحت‌فرمان به‌وجود بیاورند؛ به حول قوّه‌ی الهی این اتّفاق نخواهد افتاد. ما از مقاومت در منطقه دفاع میکنیم؛ از مقاومت فلسطین -که یکی از برجسته‌ترین فصول تاریخ امّت اسلامی، در طول این سالها مقاومت فلسطین است- دفاع میکنیم. هر کسی با اسرائیل مبارزه کند و رژیم صهیونیستی را بکوبد و مقاومت را تأیید کند، ما از او حمایت میکنیم؛ انواع حمایتهایی که برای ما ممکن باشد؛ همه‌جور حمایتی که برای ما ممکن است، از هر کسی که با رژیم صهیونیستی مقابله کند، خواهیم کرد. از مقاومت حمایت میکنیم، از تمامیّت ارضی کشورها حمایت میکنیم؛ از همه‌ی کسانی که در مقابله‌ی با سیاستهای تفرقه‌افکنانه‌ی آمریکا ایستادگی میکنند حمایت میکنیم؛ با همه‌ی کسانی که این تفرقه‌افکنی را به‌وجود می‌آورند طرفیم و مقابلیم. ما تشیّعی را که مرکز و پایگاه تبلیغاتش لندن است قبول نداریم؛ این تشیّعی نیست که ائمّه (علیهم‌السّلام) آن را ترویج کردند و آن را خواستند. تشیّعی که بر پایه‌ی ایجاد اختلاف، بر پایه‌ی تمهید و صاف‌کردن جادّه برای حضور دشمنهای اسلام است، این تشیّع، تشیّع نیست؛ این انحراف است. تشیّع مظهر تامّ اسلام ناب است، مظهر قرآن است. ما از کسانی که کمک به وحدت میکنند حمایت میکنیم، با کسانی که ضدّ وحدت عمل میکنند مخالفت میکنیم، از همه‌ی مظلومان دفاع میکنیم. ما با این حرفهایی که بگویند «شما در قضیّه‌ی بحرین و مانند آن دخالت کردید.» از میدان خارج نمیشویم؛ ما هیچ دخالتی هم نکردیم امّا از آنها حمایت میکنیم. ما برای مردم مظلوم بحرین، برای مردم مظلوم یمن غصّه میخوریم، برایشان دعا میکنیم، هر کمکی بتوانیم بهشان میکنیم. امروز حقیقتاً مردم یمن و ملّت یمن، مظلومند؛ یک کشور را دارند ویران میکنند به‌خاطر اهداف استکباری و سیاسی، همراه با حماقت؛ هدفهای سیاسی را جور دیگر هم میشد دنبال کنند، اینها دارند این اهداف سیاسی را با حماقت دنبال میکنند. برای ما حوادث یمن دردناک است و [همین‌طور] بسیاری از حوادث دنیای اسلام؛ در پاکستان و افغانستان و مانند اینها هم حوادث زیادی هست که واقعاً دردآور است. اینها را بایستی دنیای اسلام با بیداری و بصیرت علاج بکند.

امّا درباره‌ی اتّحادیّه‌ی رادیو تلویزیون‌ها عرض بکنم؛ این اتّحادیّه، بسیار مهم است. این کاری که شما شروع کردید -ایجاد این اتّحادیّه- کار بسیار مهمّی است. ببینید! امروز در کشورهای مسلمان، لااقل هفتاد درصد یا هشتاد درصد مردم پایبند به مبانی دینی و اعتقادات اسلامی‌اند؛ شما نگاه کنید کشورهای اسلامی را؛ مردم پایبندند؛ مردم دینشان را قبول دارند. این رادیو تلویزیون‌ها که باید نماینده‌ی خواست مردم باشند، چقدر در کشورهای اسلامی پایبندیِ به دین از خودشان نشان میدهند؟ این فاصله خیلی عجیب است؛ این شکاف عجیبی است. هفتاد درصد مردم، هشتاد درصد مردم گرایش دینی دارند، آن‌وقت در همان کشورها رادیوها و تلویزیون‌ها در جهت دینی حرکت نمیکنند و خواست مردم را انعکاس نمیدهند؛ این خیلی [عجیب است‌]؛ همان چیزی را اینها انعکاس میدهند که خواست امپراتوری خطرناک رسانه‌ای استکبار است. امروز استکبار یک امپراتوری عظیم رسانه‌ای درست کرده؛ اخبار را به میل خودشان تحریف میکنند، پنهان میکنند، دروغهایی را بیان میکنند، سیاستها را از این طریق القا میکنند؛ آن‌وقت مدام هم میگویند که ما [بی‌طرفیم‌]! این رادیوی انگلیس ادّعا میکند که ما بی‌طرفیم؛ دروغ میگویند، چه بی‌طرفی‌ای؟ اینها درست در میدان سیاستهای استکباری و استعماری حرکت میکنند، چه سیاستهای آمریکایی، چه سیاستهای انگلیسی؛ چه رسانه‌های شنیداری، چه رسانه‌های مکتوب، چه خبرگزاری‌ها، چه وسایل عجیب ارتباطاتی که امروز به‌وجود آمده، همه در خدمت سیاستهای آنها است؛ در خدمت استکبار است، در خدمت صهیونیسم است، در خدمت اهداف آنها است. در مقابله‌ی با این امپراتوری خطرناک و این مافیای عظیم رسانه‌ای که امروز در اختیار سرمایه‌داران و کمپانی‌های آمریکایی و صهیونیستی است، یک کاری باید انجام داد. این کاری که شما دارید میکنید، شروع یک حرکت است؛ این حرکت را بایستی دنبال کرد، باید تقویت کرد، روزبه‌روز باید تشدید کرد، شرکا و همراهانتان را باید اضافه کنید.

و ان‌شاءالله آینده‌ی خوبی در انتظار است. من به شما عرض بکنم علی‌رغم رجزخوانی‌هایی که استکبار میکند و تلاش فراوانی که از لحاظ مالی و نظامی و سیاسی و امنیّتی، استکبار و همراهان استکبار و دنباله‌های استکبار انجام میدهند، در این منطقه و در کلّ دنیای اسلام، آینده قطعاً متعلّق به اسلام است؛ روزبه‌روز ان‌شاءالله عزّت اسلام بیشتر خواهد شد، قدرت اسلام بیشتر خواهد شد. البتّه لازم است مجاهدت بشود و انسانهای مجاهد، مردان و زنان مجاهد، جوانان مجاهد در همه‌ی دنیای اسلام، بحمدالله زیادند، قدر آنها را باید بدانیم، شعارهایمان را، حرکتهایمان را، کلماتمان را، فعّالیّتهایمان را باید در این جهت قرار بدهیم و یقیناً خدای متعال کمک خواهد کرد. اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم وَ یُثَبِّت اَقدامَکُم.(۵)

والسّلام علیکم و رحمهالله و برکاته‌

۱) سوره‌ی احزاب، بخشی از آیه‌ی ۳۳؛ «… خدا فقط میخواهد آلودگی را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند.»

۲) سوره‌ی حج، بخشی از آیه‌ی ۷۸؛ «… در راه خدا چنانکه حقّ جهاد [در راه‌] اوست جهاد کنید. …»

۳) سوره‌ی فتح، بخشی از آیه‌ی ۲۹؛ «…بر کافران، سختگیر [و] با همدیگر مهربانند…»

۴) نهج‌البلاغه، نامه‌ی ۴۷ -با اندکی تفاوت- «ظالم را دشمن و مظلوم را یار باشید.»

۵) سوره‌ی محمّد، بخشی از آیه‌ی ۷؛ «…اگر خدا را یاری کنید، یاریتان میکند و گامهایتان را استوار میدارد.»

گذری بر فضایل و مکارم حضرت فاطمه معصومه(س) و شهر قم

1409809928_keramat-4

گذری بر فضایل و مکارم حضرت فاطمه معصومه(س) و شهر قم

نویسنده: زهرا نساجی

تربت پاکان

شهر قم که تربت پاکش گوهر گرانقدری را در دل خود جای داده و درخشندگی آن چشم همگان را مجذوب پاکی و قداست خویش نموده در طی قرون متمادی، حبل المتین اندیشمندان دینی، عالمان و وارثان ائمه اطهار(ع) به شمار می آید.

دهها سال است در حریم امن و امان فاطمه معصومه- کریمه اهلبیت- بزرگان پاک سیرت و مخلصان موحد بر سفره احسانش حاضر شده و به برکت عنایت های ویژه آن حضرت به نشر فرهنگ تشیع اهتمام ورزیده، از خرمن اهل بیت خوشه ها برگرفته اند و جرعه های جانبخش را به کام تشنگان حق و حقیقت رسانده اند خدمات برجسته و تلاش های ارزنده علماء و عارفان و مبارزان این شهر در احیای آئین محمّدی(ص) چنان بوده که مهر تاًیید و تجلیل مقتدایان راستین بر تارک آن می درخشد که فرمودند:

«لولا القمیّون لضاع الدین؛(۱) اگر قمی ها (علمای قم) نبودند دیانت مردم در معرض تباهی قرار می گرفت.»

شالوده این شهر با حضور دوستان و شیعیان ائمه اطهار در سال ۸۳ هـ.ق پی ریزی شد.(۲) که این دوران به زمان امام باقر(ع) و امام صادق(ع) برمی گردد.

امام صادق(ع) فرمود: قم شهر ما و شهر شیعیان ماست، پاک و مقدّس است. اهل آن ولایت ما را پذیرفته اند(۳) و امام کاظم(ع) در معرفی قم چنین فرمود: «قم عُشّ آل محمد و مأوای شیعتهم؛(۴) قم مأوای آل محمّد و پناهگاه شیعیان ماست.»

و امام صادق(ع) در بیانی دیگر ویژگی اهل قم را اینگونه بیان فرمود: قم را قم نامیدند، زیرا اهلش به قائم آل محمّد می پیوندند و با آن حضرت (بر ضد طاغوت ها) قیام می نمایند و با کمال استقامت و استواری به یاری او می پردازند.(۵)

در شهر قم بیش از ۴۰۰ امامزاده واجب التعظیم مدفونند و خاک مقدّسش پیکر پاک بسیاری از فقهای محدثین و علماء بزرگ شیعه را در برگرفته است.

محمد ابراهیم کلباسی مرجع معاصر مرحوم میرزای قمی هنگامی که از اصفهان به قم می آمد، از در پل علیخانی و یا از مسجد امام حسن عسگری کفش های خود را بیرون آورده و بدست می گرفت و تا حرم پیاده می رفت و می فرمود: در اینجا علمای ابرار و اصحاب ائمه و محدثان بسیار آرمیده اند و سراسر این قسمت –اطراف حرم- قبول آن بزرگواران است.(۶)

بنابه فرمایش امام صادق(ع) قم شهری برگزیده است و مردمش همواره با حاکمان ستمگر زمان خویش به مبارزه برمی خاستند. خودداری آنان از دادن خراج به حکومت عباسی خصوصاً پس از شهادت حضرت رضا(ع) در سال ۲۰۳هـ.ق و پی بردن اهالی قم به جنایت مأمون و دستگاه خلافت و دادن تعداد زیادی کشته و زندانی شدن بسیاری از مردم در این رابطه نمونه ای روشن از مقاومت و پایداری آنان است.

شهر مقدّس و مذهبی قم در طول تاریخ شاهد قتل عامهای مکرّر و صدمات جبران ناپذیری از سوی ستمگران بوده است، از جمله آن ها می توان به قتل عام در عهد مأمون، زمان معتزّ پسر متوکل عباسی، دوران حمله مغول، افغان ها و نادرشاه اشاره کرد که اکثراً بدلیل اختیار کردن مذهب تشیع از سوی مردم شهر بوده است. موضع گیری علمای مبارزی چون میرزای قمی در مقابل فتحعلیشاه، آیت الله حائری در برابر رضاخان، فریاد مقاومت آیت الله بافقی روبروی رضا شاه و ایستادگی آیت الله بروجردی و امام خمینی(ره) در رویارویی با رژیم پهلوی مؤیّد پیشتازی این دیار در نشر اسلام و محو شرک و طاغوت به شمار می آید با این وصف در طول زمان، قم علاوه بر آنکه چشمه جوشان علم و معارف حقّه شیعه بوده تربیت شدگانش پاسداران امین و صالح دین خدا و سرزمین گهر خیزش خاستگاه انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی فرزند حوزه علمیّه قم می باشد و اوّلین جرقه انقلابی در مبارزه با تجاوزگری ها و ظلم و فساد طاغوت در قیام ۱۵ خرداد و سپس در اعتراض به توهین رژیم علیه مرجعیت در این شهر زده شد.

توجه ائمه معصومین درباره قم در بیان و عمل حائز اهمیت است. از جمله اینکه امام رضا(ع) می فرماید: بهشت دارای هشت در است، یک از آن ها برای قمی هاست و سه مرتبه فرمود: خوشا به حالشان.(۷)

آن حضرت به زکریا بن آدم که قصد بیرون رفتن از شهر قم را داشت فرمودند: از قم بیرون نرو همانا خداوند به خاطر تو بلا را از اهل قم دور می سازد همانطور که به برکت وجود مقدّس موسی بن جعفر(ع) بلا را از اهل بغداد دور نمود.(۸)

قم به واسطه خورشید ولایت، حرم مطهر حضرت معصومه(ع) و نور علم و دانش فقه جعفری متبلور از حوزه ها و مدارس علمیه و همچنین وجود مسجد مقدّس جمکران که تجلی گاه امام زمان و محل رفت و آمد ایشان و انس و علاقه دلدادگان به ساحتش می باشد و در میان دیگر شهرها ممتاز است. چنانچه امام صادق(ع) فرمودند: زمانی خواهد آمد که شهر قم و اهلش حجت بر تمام مردم شوند.

بانوی با کرامت

حضرت فاطمه معصومه(ع) دخت بلند اختر امام موسی بن جعفر(ع) است که در ماه ذیقعده دیده به جهان گشود این ماه برای مادرش نجمه خاتون شادی بخش و وصف ناشدنی است، زیرا در یازدهمین روز سال ۱۴۸هـ.ق خداوند حضرت رضا را به او عنایت کرد و روز اول ذیقعده سال ۱۷۳ بعد از ۲۵ سال در مدینه منورّه(۹) چشمش به تولد دختری از خاندان رسالت که امام صادق بشارت آمدنش را داده بود روشن گردید.

نام مبارکش را فاطمه نهادند و از آنجایی که امامان معصوم بیش از یک دختر را به نام فاطمه می گذاشتند مطابق نوشته برخی مورخان امام چهار دختر به نام فاطمه به شرح ذیل داشتند.

۱- فاطمه کبری ملقب به (حضرت معصومه) که در قم مدفون است.

۲- فاطمه صغری، ملقب به (بی بی هیبت) که در مدخل شهر باکو در آذربایجان شوروی مدفون است.

۳- فاطمه اوسطی، ملقب به (ستّی فاطمه) که در اصفهان به خاک سپرده شده است.

۴- فاطمه اُخری، مشهور به (خواهر امام) که در رشت مدفون است.(۱۰)

آن حضرت دارای القابی چون طاهره، حمیده، نقیّه، سیده، رضیه و اخت الرضا می باشد و در زیارتنامه او را به نامهای “صدیقه” و “نساء العالمین” نیز خوانده اند.(۱۱)

حضرت فاطمه معصومه علاوه بر آنکه سرچشمه خوبی ها و کمالات بی حد است از منسوبین سه امام معصوم می باشد و تکریم و احترام او گرامیداشت جایگاه بلند خاندان پیامبر(ص)، خصوصاً مقام امامان شیعه حضرت موسی بن جعفر(ع)، علی بن موسی(ع) و محمد بن علی امام جواد(ع) به حساب می آید.

دختر موسی بن جعفر در تحت تربیت پدر بزرگوار و برادر گرامی اش حضرت رضا(ع) به مقام والایی رسید و در پاسخگویی به پرسش های مراجعین به درجه ای دست یافت که مطابق نقل “ابن العرندس” حضرت موسی بن جعفر به او کلام “فداها ابوها” را ارزانی داشت.(۱۲)

وی که مولود بیت وحی و تنزیل و نشأت گرفته از سلسله امامت و عصمت است و ریشه جانش به ولایت معنوی سیراب گردیده، می تواند به اذن پروردگار با نفوذ و تأثیر در عمق نفوس مستعد و شیعیان و دوستدارانش همچون امامان معصوم سبب تغییر و تحوّل گردد و در رفع گرفتاری ها و برآوردن حوائج طالبان و اصلاح امور ایشان اثری مستقیم داشته باشد.

صفای زیارت

بنابر روایات متواتر از اهل بیت عصمت و طهارت، قم شهر شیعیان، حرم فرزندان آنان، پناهگاه فاطمیان، سالم ترین شهرها و آشیانه آل محمد است. امام صادق(ع) فرمود: خدا دارای حرمی است که آن مکه است و پیامبرش حرمی دارد که مدینه است و امیرالمؤمنین هم حرمی دارد که کوفه است و ما هم دارای حرمی هستیم که قم است و به زودی بانویی از فرزند من در آنجا دفن می شود که نامش فاطمه است هر کس او را زیارت کند بهشت بر او واجب می شود.(۱۳)

راوی می گوید این فرمایش حضرت زمانی بود که هنوز موسی بن جعفر به دنیا نیامده بود.

و اما جواد(ع) فرمود: «من زار عمتی بقم فله الجنه؛(۱۴) کسی که عمه ام را در قم زیارت کند اهل بهشت است.»

فضائل بی شمار حضرت معصومه و بندگی خالصانه وی به درگاه الهی، عشق روز افزون دلدادگان حرم اهلبیت را مشتعل ساخته و راه را برای زیارت همراه با معرفت آن بانوی مکرمه می گشاید و آنان را به شناخت بیشتر و فهم جلالت قدر و منزلتش واقف می کند تا که استحباب زیارت آن عزیز را از دست ندهد. نقل است یکی از شیعیان به زیارت بارگاه حضرت رضا(ع) در مشهد رفت و سپس از مسیر همدان به کربلا رفت رد بین راه در رؤیایی راستین حضرت رضا(ع) را دید که به وی فرمود: چه می شد اگر از قم عبور می کردی و قبر خواهرم را زیارت می کردی(۱۵) و باز می نویسند امام رضا(ع) با اشاره به اهمیت زیارت حضرت معصومه(س) فرمودند: هر کس نتواند به زیارت من بیاید برادرم (امامزاده حمزه) را در ری و یا خواهرم –معصومه(س)- را در قم زیارت کند که به همان ثواب زیارت من می رسد.(۱۶)

علّامه بزرگوار محمد باقر مجلسی از امام رضا(ع) روایت می کند که خطاب به “سعد بن سعد اشعری” فرمود: “یا سعد عندکم لنا قبر” ای سعد! از ما قبری در نزد شما هست. سعد می گوید: عرض کردم فدایت گردم، آیا قبر فاطمه دختر حضرت موسی بن جعفر را می فرمایید؟ فرمود: آری، هر کس او را زیارت کند در حالی که عارف به حق او باشد بهشت از آن اوست. پس هرگاه کنار قبر او آمدی، در نزد بالای سرش بایست و ۳۴مرتبه الله اکبر، ۳۳مرتبه سبحان الله و ۳۳مرتبه الحمدالله بگو، آنگاه بگو السلام علی آدم صفوه الله تا پایان زیارت شریفه.(۱۷)

بنابر نقل حدیث فوق در می یابیم زیارتنامه حضرت معصومه از امام رضا(ع) است و در میان بانوان اهل بیت بعد از حضرت فاطمه زهرا(س) تنها بانوی مجلّله ای که زیارت مأثور دارد حضرت فاطمه معصومه است.

فرازهایی از فضایل

از ویژگی های حضرت معصومه(س) آگاهی داشتن به علوم اسلامی و نقل آن برای دیگران است. در فراز یکی از زیارتنامه های ایشان می خوانیم: «السلام علیک یا فاطمه بنت موسی بن جعفر و حجته و امینه» سلام بر تو ای فاطمه دختر موسی بن جعفر و حجت و امین او، آن حضرت حجت و امانتدار پدرش امام کاظم(ع) بود که در این صورت حجت و امین خدا بوده و حجت و نشانه اسلام و حافظ امانت الهی می باشد. و از راویان و محدثان به شمار می آید. به عنوان نمونه می توان به دو حدیث که حضرت در سلسله راویان آن می باشد اشاره کرد. علامه امینی می نویسد: فاطمه دختر امام رضا(ع) نقل می کند که دختران امام کاظم فاطمه(معصومه) و زینب و ام کلثوم گفتند: روایت کرد ما را فاطمه دختر امام صادق(ع) و او گفت روایت کرد مرا فاطمه دختر امام باقر از فاطمه دختر علی بن الحسین از فاطمه و سکینه دختران امام حسین(ع) از ام کلثوم (دختر فاطمه زهرا) و او از فاطمه زهرا(س) نقل کرد که آن حضرت فرمود: آیا فراموش کردید فرمایش رسول خدا(ص) را در روز غدیر که (به شما) فرمود: هر کس من مولی و رهبر او هستم پس علی مولا و رهبر اوست و نیز به علی فرمود: نسبت تو به من همانند نسبت هارون به موسی است.(۱۸)

همچنین نقل گردیده که: فاطمه معصومه(س) از فاطمه دختر امام صادق(ع) و او از فاطمه دختر امام باقر(ع) و او از فاطمه دختر امام سجاد(ع) و او از فاطمه دختر امام حسین(ع) و او از زینب دختر امیرالمؤمنین(ع) و او از فاطمه زهرا(س) نقل می کند که رسول خدا فرمود: «الا من مات علی حبّ آل محمد مات شهیدا؛(۱۹) و بدانید هر کس با محبت آل محمّد بمیرد شهید مرده است.»

والاترین مقام عصمت از گناه و اشتباه مخصوص رسول اکرم(ص) و ائمه اطهار و حضرت زهرا(س) می باشد.

امّا شخصیتی چون فاطمه معصومه(س) که اطاعت پروردگار کرده و دامن خویش را از رذایل اخلاقی مبرّا نموده و به درجه عالی از تقوا و طهارت رسیده است که در لسان عام و خاص فردی مصون از گناه به شمار می آید برایش مقام طهارت قلبی متصوّر است. چنانچه در فرازی از زیارتنامه غیر معروفه ایشان می خوانیم:

«السلام علیک ایتها الطاهره الحمیده البره الرشیده التقیه النقیه.»(۲۰) سلام بر تو ای بانوی پاک و ستایش شده نیکو کردار و هدایت شده پرهیزگار وارسته، علاوه بر این سخن حضرت رضا(ع) که فرمودند: «من زار المعصومه بقم کمن زارنی؛ هر کس “فاطمه معصومه(س)” را در قم زیارت کند مثل آن است که مرا زیارت کرده است، شاهدی بر مقام عصمت ایشان است.

لقب کریمه اهلبیت، در خصوص آن حضرت حکایت از شأن و مرتبه وی نزد پروردگار دارد و خداوند متعال ایشان را به جهت بندگی خالصانه، زندگی با برکتی عنایت نمود که در حال حیات و ممات منشأ کرامات و عنایات خاص گردد. و بارگاه قدسی اش پناهگاه امیدواران به فضل الهی گردد و متوسلین به حضرتش دریافته اند که از سلاله پاک از خزائن امامت و ولایت و گوهری تابناک از صدف ملک امکان است که توان بخشش و توجه خاص به حاجتمندان و دعاکنندگان درگاهش را دارد.

از جمله مناقب و شرافت های آن بزرگوار وجود یک زیارتنامه مخصوص از ناحیه مقدّس امام معصوم است که در آن حضرت، دختر رسول خدا، دختر امیرمؤمنان، دختر فاطمه و خدیجه و دختر امام حسن و امام حسین و نهایتاً دختر امام، خواهر امام و عمه امام خوانده می شود که پاداش خواندن خالصانه و همراه با معرفت آن رسیدن به بهشت را همراه دارد.

نوشته اند مرحوم آیه الله میرزا رضی تبریزی از مجتهدین بزرگ برای خواندن فاتحه بر سر قبر زکریا بن آدم که در شیخان قم است می آید، در حین قرائت فاتحه به فکر می رود که آیا زکریا بن آدم با آن جلالت قدر و رفعت و روایاتی که درباره اش وارد شده بالاتر است یا حضرت معصومه(س) که ناگهان یک نفر که کلاه نمدی به سر داشته پیش می آید و به وی می گوید: ان بالا را بخوان، ایشان ابتدا اعتنایی نمی کند امّا پس از رفتن مرد نگاه می کند می بیند نوشته شده:

«السلام علی ارواح محمد و آل محمد فی الارواح، السلام علی اجساد محمد و آل محمد فی الاجساد» یعنی سلام بر ارواح محمد و آل محمّد در میان ارواح و سلام بر اجساد محمّد و آل محمّد در میان اجساد، در این حال متوجه می شود که آن شخص به ظاهر معمولی، فکر او را خوانده و از آنچه در ذهنش گذشته باخبر شده و بدین وسیله تردید او را پاسخ گفته که: حساب حضرت معصومه که از آل محمّد(ص) است با سایرین جداست و هیچ کس قابل مقایسه با این خاندان نیست.(۲۱) و دلدادگی به حضرتش همان پذیرش ولایت معصومین و مقبول درگاه الهی است.

مقام شفاعت

یکی از معتقدات شیعه موضوع شفاعت است در رأس شافعان روز قیامت رسول خدا(ص) و ائمه اطهارند که این اقتضای آبرومندی آنان در پیشگاه پروردگار متعال است. در زیارت امام حسین(ع) می خوانیم: «اللّهم ارزقنی شفاعه الحسین یوم الورود؛ خدایا شفاعت حسین را در روز ورود بر خودت روزیم کن»

بجز این بزرگان، منسوبین خاندان وحی و حتی پیروان مخلص آنان می توانند به اذن پروردگار شفاعت کنند. بنابر روایات متعدد فاطمه زهرا(س) از شخصیت های شفاعت کننده نزد پروردگار است، در روایت جابر از امام باقر(ع) اینگونه آمده است که فرمود: ای جابر و الله که فاطمه شیعیان و محبان خود را آن گونه که طیور دانه های خوب و سالم را از میان دانه های بد جدا نموده، انتخاب می کند.(۲۲)

از طریق اهلبیت روایات فراوانی داریم که بهشت و شفاعت جزء مهریه حضرت زهرا(س) می باشد.(۲۳)

بعد از صدیقه طاهره(س) شفاعت بانویی به گستردگی شفیعه روز جزا –فاطمه معصومه(س)- نیست. امام صادق(ع) فرمود: «تدخل بشفاعتها شیعتی الجنه باجمعهم؛(۲۴) و به شفاعت او –فاطمه معصومه- همه شیعیانم وارد بهشت خواهند شد.»

و نیز در زیارت آن بانوی معظمه می خوانیم: «یا فاطمه اشفعی لی فی الجنه؛ ای فاطمه برای من نزد خدا درباره بهشت شفاعت کن.» و این خود نشان دهنده مقام و مرتبه آن شافع روز جزاست. در فراز دیگر زیارتنامه آمده که: «فان لک عند الله شأناً من الشأن» یعنی اینکه ما از تو طلب شفاعت می کنیم نه تنها به خاطر اینکه تو دختر، خواهر و عمه امامی، بلکه به واسطه رابطه مخصوصی که با مقام ربوبی داری از شأنیت و اعتبار بهره مندی که البته برای ما خاکیان قابل فهم نیست و تنها خدا و پیامبر و اوصیاء طاهرینش بر آن آگاهند.

یکی از علمای دولت آباد اصفهان به نام آیت الله حاج شیخ محمد ناصری از پدرش نقل می کند که در سال ۱۲۹۵ هجری در اطراف قم قحطی و خشکسالی شدیدی پدید آمد و احشام در معرض نابودی قرار گرفتند. اهالی آن منطقه ۴۰نفر از متدینین را انتخاب کرده و به قم فرستادند تا در صحن معصومه بست نشینند، شاید از عنایت ایشان باران ببارد و از قحطی نجات یابند.

پس از سه شبانه روز، شبی یکی از آن چهل نفر مرحوم میرزای قمی را به خواب می بیند که به او می فرماید: چرا در اینجا بست نشسته اید؟ او می گوید: مدتی است در منطقه ما باران نباریده و خشکسالی به وجود آمده ما برای رفع خطر به اینجا پناه آورده ایم. میرزا می فرماید: برای همین اینجا آمده اید، این که چیزی نیست این مقدار از دست ما ساخته است برای رفع این حوائج به ما رجوع کنید، ولی اگر شفاعت همه جهان را خواستید دست توسّل به طرف این شفیعه روز جزا –حضرت معصومه(س)- دراز کنید.(۲۵)

این رؤیای صادقه مؤیّد حدیث شریفی است که قبلاً بیان شد.

خواهران نمونه

در میان بانوان بیت رسالت و امامت دو بانوی آسمانی یعنی حضرت زینب کبری(س) و حضرت معصومه(س) دارای وجوه شباهت و قدر مشترک می باشند: و هر دوی آنها مخدرات دختر امام خواهر امام و عمه امامند. هر دوی آنان مورد تکریم و تجلیل امام معصوم واقع شده و زبان به مدح و ثنا و تعریف آنان گشوده اند، حضرت زینب از سوی پدرش امیرالمؤمنین(ع)، برادر امام حسین(ع) و پسر برادر… امام سجاد(ع) ستایش گردیده و حضرت معصومه(س) از جانب جد بزرگوارش امام صادق(ع) و برادر گرانقدرش امام رضا(ع) و فرزند برادر امام جواد(ع) ستوده شده است.

آن دو بانوی مکرمه علاقه شدیدی نسبت به برادرها امام حسین(ع) و امام رضا(ع) داشتند و به خاطر این و در راستای صیانت از حریم ولایت ترک وطن نموده و رنج سفر را بر خود هموار کردند.

هر دو بزرگوار زادگاهشان مدینه ولی مدفنشان در نقطه ای دور و در غربت واقع گردیده است. مضجع شریفشان زیارتگاه عاشقان خاندان پیامبر می باشد و مسلمانان از سراسر جهان با شور و اشتیاق به سوی مرقد مطهرشان در مصر و شام و قم مقدّس می شتابند.

فاطمه معصومه از دیدگاه مشاهیر

صدرالدین شیرازی معروف به ملاصدرا فیلسوف بزرگ اسلام و بنیان گذار حکمت متعالیه در کتاب مهم اسفار اربعه را در روستای کهک قم به رشته تحریر درآورده می گوید: وقتی شبهه ای برایم پیش می آمد، کنار قبر حضرت معصومه در قم می آمدم و از آن بانو استمداد می کردم و شبهه فلسفی من حل می شد.(۲۶)

یکی از شاگردان آیت الله مرعشی نقل می کند، ایشان دلیل هجرت به قم و اقامت در این شهر را چنین بیان می کرد: پدرم آقا سید محمود مرعشی که از زاهدان و عابدان روزگار بود ختم مجربی را انتخاب و چهل شب بر خواندن آن مداومت نمود تا شاید خداوند به طریقی قبر شریف حضرت زهرا(س) را به وی نشان دهد، در عالم رؤیا به محضر مقدّس امام صادق(ع) و یا امام باقر(ع) مشرف می شود از او می پرسند: چه می خواهی؟ عرض می کند می خواهم بدانم قبر فاطمه زهرا(س) در کجاست تا آن را زیارت کنم. حضرت می فرمایند: نمی توان بر خلاف وصیّت قبرش را مشخص کنم، علیک بکریمه اهل البیت: به دامن کریمه اهلبیت چنگ بزن، زیرا خدا جلال و جبروت حضرت فاطمه(س) را به حضرت معصومه عنایت فرموده است. هر کس بخواهد ثواب زیارت حضرت زهرا را درک کند به زیارت فاطمه معصومه(س) بورد. آیه الله مرعشی گفتند: پدرم مرا سفارش می کرد، من قادر به زیارت ایشان نیستم امّا تو این کار را انجام بده. لذا من به همین خاطر به زیارت امام هشتم و فاطمه معصومه از نجف آمدم و به اصرار مؤسس حوزه علمیه قم آیت الله حائری یزدی در آنجا ماندگار شدم.(۲۷)

حضرت آیت الله طباطبائی علامه، فیلسوف و عارف نامی در ماه مبارک رمضان پیش از افطار به حرم ملکوتی کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه(س) مشرف می شد و با بوسه بر ضریح آن حضرت روزه خود را می گشود.(۲۸)

حضرت آیت الله گلپایگانی در توصیه های خویش به طلاب به ارتباط مداوم با ائمه اطهار و امام زمان(ع) و قرائت قرآن کریم و ادعیه معتبر و عرض ادب خالصانه به دختر موسی بن جعفر سفارش می نمودند همچنین ایشان خود چنان به این کار علاقمند بودند که در حال کسالت نتوانسته بودند به حرم بی بی مشرف شوند بارها گریه می کردند.

حضرت آیت الله مرعشی نجفی در وصایای خویش فرمودند: پس از مرگم، جنازه ام را روبروی مرقد مطهر حضرت معصومه قرار داده یک سر عمامه ام را به ضریح مطهر و سر دیگر آن را به تابوت بسته و در این هنگام مصیبت مولایم حسین مظلوم و اهل بیتش را بخوانید.

آیت الله فاضل لنکرانی در خصوص ارتباط خود با حضرت معصومه چنین می گوید: روزی به حرم مشرف شدم و بعد از زیارت عرض کردم عمه جان –ایشان از طرف مادر عمه و محرم من هستند- من امروز هیچ حاجتی مثل پول و منزل و غیره ندارم، فقط عنایتی کرده مرا در فهم آیه تطهیر یاری نمائید، تا بتوانم آن را درست فهمیده و بنویسم و حل مشکل نمایم. ایشان در ادامه بیان کرده اند که بعد از این ماجرا شروع کردم به نوشتن آیه تطهیر و به برکت حضرت مسائلی و مطالبی برایم روشن شد که اگر پنجاه سال دیگر درس می خواندم آن مطالب برایم روشن نمی شد.(۲۹)

آمدن مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری مؤسس حوزه علمیه به قم و عزم به اقامت در آن شهر بر اثر استخاره ای بوده است که در کنار حرم فاطمه معصومه(س) و با توسّل به آن حضرت انجام داده و در نتیجه آیه ای آمده که ایشان را موظف به ماندن و جمع کردن علماء و فضلا نموده است و خلاصه در آن جریان هدایت ویژه ای در پرتو عنایت آن حضرت شامل حال ایشان شده است.(۳۰)

در رابطه با اقامت آیت الله بروجردی در قم باز می توان به توجه حضرت معصومه اشاره کرد بدین ترتیب که ایشان در اواخر سال ۱۳۶۳هـ.ق مبتلا به بیماری می شوند و مقرر می گردد در تهران جراحی کنند و هنگامی که به قصد معالجه از بروجرد خارج می شوند، وضع مزاجشان رضایت بخش نبوده و تقریباً در بیهوشی به سر می بردند تا اینکه یک مرتبه در دل شب چشم گشوده چراغ های قم را مشاهده می کنند، از همراهان می پرسند؟ اینجا کجاست، عرض می کنند قم است جذبه روحانی و کششی معنوی ایشان را به خود مشغول می کند و تصمیم می گیرند پس از بهبودی بقیّه عمر را در این آستان مقدّس بگذرانند و بالأخره ایشان به برکت حضرت فاطمه معصومه شفا می یابد و بعد از آنکه سلامتی خویش را باز می یابد به قم آمده و آن تحوّل عظیم علمی و فرهنگی را در حوزه بوجود می آورد.(۳۱)

به امید دیدار

حضرت معصومه به هنگام شهادت پدر که در سال ۱۸۳ رخ داده ده سال داشت. و بیشتر دوران کودکیش را در ایام غم (زندانی پدر) گذراند، ولی زندگی در کنار برادرش –امام رضا- شعله های امید را در دلش زنده نگه می داشت. امّا با سفر تبعید گونه امام هشتم(ع) به مرو، حضرت معصومه یکسال بدون برادر در مدینه زندگی کرد. تا اینکه نامه ای از حضرت رضا به وی رسید، او که دلش برای دیدن برادر بی تاب شده، بلافاصله همراه عدّه ای از برادرانش به نامهای فضل، جعفر، هادی و قاسم و زید و تعدادی از برادرزاده ها و چند تن از غلامان و کنیزان مدینه را به قصد مرو ترک نمود.

در طول راه به ساوه رسیدند و وقتی مخالفین اهل بیت از رسیدن آنان به شهر مطلع شدند و آزار و اذیّت و جنگ با همراهان حضرت پرداختند و همه برادران و برادرزادگان حضرت معصومه(س) به شهادت رسیدند. هنگامی که حضرت جسدهای غرق به خون و پیکرهای صدمه دیده ۲۳تن از عزیزان خود را نقش بر زمین دید. به شدت محزون شد و در اثر این مصائب به شدت بیمار گردید.(۳۲) و بنابر قولی از زهری که معاندان در غذایش ریختند مسموم شد. دختر والاتبار موسی بن جعفر با وضعیت جسمی و روحی که داشت و احساس ناامنی که در شهر ساوه می کرد فرمود: مرا به شهر قم ببرید که از پدرم شنیدم، شهر قم مرکز شیعیان ما می باشد.

وقتی بزرگان قم از آمدن آن بانو به شهرشان باخبر شدند، برای استقبال از ایشان مهیا گردیدند و “موسی بن خزرج” بزرگ خاندان اشعری در پیشاپیش جمعیت حرکت کرد و مهار ناقه آن حضرت را گرفت و در حالی که عدّه ای سواره و پیاده اطراف محملش تجمع نموده بودند با قربانی کردن مقدمش را گرامی داشتند آن سیده جلیله را در منزل خویش جای داد(۳۳) و نعمت مهمانداری از حضرت در تاریخ ۲۳ ربیع الاول ۲۰۱هـ.ق نصیب مردم قم شد.

در مدت اقامت ایشان در قم که هفده روز ذکر کرده اند در خانه موسی بن خزرج بسر می برد و در آنجا عبادتگاهی داشت که به راز و نیاز با پروردگار خویش مشغول بود، محل زندگی حضرت بعدها به صورت مدرسه درآمد و به مدرسه “ستّیه” (مدرسه خانوم) مرسوم گردید.(۳۴) و محراب عبادتش به بیت النور شهرت یافت که در طول زمان پناهگاه و محل زیارت دوستداران و متوسلین به حضرتش می باشد.

رحلت شهادت گونه

حضرت معصومه(س) با حرکت حساب شده خویش و به عشق دیدار برادر در رسوایی و افشاء حاکمان جور زمان –بنی عباس- متحمّل صدمات زیادی گردید و در روز دهم ربیع الثانی سال ۲۰۱هـ.ق پیش از آنکه دیدگان مبارکش به دیدن برادر روشن گردد در دیار غربت و در میان اندوه فراوان دلدادگان و دوستدارانش جان به جان آفرین تسلیم کرد.

بعد از وفات حضرت، مردم او را غسل داده و کفن نمودند و به سوی قبرستان بابلان محل فعلی حرم که ملکی از ملکهای موسی بن خزرج بود بردند تا به خاک بسپارند.

در این وقت بین جمعیت گفتگو در گرفت که چه کسی جنازه را داخل قبر گذارد. سرانجام متفق شدند تا شخصی به نام قادر که پیرمردی پرهیزکار و صالح بود این کار را انجام دهد. چون به سراغش رفتند ناگهان مشاهده کردند دو سواره که نقاب به صورت داشتند از طرف ریگزار به سوی آنان آمدند و از مرکب پیاده شده و به تجهیز آن بانوی مکرمه پرداختند. یکی وارد قبر شد و دیگری جسد پاک آن حضرت را برداشته به دست او داد تا به خاک سپارد. آن دو بزرگوار بدون اینکه با کسی تکلّمی کنند بر اسبهای خود سوار شده و از محل دور شدند.(۳۵) بنابر نظر خیلی از بزرگان آن دو تن حضرت رضا(ع) و فرزندش امام جواد(ع) بودند.

بعد از پایان مراسم، موسی بن خزرج سایبانی از بوریا بر قبر شریف آن حضرت برافراشت، تا زمانی که حضرت زینب دختر امام نهم وارد قم گردید و قبّه ای از آجر بر مرقد مطهر بنا کرد.(۳۶)

و بدین سان تربت پاکش در دل شهر قم قبله گاه ارادتمندان شیعه از سراسر جهان گردید.

بارگاه منوّر

بعدها که در کنار مرقد حضرت بانوان دیگری به خاک سپرده شدند از جمله میمونه و ام محمد دختران موسی مبرقع از نوادگان امام جواد، ام قاسم، دختر علی کوکبی، ام اسحق جاریه محمد فرزند موسی مبرقع و ام حبیب جاریه ابو علی نوه امام رضا. طبق گزارش تاریخ قم در قرن سوم هجری دو قبّه به جای گنبد فعلی بوده که قبّه اول بر فراز قبر مطهر حضرت معصومه و قبور ام محمد و ام اسحاق قرار داشت و قبه دوم بر فراز قبور ام حبیب، ام اسحاق و میمونه قرار گرفته بود.(۳۷)

شایسته است کسانی که حضرت معصومه را زیارت می کنند این بزرگواران را یاد کنند و جمله وارده را قرائت کنند:

السلام علیکن یا بنات رسول الله السلام علیکن و رحمه الله و برکاته.

اولین گنبد بر مرقد حضرت فاطمه معصومه به همت حضرت زینب دختر امام جواد(ع) ساخته شد و به مرور زمان و پس از دفن بانوان علوی در جوار بارگاه آن حضرت، دو گنبد دیگر در جوار گنبد اوّل بنا گردید که سومین آن ها مدفن حضرت زینب دختر امام جواد بود.

این سه گنبد تا سال ۴۴۷هـ.ق برقرار بودند تا این که در همان سال وزیر طغرل کبیر –میر ابوالفضل عراقی- به تشویق شیخ طوسی به جای سه گنبد، گنبد مرتفعی به قطر ۱۱متر و ارتفاع ۱۴متر، آراسته به نقش های رنگ آمیزی و تزئینات آجری و کاشی بدون ایوان و حجره ها بنا نهاد که تمام قبور سادات را فرا می گرفت.(۳۸) در سال ۹۲۵هـ.ق همین گنبد به همت شاه بیگی بیگم دختر شاه اسماعیل تجدید بنا شد.

در سال ۱۲۱۸هـ.ق گنبد مطهر با خشت های طلایی تزیین گشت که تا سال ۱۳۸۰هـ.ق باقی ماند که طبق طرحی از این سال تا ۱۳۸۴ش گنبد تعمیرات اساسی شد.

مرقد مطهر در اوایل قرن هفتم هجری به فرمان امیرمظفر احمد بن اسماعیل (بزرگ خاندان سلسله مظفری) و با کوشش بزرگترین استاد کاشی سازی آن عصر به کاشی های نفیس و زرفام آراسته گردید که در سال ۱۳۷۷ش با آمیخته ای از کاشی و سنگ تجدید بنا شد، در سال ۹۶۵هـ.ق شاه طهماسب صفوی برای مرقد ضریحی آجری همراه منافذی مزین به کاشی های هفت رنگ و کتیبه های معرّق بنا کرد که در سال ۱۲۳۰هـ.ق همان ضریح نقره پوش شد، در سال ۱۲۸۰ ضریحی از نقره تهیه و به جای قبلی نصب گردید که چندین بار اصلاح و بازسازی شد، این ضریح در سال ۱۳۸۰ش تعویض گردید.

اولین صحنی که در این بارگاه مبارک ساخته شد صحن عتیق نام دارد که شاه بیگی دختر شاه اسماعیل صفوی در سال ۹۲۵هـ.ق بنا نمود. این صحن چهار ایوان دارد. ایوان طلا در جنوب با دو مأذنه که در سال ۱۲۸۵ این ماًذنه ها نیز طلاکاری گردید. ایوان شمالی که ورودی مدرسه فیضیه به صحن می باشد و ساختمان نقاره خانه بر رویش بنا گردیده است. ایوان غربی (ورودی مسجد اعظم به صحن)، ایوان شرقی (رابط صحن اتابکی با صحن عتیق) صحن اتابکی (صحن نو) دارای چهار ایوان می باشد که در هر کدام جلوه های هنری و معماری دیده می شود. احداث آن به دستور اتابک اعظم و از سال ۱۲۹۵هـ.ق تا ۱۳۰۳ طول کشید، ایوان زیبای آینه در جانب غربی آن قرار دارد. رواق های حرم عبارتند از رواق بالاسر، رواق دارالحفاظ، رواق آیینه و رواق پیشرو. در سمت غرب حرم مسجد اعظم واقع است که کلنگ اول آن در یازده ذیقعده ۱۳۷۳هـ.ق به دست توانای آیت الله بروجردی(ره)، به زمین زده شد.(۳۹)

پی نوشت ها:

  1. بحارالانوار، ج۶۰، ص۲۱۷ .
  2. معجم البلدان، ج۴، ص۳۹۷ .
  3. سفینه البحار، شیخ عباس قمی، ج۲، ص۴۴۷ .
  4. بحار، ج۶۰، ص۲۱۴ .
  5. همان، ص۲۱۶ .
  6. بانوی ملکوت، آیت الله کریمی جهرمی، چ اول، ص۴۲ .
  7. بحار، ج۹، ص۲۱۵ .
  8. سفینه البحار، ج۲، ص۴۴۷ .
  9. منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، ص۱۶۱ .
  10. کریمه اهلبیت، علی اکبر مهدی پور، ص۱۰۲، به نقل از بحار، ج۴۸، ص۳۱۷و۲۸۶ .
  11. بارگاه فاطمه معصومه، تجلی گاه فاطمه زهرا، آیت الله سید جعفر میر عظیمی، ج۲، ص۳۰و۲۹ .
  12. همان، ص۲۷ .
  13. بحار، ج۶۰، ص۲۱۶ .
  14. سفینه البحار، ج۲، ص۳۷۶ .
  15. حضرت معصومه فاطمه دوم، محمد محمدی اشتهاردی، ج۱، ص۱۴۶ .
  16. کریمه اهلبیت، ص۱۳۳.
  17. همان، ص۱۳۱، به نقل از بحار، ج۱۰۲ .
  18. الغدیر، علامه امینی، ج۱، ص۱۹۶ .
  19. کریمه اهل بیت، ص۷۷ به نقل از آثار الحجه، ص۸ .
  20. فروغی از کوثر، انتشارات زائر، ص۴۲ .
  21. بانوی کرامت، ص۶۶ .
  22. بحار، ج۸، ص۵۲ .
  23. همان، ص۱۰۵ .
  24. سفینه البحار، ج۲، ص۳۷۶ .
  25. کریم اهل بیت، ص۵۹ .
  26. فوائد الرضویه، شیخ عباس قمی، ص۳۷۹ .
  27. فروغ کوثر، ص۵۸، کریمه اهلبیت، ص۴۴ .
  28. بارگاه فاطمه…، ص۱۱۹ .
  29. همان، ص۱۲۱ .
  30. بانوی کرامت، ص۱۱۵ .
  31. همان، ص۱۱۸ .
  32. کریمه اهل بیت، ص۱۷۴ .
  33. فروغی از کوثر، ص۳۳ .
  34. کریمه اهل بیت، ص۱۷۶ .
  35. بحارالانوار، ج۴۸، ص۲۹۰ .
  36. سفینه البحار، ج۲، ص۳۷۶ .
  37. کریمه اهل بیت، ص۱۸۲ .
  38. فروغی از کوثر، ص۱۰۶ .
  39. پیام آستانه، نشریه آستانه مقدسه حضرت فاطمه معصومه(س)، ش۱۸، فروردین۸۵.

 

منشور نسل جوان در سیره امام صادق (علیه السلام)

006a9df191d34e960ccebe0bdd4289c1

منشور نسل جوان در سیره امام صادق (علیه السلام)

نویسنده: عبد الکریم پاک‌نیا

جوانان و نوجوانان در هر جامعه‌اى گنجینه‌هاى سرشارى هستند که اگر مربیان و متولیان براى این قشر عظیم سرمایه گذارى شایسته انجام داده و این گروه فعال و پرشور را با رفتار حکیمانه و تکریم شخصیت و احترام به نیازها، به اهداف مطلوب و ایده‌آل خود هدایت نمایند، علاوه بر این که آنان را از خطر انحراف و تردید در هویت و آسیب‌هاى اجتماعى مصونیت‌بخشیده‌اند، قلب‌هاى پاک و زلال آنان را به سوى خوبى‌ها، زیبایى‌ها و اخلاق پسندیده رهنمون شده‌اند، و جامعه آینده را از نظر سلامتى و حفظ ارزش‌ها و فرهنگ، بیمه نموده‌اند. امام صادق‌علیه السلام در مورد سرمایه گذارى معنوى براى نسل نو و حفاظت نوجوانان از گروه‌هاى منحرف و کج اندیش، مى‌فرماید: «با درو احداثکم بالحدیث قبل ان یسبقکم الیهم المرجعه (۱) ; نوجوانان خود را با احادیث ما آشنا کنید قبل از این که مرجعه (یکى از گروه‌هاى منحرف) بر شما پیشى گیرند.

ارتباط با نسل جوان

هدایت و تربیت نسل جوان به لحاظ اهمیتى که دارد امروزه بیش از گذشته مورد توجه اندیشمندان و دل سوزان جوامع مختلف قرار گرفته است. جوان داراى خصوصیات عاطفى، اجتماعى و جسمانى است. حساسیت، تنوع خصلت‌هاى رفتارى، هیجان‌هاى درونى، علاقه شدید به دوستى با همسالان، عدم کنترل رفتار، حب ذات، الگو پذیرى و تقلید، افتخار به شخصیت و تشخص‌طلبى و میل به آزادى، شمه‌اى از ویژگى‌هاى اوست.

با توجه به این ویژگى‌ها، شیوه رفتارى امام صادق‌علیه السلام با جوانان، و همچنین سخنان و دستور العمل‌هاى آن حضرت براى جوانان و برخورد با آنان، بهترین نسخه شفا بخش و راهگشاست. نگاه‌هاى مهربان، بزرگداشت‌شخصیت، توجه به استعداد و صلاحیت آنان، احترام به نیازهاى فردى و اجتماعى، رفتار محبت‌آمیز و حکیمانه و سرشار از عاطفه و خلوص، موجب جذب جوانان به سوى آن حضرت بود و شیفتگى آنان به رهبر خویش، ریشه در شیوه رفتار و گفتار آن حضرت نسبت‌به مخاطبین و شاگردان خویش دارد.

آن حضرت به سرعت پذیرش سجایاى اخلاقى در نوجوانان توجه کرده و به ابوجعفر; مؤمن طاق مى‌فرماید:

«علیک بالاحداث فانهم اسرع الى کل خیر; (۲) بر تو باد تربیت نوجوانان، زیرا آنان زودتر از دیگران خوبى‌ها را مى‌پذیرند.»

در اینجا چند نمونه از رفتار آن حضرت را در برخورد با نسل جوان مى‌خوانیم:

۱ – آن روز یکى از شلوغ‌ترین ایام حج‌بود. امام صادق علیه السلام با گروهى از یارانش گفت و گو مى‌کرد. در این هنگام هشام بن حکم که تازه به دوران جوانى گام نهاده بود، خدمت امام رسید. پیشواى شیعیان از دیدن این جوان شادمان شد، او را در صدر مجلس و کنار خویش نشاند و گرامى داشت. این رفتار امام، حاضران را که از شخصیت‌هاى علمى شمرده مى‌شدند، شگفت زده ساخت. وقتى امام علیه السلام آثار شگفتى را در چهره حاضران مشاهده کرد فرمود: «هذا ناصرنا بقلبه و لسانه و یده; این جوان با دل و زبان و دستش (با تمام وجود) یاور ماست.» سپس براى اثبات مقام علمى هشام براى حاضرین، درباره نام‌هاى خداوند متعال و فروعات آن‌ها از وى پرسید و هشام همه را به نیکى پاسخ گفت. آن گاه حضرت فرمود: «هشام! آیا چنان فهم دارى که با منطق و استدلال دشمنان ما را دفع کنى، هشام گفت: آرى. امام فرمود: «نفعک الله به و ثبتک; خداوند تو را از آن بهره‌مند سازد و [در این راه] ثابت قدم بدارد.» هشام مى‌گوید: بعد از این دعا هرگز در بحث‌هاى خداشناسى و توحید شکست نخوردم. (۳)

۲ – مفضل بن عمرو نماینده امام صادق علیه السلام در شهر کوفه بود. او از طرف امام موظف بود به مشکلات دینى، مالى و اجتماعى مردم کوفه رسیدگى کند و در این رابطه با جوانان شهر ارتباط صمیمانه و مستحکمى برقرار کرده بود، براى همین عده‌اى این دوستى را نتواستند تحمل کنند، ناچار به شایعه و افتراء روى آوردند و مفضل و یارانش را به شرابخوارى، ترک نماز، کبوتر بازى و حتى به سرقت و راهزنى متهم کردند. این گروه، که ابوالخطاب معزول و طرفدارانش از فعالان آن شمرده مى‌شدند، شایع کردند که مفضل افراد بى مبالات و لاابالى را پیرامونش گرد آورده است. وقتى این شایعات به اوج رسید، گروهى از مومنان و مقدسان کوفه به محضر امام صادق‌علیه السلام چنین نوشتند: «مفضل با افراد رذل و شرابخوار و کبوتر باز همنشین است، شایسته است دستور دهید این افراد را از خود دور سازد.»

امام صادق علیه السلام بدون این که با آنان در این باره سخن بگوید، نامه‌اى براى مفضل نوشته، مهر کرد و به آنان سپرد تا به مفضل برسانند. حضرت تصریح کرد که نامه را خودشان شخصا به مفضل تحویل دهند. آنان به کوفه برگشتند و دسته جمعى به خانه مفضل شتافتند و نامه امام صادق علیه السلام را به دست مفضل دادند. وى نامه را گشود و متن آن را قرائت کرد. امام‌علیه السلام به مفضل دستور داده بود که: چیزهایى بخرد و به محضر امام علیه السلام ارسال کند. در این نامه اصلا اشاره‌اى به شایعات نشده بود. مفضل نامه راخواند و آن را به دست همه حاضران داد تا بخوانند. سپس از آنان پرسید: اکنون چه باید کرد؟ گفتند: این اشیاء خیلى هزینه دارد. باید بنشینیم، تبادل نظر کنیم و از شیعیان یارى جوییم.در واقع هدفشان این بود که فعلا خانه مفضل را ترک کنند. مفضل گفت: تقاضا مى‌کنم براى صرف غذا در اینجا بمانید. آنان به انتظار غذا نشستند. مفضل افرادى را به سراغ همان جوانانى که از آن‌ها بدگویى شده و به کارهاى ناروا متهم شده بودند فرستاد و آنان را احضار کرد. وقتى نزد مفضل آمدند، نامه حضرت صادق‌علیه السلام را براى آنان خواند. آنان، با شنیدن کلام امام صادق‌علیه السلام براى انجام فرمان حضرت از خانه خارج شدند و پس از مدت کوتاهى بازگشتند. هر کدام به اندازه وسع خویش روى هم نهاده و در مجموع ۲ هزار دینار و ده هزار درهم در برابر مفضل نهادند. آن گاه مفضل به شکایت کنندگان که هنوز از صرف غذا فارغ نشده بودند نگریست و گفت: شما مى‌گوئید این جوانان را از خودم برانم و گمان مى‌کنید خدا به نماز و روزه شما نیازمند است؟! (۴)

در اینجا به بخشى از شیوه‌ها و راه کارهاى عملى برخورد و هدایت جوانان در پرتو گفتار و رفتار صادق آل محمدعلیهم السلام مى‌پردازیم:

۱ – رفتار نیکو و ملایم

نوجوان قلبى پاک و روحى حساس و دلى نازک و عاطفى دارد. در برخورد با او باید راه نرمى و ملایمت پیش گرفت. نگاه مهربان، ارزش دادن به شخصیت و رفتار خوش، بهترین شیوه ارتباط با اوست. محبت، اظهار علاقه، صدا کردن با القاب، عناوین و نام‌هاى زیبا او را به سوى مبلغ و مربى جذب مى‌کند و در این حال مى‌توان ارتباط قلبى و عاطفى با او ایجاد کرد، سخنانش را شنید، راهنمایى کرد، لغزش‌ها را متذکر شد و بالاخره درعالم دوستى که یک ارتباط شدید روحى و عاطفى برقرار است، مى‌توان صفات زیبا را به او القاء نمود، نیازهاى بسیارى را از او برطرف کرد و از آلودگى‌ها او را بر حذر داشت، زیرا گرایش جوان به خوبى‌ها و زیبایى‌ها از دیگران بهتر و سریع‌تر انجام مى‌پذیرد.

امام صادق علیه السلام فرمود: «من لم تکن فیه ثلاث خصال لم ینفعه الایمان: حلم یرد به جهل الجاهل. و ورع یحجزه عن طلب المحارم. و خلق یدارى به الناس; (۵) هر کس سه خصلت را دارا نباشد از ایمان خود سودى نخواهد برد: اول – بردبارى، که جهل نادان را برطرف کند. دوم – پارسائى، که او را از حرام باز دارد. سوم – رفتار نیکو که با مردم مدارا نماید.»

۲ – آگاهى دادن در مسائل دینى

یکى از علل دین گریزى برخى جوانان و نوجوانان عدم آگاهى به مسائل دینى است. زیرا انسان طبیعتا هر چه را نشناسد به سویش نمى‌رود و افکار واحساسات و حواس خود را به سوى آن معطوف نمى‌دارد. اما شناخت و آگاهى از خوبى‌ها و زیبائى‌ها به ویژه اطلاع از منافع آن، سریعا انسان نفع طلب را به آن جذب کرده و آن را در نزد شخص، دوست داشتنى مى‌کند. براى همین اگر جوانان با آثار و برکات و احکام و معارف دین آشنا شوند، فاصله آنان با حقایق دینى کم خواهد شد. افزون بر این، نسل جدیدى که معمولا از مسائل و حقایق دینى بى اطلاع یا کم اطلاع است و بصیرت و معرفت کافى از دین ندارد، تحت تاثیر تبلیغات و هجمه‌هاى فرهنگى دشمنان قرار مى‌گیرد.

امام صادق علیه السلام به بشیر دهان (روغن فروش) فرمود: «لا خیر فى من لا یتفقه من اصحابنا یا بشیر ان الرجل منهم اذا لم یستغن بفقهه احتاج الیهم فاذا احتاج الیهم ادخلوه فى باب ضلالتهم و هو لا یعلم; (۶) از دوستان ما کسى که در دین خود اندیشه و تفقه نکند ارزش ندارد. اى بشیر! اگر یکى از دوستان ما در دین خود تفقه نکند و به مسائل و احکام آن آشنا نباشد، به دیگران (مخالفین ما) محتاج مى‌شود، هر گاه به آن‌ها نیاز پیدا کرد آنان او را در خط انحراف و گمراهى قرار مى‌دهند در حالى که خودش نمى‌داند.» ضرورت یادگیرى احکام دینى در منظر پیشواى ششم آنقدر مهم است که مى‌فرماید: «لو اتیت‌بشاب من شباب الشیعه لایتفقه لادبته; (۷) اگر به جوانى از جوانان شیعه برخورد نمایم که در دین تفقه نمى‌کند او را تادیب خواهم کرد.»

۳ – شناساندن آسیب‌هاى اجتماعى

آشنا نبودن نسل جدید با آفت‌هاى اجتماعى موجب افت ارزش‌هاى اخلاقى و توفیق دشمنان فرهنگى و رواج خلاف و حرام در میان آنان مى‌باشد. اگر جوانان مسلمان با این آفت‌ها آشنا باشند و از عواقب بد آن در میان افراد جامعه اطلاع یابند، بنابر فطرت پاکى که خداوند در نهاد آن‌ها قرار داده از آن آفت‌ها فاصله خواهند گرفت و دامن خویش را به چنین آفت‌هاى اجتماعى آلوده نخواهند کرد. صادق آل محمد علیه السلام مواردى از آفت‌هاى اجتماعى را چنین فهرست کرده است: الف) ستم کردن ب) فریبکارى ج) خیانت د) تحقیر و خوار کردن دیگران ه) اف گفتن: (نق بزند، غرغر کند و به این وسیله زحمات دیگران را نادیه گرفته و خود را چیزى پندارد.) و) دشمنى، کینه توزى و اظهار عداوت با برادران دینى ز)تهمت زدن ح )داد و فریاد و پرخاشگرى ط) طمع کارى و حرص به دنیا.

«و ان لایظلمه و ان لایغشه و ان لایخونه و ان لایخذله و ان لایکذبه و ان لایقول له اف و اذ قال له اف فلیس بینهما ولایه و اذ قال له انت عدوى فقد کفر احدهما و اذا اتهمه انماث الایمان فى قلبه کما ینماث الملح فى الماء; (۸) به برادر ایمانى خود ستم ننماید، او را فریب ندهد، به او خیانت نکند، او را کوچک نشمارد، او را دروغگو نخواند، به او اف نگوید و اگر به او اف بگوید (غرغر کند) ولایت‌بین آن دو قطع مى‌شود و اگر به برادر ایمانى‌اش بگوید تو دشمن من هستى، یکى از آن دو کافر [باطنى ]مى‌شود و اگر برادرش را متهم نماید، ایمان در قلب او ذوب مى‌شود مانند ذوب شدن نمک در آب.» (۹)

۴ – ترغیب به دانش افزایى

یک جوان مسلمان باید از علوم روز آگاهى کافى داشته باشد. تخصص در کنار تعهد یک اصل مسلم و تردید ناپذیر در فرهنگ ما است. کسانى در عرصه زندگى به اهداف دلخواه خود مى‌رسند که با شناخت دانش‌ها و مهارت‌هاى عصر خود به قله‌هاى سعادت نائل شده و با تعهد و ایمان خویش، اعتماد افراد جامعه را به خود جلب مى‌کنند. از منظر حضرت صادق‌علیه السلام کسب دانش و مهارت‌هاى فنى براى یک جوان ضرورى است، آن حضرت مى‌فرماید: «لست احب ان ارى الشاب منکم الا غادیا فى حالین، اما عالما او متعلما; (۱۰) هیچوقت دوست ندارم یکى از جوانان شما (شیعه) را ببینم مگر اینکه در یکى از دو حال، شب و روز خود را سپرى کند: یا دانا باشد یا یاد گیرنده.»

۵ – عادت دادن به حسابرسى

یک تاجر زمانى در کار خود پیشرفت مى‌کند که در هر شبانه روز به حساب خود رسیدگى کرده و سود و زیان معاملات خویش را بداند و گرنه بعد از مدت کوتاهى سرمایه و هستى خود را از دست‌خواهد داد. جوانى، یک سرمایه و فرصت‌بسیار عالى براى هر شخص مى‌باشد. اگر یک جوان به حساب عمر خود رسیدگى نکند و نداند که آیا در مقابل عمر خویش چه چیزى به دست آورده است، در آینده‌اى نه چندان دور سرمایه معنوى خویش را به باد فنا خواهد داد. اما اگر به حساب روزانه‌اش برسد و ببیند که در مقابل هر روز از دست رفته، یک قدم به سوى کمال برداشته، خوشحال شده و آن را تکرار کند و در مقابل انحطاط فکرى و اخلاقى غمگین گشته و سعى در جبران آن داشته باشد، بدیهى است که رو به سوى رشد و ترقى خواهد نهاد. امام صادق‌علیه السلام به ابن جندب که یک جوان فعال و پرشور و باایمان بود مى‌فرماید: «یا بن جندب! حق على کل مسلم یعرفنا ان یعرض عمله فى کل یوم و لیله على نفسه فیکون محاسب نفسه فان راى حسنه استزاد منها و ان راى سیئه استغفر منها و لئلا یخزى یوم القیامه; (۱۱) اى پسر جندب! هر مسلمانى که ما را مى‌شناسد شایسته است که رفتار و کردار خود را در هر شبانه روز برخود عرضه دارد و حسابگر نفس خویش باشد تا اگر کار نیکى در آن‌ها دید، بر آن بیفزاید و اگر کار بدى در اعمال خود مشاهده نمود، از آن‌ها توبه کند، تا در روز قیامت دچار ذلت و حقارت نشود.»

۶ – تعدیل حس دوست‌خواهى

انسان با انس به دوستانش احساس مسرت و لذت مى‌کند. او در همنشینى با رفیق شفیق، نشاط و نیرو مى‌گیرد و این یک نیاز طبیعى اوست و باید ارضاء شود. یک جوان در اثر این حس به سمت دوستان و همفکران خود کشیده مى‌شود، او عاشق رفاقت است و دنبال ارتباط با هم سن و سالان خود مى‌باشد. از طرف دیگر بر اثر غلبه احساسات و شور و شوق جوانى و نپختگى نگرش عقلانى، ممکن است در دام دوستان ناباب و یا صیادان و شیادان بیفتد. از این رو در انتخاب یک دوست ممکن است دچار مشکلات گردد. امام جعفر صادق علیه السلام دقیقا روى همین نکته انگشت اشارت نهاده و به جوانان چنین رهنمود مى‌دهد: «الاخوان ثلاثه: فواحد کالغذاء الذى یحتاج الیه کل وقت فهو العاقل. و الثانى فى معنى الداء و هو الحق. و الثالث فى معنى الدواء فهو اللبیب; (۱۲) دوستان سه دسته هستند. اول: کسى که مانند غذا در هر زمان به او نیاز هست و او دوست عاقل است. دوم:کسى که [براى انسان] مانند بیمارى و درد [رنج آور] است، و او دوست احمق [و نادان] است و سوم: کسى که وجودش براى فرد همانند داروى حیات بخش است، و آن رفیق روشن بین [و اهل تفکر] است.»

۷ – ضرورت ازدواج

هر جوانى فطرتا نیازمند ازدواج است و باید به این نیاز خدادادى و طبیعى از طریق مشروع جواب داد. اما بعضى جوانان با بهانه قرار دادن بعضى مشکلات و سختى‌ها از این سنت الهى روى بر تافته و خود را در دام نفس شیطانى گرفتار مى‌کنند. به آنان باید توجه داده شود که این پیمان مقدس در میان تمام ملت‌ها وجود داشته و محبوبترین بنیان نزد خداوند متعال است. با ازدواج، شخصیت و ایمان دو جوان کامل مى‌شود. صادق آل محمد علیه السلام فرمود: «من تزوج احرز نصف دینه فلیتق الله فى النصف الآخر; (۱۳) کسى که ازدواج کند نصف دینش را حفظ کرده است پس باید در نصف دیگرش تقواى الهى پیشه کند.»

و در حدیث دیگرى آن حضرت به جوانان چنین پیام داد: «رکعتان یصلیهما المتزوج افضل من سبعین رکعه یصلیها اعزب; (۱۴) دو رکعت نماز که فرد ازدواج کرده مى‌خواند بر ۷۰ رکعت نماز یک فرد مجرد برترى دارد.»

۸ – تشویق به نماز

بر اساس متون دینى ما نماز عامل کمال انسان و حافظ او از آلودگى‌ها و صفات مذموم و ناپسند است. همچنین این رفتار معنوى تاثیر بسزایى در بیدار کردن روح نظم و حفظ نظام انسان دارد. نماز تسلى بخش و آرامش بخش دل‌هاى مضطرب در انسان‌هاى خسته و نگران است. نماز شاخص رهروان راه خدا و بهترین وسیله ارتباط صمیمانه رب العالمین است. تجربه و آمار گواهى مى‌دهد که درصد بالایى از خلافکاران و هنجارشکنان در جامعه اسلامى در خانواده‌هایى بزرگ شده‌اند که یا نماز نمى‌خوانند و یا آن را سبک مى‌شمارند. پیشواى ششم جایگاه مهم نماز را در زندگى و رفتار روزانه یک مسلمان براى اقشار مختلف به ویژه جوانان تبیین نموده و فرمود: «اول ما یحاسب به العبد على الصلوه فاذا قبلت قبل منه سائر عمله و اذا ردت علیه رد علیه سائر عمله; (۱۵) [روز قیامت] اولین چیزى که از بنده محاسبه مى‌شود نماز است. اگر از او نماز پذیرفته شد، سائر اعمالش پذیرفته مى‌شود اما اگر نماز او رد شد سایر اعمال [نیک] او نیز رد خواهد شد.»

آن حضرت در مورد زیان‌هایى که در اثر دورى از نماز براى انسان رخ مى‌دهد به ابن جندب فرمود: «ویل للساهین عن الصلوات، النائمین فى الخلوات، المستهزئین بالله و آیاته فى الفترات اولئک الذین لاخلاق لهم فى الآخره و لا یکلمهم الله یوم القیامه و لا یزکیهم و لهم عذاب الیم; (۱۶) واى بر آن‌ها که از نماز غفلت کنند و در خلوت بخوابند و خدا و آیاتش را در دوران ضعف دین استهزاء کنند، آنان کسانى هستند که در آخرت بهره ندارند و خدا در روز قیامت‌با آنان سخن نخواهد گفت و آنان را تبرئه نخواهد کرد و عذاب دردناک براى آن‌هاست.»

۹ – تقویت اندیشه‌هاى مثبت

با تقویت تفکر مثبت در جوانان مى‌توان صفات نیک و خصلت‌هاى زیبا را در وجود آن‌ها ایجاد کرد. آن گاه با فضاسازى مناسب و به وجود آوردن بسترهاى لازم، آن‌ها را به تکرار رفتارهاى مثبت متمایل کرده و آن رفتارها را به صورت عادات پایدار در وجود آنان در آورد. بخشى از اندیشه‌هاى مثبت در کلام امام جعفر صادق علیه السلام عبارتند از:

الف) زیارت دوستان و تقویت‌ حس همیارى: آن حضرت نیکى به دوستان و دیدار آنان را برترین عبادت برشمرده و فرمود: «ما یعبد الله بمثل نقل الاقدام الى بر الاخوان و زیارتهم; خداوند به چیزى همانندگام برداشتن در راه نیکى به برادران دینى و دیدار و زیارت آن‌ها عبادت نشده است.»

ب) انس با خدا: چه زیباست که جوانان پاک همیشه خدا را بهترین انیس خود بدانند و در سختى‌ها او را همدم و پناهگاه خویش بر گزینند. آن حضرت فرمود: «آنسو بالله واستوحشوا مما به استانس المترفون; (۱۷) [انسان‌هاى با ایمان] با خدا انس گرفته‌اند و از آنچه که مال اندوزان و دنیا پرستان به آن انس گرفته‌اند، در هراسند.» آرى آنان از نعمت‌هاى خداوندى بهره مى‌برند، اما به آن‌ها دل نمى‌دهند. آنان دلبسته خدا بوده و با یاد او آرام مى‌شوند.

ج) پایدارى در راه هدف پایدارى در راه ایمان و عقیده از عوامل توفیق و پیروزى است. یک جوان آن گاه به آرزوهاى مشروع و دلخواه دست مى‌یابد که پشتکار و استقامت داشته باشد. مهمترین آرزوى هر جوان نیل به سعادت حقیقى و قرب پروردگار – که جلوه تمام کمالات، زیبائى‌ها و خوبى‌هاست – مى‌باشد. پیشواى صادق شیعیان فرمود: «لو ان شیعتنا استقاموا لصافحتهم الملائکه و لا ظلهم الغمام و لاشرقوا نهارا و لاکلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم و لما سالوا الله شیئا الا اعطاهم; (۱۸) اگر شیعیان ما در راه حق استقامت ورزند، فرشتگان با آنان دست مى‌دهند. ابرهاى رحمت‌بر آن‌ها سایه مى‌افکند. مانند روز مى‌درخشند، از زمین و آسمان روزى مى‌خورند و آنچه از خدا بخواهند، به آن‌ها عطا مى‌کند.»

د) دستگیرى از افتادگان: معلى بن خنیس مى‌گوید: «امام صادق علیه السلام در شبى بارانى از خانه به سوى ظله بنى ساعده رفت. به دنبال او رفتم، گویى چیزى از دست او بر زمین افتاد. حضرت گفت:

به نام خدا، خداوندا آن را به ما بازگردان. به نزدیک رفته سلام کردم. فرمود: معلى تو هستى؟ عرض کردم! آرى فدایت‌شوم! فرمود: با دست‌خود زمین را جست وجو کن، هر چه یافتى آن را به من بازگردان.

معلى مى‌گوید: نان‌هاى زیادى روى زمین افتاده بود. یکى یکى، دوتا دوتا پیدا مى‌کردم و به آن حضرت مى‌دادم. کیسه‌اى پر از نان همراه آن حضرت بود و از سنگینى آن را به زحمت‌حمل مى‌کرد. عرض کردم: اجازه دهید آن را من بیاورم؟ فرمود: من از تو شایسته ترم، ولى با من بیا. به ظله بنى ساعده رسیدیم. گروهى را دیدم که در خواب بودند. آن حضرت یک یا دو قرص نان را در زیر سر آنان مى‌گذاشت. توزیع نان به آخرین نفر که تمام شد، بازگشتیم. عرض کردم: فدایت‌شوم! آیا این‌ها شیعه هستند. فرمود: اگر شیعه بودند حتى در نمک طعام نیز با آنان مواسات و از خود گذشتگى مى‌کردم.» (۱۹)

ه) توجه به غذا: یک جوان مسلمان همچنان که به سلامت روح خود مى‌اندیشد، در پرورش جسم نیز کوشا است او فردى ضعیف البنیه، کسل و منزوى نیست‌بلکه به بهداشت غذاى خویش در کنار بهداشت روانش توجه دارد. از راه تغذیه صحیح و ورزش جسم خود را تقویت مى‌کند و از راه‌هاى مختلف نشاط خویش را به دست مى‌آورد، اما در عین حال به حلال و حرام بودن غذایى که مى‌خورد توجه کامل دارد و آثار مخرب غذاى حرام و غیر مشروع را در وجودش در نظر دارد. امام صادق علیه السلام مى‌فرماید: «شیعتنا لا یاکلون الجرى…و لایشربون مسکرا; (۲۰) شیعیان ما مارماهى نمى‌خورند … و شراب و مسکرات نمى‌نوشند.»

و) نیک رفتارى با اهل معصیت: در اصلاح رفتار غلط و ناپسند دیگران و کسانى که به نوعى مرتکب گناه مى‌شوند، باید شیوه‌اى کارآمد در پیش گرفت و ترس و یاس آنان را در پیوستن به ردیف خوبان از میان برداشت و با نیک رفتارى و امید دادن، روحیه شکست‌خورده آنان را تقویت نموده و بازسازى کرد.

امام صادق علیه السلام فرمود: «لا تقل فى المذنبین من اهل دعوتکم الا خیرا، واستکینوا الى الله فى توفیقهم; (۲۱) در مورد همکیشان گنه کار خود جز خوبى و نیکى چیزى نگو و از خداوند توفیق هدایت آنان را بخواهید.»

ز) در اندیشه شغل حلال: عبدالاعلى بن اعین در یک روز تابستانى بسیار گرم در یکى از کوچه‌هاى مدینه امام صادق علیه السلام را ملاقات کرده و به آن بزرگوار عرضه داشت: «فدایت‌شوم! با این مقام و منزلت و رتبه‌اى که نزد خداوند دارید و خویشاوندى که با پیامبر براى شماست، باز هم براى دنیاى خویش تلاش مى‌کنید و در چنین روز گرمى خود را در فشار و سختى قرار مى‌دهید؟! امام در پاسخ فرمود: اى عبدالاعلى! جهت‌یافتن روزى و درآمد حلال بیرون آمده‌ام تا از افرادى همانند تو بى نیاز شوم.» (۲۲)

ح) برنامه ریزى صحیح در زندگى: امام صادق علیه السلام مى‌فرمود: «فان الله یعلم انى واجد ان اطعمهم الحنطه على وجهها و لکنى احب ان یرانى الله قد احسنت تقدیر المعیشه; (۲۳) خدا مى‌داند که مى‌توانم به بهترین صورت نان گندم خانواده‌ام را تهیه کنم، اما دوست دارم خداوند مرا در حال برنامه ریزى صحیح زندگى ببیند.»

پی نوشت :

۱) التهذیب، ج ۸، ص ۱۱۱.

۲) الکافى، ج ۸، ص ۹۳.

۳) بحار الانوار، ج ۱۰، ص ۲۹۵.

۴) معجم رجال الحدیث، ج ۱۹، ص ۳۲۵.

۵) بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۳۷.

۶) منیه المرید، ص ۳۷۵; اصول کافى ج ۱، ص ۲۵.

۷) بحار الانوار، ج ۱، ص ۲۱۴.

۸) وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۲۰۸.

۹) و در حدیث دیگرى آن حضرت طمع نورزیدن و پرخاش نکردن را از نشانه‌هاى یک شیعه کامل شمردند: شیعتنا لا یهرون هریر الکلب و لایطمعون طمع الغراب (مستدرک، ج ۱۲، ص ۶۹.)

۱۰) امالى طوسى، ص ۳۰۳.

۱۱) تحف العقول، ص ۳۰۱.

۱۲) بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۳۷.

۱۳) همان، ج ۱۰۰، ص ۲۱۹.

۱۴) روضه الواعظین، ج ۲، ص ۳۷۴.

۱۵) من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۲۰۸.

۱۶) تحف العقول، ص ۳۰۲.

۱۷) همان، ۳۰۱.

۱۸) همان، ص ۳۰۲.

۱۹) تفیسر عیاشى، ج ۲، ص ۱۰۷. با استفاده از عبارات شهید مطهرى.

۲۰) تحف العقول، ص ۳۰۳.

۲۱) همان.

۲۲) الکافى، ج ۵، ص ۷۴.

۲۳) همان، ص ۱۶۶، و اعیان الشیعه، ج ۱، ص ۵۹.

منبع: گنجینه معرفت

دیدار اعضای جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان خراسان رضوی با آیت الله موحدی کرمانی

????????????????????????????????????

به دعوت دبیرجامعه اسلامی دانشگاه فرهنگیان خراسان رضوی دیدار صمیمانه اعضای جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان خراسان رضوی با نایب رئیس مجلس خبرگان رهبری ۱۲ مرداد برگزار شد.

به گزارش «خبرگزاری دانشجو» به نقل از روابط عمومی جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان خراسان رضوی، حضرت آیت الله موحدی کرمانی، نائب رئیس مجلس خبرگان در جلسه اختصاصی با اعضای شورای مرکزی جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان پردیس شهید بهشتی خراسان رضوی بر تحقق منویات مقام معظم رهبری در خصوص دانشگاه فرهنگیان تاکید کرد.

در این جلسه که حجت الاسلام جودکی اراکی، مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه فرهنگیان خراسان رضوی و همچنین مجتبوی، مسئول دانشگاه فرهنگیان استان خراسان رضوی نیز حضور داشتند، در ابتدا مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه فرهنگیان خراسان رضوی، دانشگاه فرهنگیان را دانشگاهی ماموریت گرا، استراتژیک و تمدن ساز معرفی کرد و با توجه به تاکیدات مکرر رهبر معظم انقلاب اسلامی در سه سال متوالی بر اهمیت دانشگاه فرهنگیان، تحقق اهداف نظام اسلامی در دانشگاه فرهنگیان و تربیت معلم طراز انقلاب اسلامی را منوط به توجه ویژه و جدی مسئولان به این دانشگاه دانست.

حجت الاسلام جودکی اراکی توجه بیشتر به مباحث فرهنگی و فعالیت های دانشجویی در دانشگاه فرهنگیان را امری ضروری دانسته و کسب مجوز اولین تشکل رسمی دانشجویی توسط جامعه اسلامی دانشجویان پردیس شهید بهشتی دانشگاه فرهنگیان خراسان رضوی را در این راستا برشمرد و  گفت بی تردید یکی از عوامل کاسته شدن از نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت در دانشگاه فعالیت تشکل های پویا و انقلابی در دانشگاه خواهد بود.

در ادامه، علی رزم آرا، دبیرجامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان پردیس شهید شهید بهشتی، ضمن تشریح نحوه شکل گیری جامعه اسلامی دانشجویان به رسالت ها و اهداف این تشکل در دانشگاه فرهنگیان پرداخت و تاسیس جامعه اسلامی به عنوان اولین تشکل مستقل دانشجویی را یک پیشرفت بزرگ در دانشگاه فرهنگیان برشمرد.

آیت الله موحدی کرمانی، دبیرکل جامعه روحانیت مبارز بر لزوم پیگیری مسئولان برای تحقق جایگاه واقعی دانشگاه فرهنگیان تاکید کرد و خاطرنشان کرد: تا رسیدن به وضعیت مطلوب در دانشگاه فرهنگیان، فاصله وجود دارد و باید به دانشگاه فرهنگیان که نقش انسان سازی را عهده دار است، توجه بیشتری شود.

در پایان دکترمجتبوی، سرپرست مدیریت استانی دانشگاه فرهنگیان خراسان رضوی با ارائه توضیحاتی در رابطه با اعتبارات تخصیص داده شده به دانشگاه فرهنگیان بر وجود کمبودهای فراوان تا رسیدن به نقطه مطلوب در دانشگاه فرهنگیان تاکید کرد و با اشاره به دستاورد ها و رسالت و جایگاه دانشگاه فرهنگیان و اهمیت نقش و جایگاه معلمی در جامعه اسلامی افزود تمام تلاش مسئولان دانشگاه فرهنگیان بر رفع مشکلات و افزایش بهره وری در دانشگاه است.

????????????????????????????????????????????????????????????????????????

 

 

تبیین منطق و اهداف مذاکرات هسته‌ای جمهوری اسلامی

IMG17220666

تبیین منطق و اهداف مذاکرات هسته‌ای جمهوری اسلامی

«مذاکره؛ مبارزه»

همزمان با پایان یافتن مذاکرات هسته‌ای ایران با مجموعه‌ی موسوم به ۱+۵ و به‌صورت مشخص نمایندگان دولت آمریکا، پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR با استفاده از ۲۴ سخنرانی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از سال‌های ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۴ به تبیین منطق و اهداف مذاکرات هسته‌ای جمهوری اسلامی از نگاه رهبر انقلاب اسلامی می‌پردازد.

سؤالات مهم یک مذاکره

مذاکرات هسته‌ای ایران با مجموعه‌ی موسوم به ۱+۵ و به‌صورت مشخص نمایندگان دولت آمریکا و متن جمع‌بندی به‌دست‌آمده از آن تحت عنوان برجام (برنامه‌ی جامع اقدام مشترک) از جمله رویدادهایی است که به صورت پررنگی در فضای سیاسی، اجتماعی و رسانه‌ای ایران و دنیا محل توجه قرار گرفت. علاوه بر نظرات مختلف درباره‌ی متن به‌دست‌آمده، مسئله‌ای که به شدت در فضای افکار عمومی محل سؤال قرار گرفت اجازه یافتن هیأت مذاکره‌کننده‌ی ایرانی برای مذاکره با نمایندگان دولت آمریکا است. این موضوع از آنجایی در کانون توجهات قرار می‌گیرد که «اصل مذاکره» با آمریکا در دوره‌ها و بُرهه‌های گوناگون از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی رد شده و بر مُضر بودن این مذاکره از سوی ایشان تأکید شده است.

هرچند مذاکرات موردی مانند مذاکره درباره‌ی موضوع عراق از سوی دولت‌ها و با مجوز رهبر انقلاب در بعضی مقاطعِ گذشته نیز سابقه داشته است اما سطح و محتوای مذاکرات مرتبط با بحث هسته‌ای آن را به صورت مشخصی متمایز و خاص می‌کند. این موضوع و ابعاد گوناگون آن سؤالات مختلفی را در بین مردم و به خصوص قشر جوان و فعالین فرهنگی و سیاسی به وجود آورده است که این مسئله ضرورتِ مراجعه‌ی جامع و روش‌مند به بیانات رهبر انقلاب را برای بررسی دقیق‌تر مسئله و تبیین ابعاد گوناگون آن را دوچندان می‌کند.

در ادامه براساس بیانات رهبر انقلاب به ۲سؤال مهم درباره‌ی این موضوع پاسخ می‌دهیم. اول آنکه مذاکره‌ی موردی با آمریکا در موضوع هسته‌ای چگونه با جهت‌گیری کلانِ انقلاب اسلامی در عرصه‌ی سیاست خارجی یعنی «استکبارستیزی» و «عدم پذیرش نظام سلطه» قابل جمع است؟ و سؤال دوم اینکه دوطرف چه اهدافی را در این چالش چندین ساله دنبال می‌کردند و چرا رهبر انقلاب مجوز مذاکره‌ی موردی با آمریکا را در موضوع هسته‌ای دادند؟

سؤال اول: آیا مذاکره‌ی هسته‌ای با آمریکا با استکبارستیزی قابل جمع است؟

برای فهم دقیق‌تر موضوع ابتدا باید تعریفی اجمالی از استکبار و استکبارستیزی در اختیار داشته باشیم. این دو واژه با پیروزی انقلاب اسلامی وارد ادبیات سیاسی دنیا شد. در «معناشناسی استکبار» زورگویی و دخالت در امور انسان‌ها اهمیت ویژه‌ای دارد:

«استکبار یعنی چه؟ استکبار یک تعبیر قرآنی است؛ در قرآن کلمه‌ی استکبار به کار رفته است؛ آدم مستکبر، دولت مستکبر، گروه مستکبر، یعنی آن کسانی و آن دولتی که قصد دخالت در امور انسانها و ملّتهای دیگر را دارد، در همه‌ی کارهای آنها مداخله میکند برای حفظ منافع خود؛ خود را آزاد میداند، حقّ تحمیل بر ملّتها را برای خود قائل است، حقّ دخالت در امور کشورها را برای خود قائل است، پاسخگو هم به هیچ‌کس نیست؛ این معنای مستکبر است.»[۱]

در مقابل چنین موجودیتی استکبارستیزی معنا پیدا می‌کند:

«مبارزه‌ی با استکبار یعنی چه؟ یعنی در درجه‌ی اوّل زیر بار این زورگویی نرفتن؛ معنای استکبارستیزی یک چیز پیچ‌وخم‌دارِ پیچیده‌ای نیست؛ استکبارستیزی یعنی یک ملّتی زیر بار مداخله‌جویی و تحمیل قدرت استکبارگر یا انسان مستکبر یا دولت مستکبر نرود؛ این معنای استکبارستیزی است.»[۲]

بنابراین اولین نکته‌ی مهم در معنای درست استکبارستیزی «زیر بار تحمیل مستکبرین» نرفتن است. در واقع اگر بر اصول و منافع خود ایستادگی به خرج داده و تحمیل استکبار را نپذیریم «استکبارستیزانه» عمل کرده‌ایم. البته علاوه بر این می‌توان سطح بالاتری از موضوع را نیز در نظر داشت که «مقابله با نظام سلطه» در سطح جهانی و ارائه‌ی نظم جدیدی به بشریت است و این همان بُعد جهانی انقلاب اسلامی است:

«چالش اساسی انقلاب عبارت است از اینکه انقلاب یک نظم جدیدی را برای بشریّت ارائه کرده… یک مفهوم جهانی، یک حقیقت جهانی، یک حقیقت بشری به وسیله‌ی انقلاب پیام داده شد که هر کسی در دنیا آن را بشنود احساس میکند که به این پیام دلبسته است. آن پیام چیست؟ اگر بخواهیم آن پیام را در شکل اجتماعی و انسانی آن در یک جمله بیان بکنیم: مقابله‌ی با نظام سلطه است؛ این پیام انقلاب است. نظام سلطه، نظام تقسیم دنیا به ظالم و به مظلوم است؛ منطق انقلاب که منطق اسلام است، «لا تَظلِمونَ وَ لا تُظلَمون» است؛ نباید ظلم کنید و نباید بگذارید به شما ظلم بشود.»[۳]

تا اینجا روشن شد معیار قابل جمع‌دانستن مذاکره‌ی هسته‌ای با گفتمان و جهت‌گیری استکبارستیزی به این نکته برمی‌گردد که آیا در این موضوع نظام زیر بارِ تحمیل مستکبرین رفته است یا خیر؟

پاسخ صحیح به سؤال طرح‌شده موکول به بررسی کامل‌تر جوانب مسئله و روند طی‌شده براساس این «مبنا و معیار» است. اگر چنانچه توانسته باشیم با ایستادگی بر سر اهداف خود بر خواست دشمن غلبه کنیم این مذاکره در چارچوب گفتمان استکبارستیزی و با حفظ این اصل اعتقادی پیش رفته است و اگر چنانچه دشمن توانسته باشد حرف زور خود را بر ما تحمیل کند مذاکره‌ی هسته‌ای در تضاد با اصل استکبارستیزی بوده است.

در ادامه با طرح دقیق‌تر اهداف دوطرفِ ماجرا به صورت مشخص، براساس بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی به تبیین ابعاد مختلف چالش دوازده ساله‌ی هسته‌ای جمهوری اسلامی با قدرت‌های مستکبر و به خصوص آمریکا می‌پردازیم.

سؤال دوم: اهداف دوطرف در مذاکرات چه بود و چرا اجازه‌ی مذاکره با آمریکا داده شد؟

تبیین شد که تحلیل مذاکره‌ی هسته‌ای جمهوری اسلامی با مجموعه‌ی ۱+۵ و به‌خصوص آمریکا براساس جهت‌گیری و گفتمان «استکبارستیزی» و معیار «زیربار تحمیل نرفتن» مستلزم بررسی ابعاد گوناگون موضوع، اهداف دوطرفِ ماجرا و روند طی‌شده در این مناقشه‌ی طولانی‌مدت است.

برای فهم صحیح از دلیل اجازه‌ی رهبر انقلاب به هیأت مذاکره‌کننده‌ی ایرانی برای مذاکره با دولت آمریکا در موضوع هسته‌ای و رسیدن به پاسخی منطقی در رابطه با نسبت این مذاکرات با «اصل استکبارستیزی نظام اسلامی» در ادامه‌ موضوع را از رهگذر بررسی اهداف دوطرف این مناقشه مورد تحلیل قرار می‌دهیم:

۱. اهداف کلانِ دوطرف در چالش هسته‌ای:

در تحلیل کلانِ موضوع می‌توان بنیادی‌ترین هدف و خواست طرف مستکبر در این چالش و مذاکرات مربوط به آن را «ریشه‌کنی صنعت هسته‌ای ایران» دانست:

«هدف اینها [آمریکایی‌ها] ریشه‌کن کردن و از بین بردن صنعت هسته‌ای در کشور است؛ هدف این است، دنبال این هستند؛ قصدشان این است که ماهیّت هسته‌ای کشور را از بین ببرند… اینها قصد دارند که نگذارند این حرکت هسته‌ای کشور، صنعت هسته‌ای یک کشور با اهدافی که نظام جمهوری اسلامی دارد تحقّق پیدا کند» [۴]

 

با این نگاه مهم‌ترین هدف آمریکا دست برداشتن جمهوری اسلامی از غنی‌سازی بوده است:

«[در حرفهای آمریکایی‌ها] این معنا کاملاً خودش را نشان میدهد: بیائیم بنشینیم تا ایران را قانع کنیم که از غنی‌سازی دست بردارد؛ از انرژی هسته‌ای دست بردارد.»[۵]

و از سوی دیگر هدف اصلی جمهوری اسلامی حفظ حقوق مشروع خود در زمینه‌ی صنعت و فناوری هسته‌ای و به‌خصوص حفظ حق غنی‌سازی در داخل خاک و انجام آن توسط دانشمندان ایرانی بوده است:

«ایران در مسئله‌ی هسته‌ای، فقط میخواهد حق غنی‌سازیِ او ــ که حق طبیعی‌اش است ــ از طرف دنیا شناخته شود؛ مسئولان کشورهائی که مدعی هستند، اعتراف کنند که ملت ایران حق دارد غنی‌سازی هسته‌ای را برای اهداف صلح‌آمیز در کشورِ خودش و به دست خودش انجام دهد.»[۶]

حال می‌توان با نگاهی به «روند ماجرا» نسبت به موفقیت هریک از دوطرف در رسیدن به هدف و خواستِ اصلی خود به ارزیابی و قضاوت پرداخت. رهبر انقلاب پس از پایان مذاکرات در تحلیلِ کلان مسئله طرف مقابل را در رسیدن به خواست نامشروع و مستکبرانه‌ی خود شکست‌خورده ارزیابی می‌کنند:

«ده سال، دوازده سال است که شش دولت بزرگ جهانى -که از لحاظ ثروت اقتصادى و غیره، جزو کشورهاى مقتدر دنیا محسوب میشوند- اینها نشسته‌اند در مقابل ایران، با هدف اینکه ایران را از پیگیرى صنعت هسته‌اى خودش باز بدارند؛ این را صریحاً گفته‌اند. هدف واقعى آنها این است که پیچ‌ومهره‌هاى صنعت هسته‌اى بکلّى باز بشود؛ این را سالها پیش هم به مسئولین ما صریحاً بیان کردند، الان هم در همین آرزو هستند. ده سال، دوازده سال کشمکش با جمهورى اسلامى، نتیجه‌[اش] این شد که این شش قدرت، امروز ناچار شدند که گردش چند هزار سانتریفیوژ را در کشور تحمّل کنند؛ ناچار شدند ادامه‌ى این صنعت را در کشور تحمّل کنند؛ ناچار شدند ادامه‌ى تحقیقات و توسعه‌ى این صنعت را تحمّل کنند. تحقیق و توسعه‌ى صنعت هسته‌اى ادامه خواهد یافت؛ گردش صنعت هسته‌اى ادامه خواهد یافت؛ این چیزى است که آنها سالها تلاش کردند، [ولى] امروز روى کاغذ آوردند و امضا دارند میکنند که حرفى ندارند. این معنایش چیست جز اقتدار ملّت ایران؟ این بر اثر ایستادگى ملّت، مقاومت ملّت، و بر اثر شهامت و ابتکار دانشمندان عزیز ما است.»[۷]

۲. هدف‌گذاری جمهوری اسلامی برای مذاکرات هسته‌ای:

براساس بیانات رهبر انقلاب، جمهوری اسلامی علاوه بر هدف کلانِ حفظ حقوق هسته‌ای و حق غنی‌سازی در رأس آن، به دنبال رسیدن به اهداف و دستاوردهایی نیز بوده است که رسیدن به آنها در بستر مذاکرات میسر می‌شده است. «لغو تحریم‌های ظالمانه»، «شکست فضاسازی دشمن در سطح افکار عمومی دنیا» و «آشکارتر شدن ماهیت استکباری آمریکا» را می‌توان از جمله مهم‌ترین هدف‌گذاری‌های جمهوری اسلامی در این عرصه دانست.

لغو تحریم‌ها و خارج کردن سلاح تحریم از دست دشمن یکی از اهداف نظام در پیگیری مذاکرات بود:

«ما دنبال از بین بردن و برداشتن تحریمها هستیم؛ هدف ما از این مذاکرات لغو تحریمها است؛ جدّاً دنبال این هستیم که این تحریمها لغو بشود.»[۸]

علاوه بر اینها در عرصه‌ی افکار عمومیِ دنیا نیز جمهوری اسلامی به دنبال شکست توطئه‌ی دشمن و گرفتن ابتکار عمل از طرف مقابل بود:

«یکی دیگر از ترفندهای جبهه استکبار در مقابل نظام اسلامی، ایجاد فضای بین المللی بر ضد جمهوری اسلامی، با بهانه های عامه پسند برای افکار عمومی است. موضوع هسته‌ای، یک نمونه از مسائلی است که تلاش کردند، به بهانه آن، بر ضد نظام اسلامی فضاسازی و دروغ پردازی کنند… هدف آنها این است که با این بهانه، فضای بین المللی را بر ضد ایران حفظ کنند و بر همین اساس بود که با طراحی جدید دولت برای مذاکره درخصوص موضوع هسته‌ای موافقت شد تا این جوّ جهانی شکسته و ابتکار عمل از طرف مقابل گرفته شود و حقیقت نیز برای افکار عمومی دنیا مشخص شود.»[۹]

از سوی دیگر، غیرمنطقی و غیرقابل اعتماد بودن آمریکایی‌ها همواره یکی از نکات مورد توجه و تأکید رهبر انقلاب بوده است. ایشان در مسائل گوناگون و از جمله مسئله‌ی هسته‌ای اصرار داشته و دارند که روحیه‌ی استکباری دولتمردان آمریکایی و دشمنی آنها با ایران برای عموم مردم و به خصوص نسل جوان بیش از پیش روشن شود. اتفاقی که طی مراحل مختلف مذاکره و با دبه کردن‌ها و بدعهدی‌های آمریکایی‌ها روی داد:

«یکی از برکات همین مذاکرات اخیر این بود که دشمنی آمریکایی‌ها و مسئولین دولت ایالات متّحده‌ی آمریکا با ایران و ایرانی، با اسلام و مسلمین آشکار شد، برای همه مدلّل شد، همه این را فهمیدند.»[۱۰]

۳. منطق دیپلماسی و تاکتیک نرمش قهرمانانه

از سوی دیگر توجه به نگاه رهبر انقلاب نسبت به مقوله‌ی دیپلماسی برای فهم صحیحِ این رویکرد ضروری است. رهبر معظم انقلاب به «دیپلماسی» در معنای درست خود که به نتایج عادلانه و منصفانه‌ منجر شود معتقد بوده‌ و این موضوع را از سالیان پیش به صراحت اعلام کرده‌اند. در این نگاه به خدمت گرفتن دیپلماسی در جهت «اهداف کلان» و برای از بین بردن موانع و حربه‌های دشمن بدون عدول از اصول و منافع ملی امری مثبت است:

«ما از اول هم اهل تعامل با دنیا بودیم؛ منتها در تعامل، طرف مقابل را باید شناخت؛ شگردهای او را باید دانست؛ هدفهای اساسی و کلان را باید در مدّ نظر داشت. ممکن است دشمنی سر راه شما را بگیرد، بگوید از اینجا نباید جلو بروید. سازش با او به این صورت نیست که شما قبول کنید، برگردید؛ هنر این است که شما کاری کنید که راهتان را ادامه دهید، او هم مانع کار شما نشود؛ والّا اگر چنانچه توافق و تفاهم به این معنا بود که او بگوید شما باید از این راه برگردید، شما هم بگوئید خیلی خوب، این که خسارت است.»[۱۱]

از همین منظر منطقِ مجوز رهبر انقلاب به هیأت مذاکره‌کننده برای مذاکره‌ پیرامون موضوع هسته‌ای با آمریکایی‌ها در چارچوب اهداف کلان و برای تأمین منافع ملت روشن می‌گردد:

«با وجود اینکه من خوش‌بین نبودم به مذاکره‌ی با آمریکا، با این مذاکرات موردی، مخالفت نکردم، موافقت کردم؛ از مذاکره‌کنندگان هم با همه‌ی وجود حمایت کردم… اگر کسی بگوید که ما مثلاً با توافق یا با رسیدن به یک نقطه مخالفیم، نه، خلاف حق و خلاف واقع گفته است. اگر یک توافقی انجام بگیرد که این توافق توافقی باشد که منافع ملّت را، منافع کشور را تأمین بکند، بنده کاملاً با آن موافقت خواهم کرد.»[۱۲]

این مسئله با اطلاع از «تاریخچه‌ی مذاکره با آمریکایی‌ها در موضوع هسته‌ای» و توجه به این نکته که اولاً درخواست مذاکره از طرف دشمن مطرح شده و ثانیاً با به رسمیت شناخته شدن حق و قدرت ایران اسلامی همراه شده دقیق‌تر فهم می‌شود:

«این مذاکراتی که در واقع فراتر از مذاکرات ما با پنج به علاوه‌ی یک است؛ مذاکره‌ی با آمریکایی‌ها است. متقاضیِ این مذاکرات آمریکایی‌ها بودند. مربوط به زمان دولت دهم هم هست. قبل از آمدن این دولت این مذاکرات شروع شد. آنها درخواست کردند، واسطه‌ای قرار دادند و یکی از محترمینِ منطقه، آمد اینجا با من ملاقات کرد، گفت که رئیس‌جمهور آمریکا با او تماس گرفته و از او خواهش کرده و گفته است که ما میخواهیم مسئله‌ی هسته‌ای را با ایران حلّ‌وفصل کنیم و تحریمها را هم میخواهیم برداریم. دو نقطه‌ی اساسی در حرف او وجود داشت: یکی اینکه گفت ما ایران را به‌عنوان یک قدرت هسته‌ای خواهیم شناخت؛ دوّم اینکه گفت ما تحریمها را در ظرف شش‌ماه بتدریج برمیداریم. بیایید بنشینید مذاکره کنید، این کار انجام بگیرد.»[۱۳]

در چنین چارچوبی تاکتیک اسلامی «نرمش قهرمانانه» مطرح می‌شود:

«نرمش قهرمانانه به معنای مانور هنرمندانه برای دست یافتن به مقصود است.»[۱۴]

و رهبر انقلاب سازش‌کار دانستن هیأت مذاکره‌کننده را نهی می‌کنند:

«هیچ‌کس نباید این مجموعه‌ی مذاکره‌کنندگان ما را با مجموعه‌ی شامل آمریکا – همان شش دولت، به‌اصطلاح پنج بعلاوه‌ی یک – سازش‌کار بداند؛ این غلط است؛ اینها مأموران دولت جمهوری اسلامی ایران هستند، اینها بچّه‌های خودمان هستند، بچّه‌های انقلابند؛ یک مأموریّتی را دارند انجام میدهند.»[۱۵]

نکته‌ی مهم دیگر اینکه از نگاه رهبر انقلاب عرصه‌ی دیپلماسی «عرصه‌ی جنگ» است. پیروزی در این عرصه به سادگی به‌دست نمی‌آید و دو شرط مهم برای موفقیت در این حوزه وجود دارد. شرط اول «ایمان و اعتقاد راسخ به اهداف» است:

«عرصه‌ی دیپلماسی مانند میدان جنگ است. واقعیت این است که میدان دیپلماسی عرصه‌ی پنجه انداختن است و اگر کسی بدون اعتقاد راسخ به هدف، به این کار اقدام کند یا در همان موقعیت و یا در نهایت شکست خواهد خورد.»[۱۶]

علاوه بر این باید در صحنه‌ی دیپلماسی به «دارایی‌ها و دستاوردهای قابل توجه داخلی» متکی بود تا به پیروزی رسید:

«در هماوردی‌های جهانی، منطقِ هماوردیِ جهانی ایجاب میکند که ما دو میدان را مورد نظر داشته باشیم. یک میدان میدان واقعیّت و عمل است؛ که این میدان میدان اصلى است. در میدان واقعیّت و در میدان عمل، مسئولی که دنبال فعّالیّت است، دارایی‌هایی را در میدان عمل ایجاد میکند، تولید میکند؛ این یک میدان. یک میدان میدان دیپلماسی و سیاست است که دارایی‌ها را در این میدان دیپلماسی و سیاست و مذاکره، تبدیل میکند به امتیاز برای کشور، تبدیل میکند به منفعت ملّی. اگر در آن میدانِ اوّل دست انسان خالی باشد، در میدان دوّم کاری از انسان ساخته نیست؛ باید در میدان اوّل – یعنی میدان عمل، میدان واقعیّت، روی زمین – دستاورد داشته باشد، دارایی داشته باشد.»[۱۷]

بنابراین طبق منطقِ دیپلماسی بده‌بستان با طرف مقابل در این فرآیند مذاکراتی با حفظ اصول و برای رسیدن به اهداف پذیرفته شده است:

«ما از اوّل، منطقی وارد شدیم، منطقی حرف زدیم، زیاده‌خواهی نکردیم؛ ما گفتیم طرف، یک تحریم ظالمانه‌ای را تحمیل کرده است، ما میخواهیم این تحریم برداشته بشود؛ خیلی خب، این یک بده‌بستان است، حرفی نداریم که در این زمینه یک چیزی بدهیم، یک چیزی بستانیم تا تحریمها برداشته بشود؛ امّا صنعت هسته‌ای متوقّف نباید بشود، لطمه نباید بخورد؛ این حرف اوّل است؛ از اوّل این حرف را زدیم و دنبال کردیم.»[۱۸]

۴. ایستادگی جواب داد

چنانکه اشاره شد «سازش» با دشمن مستکبر در گفتمان استکبارستیزی در صورتی اتفاق افتاده است که جبهه‌ی حق از اصول و اهداف اصلی خود عقب‌نشینی کرده و تحمیل و زورگویی طرف مقابل را بپذیرد. در این مذاکرات جمهوری اسلامی با دستاوردها و دارایی‌های ناشی از «ایستادگی و مقاومت» و «مجاهدت‌های فرزندان غیور ملّت» و در حالی که دشمن زیاده‌خواه از توانمندی‌هایش «مات» شده بود وارد صحنه‌ی مذاکرات شد. این «دست برترِ جمهوری اسلامی» و «استیصال دشمن» شروط پیروزی در این عرصه را تضمین کرد:

«ما آن روزی که وارد این مذاکرات شدیم، دستاورد قابل قبول و مهمّی داشتیم؛ احساس کردیم با دست قوی داریم وارد میشویم. دستاورد آن روز ما از جمله این بود که ما توانسته بودیم درحالی‌که همه‌ی قدرتهای هسته‌ای دنیا امتناع کردند که به ما سوخت بیست درصد را برای مرکز [تحقیقاتی] تهران بدهند ما خودمان توانستیم در شرایط تحریم، سوخت بیست درصد را تولید کنیم، [بعد] این سوخت بیست درصد را تبدیل کنیم به صفحه‌ی سوخت و از آن استفاده کنیم. طرف مقابل مات شد!… ما با این روحیّه وارد مذاکره شدیم. راهبرد ایستادگی و تاب‌آوری در مقابل فشارها جواب داد. آمریکایی‌ها اذعان کردند که تحریم اثری ندارد… ما هم با این منطق، توکّل کردیم و وارد مذاکره شدیم.»[۱۹]

مقایسه‌‌ی این فضا با فضای سال ۸۲ تفاوت قدرتِ نظام اسلامی و برتری آن بر مستکبرین در میز مذاکره را شفاف‌تر می‌کند:

«امروز وضعیّت جمهوری اسلامی با سال ۸۲، زمین تا آسمان فرق کرده؛ آن روز ما چانه میزدیم سرِ دو، سه سانتریفیوژ، [در حالی که] امروز چندین هزار سانتریفیوژ مشغول کارند. جوانهای ما، دانشمندان ما، محقّقین ما، مسئولین ما همّت کردند، کارها را پیش بردند.»[۲۰]

* به سوی پیروزی نهایی

در جمع‌بندی موضوع می‌توان گفت این مذاکرات موردی ذیل جهت‌گیریِ استکبارستیزانه و با توجه به دستاوردهای ایستادگی هسته‌ای و برای رسیدن به اهداف مدنظر نظام و «رفع شرّ شیطان» بوده است:

«ما قبلاً هم اعلان کردیم، قبل از این حرفها هم ما گفتیم [که] نظام جمهوری اسلامی درباره‌ی موضوعات خاصّی که مصلحت بداند، با این شیطان برای رفع شرّ او و برای حلّ مشکل، مذاکره میکند.»[۲۱]

استکبارستیزی به تصریح رهبر انقلاب اصل قطعی نظام اسلامی بوده است [۲۲] و بعد از مذاکرات هسته‌ای سیاست‌های کشور در مقابل دولت مستکبر آمریکا تغییری نخواهد کرد. [۲۳] نشانه‌های قدرت روزافزون ایران اسلامی و افول قدرت مادی و نامشروع مستکبران در این مناقشه‌ی چندساله به وضوح دیده شد و این نویدبخش «پیروزی نهاییِ جریان حق» در افق پیش‌روست:

«ما یقین داریم که در این کارزاری که بین حق و باطل، امروز راه افتاده است – کارزار بین اسلام و معارف اسلامی و بیداری اسلامی از یک سو، و طمع‌ورزیهای استکباری سیاستهای شیاطین عالم و در رأس آنها شیطان بزرگ یعنی دولت امریکا از یک طرف دیگر – پیروزی با ماست؛ پیروزی با طرف حق است. در این، هیچ تردیدی وجود ندارد… جمهوری اسلامی در همه‌ی ابعاد پیشرفتهای محیرالعقولی کرده است؛ از جهت علمی، از جهت فناوری، از جهت سیاسی، از جهت مدیریتی، کارآمدی بیشتری پیدا کرده است؛ قوت بیشتری پیدا کرده است… از آن طرف هم امریکای امروز از امریکای بیست سال قبل بمراتب ضعیف‌تر است. امریکای امروز ابهت آن امریکا را ندارد، قدرت آن امریکا را هم ندارد. شکستهائی را هم تحمل کرده که روزبه‌روز ضعف او را بیشتر کرده است.»[۲۴] [۱] – بیانات در دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان ۱۳۹۲/۸/۱۲

[۲] – بیانات در دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان۱۳۹۲/۸/۱۲

[۳] – بیانات در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی۱۳۹۲/۶/۲۶

[۴] – بیانات در دیدار مسئولان نظام ۱۳۹۴/۴/۲

[۵] – بیانات در دیدار مردم آذربایجان‌۱۳۹۱/۱۱/۲۸

[۶] – بیانات در حرم مطهر رضوی۱۳۹۲/۱/۱

[۷] – خطبه‌های نماز عید فطر ۱۳۹۴/۴/۲۷

[۸] – بیانات در دیدار مسئولان نظام ۱۳۹۴/۴/۲

[۹] – بیانات در دیدار مدیران، متخصصان و کارشناسان سازمان انرژی اتمی با رهبر انقلاب ۱۳۹۳/۱/۲۰

[۱۰] – بیانات در دیدار مردم قم۱۳۹۲/۱۰/۱۹

[۱۱] – بیانات در دیدار مسئولان نظام‌۱۳۹۲/۴/۳۰

[۱۲] – بیانات در دیدار مداحان اهل‌بیت علیهم‌السلام۱۳۹۴/۱/۲۰

[۱۳] – بیانات در دیدار مسئولان نظام ۱۳۹۴/۴/۲

[۱۴] –  بیانات در دیدار پنجاه هزار فرمانده بسیج سراسر کشور۱۳۹۲/۸/۲۹

[۱۵] – بیانات در دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان۱۳۹۲/۸/۱۲

[۱۶] – دیدار مسئولان وزارت خارجه و سفرا و رؤسای نمایندگی‌های جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور با رهبر انقلاب۱۳۹۳/۵/۲۲

[۱۷] – بیانات در دیدار مسئولان نظام ۱۳۹۴/۴/۲

[۱۸] – بیانات در دیدار مسئولان نظام ۱۳۹۴/۴/۲

[۱۹] – بیانات در دیدار مسئولان نظام ۱۳۹۴/۴/۲

[۲۰] – بیانات در دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان۱۳۹۲/۸/۱۲

[۲۱] – بیانات در دیدار مردم قم۱۳۹۲/۱۰/۱۹

[۲۲] – بیانات در دیدار جمعى از دانشجویان ۱۳۹۴/۴/۲۰

[۲۳] – خطبه‌های نماز عید فطر ۱۳۹۴/۴/۲۷

[۲۴] – بیانات در دیدار میهمانان شرکت کننده در چهارمین مجمع جهانی اهل بیت (ع) ۱۳۸۶/۵/۲۸

شیخ فضل الله نوری‌، پرچمدار مشروعیت‌مشروطه

DiniST (111)

حاج شیخ فضل الله نوری از بزرگترین علمای متنفذ ایران در قرن ۱۳ و ۱۴ ق. است.

شیخ فضل‌الله نوری فرزند ملاعباس کجوری بود و ذیحجه ۱۲۵۸ق در تهران به دنیا آمد. دروس مقدماتی را در تهران خواند و برای ادامه تحصیلات عازم عتبات گردید. وی از درس شیخ راضی نجفی استفاده برد و سپس به همراه دایی‌اش ـ محدث نوری‌ـ و در ۱۲۹۲ق به سامرا رفت و چند سال از درس میرزای شیرازی استفاده کرد، تقریرات او را نوشت و از شاگردان بارز میرزا به شمار می‌رفت‌.

شیخ فضل الله پس از ۱۳۰۰ق به تهران بازگشت و به تدریس و حل مشکلات مردم پرداخت. و به زودی از علمای برجسته تهران شد.

شیخ‌ فضل‌الله نوری در جنبش ضدانگلیسی تنباکو ـ ۱۳۰۹ق‌ـ ، به رهبری میرزای شیرازی، شرکت داشت‌. پس از درگذشت میرزای شیرازی (شعبان ۳۱۲ق‌)، و احتمال مرجعیت وی و میرزا حسن آشتیانی که خطری برای انگلستان محسوب می‌شد، شبنامه‌هایی در ذیقعده ۱۳۱۲ق توسط وابستگان انگلیس پخش شد. شیخ فضل‌الله پس از درگذشت میرزای آشتیانی (جمادی الاول ۱۳۱۹ق‌)، عالم و مجتهد اول تهران شد.

وی در شوال ۱۳۱۹ق از راه گیلان و استانبول عازم حج شد و پس از انجام مناسک در ۲ محرم ۱۳۲۰ق از راه جبل به نجف رفت و سپس به ایران بازگشت. در ۱۳۲۳ق. و در پی اعتراض‌های حزبی که علیه دولت صورت گرفت و به تحصن در حضرت عبدالعظیم‌(ع‌) انجامید، علی‌رغم تأکید آیت الله طباطبایی و بهبهانی‌، در تحصن شرکت نکرد، زیرا مخالفت‌ها را به تحریک جناح‌های رقیب در حکومت می‌دانست‌. به همین دلیل در این دوره به جرم عدم شرکت در این تحصن آماج حملات و هتاکی‌های شبنامه‌نویس‌ها قرار داشت‌.

وی جزو نخستین علمای تهران بود که با سیدعبدالله بهبهانی و سیدمحمد طباطبایی در اعتراض به استبداد عین‌الدوله همصدا شد و حرکت ضداستبدادی آنان را تقویت کرد و سپس در مهاجرت دسته جمعی و اعتراض‌آمیز علما و گروه زیادی از صنوف مردم به قم که به مهاجرت کبری مشهور شد، شرکت کرد.

در جریان این مهاجرت‌، شاه و دربار در برابر جنبش عظیم مردمی عقب‌نشینی کرد و به دنبال آن برای نخستین بار مجلسی تشکیل شد تا با تدوین قانون اساسی‌، حدود اختیارات شاه و دولت و مردم‌، و تکالیف متقابل آنان را نسبت به یکدیگر مشخص کند. شیخ فضل الله نوری که کمی پیش از پیروزی جنبش به اهداف سیاسی مشروطه‌خواهان غربگرا بدگمان شده بود، پس از بازگشایی مجلس و شروع جلسات و مذاکرات درباره نظامنامه (قانون اساسی‌) و اظهارنظرات برخی نمایندگان متنفذ، یقین کرد که عناصر مؤثر مشروطه‌خواه‌، به دنبال ایجاد نظام دموکراسی غربی همانند نظام‌های سیاسی کشورهای اروپایی در ایران هستند. جوهر و روح این نظام‌ها که براساس قوانین موضوعه و عرفی بود در بسیاری موارد، با قوانین اسلامی در تعارض بود. شیخ فضل‌الله با حضور در جلسات کمیسیون تدوین‌، می‌کوشید تا روح قانون اساسی را براساس شریعت اسلامی بنا کند و یا از موارد متعارض آن جلوگیری نماید، اما مقاومت او بامخالفت سرسختانه برخی از مشروطه‌خواهان غربزده و بی‌دین مواجه شد و مطبوعات متعدد مشروطه‌خواه تهران و سایر شهرستانها به او حمله کردند. شیخ پس از چند روزی از مشروطه‌طلبان جدا شد، زیرا مشروطه را با شریعت سازگار ندانست و خواستار حکومت مشروطه مشروعه شد. او گفته بود: «مشروطه‌ای را که از دیگ پلوی سفارت انگلیس سردرآورد، نمی‌خواهد.» از این پس اختلافات بین مشروطه خواهان و شیخ فضل الله و طرفدارانش آغاز شد، به طوری که طرح ترور شیخ ریخته شد و در ۱۶ ذی‌الحجه ۱۳۳۶ق توسط کریم دواتگر به وی سوءقصد شد و گلوله‌ای به پای شیخ اصابت کرد. ضارب نیز هنگام دستگیری گلوله‌ای به گلوی خود شلیک کرد و مجروح شد ولی پس از مدتی که در زندان به سر برد شیخ ضارب خود را بخشید.

در این دوره جنگ بین مشروطه خواهان و مستبدین با فتح تهران توسط قوای بختیاری و مجاهدین گیلانی پایان یافت و محمدعلی شاه از سلطنت خلع و احمدمیرزا ولیعهد بر تخت سلطنت تکیه زد. به شیخ فضل الله پیشنهاد شد تا برای تأمین جانی ومالی به سفارت روس پناهنده شود، اما وی نپذیرفت و شهادت را بر توسل به بیگانه ترجیح داد.

جمعی از مغرضان و بی‌دینان به منزل شیخ رفته او را دستگیر کردند و به میدان توپخانه بردند. وی در محکمه انقلابی که دادستانش شیخ ابراهیم زنجانی بود به اعدام محکوم شد و یپرم خان ارمنی که ریاست نظمیه را به عهده داشت حکم را به اجرا درآورد و شیخ به دار آویخته شد.

مرحوم شیخ فضل الله که برترین علمای آن دوره بود، تألیفاتی چند نیز از جمله‌: تذکره الغافل و ارشاد الجاهل و صحیفه مهدویه و غیره دارد. وی شعر نیز می‌سرود، و چندین قصیده در مدح امامان و اهل بیت‌(ع‌) به خط و انشای وی موجود است‌.

اردوی زیارتی،آموزشی و سیاحتی قم و اصفهان ویژه فعالان فرهنگی-دینی

delshad_592117

قابل توجه دانشجویان فعال فرهنگی-دینی پردیس ها و مراکز دانشگاه فرهنگیان خراسان رضوی

با عنایت به برگزاری اردوی زیارتی، آموزشی و سیاحتی قم و اصفهان، دانشجویان فعال فرهنگی-دینی می توانند رزومه پیوستی را تکمیل و تا مورخ۳/۵/۱۳۹۴ به آدرس nahad.fkh@chmail.ir  ارسال فرمایید.

ضمنا اردوی خواهران از مورخ ۲۸/۵/۱۳۹۴ به مدت یک هفته و اردوی برادران به مدت یک هفته در دهه اول شهریورماه برگزار می گردد. مشارکت دانشجویان به میزان هزینه بلیط رفت از مشهد به اصفهان حدود۵۰هزار تومان تا ۷۰ هزار تومان خواهد بود.

پس از بررسی رزومه متقاضیان در کمیته مربوطه، اسامی شرکت کنندگان اعلام خواهد شد.

جهت دانلود فرم رزومه اینجا را کلیک نمایید.

سالروز عملیات افتخار آفرین مرصاد

mersad01

سالروز عملیات افتخار آفرین مرصاد

نویسنده: رضا بسطامی

مسعود رجوی روز ۱۷ خرداد ۱۳۶۵ وارد کشور عراق و از سوی بالاترین مقامات کشور عراق مورد استقبال قرار گرفت. در تاریخ ۲۵/۳/۱۳۶۵ یعنی درست یک هفته بعد، وی به دیدار صدام رفت و از پذیرفته شدن خود در خاک عراق سپاسگذاری کرد. به دنبال این اقدام یعنی ورود به عراق، در همه امور سازمان تغییراتی ایجاد شد. این تغییرات در شیوه‌ی سازماندهی نیروها و جنگ برای سرنگون کردن حکومت اسلامی درنظر گرفته شده بود. در همین راستا، شیوه‌های جنگ به شکل جنگ‌های گردانی در مناطق مرزی با ارتش و سپاه پاسداران ایران سازماندهی شد. ضمن اینکه این دوران مصادف بود با شدت گرفتن جنگ هشت‌ ساله عراق و ایران.

با آغاز جنگ‌های گردانی که تکامل جنگ‌های چریکی و پارتیزانی نام‌گذاری شد، استراتژی جنگ آزادیبخش در آذرماه سال ۱۳۶۵ پاگرفت. در این راستا چون این استراتژی در نهایت به سود طرف عراقی تمام شد. سیل آموزش‌های نظامی، کمک‌های مادی، تبلیغاتی، پشتیبانی، لجستیکی، اطلاعاتی و سلاح‌های عراقی به سمت سازمان سرازیر شد. (۱)

با توجه به شکل گرفتن آرام ارتش شبه کلاسیک آزادی‌بخش، اونیفورم پرسنل حاضر در عراق نیز باید با استراتژی جدید سازمان هماهنگی پیدا می‌کرد. در این رابطه، سلاحها، شعارها، البسه و اونیفورمهای تازه‌ای به کار گرفته شد. در ۳۰ خرداد ۱۳۶۶ تشکیل «ارتش آزادی‌بخش ملی ایران» به صورت رسمی از سوی مسعود رجوی در عراق و در خارج از کشور، اعلام شد. در زمستان ۱۳۶۶ قرارگاه اشرف در منطقه خالص در ۸۰ کیلومتری بغداد ساخته شد و تا مرز ایران حدود ۱۵۰ کیلومتر فاصله داشت. منافقین کار خود را با تهاجم به واحدهای کوچک و دسته‌های سپاه، ژاندارمری و ارتش شروع کردند و در کنار ارتش بعث با نیروهای ایرانی وارد جنگ می‌شدند که طی این مدت عملیاتهایی مانند «عملیات آفتاب»، «عملیات چلچراغ» و … انجام دادند. در ۲۷ تیرماه سال ۱۳۶۷، جمهوری اسلامی ایران پذیرش قطعنامه ۵۹۸ را اعلام اما رژیم بعث تا ۲۷ مرداد از پذیرفتن آتش‌بس خودداری می‌کرد. (۲)

پذیرش قطعنامه از طرف جمهوری اسلامی ایران، بالاترین شوک را به سازمان منافقین وارد کرد. مقارن همین ایام که منافقین در بلاتکلیفی شدیدی به سر می‌بردند، رجوی توانست صدام را متقاعد کند که قبل از بسته شدن کامل مرزها و اجرای قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل، به سازمان اجازه‌ی آخرین حمله به خاک ایران را بدهد. سازمان مجاهدین به سرعت دست به کار شد و به تمامی هوادارنش در خارج از عراق دستور داد هرچه زودتر خود را به عراق برسانند. در اوایل مرداد ۱۳۶۷، رجوی نشستی با شرکت همه‌ی نیروها در قرارگاه اشرف برگزار کرد. در این نشست رجوی نقشه‌های تدارک شده برای عملیات را نشان داد و حتی محل اقامت خود را در تهران مشخص و ادعا کرد که مردم به محض ورود به ایران به یاری ما می‌شتابند. در روز دوشنبه ۳ مرداد ۱۳۶۷، نیروهای منافقین یا همان ارتش آزادیبخش از محور سرپل ذهاب وارد خاک جمهوری اسلامی شدند و به سرعت تا نزدیکی شهر کرند غرب پیش رفتند.

علت عدم درگیری تا این محل به گفته‌ی آیت الله هاشمی رفسنجانی این بود که آگاهانه برای منافقین تله گذاشته بودیم و اینکه «ما در را باز کردیم تا همه درون کیسه کنیم و درش را ببندیم.» نیروهای منافق متشکل از ۱۰ لشکر رزمی، شامل ۳۵ تیپ زرهی و پشتیبانی در این عملیات که منافقین آن را «فروغ جاویدان» و رزمندگان اسلام «مرصاد» نامیدند، شرکت کردند. رجوی خود شخصا، طبق معمول، در این عملیات نیز شرکت نداشت و از داخل خاک عراق، عملیات را هدایت می‌کرد. فرمان آتش را نیز مریم رجوی صادر کرد. (۳)

سخنگوی آنان، اهداف سازمان را از این عملیات چنین اعلام کرد: « استراتژی مجاهدین وارد آوردن هرچه بیشتر تلفات به نیروهای ایران و باز کردن راه برای یک انقلاب عمومی ضد [امام]خمینی است.» (۴) همزمان در یکی از رسانه‌های غربی نیز استراتژی منافقین ایجاد منطقه آزاد شده اعلام شد تا پس از جنگ با استقرار در آن منطقه، منافع حکومت ایران را تهدید کنند. (۵) رهبر سازمان که هنوز نمی‌خواست باور کند که دیگر به عنوان طرف مذاکره صلح مطرح نیست، مذاکرات صلح از سوی جمهوری اسلامی ایران را مصنوعی و بهانه‌ای برای اتلاف وقت اعلام کرد، از همین رو، معتقد بود که: «نباید اجازه داد رژیم ایران فرصت دیگری برای وقت تلف کردن بیابد و از امضای قرارداد صلح طفره رود.» (۶)

در این عملیات برای هر یک از محورها به تناسب اهمیت یک یا دو تیپ درنظر گرفته شده بود که فرماندهان و حوزه عملیات آنها بدین قرار بود:

۱-مهدی براتی، فرمانده محور اول و مسئول تسخیر اسلام آباد غرب

۲-ابراهیم ذاکری، فرمانده محور دوم و مسئول تسخیر کرمانشاه

۳-محمود مهدوی، فرمانده محور سوم و مسئول تسخیر همدان

۴-مهدی افتخاری، فرمانده محور چهارم و مسئول تسخیر قزوین

۵-محمد عطایی با معاونت مهدی ابریشمچی، فرمانده محور پنجم و مسئول تسخیر تهران (۷)

دولت عراق نیز در این عملیات با ادواتی از قبیل ۱۲۰ دستگاه تانک، چهارصد دستگاه نفربر، نود قبضه خمپاره‌انداز هشتاد میلی‌متری، هزار قبضه تیربار کلاشینکف، سی قبضه توپ ۱۰۶ میلی‌متری و هزار دستگاه کامیون و خودرو آنان را یاری می‌کرد. همزمان با پیشروی نیروهای منافقین در عمق خاک ایران، برای جلوگیری از عملیات هوایی هواپیماها و بالگردهای جمهوری اسلامی ایران، هواپیماهای عراقی پایگاه‌های شکاری نوژه همدان، وحدتی دزفول و همچنین پادگان تیپ ۲سقز و پایگاه هوانیروز کرمانشاه را بمباران کردند. (۸)

رجوی در روز قبل از حرکت به سمت ایران در نشست‌هایی که به وسیله‌ی فرماندهان تیپ‌های خود ترتیب داد، خط و خطوط سازمان را در این حمله برای افراد توضیح داد. بدین مضمون که فردای آن روز، همه به سمت مرز ایران حرکت و از طریق مذکور، اول به کرمانشاه و سپس به تهران خواهند رفت و به یقین در این مسیر تعدادشان دهها برابر خواهد شد، زیرا مردم دسته دسته در مسیر به آنها خواهند پیوست و نهایتا تهران به سادگی فتح خواهد شد. در این نشست همچنین به ناتوانی رژیم جمهوری اسلامی به بسیج نیرو تاکید شده و آنرا نقطه‌ی مطلق ضعف دانسته بود. و قرار ملاقات همگان در میدان آزادی تهران گذاشته شده بود. (۹)

دو روز بعد از عملیات منافقین، نیروهای سپاه پاسداران تحت عنوان عملیات مرصاد با رمز یا علی در منطقه غرب تهاجم خود را آغاز نمودند. در این عملیات سه گردان از تیپ نبی اکرم، تیپ مسلم و یک گردان از ایلام حضور داشتند. طی درگیری سختی که در منطقه چهارزبر اتفاق افتاد، بسیاری از نیروهای منافقین به هلاکت رسیدند و تمام تجهیزاتشان منهدم شدو با بسته شدن سه راه اسلام‌آباد – ملاوی، راه عقب‌نشینی آنهابسته شد.(۱۰)

«ایران پرورش» از اعضای منافق که خود در عملیات آنان شرکت داشته در این خصوص می‌گوید:

«… اکثرا [نیروهای منافق] با بلاتکلیفی سعی خود را می‌کردند تا از تیررس دشمن [رزمندگان اسلام] مخفی نگه دارند. در این میان، فرمانده یک گروهان به افراد متلاشی و مجروح سمت چپ، فرمان پیشروی می‌دهد ولی گوش شنوایی نمی‌یابد. زیر تونل‌های آب پر از پناهنده و مجروح است. همه بیم فرود آمدن شب و سرازیر شدن نیروهای سپاه و بسیج از روی تپه‌ها را دارند. شب فرامی‌رسد. فرمان رسیده که افراد به روی تپه‌های سمت چپ جاده و جنگل‌های درون آن بخزند و خود را از تنگه بیرون بکشند. و به سمت دیگر تنگه برسانند. حال که شب شده و هدف‌گیری ممکن نیست، نیروهای رژیم تپه‌های سمت چپ را با کاتیوشا می‌کوبند. کسانی که جراحت شدید دارند امکان بالا خزیدن روی تپه‌ها را ندارند و اکثرشان بعد دستگیر می‌شوند، ولی بقیه با تمام توان سعی می‌کنند خود را از دام آن تنگه برهانند. آنها که موفق می‌شوند خود را بالا کشیده و از سمت دیگر تپه به پشت تپه‌ها و جاده‌ها برسانند، بخشی از مسوولین و نیروهای امداد سازمان را در آنجا می‌یابند. برخی از مسوولین سعی در بازگرداندن افراد به پشت جبهه را دارند و آنها را در خودروها پر کرده و برمی‌گردانند. اما دشمن [رزمندگان اسلام] با حرکت گاز انبری سعی در بستن راه بازگشت مجاهدین [منافقین] را دارد و در اطراف جاده اسلام آباد – کرند نیرو پیاده کرده است.

جاده بسیار خطرناک است. تلفات زیادی در همان راه بازگشت وارد می‌شود و بسیاری از نفرات در درون خودروها تیر می‌خوردند و تعداد زیادی از خودروها هم هدف قرار می‌گیرند. سرانجام علیرغم تلفات بسیار، مابقی خود را به کرند می‌رسانند و از آنجا به داخل عراق عقب‌نشینی می‌کنند… بالاخره لشکر شکست‌خورده به قرارگاه برمی‌گردد. روحیه‌ها متفاوت است. بخشی با دیدن جنگ حساب ناشده متفکرند و اکثریت برحسب عادت چون آقای رجوی عملیات را پیروزمند و فروغ جاویدان خود را فخر تاریخ مبارزه و پیروزی بزرگ خلق ایران می‌نامند و لب به تایید می‌گشایند. در همین هنگام فرماندهانی سخن از حمله نهایی در دو سه هفته بعد می‌کنند…» (۱۱)

طی عملیات مرصاد اعضایی از منافقین که در این عملیات حضور داشتند و بعدها از سازمان جدا شدند تلفات انسانی ]منافقین[ را ۲۰۰۰ تن کشته اعلام کرده‌اند (۱۲) و خود سازمان مجاهدین ]منافقین[ از ۱۲۶۳ کشته خبر می‌دهد. بسیاری از اعضای شورای ملی مقاومت نظیر «کاظم باقرزاده»، «محمد حسین حبیبی» و «ابوذر ورداسبی» جزو کشته شدگان بودند که اسامی آنان به قرار ذیل می‌باشد: علی زرکش، مهین رضایی، افخم میرزایی، ناهید صراف، رضا پورآگل، محسن تدینی، اصغر زمان وزیری، محمد معصومی، محمد علی خیابانی، ربابه بوداغی، ابوالقاسم آیتی، داوود ابراهیمی، محسن اسکندری، علی اصغر اکبری، حمید بکایی، باقر بیگدلی، رحیم حاج سیدجوادی، رضا درودی، مسعود قربانی، مهدی کتیرایی. (۱۳)

مسعود رجوی ۱۲ روز پس از عملیات فروغ جاویدان در ۱۸ مرداد ۱۳۶۷ و در نشست توجیهی و جمع‌بندی در پایگاه اشرف، دلیل شکست سازمان در این عملیات را نداشتن بینش توحیدی پرسنل نظامی سازمان ارزیابی کرد. (۱۴) اما گواه تاریخ این است که «عاقبت تمام مزدوران شکست است.»

ارجاعات :

۱.راستگو، علی اکبر، مجاهدین خلق در آیینه تاریخ، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران ۱۳۸۴ صص ۲۲۳-۲۲۲ .

۲.همان، صص ۲۲۴-۲۲۳

۳.پیشین، صص ۲۲۶-۲۲۴

۴.درودیان، محمد، پایان جنگ، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، تهران ۱۳۷۹، ص ۲۱۱

۵.روزنامه رسالت، ۴/۵/۱۳۶۷، شماره ۷۳۷، ص ۲

۶.بررسی مطبوعات جهان، نشریه ۱۳۳۸، ۲۶/۵/۱۳۶۷، اداره کل مطبوعات و رسانه‌های خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ص۵۲

۷.نگین ایران، فصل‌نامه مطالعات جنگ ایران و عراق، شماره ۳، زمستان ۱۳۸۱، ص ۱۰۴

۸.درودیان، همان، ص ۱۹۲

۹.راستگو، علی اکبر، همان، صص ۲۳۶-۲۳۳

۱۰.درودیان، همان، ص۱۹۹

۱۱.راستگو، همان، صص ۲۳۷-۲۳۰

۱۲.برزگر، علیرضا، روزشمار جنگ تحمیلی عراق با جمهوری اسلامی ایران، نشر سروش، تهران ۱۳۷۹، ص۲۲۵

۱۳.راستگو، علی اکبر، همان، ص۲۳۷

۱۴.همان، صص ۲۴۲-۲۴۱

منبع:مرکز اسناد انقلاب اسلامی

هشتم شوال؛سالروز واقعه اسفناک تخریب بقاع متبرکه ائمه بقیع(علیهم السلام)

delshad

وهابیت و تخریب قبور متبرکه

بیانیه علمای مکه و نجد

علمای مکه در راس آنها، شیخ عبدالقادر شیبی کلیددار خانه کعبه، به دیدن ابن‌سعود آمدند، ابن سعود سخنانی ایراد کرد و در ضمن آن از دعوت محمد بن عبدالوهاب یاد کرد و اظهار داشت که احکام دینی ما، طبق فقه احمد بن حنبل است، حال اگر این سخنان در نزد شما پذیرفته است، بیایید تا برای عمل کردن به کتاب خدا و سنت‌خلفای راشدین با یکدیگر بیعت کنیم. همه با او بیعت کردند.

سپس یکی از علمای مکه، از ابن سعود درخواست کرد که مجلسی ترتیب بدهد تا علمای مکه و نجد در اصول و فروع به مباحثه بپردازند، وی این پیشنهاد را پذیرفت و در روز یازدهم جمادی الاولی، پانزده نفر از علمای مکه و هفت نفر از علمای نجد، اجتماع کردند و مدتی باهم بحث کردند و در پایان بیانیه‌ای از طرف علمای مکه صادر شد، مبنی بر این که در پاره‌ای از مسائل اصولی، میان علمای مکه و علمای نجد، موافقت گردید، از جمله این که هرکس میان خود و خدا واسطه قرار دهد، کافر است و تا سه بار توبه داده می‌شود و اگر توبه نکرد، باید کشته شود. دیگر ساختمان بر روی قبور و چراغ روشن کردن در اطراف قبور و نماز خواندن در کنار آنها حرام است. و نیز اگر کسی خدا را به جاه و مقام کسی بخواند، مرتکب بدعت‌شده و بدعت در اسلام حرام است.(۱)

ویران ساختن مقابر و مشاهد حجاز به وسیله وهابیان

وقتی که وهابیان وارد طائف شدند، گنبد مدفن ابن عباس را خراب کردند، چنان که این کار را یکبار دیگر نیز انجام داده بودند و هنگامی که وارد مکه شدند، قبه‌های قبرهای عبدالمطلب جد پیامبرصلی الله علیه وآله و ابوطالب عموی پیامبر و خدیجه ام‌المؤمنین (همسر اول پیامبر) و همچنین بنای زادگاه پیامبر و فاطمه زهراعلیها السلام را با خاک یکسان نمودند.

در جده قبه قبر حوا را ویران ساختند و به‌طور کلی تمام مقابر و مزارات را در مکه، جده و طائف و نواحی آنها از بین بردند و زمانی هم که مدینه را محاصره کرده بودند، مسجد و مزار حمزه و مقبره شهدای احد را که بیرون شهر بود، خراب کردند.

مرحوم علامه امین می‌نویسد:

«و شایع است که آنها گنبد مرقد مطهر نبوی را هم به توپ بستند، اما خود وهابیها منکر چنین چیزی هستند. چون این خبر به گوش ملت ایران رسید، سخت دچار نگرانی شد و علما و بزرگان اجتماع کردند و این پیش‌آمد را امری بزرگ تلقی نمودند و ما در دمشق از یکی از علمای بزرگ خراسان و از شهر مقدس مشهد تلگرافی دریافت نمودیم که طی آن حقیقت قضیه را از ما سئوال کرده بودند، سپس دولت ایران گروهی را برای تحقیق به حجاز اعزام داشتند، تا از حقیقت ماجرا دولت‌خویش را مطلع سازند.(۲)

پس از تسلط وهابیها بر مدینه منوره قاضی القضات وهابیها، شیخ عبدالله بن‌بلیهد در ماه رمضان ۱۳۴۴ از مکه به مدینه آمد و اعلامیه‌ای صادر نمود و ضمن آن از اهل مدینه سئوال کرد که درباره خراب کردن قبه‌ها و مزارات چه می‌گویند؟ بسیاری از مردم از ترس جوابی ندادند و بعضی از آنان خراب کردن را لازم دانستند و متن سئوال و جواب را منتشر ساخت‌».

مرحوم علامه سید محسن امین در این باره می‌نویسد:

«مقصود شیخ عبدالله ز این سئوال استفتاء حقیقی نبود، زیرا وهابیها در وجوب خراب کردن تمام قبه‌ها و ضریح‌ها حتی قبه روی قبر پیامبرصلی الله علیه وآله هیچ تردیدی ندارند، این ۲قاعده و اساس مذهبشان می‌باشد و سئوال مزبور تنها برای تسکین خاطر مردم مدینه بود».

بعد از سئوال مذکور، آنچه در مدینه و اطراف آن گنبد و ضریح و مزار بود، ویران ساختند از جمله گنبدهای ائمه مدفون در بقیع که عباس عموی پیغمبرصلی الله علیه وآله نیز در آن مدفون بود و دیوارها و صندوق روی قبور، همه را خراب کردند، همچنین گنبدهای عبدالله پدر پیامبرصلی الله علیه وآله و آمنه مادر آن حضرت و نیز گنبدها و قبور زوجات پیامبرصلی الله علیه وآله و گنبد عثمان بن عفان و اسماعیل بن جعفر الصادق‌علیه السلام و مالک پیشوای مذهب مالکی را ویران ساختند، خلاصه سخن این که در مدینه و اطراف و در ینبع قبری باقی نگذاشتند».(۳)

باز می‌نویسد:

«وهابیها از ترس نتیجه کارشان از خراب کردن گنبد و بارگاه رسول اکرم‌صلی الله علیه وآله خودداری کردند و گرنه آنان هیچ قبر و ضریحی را استثناء نکرده‌اند، بلکه قبر پیامبر از جهت آن که بیشتر مورد احترام و علاقه مردم است، از نظر آنها اولی به خرابی است، اما آنچه که پادشاه سعودی اظهار داشته که «ما قبر پیامبر را محترم می‌دانیم‌» بدون شک چنین کلامی برخلاف عقائد آنهاست و این سخن را جز برای مصلحت و جلوگیری از تحریک عواطف جهان اسلام، بر ضدشان، نگفته است و اگر از این نظر خاطر جمع می‌شدند، حتما قبر پیامبرصلی الله علیه وآله را نیز ویران می‌ساختند، بلکه نخست و پیش از سایر مزارات آنجا را خراب می‌نمودند.

چون این عمل زشت وهابیان در حجاز و آنچه را که نسبت‌به قبور ائمه بقیع کرده بودند، به گوش مسلمانان در نقاط مختلف جهان رسید، این جنایت را بزرگ شمردند و در محکومیت آن، تلگرافهائی از عراق و ایران و سایر کشورها به ابن سعود مخابره شد و به عنوان اعتراض درسها و نماز جماعتها تعطیل گشت و مجالس سوگواری تشکیل گردید.(۴)

مطلبی که بیشتر موجب نگرانی شد، انتشار این موضوع بود که گنبد روی قبر مطهر پیامبرصلی الله علیه وآله را نیز به گلوله بسته‌اند (و حتی قبر مقدس را خراب کرده‌اند) اما بعدا معلوم شد این خبر صحت نداشته خود وهابیها هم آن را انکار کردند».

جابری انصاری در کتاب «تاریخ اصفهان‌» در ضمن وقایع سال ۱۳۴۳ هجری به داستان حمله وهابی به حجاز و ویران ساختن قبور اشاره می‌کند و می‌نویسد:

«ضریح پولادی که حاج امین السلطنه در سال ۱۳۱۲ ه دستور داد در اصفهان دو سالی ساختند، برداشتند (از روی قبور ائمه بقیع) و چون وهابیها خواسته بودند وارد مرقد مقدس ختمی مرتبت‌شوند، یکی از آنان، این آیه را خوانده بود: «یا ایها الذین آمنوا لا تدخلوا بیوت النبی…» لذا از آن جسارت گذشتند.(۵)

بمباران مدینه و انعکاس آن در ایران و سایر ممالک اسلامی

مؤلف کتاب «تاریخ بیست‌ساله ایران‌» حسین مکی، زیر عنوان فوق می‌نویسد:

«تقریبا در اوایل شهریور ۱۳۰۴ برابر اوایل صفر ۱۳۴۳ در نتیجه محارباتی که بین طائفه وهابی‌ها (ابن السعود ملک نجد و حجاز) که بعدها به نام کشور عربی سعودی موسوم گردید، و صاحب الاحساء و ملک حسین شریف مکه و مدینه روی داد، برخی از شهرهای مکه و مدینه بمباران گردید و پس از تصرف مدینه شهر مزبور نیز از طرف قوای ابن السعود بمباران شد، بعضی از مقابر صحابه و مساجد و مقابر ائمه شیعه ویران گردید.

خبر این بمباران در عالم اسلام و مخصوصا عالم تشیع صدای عجیبی کرد و عواطف مذهبی مردم را سخت تحریک نمود، از تمام نقاط ایران تلگرافاتی به علمای تهران شد و علمای مرکز نیز جلساتی تشکیل داده و در اطراف این موضوع به مذاکره و بحث پرداختند.

سردار سپه نیز در این زمینه بخشنامه زیر را صادر نمود:

«متحد المآل تلگرافی و فوری است. عموم حکام ایالات و ولایات و مامورین دولتی.

به موجب اجبار تلگرافی از طرف طائفه وهابی‌ها اسائه ادب به مدینه منوره شده و مسجد اعظم اسلامی را هدف تیر توپ قرار داده‌اند. دولت از استماع این فاجعه عظیم بی‌نهایت مشوش و مشغول تحقیق و تهیه اقدامات مؤثره می‌باشد، عجالتا با توافق نظر آقایان حجج اسلام مرکز تصمیم گرفته شده است که برای ابراز احساسات و عمل به سوگواری و تعزیه‌داری یک روز تمام مملکت تعطیل عمومی شود، لهذا مقرر می‌دارم عموم حکام و مامورین دولتی در قلمرو ماموریت‌خود به اطلاع آقایان علمای اعلام هر نقطه، به تمام ادارات دولتی و عموم مردم این تصمیم را ابلاغ و روز شنبه شانزدهم صفر را روز تعطیل و عزاداری اعلام نمایند.

ریاست عالیه کل قوا و رئیس الوزراء – رضا».

مکی می‌افزاید:

«بر اثر تصمیم فوق روز شنبه شانزدهم صفر تعطیل عمومی شد، از طرف دستجات مختلفه تهران مراسم سوگواری و عزاداری به عمل آمد و بر طبق دعوتی که به عمل آمده بود، در همان روز علما در مسجد سلطانی اجتماع نمودند و دستجات عزادار با حال سوگواری از کلیه نقاط تهران به طرف مسجد سلطانی عزیمت کرده در آنجا اظهار تاسف و تاثر به عمل آمد و عصر همین روز یک اجتماع چندین ده هزار نفر در خارج دروازه دولت تشکیل گردید و در آنجا خطبا و ناطقین نطقهای آتشین و مهیجی کرده، نسبت‌به قضایای مدینه و اهانتی که از طرف وهابیها به گنبد مطهر حضرت رسول به عمل آمده بود، اظهار انزجار و تنفر شد.(۶)

وضع قبور ائمه بقیع پیش از خراب کردن وهابیها در سفرنامه‌های حج، وضع قبور ائمه بقیع قبل از خراب کردن وهابیها به تفصیل شرح داده شده و تصاویری از آنها ارائه گردیده است از جمله این سفرنامه‌ها، سفرنامه میرزا حسین فراهانی است.

وی در سال ۱۳۰۲قمری توفیق زیارت حج پیدا کرده و درباره قبور ائمه بقیع چنین نوشته است:

«قبرستان بقیع، قبرستان وسیعی است که در شرقی سور (بارو) مدینه متصل به دروازه سور واقع شده و دورتادور آن را دیوار سه‌ذرعی از سنگ و آهک کشیده‌اند و چهار در دارد دو درب آن از طرف غرب و در کوچه پشت‌سور است و یک درب طرف جنوب و درب دیگر آن شرقی و طرف حش کوکب است که در کوچه باغهای بیرون شهر است و از بس در این قبرستان سرهم دفن کرده‌اند، اغلب قبرستان یک ذرع متجاوز از سطح زمین ارتفاع بهم رسانیده است و در اوقات آمدن حجاج به مدین، همه روزه درهای این قبرستان تا وقت مغرب باز است و هرکس می‌خواهد می‌رود و در غیر وقت‌حج، ظهر روز پنجشنبه باز می‌شود و تا نزدیک غروب روز جمعه بعد بسته است مگر آن که کسی بمیرد و آنجا دفن کنند.

چهار نفر از ائمه اثنی عشر صلوات‌الله علیهم اجمعین در بقعه بزرگی که به‌طور هشت ضلعی ساخته شده، واقعند و اندرون و گنبد او سفیدکاری است و بنای این بقعه معلوم نیست از که و چه وقت‌بوده اما محمد علی پاشای مصری در سنه ۱۲۳۴ به امر سلطان محمود خان عثمانی تعمیر کرده و بعد همه ساله از جانب سلاطین عثمانی این بقعه مبارکه و سایر بقعه‌جات واقعه در بقیع تعمیر می‌شود.

در وسط این بقعه مبارکه، صندوق بزرگی است از چوب جنگلی خیلی ممتاز و در وسط این صندوق بزرگ دو صندوق چوبی دیگر است و در این دو صندوق پنج نفر مدفونند: یکی امام ممتحن حضرت حسن و یکی حضرت سجاد و یکی حضرت امام محمد باقر و یکی حضرت صادق‌علیهم السلام است و یکی عباس عم رسول‌الله‌صلی الله علیه وآله است که بنی‌عباس از اولاد اویند و در وسط بقعه متبرکه در طاقنمای غربی مقبره‌ای است که به دیوار یک طرف او را ضریح آهنی ساخته‌اند و می‌گویند: قبر حضرت فاطمه زهرا علیها السلام است.

چند محل است که مشهور به قبر صدیقه طاهره است: یکی در بقیع در حجره‌ای که بیت‌الاحزان می‌گویند و به همین ملاحظه اغلب در بیت‌الاحزان نیز زیارت صدیقه کبری‌علیها السلام را می‌خوانند و در جلو همین قبر مبارک، پرده گلابتون دور گنبد آویخته و از گلابتون بیرون آورده‌اند که: سلطان احمد بن سلطان محمد بن سلطان ابراهیم، (سنه احدی و ثلثین و ماه بعد الالف ۱۱۳۱)».

مرحوم فراهانی می‌افزاید:

«در این بقعه مبارکه دیگر زینتی نیست مگر دو چلچراغ کوچک و چند شمعدان برنز، و فرش زمین بقعه، حصیر است و چهار، پنج نفر متولی و خدام دارد که ابا عن جد هستند و مواظبتی ندارند و مقصودشان اخذ تنخواه (پول) از حجاج است.

حجاج اهل تسنن بر سبیل ندرت در این بقعه متبرکه به زیارت می‌آیند و برای آنها ممانعتی در زیارت نیست و تنخواهی از آنها گرفته نمی‌شود. اما حجاج شیعه هیچ‌یک را بی‌دادن وجه نمی‌گذارند داخل بقعه شوند مگر آن که هر دفعه تقریبا از یک قران الی پنج‌شاهی به خدام بدهند و از این تنخواهی که با این تفصیل از حجاج می‌گیرند، باید سهمی به نائب الحرم و سهمی به سید حسن پسر سید مصطفی که مطوف عجم است، برسد و بعد از دادن تنخواه هیچ نوع تقیه در زیارت و نماز نیست و هر زیارتی سرا یا جهرا می‌خواهند بکنند آزاد است و ابدا لسانا و یدا صدمه‌ای به حجاج شیعه نمی‌رسانند. پشت گنبد ائمه بقیع بقعه کوچکی است که بیت‌الاحزان حضرت زهراعلیها السلام است‌».

فراهانی، سپس به تعریف و توصیف قبور بقیع و بنای روی آنها می‌پردازد (۷) از جمله سفرنامه‌نویسان حاج فرهاد میرزا است که در سال ۱۲۹۲ قمری به سفر حج رفته و در سفرنامه خود به نام «هدیه‌السبیل‌» می‌نویسد:

«از باب جبرئیل درآمده به زیارت ائمه بقیع‌علیهم السلام مشرف شدم که صندوق ائمه اربعه‌علیهم السلام در میان صندوق بزرگ است که عباس عم رسول‌الله‌صلی الله علیه وآله نیز در آن صندوق است، ولی صندوق ائمه که در میان همان صندوق بزرگ است، مفروز است که دو صندوق است‌».

مرحوم فرهاد میرزا می‌گوید:

«متولی آنجا در ضریح را باز کرده به میان ضریح رفتم و طوافی دور ضریح کردم و طرف پائین پا خیلی تنگ است که میان صندوق و ضریح کمتر از نیم ذرع است که به زحمت می‌توان حرکت کرد».(۸)

مؤلف کتاب «تحفه‌الحرمین‌» نائب الصدر شیرازی که در سال ۱۳۰۵ هـ ق به مسافرت حج تشرف یافته در سفرنامه خود، چنین نوشته است:

«وادی بقیع به دست راست است، مسجد پوشیده‌ای است مانند اطاق بر سر او نوشته: «هذا مسجد ابی بن کعب و صلی فیه النبی غیر مره‌» (این مسجد ابی بن کعب است که پیغمبر مکرر در آن نماز گزارد) بقعه ائمه بقیع جناب امام حسن و امام زین‌العابدین و امام محمد باقر و امام جعفر صادق‌علیهم السلام در یک ضریح می‌باشند. می‌گویند: عباس بن عبدالمطلب آنجا مدفون است و آثاری در آن بقعه در پیش‌روی ائمه به طرف دیوار مانند شاه‌نشین ضریح و پرده دارد می‌گویند جناب صدیقه طاهره مدفون هستند».(۹)

ابراهیم رفعت پاشا که در سالهای ۱۳۱۸ و ۱۳۲۰ و ۱۳۲۱ و ۱۳۲۵ هـ ق که در سفر اول به عنوان رئیس نگهبان محمل قافله حجاج مصر و سفرهای بعدی به عنوان امیرالحاج مصر بوده، برای سفرهای چهارگانه خود سفرنامه مفصلی به نام «مرآه‌الحرمین‌» نوشته است وی در این کتاب ارزشمند وضع قبور اجداد پیامبر و ام‌المؤمنین خدیجه در مکه و قبور ائمه مدفون در بقیع را قبل از سال ۱۳۴۴ه ق یعنی قبل از خراب کردن وهابیها به تفصیل شرح داده و تصاویری روشن از آنها ارائه داده است وی وضع قبور بقیع و افراد معروفی که در آن مدفونند از صحابه پیامبر صلی الله علیه وآله و غیر آنان ذکر کرده و گفته است که قبه اهل بیت علیهم السلام (مقصود ائمه مدفون در بقیع) از بقعه‌های دیگر بلندتر است‌».(۱۰)

رفعت پاشا در ضمن ذکر وضع بقعه‌ها؛ عکسها و تصاویری از بقاع بقیع که بقعه و گنبد ائمه از همه آنها مجلل‌تر و بلندتر است، و از صحن و سرای باشکوه حضرت خدیجه در مکه، ارائه کرده است.

خلاصه تا سال ۱۳۴۴ قبل از تسلط وهابیها بر حجاز، قبور مدفون در بقیع و پاره‌ای قبور دیگر در مکه و مدینه دارای گنبد و بارگاه و فرش و شمعدان و چراغ و قندیل بوده است. بسیاری از کسانی که قبل از این تاریخ آنجا را دیده‌اند، وضع بنا و دیگر خصوصیات مربوط به مقابر را با ذکر جزئیات و احیانا با ارائه تصاویری در گنبد و بارگاه آنها، در سفرنامه‌های خود ذکر کرده‌اند.

پی نوشت‌ها:

۱) تاریخ المملکه‌العربیه‌السعودیه، ج‌۲، ص ۳۴۴.

۲) کشف الارتیاب، ص ۵۵.

۳) کشف الارتیاب، ص ۵۵.

۴) همان مدرک.

۵) تاریخ اصفهان، ص ۳۹۲.

۶) حسین مکی، تاریخ بیست‌ساله ایران، ج‌۳، ص ۳۶۵ و ۳۶۶.

۷) سفرنامه فراهانی، ص ۲۸۱ به بعد.

۸) هدیه‌السبیل، ص ۱۲۷ به بعد.

۹) تحفه‌الحرمین، ص ۲۲۷.

۱۰) مرآه‌الحرمین، ج‌۱، ص ۴۲۶، چاپ مصر، ۱۳۴۴ه – ۱۹۲۵م.

منبع: شیعه نیوز

بیانات در دیدار مسئولان نظام و سفراى کشورهاى اسلامى

دیدار مسئولان نظام و سفرای کشورهای اسلامی

 

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌ (۱)

الحمدلله ربّ‌العالمین، و الصّلاه و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی ءاله الطّیّبین الطّاهرین المعصومین سیّما بقیّهالله فی‌الارضین و علی صحبه المنتجبین.

تبریک عرض میکنیم عید سعید فطر را به شما برادران و خواهران عزیزی که حضور دارید، بخصوص مسئولان محترم و همچنین میهمانان، یعنی سفرای محترم کشورهای اسلامی. همچنین تبریک عرض میکنیم به همه‌ی ملّت ایران و به همه‌ی مسلمانان جهان، و امیدواریم که خدای متعال -همچنان‌که در این دعا خواندیم که «اَلَّذی جَعَلتَهُ لِلمُسلِمینَ عیداً»(۲)- این روز را برای همه‌ی مسلمانان عید قرار بدهد. امروز متأسّفانه این‌جور نیست.

امروز در دنیای اسلام گرفتاری‌ها بسیار زیاد است. اسلام این‌همه بر وحدت و یکپارچگی مسلمین و برادری مسلمانان تأکید فرموده است؛ حتّی در اعتصام به حبل‌الله، میتوان تک‌تک به حبل‌الله اعتصام پیدا کرد، [امّا] این را اسلام توصیه نمیکند؛ وَ اعتَصِموا بِحَبلِ اللهِ جَمیعًا؛(۳) همه با هم به حبل الهی تمسّک کنید، با هم باشید. با این‌همه سفارش و این‌همه تأکید، امروز ما مسلمانها متأسّفانه به این دستور اسلام عمل نمیکنیم؛ نتیجه‌اش هم همین است که ملاحظه میکنید. من میخواهم از آحاد مسلمین، مخصوصاً از علما، روشنفکران، مسئولان دولتها، سیاستمداران، زبدگان، نخبگان در همه‌ی کشورها درخواست کنم که دست خائن دشمنان امّت اسلامی را در این تفرقه ببینند و مشاهده کنند. این تفرقه طبیعی نیست، این تفرقه تحمیلی است، این تفرقه تلقینی است. مسلمانان به‌طور طبیعی در کنار هم میتوانند زندگی کنند و تجربه‌ها نشان داده است که آن‌وقتی که وسوسه‌ی دشمن، دمدمه‌ی(۴) دشمن، خباثت دشمن وارد میدان نشده است، با هم زندگی کرده‌اند. این را ما در کشور خودمان دیده‌ایم، در عراق دیده‌ایم، در کشورهای دیگر اسلامی [هم‌] مشاهده کرده‌ایم.

این تفرقه را تزریق میکنند به دنیای اسلام؛ چرا؟ برای اینکه منافع قدرتهای بزرگ در این تفرقه است. نمیخواهند امّت اسلامی یکپارچه باشد؛ نمیخواهند این قدرت عظیم، در افق قدرتهای جهانی سر بلند کند و خودش را نشان بدهد؛ نمیخواهند. اگر امّت اسلامی یکپارچه بود، اگر بر روی مشترکات خود تکیه میکرد، در سپهر سیاست جهانی بدون تردید یک قدرت منحصربه‌فرد میشد با این جمعیّت عظیم، با این کشورها در مناطق حسّاس عالم، با این منابع و ذخایر زیرزمینی، با این ثروت طبیعی و با این ثروت نیروی انسانی؛ اگر ما متّحد میشدیم، یک‌چنین پدیده‌ای دنیا را فرامیگرفت. نمیخواهند این اتّفاق بیفتد. رژیم صهیونیستی را در این منطقه کاشتند برای اینکه ایجاد اختلاف کنند؛ برای اینکه کشورهای منطقه را مشغول کنند به درون خود.

ملّتها در مقابل رژیم صهیونیستی مقاومت کردند یعنی تسلیم نشدند این نکته را توجّه کنید! در طول ده‌ها سالی که رژیم صهیونیستی با پشتیبانی و کمک انگلیس و بعد هم آمریکا، در این منطقه، مرتّب روزبه‌روز بر قدرت مادّی خود افزود، در این مدّت برخی دولتهای ضعیف و برخی آدمهای ناباب در دولتهای مسلمان گرایش پیدا کردند به جانب صهیونیست‌ها. خیلی از دولتهای مسلمان و برخی از سیاستمداران دنیای اسلام -از جمله رژیم منحوس قبلیِ کشور خود ما و بعضی‌های دیگر- با صهیونیست‌ها که غاصب بودند، معارض بودند، متجاوز بودند، آدم‌کُش بودند، توسعه‌طلبی داشتند، «از نیل تا فرات» میگفتند، با یک چنین دولتی ارتباطات برقرار کردند و دشمنی‌ها را بکلّی نادیده گرفتند؛ امّا ملّتها نه، ملّتها همچنان در دلشان احساس نفرت از صهیونیسم اشغالگر و دولت صهیونیست موج میزد. ملّتها در این زمینه دنبال دولتها نرفتند. و خب، این برای دولتهای وابسته‌ی به آمریکا و رفیق و هم‌کاسه‌ی با رژیم صهیونیستی، چیز سنگینی بود.

فکر کردند این را باید خراب کنند و ملّتها را باید از صهیونیسم منصرف کنند. چه‌کار کردند؟ این جنگهای داخلی را راه انداختند؛ این جنگهای سنّی و شیعه، این سازمانهای جنایت‌کاری از قبیل القاعده و داعش و امثال اینها، ساخته‌وپرداخته شدند برای اینکه ماها را به جان هم بیندازند و ملّتها را در مقابل هم قرار بدهند. این هم دست متجاوز و خائن آنها است.

بعضی از آمریکایی‌ها در کتابهای خاطرات خودشان اعتراف کردند که در ایجاد داعش، در توسعه‌ی داعش، در جاانداختن داعش نقش داشتند(۵) و امروز هم دارند حمایت میکنند. حالا ائتلاف ضدّ داعش به‌وجود آمده. [البتّه‌] بنده که باور نمیکنم واقعاً یک ائتلافی باشد ضدّ داعش؛ [ولی‌] حالا به فرض که چیزی بر علیه این دسته باشد؛ مگر فقط داعش است؟ گروه‌های گوناگون با ثروتهای بادآورده به اسمهای مختلف در اطراف کشورهای اسلامی دارند تلاش میکنند، کار میکنند، تروریسم را ترویج میکنند، انفجار ایجاد میکنند، آدمها را میکشند، بی‌گناه‌ها را در کوچه و بازار و میدان و مسجد و مانند اینها از بین میبرند. سر ملّتها را گرم کردند، مشغول کردند؛ شیعه را علیه سنّی، سنّی را علیه شیعه؛ یک عدّه را در این طرف، تندرو و فحّاش و افراطی تربیت میکنند، با پول وادار میکنند [به این کارها]، یک عدّه را متقابلاً از آن طرف تندرو و فحّاش به‌وجود می‌آورند که اینها به جان هم بیفتند و هر کدام هم یک خیل عظیمی از مردم دنبالشانند. چه بهتر از این برای صهیونیست‌ها؟ چه بهتر از این برای رژیم صهیونیستی؟ بیدار شویم! بفهمیم چه دارد در منطقه میگذرد!

سیاست قدرتهای استکباری در این منطقه، سیاستهای خائنانه است؛ آشکارا خائنانه است. در عراق، سیاست قدرتهای استکباری این است که نظام برآمده‌ی از انتخابات و اکثریّت و دموکراسی را سرنگون کنند؛ دنبال این هستند؛ تضعیف کنند، اخلال کنند، نگذارند کار کند؛ و شیعه و سنّی را در عراق به جان هم بیندازند. ما عراق را قبل از این قضایا دیده‌ایم؛ شیعه و سنّی با هم زندگی میکردند، در کنار هم زندگی میکردند، با هم ازدواج میکردند، و امروز باید در مقابل هم بِایستند، علیه هم اسلحه بکشند! درنهایت هم اینها دنبال این هستند که عراق را تجزیه کنند. سیاست ما، درستْ نقطه‌ی مقابل این است؛ ما معتقدیم دولت برآمده‌ی از انتخابات را در عراق باید تقویت کرد؛ معتقدیم در مقابل کسانی که اختلافات داخلی به‌وجود می‌آورند باید ایستادگی کرد، مقاومت کرد، تمامیّت ارضی عراق را باید حفظ کرد. این سیاست، درستْ نقطه‌ی مقابل سیاست استکبار در عراق است.

در سوریه، سیاست استکبار این است که به هر قیمتی هست، دولتی را که شناخته‌شده است به مقاومت در مقابل صهیونیسم، سرنگون کنند؛ سیاست ما ضدّ این است. ما البتّه در مورد عراق، در مورد سوریه، در مورد یمن، در مورد بحرین، در مورد لبنان، در مورد همه‌ی کشورها معتقدیم تصمیم‌گیر، خود ملّتهای آن کشورهایند؛ از بیرون، نه ما و نه غیر ما حق نداریم تصمیم بگیریم نسبت به سرنوشت ملّتها؛ خودشان باید تصمیم بگیرند. این اعتقاد ما است. سیاست استکبار در قبال سوریه این است که بنشینند، بیرون از اراده‌ی ملّت، این دولتی را و این ملتّی را که شناخته شده است که در مقابله‌ی با صهیونیست‌ها قرص و محکم ایستاده -که هم رئیس جمهور فعلی،(۶) هم رئیس جمهور قبلی،(۷) صریحاً در مقابل رژیم جعلی صهیونیستی ایستاده بودند- بگویند این دولت نباشد. ما میگوییم نه، دولتی که شعارش، هدفش و نیّتش ایستادگی در مقابل صهیونیست‌ها است، این دولت برای دنیای اسلام مغتنم است. ما هیچ نفع خاصّ شخصی‌ای در سوریه یا در عراق نداریم؛ ما به فکر دنیای اسلامیم، ما به فکر امّت اسلامی هستیم؛ مواضع ما با استکبار این‌جور در مقابل هم قرار دارد.

در لبنان؛ سالهای متمادی رژیم صهیونیستی بخش مهمّی از لبنان را اشغال کرده بود، و استکبار و در رأس آنها آمریکا سکوت کردند؛ سکوت توأم با رضایت. بعد یک گروه مقاومت مؤمنِ فداکاری پیدا شدند که شریف‌ترین گروه‌های دفاع ملّی، همین گروه مقاومت در لبنان و حزب‌الله لبنان است -اینها جزو شریف‌ترین گروه‌های مقاومت ملّی و دفاع ملّی در سطح جهانند؛ ما کمتر گروه مقاومتی را داشته‌ایم در کشورها که این‌جور پاکیزه، باایمان، فداکارانه و موفّق عمل کنند- و کمر به قتل اینها بسته‌اند و اینها را متّهم میکنند به تروریسم. حزب‌الله تروریست است؟ نیروی عظیم دفاع ملّی از لبنان، تروریست است؟ اسم این تروریست است؟ پس نیروهای مقاومتی که شما اروپایی‌ها و دیگران بهشان افتخار میکنید در طول تاریخ -در فرانسه و در کشورهای دیگر- که به‌عنوان دفاع از میهنشان ایستاده‌اند، آنها هم تروریست بودند؟ نیرویی که در مقابل متجاوز ایستاده است، در مقابل عوامل استکبار ایستاده است و فداکاری میکند، تروریست است؟ آن‌وقت دست رژیم کودک‌کُشِ جبّارِ جنایت‌کارِ صهیونیستی را به‌عنوان برادر، به‌عنوان دوست همیشگی میفشرند؛ سیاست آنها این است.

علّت اینکه ما از مقاومت لبنان دفاع میکنیم [این است:] چون اینها یک گروه مقاومت -به‌معنای واقعی- در مقابل دشمنند، یک گروه دفاعند، یک گروه شجاعند، فداکارند و ایستاده‌اند در مقابل [آنها]. اگر اینها نبودند، اسرائیل که یک روزی تا صیدا و جلوتر از صیدا و تا خودِ بیروت هم آمد، امروز بیروت را اشغال میکرد، لبنانی باقی نمیماند؛ گروه مقاومت است که جلوی اینها را گرفته است. آن‌وقت آمریکایی‌ها، حضرات سیاستمداران صادق و راستگوی آمریکا(!) اینها را میگویند تروریست و ایران را به‌خاطر حمایت از اینها میگویند مدافع تروریسم! مدافع تروریسم، شما هستید. شما هستید که داعش راه می‌اندازید، شما هستید که تروریست تربیت میکنید، شما هستید که صهیونیست‌های خبیث و تروریست را زیر بال خودتان نگه میدارید، شما مدافع تروریست [هستید]؛ شما باید محاکمه بشوید به‌عنوان حمایت و کمک به تروریست. همین مسئله در مورد یمن هست، در مورد بحرین هست، در مورد کشورهای دیگر [هم‌] هست.

در یمن؛ آن رئیس جمهوری(۸) که در حسّاس‌ترین مقطع استعفا میدهد برای اینکه خلأ سیاسی ایجاد کند، بعد هم با لباس زنانه از کشورش فرار میکند، مشروعیّت دارد؟ این رئیس‌جمهور حق دارد از یک کشور دیگر بخواهد که به کشورش حمله کنند، مردم را بکشند؟ الان نزدیک چهار ماه -یا سه ماه و خرده‌ای- است که دارند یمن را میکوبند. چه کسی را میزنند؟ مساجد را میزنند، بیمارستان‌ها را میزنند، شهرها را میزنند، خانه‌ها را میزنند، مردم بی‌گناه را میکشند، بچّه‌ها را میکشند؛ جرم اینها چیست؟

آمریکا از اینها حمایت میکند. من الان در نماز گفتم که الان هم شما دارید اشتباه میکنید. اشتباهات گذشته را میگویند؛ بیست‌وهشتم مرداد را میگویند؛ میگویند ما اشتباه کردیم. بله، خیلی اشتباه بزرگی کردید امّا الان هم دارید اشتباه میکنید؛ با مستبدترین رژیمها دست دوستی میدهید، دستتان در یک کاسه است، آن‌وقت نظام جمهوری اسلامی را که صدر تا ذیلش با انتخابات به‌وجود می‌آید، میگویید نظام مستبد! شما باانصافید؟ شما آمریکایی‌ها، شما سیاستمداران آمریکا در نهایتِ بی‌انصافی حرف میزنید و قضاوت میکنید؛ [حتّی در مورد] واقعیّات واضح. انسان تعجّب هم میکند؛ اینها چه رویی هم دارند! با دولتهایی که اجازه نمیدهند ملّتهایشان اسم انتخابات به گوششان بخورد -که در بعضی از این کشورها اگر کسی در خیابان، اسم انتخابات را بیاورد، میگیرند می‌اندازند زندان و سرنوشتش معلوم نیست چه خواهد شد- رفیق، هم‌کاسه، برادر، عقداخوّت‌بسته، آن‌وقت نظام جمهوری اسلامی را که در طول ۳۶ سال، سی و چند انتخابات داشته، میگویند استبداد! اینها قابل اعتمادند؟ اینکه ما میگوییم به اینها نمیشود اعتماد کرد، این است.

به اینها نمیشود اعتماد کرد؛ اینها کسانی نیستند که حرف راست از دهانشان خارج بشود؛ صداقت در اینها نیست. در همین آزمایش دشواری هم که آقای رئیس جمهور اشاره کردند(۹) -که واقعاً زحمت کشیدند، هم ایشان، هم دیگر دست‌اندرکاران- بی‌صداقتی‌های متعدّد و مکرّر آنها در طول این زمان نشان داده شد. خب، [البتّه‌] مسئولین ما خوشبختانه برخورد کردند؛ در یک مواردی برخوردهای واقعاً انقلابی کردند، کار کردند، و به یک نتایجی تا حالا رسانده‌اند؛ تا ببینیم چه میشود.

دنیای اسلام یک نسخه امروز دارد و آن اتّحاد است. در درون کشورها هم همین نسخه وجود دارد؛ ملّتها باید متّحد باشند. ملّت ایران باید متّحد باشد. از این قضایای هسته‌ای و غیر هسته‌ای و مانند اینها، دودستگی درست نشود که هر دسته یک‌جور بگویند -بالاخره یک کاری است دارد انجام میگیرد، مسئولینی دارد، دنبال میکنند؛ ان‌شاءالله آنچه منافع ملّی است تشخیص بدهند و دنبال آن باشند- بین مردم نباید دودستگی به‌وجود بیاید. دشمن این را میخواهد. الان هم اگر کسی تعقیب کند این سخن‌پراکنی‌های بیگانگان را، این رادیو تلویزیون‌ها و این وبگاه‌هایی که از طرف آنها دارد همین‌طور مرتّب توسعه پیدا میکند و مرتّب هم دارند مطلب میدهند، دنبال این هستند که بین مردم دودستگی ایجاد کنند؛ نگذارید دودستگی بشود؛ وحدت را حفظ کنید، با هم باشید.

و از درون باید اقتدار بجوشد. تقوای عمومی و اجتماعی، مثل تقوای فردی است؛ در تقوای فردی -که روزه برای تقوا است؛ ماه روزه، ماه تحصیل تقوا است- شما وقتی‌که متّقی باشید، از درون مصونیّت پیدا میکنید؛ مثل کسی که واکسن زده و در خود ایجاد مصونیّت کرده، که به یک محیط آلوده‌ی به میکروب هم که برود، میکروب در او اثر نمیکند؛ تقوا این‌جوری است؛ تقوا نمیگذارد که محیط بیرونی، روی شما اثر بگذارد؛ لااقل نمیگذارد به‌آسانی اثر بگذارد؛ تقوای فردی این‌جوری است. تقوای ملّی هم همین‌جور است؛ اگر یک ملّتی از درون، خود را قوی کند، علم خود را، صنعت خود را، ایمان خود را، فرهنگ خود را تقویت بکند، نیروهای بیرونی نمیتوانند رویش تأثیر بگذارند. این نسخه‌ای است که امروز همه‌ی ما بایستی به این نسخه عمل کنیم؛ دنیای اسلام هم باید به این نسخه عمل کند.

پروردگارا! خودت به ما توفیق بده که آنچه راه هدایت است بشناسیم و آن راه را بپیماییم.

 

و السّلام‌ علیکم‌ و رحمهالله‌ و برکاته

۱) قبل از شروع بیانات معظّمٌ‌له، حجّت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی (رئیس جمهور) مطالبی بیان کرد.

۲) مصباح کفعمی، ص ۴۱۶؛ دعای قنوت نماز عید فطر

۳) سوره‌ی آل‌عمران، بخشی از آیه‌ی ۱۰۳؛ «و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید …»

۴) حیله، مکر

۵) از جمله، کتاب خاطرات هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه‌ی سابق آمریکا

۶) بشار اسد

۷) حافظ اسد

۸) عبدربّه منصور هادی‌

۹) سخنان رئیس‌جمهور در مورد مذاکرات و توافق هسته‌ای‌

کتابهای پیشنهادی در موضوع عاشورا

61_541227

 

 

درس های عاشورا (گزیده بیانات رهبر معظم انقلاب)

انتشارات انقلاب اسلامی

تعداد صفحه: ۲۶۴

مجموعه حاضر، رهنمودهای ارزشمند رهبر معظّم انقلاب(مدّظلّه‌العالی) در موضوع درسهای عاشورا است که به دور از هرگونه دخل و تصرّف در کلام معظّمٌ‌له و تنها با نمایه‌زنی و تیتربندی مطالب در اختیار خوانندگان محترم قرار می‌گیرد.

لازم به توضیح است که این اثر، یکی از آثار موضوعی است که از کتاب مرجع «آفتاب در مصاف» استخراج گردیده است. این اثر مرجع؛ مشتمل بر تمامی بیانات رهبری از سال ۱۳۵۷ تا سال ۱۳۹۰ در مورد سرور و سالار شهیدان، امام حسین(ع)است.

 

صفحاتی از کتاب:

در مباحث مربوط به عاشورا، سه بحثِ عمده وجود دارد:

یکی بحث علل و انگیزه‌‏های قیام امام حسین(علیه السلام)است، که چرا امام قیام کرد؛ یعنی تحلیل دینی و علمی و سیاسی این قیام. در این زمینه، ما قبلاً تفصیلاً عرایضی عرض کرده‏‌ایم؛ فضلا و بزرگان هم ‎بحثهای خوبی کرده‏‌اند. امروز وارد آن بحث نمی‌شویم.

بحث دوم، بحث درسهای عاشوراست که یک بحث زنده و جاودانه و همیشگی است و مخصوص زمان معیّنی نیست. درس عاشورا، درس فداکاری و دین‌داری و شجاعت و مواسات و درس قیامِ لله و درس محبّت و عشق است. یکی از درسهای عاشورا، همین انقلاب عظیم و کبیری است که شما ملّت ایران پشت سر حسین زمان و فرزند ابی‏‌عبدالله ‌الحسین انجام دادید. خود این، یکی از درسهای عاشورا بود.

بحث سوم، درباره‏‌ی عبرتهای عاشوراست که چند سال قبل از این، ما این مسئله را مطرح کردیم که عاشورا غیر از درسها، عبرت‌هایی هم دارد. بحث عبرتهای عاشورا مخصوص زمانی است که اسلام حاکمیت داشته باشد. حداقل این است که بگوییم عمده‌‌ی این بحث، مخصوص به این زمان است؛ یعنی زمان ما و کشور ما، که عبرت بگیریم.

 

 

 

  

 

خلاصه کتاب قیام حسین علیه السلام
دکتر سید جعفر شهیدی
تعداد صفحه: ۸۰
ناشر: دفتر نشر فرهنگ اسلامی

کتاب پس از پنجاه سال، پژوهش تازه پیرامون قیام امام حسین (ع) از جمله کتاب‌هایمطرح درتحلیل واقعه عاشورا است که به رخدادی که در سال ۶۱ هجری و درست پنجاه سال پساز وفات پیامبر در سال ۱۱ هجری اتفاق افتاد، می‌پردازد. دکتر شهیدی تحقیق و نگارشاین کتاب را در سال ۱۳۳۰ انجام داده و کتاب را در سال ۱۳۵۷ با قلمی شیوا، متقن ومستند به منابع اصیل تاریخی مستند ساخت و تاکنون قریب بهپنجاه بار به چاپ رسیدهاست و هنوز پس از انتشار دهها هزار نسخه از رونق باز نایستاده است هر چند بیانحقایق تاریخی بخش عمده کتاب را تشکیل می‌دهد اما نوع مواجهه دکتر شهیدی با تاریخ درتحلیل حادثه عاشورا نو و بدیع است. دکتر شهیدی در این کتاب بیش از آن که در جستجویچگونگی آن رخداد عظیم باشد، به دنبال چرایی حادثه عاشورا بوده است؛ «مقصود من ازنوشتن این یادداشت‌ها مقتل نویسی، تبلیغ مذهبی و حتی نوشتن تاریخ نیست. من کوشیدهام تا خود بدانم آن چه رخ داد، چرا رخ داد؟» (پس از پنجاه سال، ص ۷)
کتاب پس ازپنجاه سال، نه روایت زندگی امام حسین (علیه السلام) بلکه تحلیل و علت شناسیعاشوراست. بیان حوادث تاریخ صدر اسلام برای نویسنده چندان موضوعیت ندارد. او تلاشمی‌کند تا به واسطه مرور بر آنچه در این پنجاه سال بر جامعه مسلمین گذشت، چرایی اینحادثه را بازگو نماید.

کتاب خلاصه قیام حسین علیه السلام خلاصه ای از این کتاب ارزشمند است.

 

وارثان عاشورا
نویسنده: علی صفائی حائری
ناشر: لیله القدر

نوشته مزبور مجموعه ای است از پنج مبحث در زمینه: اضطرار به دین و حجت، حق و شبهه، احیای امر، وارثان عاشورا، اصحاب اباعبدالله(علیه السلام). این کتاب حاصل سخنرانی های استاد در چند دهه محرم می باشد که به همت و قلم خود ایشان، رقم زده شده.

در مبحث اول نویسنده به بحث اضطرار به ولیّ و انتظار از ولیّ و انتظار برای ولیّ پرداخته است و با توجه به آیاتی از سوره آل عمران و فجر و تکاثر، از تمحیص و بلاء و فتنه و اشتغال به نعمت ها گفت و گو کرده.

در مبحث دوم به تحلیلی از حق و شبهه می پردازد، تا در برخورد با شبهه و فتنه و وسوسه و بدعت، همراه نور و هدایت و بیّنات و فرقان، بتوانیم مسلط و سالم و بهره مند باشیم.نویسنده می کوشد تا نشان دهد همراه این بینات و با دستیابی به یک میزان مشخص و فرقان حاکم و با توجه به بیان حضرت امیر در خطبه ۱۸۲ نهج البلاغه که از حق و هدف، طریق و راه، قائد و رهبر و آداب و فقه حرکت گفت و گو می کنند، چطور می توان از بند شبهه رهید و زمینه فتنه را ز بین برد و یا ضعیف کرد و از انحراف ها و بدعت ها رها شد.

در مبحث سوم به این نکته پرداخته شده که احیای امر اهل بیت را چگونه و از کجا دنبال کنیم، تا از کسانی باشیم که به حیات قلبی رسیده باشیم، آن هم تا روزی که تمامی دل ها می میرند.در این نوشته با توجه به تمامی روایات احیاء امر، از عوامل احیاء و مراحل پنج گانه آن، سخن به میان آمده.

در مبحث چهارم که عنوان کتاب هم از همین بحث گرفته شده، مولف توضیح می دهد که میراث حسین(علیه السلام) که وارث آدم تا خاتم است، به کسانی خواهد رسید که از آگاهی و علم، عبودیت و تقوا، عبودیت و صلاح برخوردار باشند و این ها وارثان عاشورایند.

در مبحث پنجم به تحلیل و تطبیق و بررسی اوصاف و خصوصیات اصحاب اباعبدالله، پرداخته می شود؛ که چطور مسلم بن عقیل به استقامت و هانی بن عروه به حمیت و حمایت و حرّ به محاسبه و مقایسه و انتخاب و حرّیت و عبودیت و زهیر به نجات و فلاح و سرداری و قیس بن مسهر و عبدالله بن یقطر به مقام سقایت و رسالت و شهادت و هم چنین دیگر یاران به آن مقام وفا و ادب و فداکاری و فوز رسیدند.

 

 

 

 

 

 

کتاب آه(بازخوانی مقتل حسین ابن علی علیهماالسلام)

یاسین حجازی

تعداد صفحه: ۵۷۹

ناشر: موسسه فرهنگی جام طهور
کتاب آه همه تصویر و دیالوگ و نامه است: تصویرها و دیالوگ ها و نامه های ردوبدل شده میان شخصیت های دخیل در حادثه کربلایسال شصت و یک هجری. و چیزی بیش از این نیست.

کتاب آه حاصل بازخوانی و ویرایشمقتل «نفس المهموم» است ـ کتابی که غالب نقلهای صحیح مقاتل و کتب تاریخ را در خودگرد آورده و جزءجزء حادثه قتل حسین ابن علی را ـ از شش ماه پیشتر تا چند ماه بعدترشـ ثبت کرده است.

نفس المهموم بیش از ۵۰ سال پیش به فارسی گردانده شد.

در مقدمه کتاب آه می خوانیم:

“یک تصویر، پاره اى از یک نامه یا جملاتىکه دو نفر با هم گفته اند و رفته اند و کسى آن میان شنیده، هر کدام، تکه اى از یک «کولاژ» است که از چیدن و کنار هم گذاشتنشان مى توان اصل واقعه را فهمید و یکپارچهکولاژ را دید. فراوانند کسانى که على رغم بسیارها که جسته گریخته شنیده اند، هنوزدقیقا نمى دانند قتل حسین ابن على «چه طور» اتفاق افتاد.”

کتاب آهشامل وقایع پس از بیعت مردم با یزید ابن معاویه تا بازگشتن خاندان حسین ابن على ـبى او ـ به مدینه است.
به نظر نویسنده مقدمه:

“کتاب هایى که براى دادن یک تصویر یا چندخط از یک نامه، کلى سلسله اسنادو توضیح و تحلیل و تعلیقه براى خواننده ردیف مى کنند، هم به او اجازه نمى دهندکولاژش را «خودش» کامل کند هم بعضى وقت ها حوصله اش را سر مى برند که تا تهبخواندشان و از روى صفحاتى نخوانده نپرد. این طورى هاست که تا بوده کتاب هاى اینچنینى قیافه هایى خشک و جدى داشته اند و مفروض خوانندگان این بوده که وصالى سخت وکند و دیر مى دهند و ناخودآگاه ترسیده اند از این که سراغشان بروند. این شایدبرجسته ترین دلیل ناشناخته ماندن کتاب هایى نظیر نفس المهموم است.”

 

 

 نامیرا
صادقکرمیار
انتشاراتنیستان
تعداد صفحه: ۳۳۶

نوشتن داستانی که مخاطب، آخرش را می‌داند کار آسانی نیست. و اینجاستکه کرمیار با نگاه درست به عاشورا و استفاده از عنصر «رمانس» به خوبی بهره‌گرفتهاست.

بیش از هر چیز اسم کتاب است که خواننده را مشغولمی‌کند؛ ابتدا به ذهن می‌رسد «نامیرا» فقط اسمی هنری است که برای جلب مخاطب انتخابشده و یا ناشر و نویسنده خواسته‌اند ابهام داستان را زیاد کنند. اما کتاب را که تاانتها بخوانی معلوم می‌شود «نامیرا» ریشه در مفهوم «کل یوم‌ عاشورا و کل ارض کربلا» دارد. مفهومی که می‌گوید پهنه‌ی سرزمین کربلا به اندازه‌ی کل زمین وسعت پیدا کرده وعاشورا همیشه نمیراست.

«نامیرا» یک مشخصه‌ بارز دارد. نامیرا یک دوره‌ فتنه‌شناسی است برای کسانی که در پی حق هستند و می‌خواهند بدانند که حق و باطل چگونه جابه‌جا می‌شوند. که حتی «عبدالله بن‌عمیر» با آن همه سابقه در جهاد با کفار تردید می‌کند که چرا پسر پیامبر صلی الله علیه و آله به مقابله با یزید برخاسته است؟

در داستان کسانی را می‌بینیم که در لحظه‌های آخر به کاروان امام می‌رسند و البته چه خوش می‌رسند. اینان مدیون یک لحظه محاسبه‌ درست هستند تا بسوی امام بروند و البته می‌روند و می‌توانند با امام باشند.

 

داستان «نامیرا» تمامی ندارد اما تو باید تا انتهای کتاب بخوانی تا حس کنی چرا «اَنَس بن‌حارث کاهلی» خیلی قبل‌تر از واقعه‌ عاشورا در کربلا به انتظار امامش نشسته است. اَنَس این‌قدر افق بلندتری دارد که به«عبدالله بن‌عمیر» هم هشدار می‌دهد حرامیان و مسلمانان و مشرکان به زودی یکی می‌شوند! و بر بهترین خلق خدا هجوم می‌آورند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سقایآبوادب
سیدمهدیشجاعی
ناشر: نیستان
تعداد صفحه: ۲۶۴

«سقای آب و ادب» اثر داستانی سیدمهدی شجاعی است. این رمان درباره زندگی حضرت عباس (ع) است که در آن زوایای جدیدی از مفاهیم زندگی و ویژگی‌ها و ظرائف شخصیتی ایشان در قالب داستانی مطرح شده است.

این کتاب، روایتی است اززندگیحضرتعباس(ع) کهدرمیاندیگرآثار شجاعیبهلحاظفرمومحتوااثریمتفاوتبهشمارمی‌آید.

درهرفصلازاینرمانرفت و برگشت‌های روایی متعددی دیده می‌شود که در فضای سیال داستانی، جای توصیفاتی اغلب شاعرانه رابهیکدیگرمی‌دهندو درهرموقعیت،زوایایجدیدیازمفاهیمموردنظرنویسندهراباز‌گومی‌کنند.

درفصلنهماینکتاببانام«عباسفرشتگان»، نویسنده بهبیانمضامیننو و کشف و شهودی دقیق‌تر از زندگی این شخصیت پرداخته است و آنرا ازوجوهیدرونی‌ترمدنظرقراردادهاست. دربخشیازاینفصلآمده:
«آیادرطولهشتفصلگذشتهکهنویسندهبیشترینمجالرادراختیارداشته،بهمقصودخودرسیدهاست؟مخاطبرابهمقصودخودرساندهاست؟ توقع و انتظار مخاطب را برآورده ساخته است؟.. اینشدکهآمدیم. اماآمدنیبهسبکوسیاقخودمان. وحرف‌هاییخواهیمزد،بازبهسبکوسیاقخودمان. کهالزامامنطبقنیستبرقواعدگفتنوشنیدنشما… ازآنطبیعی‌ترومنطقی‌ترایناستکهاگرقوایوالهوشیداوجان بر کف او سایه به سایه سلطان آمده باشند و در هنگامه خطر، فقط منتظر یک اشاره باشند، آن را از خود نراند و دست رد به سینه امدادشان نزند…»

در این فصل به گونه‌ای از احساسات و توفان‌های درونی این شخصیت تاریخی نشانه‌هایی می‌بینیم؛ ‌نشانه‌هایی که شاید بارهابا مرور تاریخ احساسکرده،ولیبهزبانیبرایارایهآن دستنیافتهباشیم..»
مقدمه کتاب«سقایآبوادب»نیزاین‌گونهآغازشدهاست:

«چهوالامقاموبلندمرتبهاستحسین،کهعباسشدرآستانهعروجعاشورا،‌ازمسجدالحرامسیردادبهمسجدالاقصایکربلا که «بارکنا حوله لنریه من آیاتنا.. وچههماهمتوبلندآشیاناستعباس،کهبادوبالعشقوادببهسویآسمانهفتم«دنیفتدلی»پرکشیدودرمقامقربحسین،بهمنزلتیبی‌بدیلرسیدودرقابیازقوسبازوانحسین،ماواگرفت…»

 

 

 

 

فتح خون: روایت محرم
نویسنده: سید مرتضی آوینی
ناشر: واحه
تعداد صفحه: ۵۶

در میان کتابهای بسیاری که درباره واقعه عظیم کربلا نگاشته‌شده‌اند، اندک هستند کتابهایی که نویسندگانشان کوشیده‌اند علاوه بر ابراز شیفتگی و بیان عظمت واقعه و مظلومیت سیدالشهدا و یارانش‌، نقبی به حقیقت ماجرا بزنند و در حد توان خود، پرده از راز بزرگ کربلا بردارند. «فتح خون‌» سید مرتضی آوینی از این معدود کتابهاست‌.

متن کتاب‌، از دو پاره کلی تشکیل شده است‌. پاره اول که متن اصلی کتاب است‌، به شرح و بیان وقایع و توصیف ماجراهای پیش‌آمده از رجب سال ۶۰ تا محرم سال ۶۱ هجری می‌پردازد; و پاره دوم که از زبان «راوی‌» روایت می‌شود، تحلیل و رازگشایی همان وقایع و ماجراهاست و در واقع بخش برجسته کتاب نیز همین است‌.

راوی در «فتح خون‌» از موضع یک انسان عارف سخن می‌گوید که زمین را آینه آسمان می‌بیند و به ظواهر کفایت نمی‌کند و می‌کوشد در مخاطبه با انسان امروز، او را از پوسته واقعه عاشورا فراتر برد و چشم باطنش را باز کند، تا بتواند عمق واقعه را دریابد.
یکی از مفاهیم مورد توجه نویسنده در این کتاب‌، فرازمانی و فرامکانی بودن عاشورا و کربلاست‌. آوینی از «اصحاب آخرالزمانی امام عشق‌» سخن می‌گوید و از این که هر انسانی کربلایی دارد و عاشورایی‌. او واقعه عاشورا را نه فقط به مثابه یک اتفاق تاریخی‌، که به عنوان یک حقیقت کلی می‌بیند که می‌تواند برای هر انسان و در هر زمان و مکان تکرار شود.

شهید آوینی بخش اعظم «فتح خون‌» را در محرم سال ۱۳۶۶ به رشته تحریر درآورد و در سالهای بعد، آن را ویرایش و تکمیل کرد. اما فصل دهم کتاب که باید به وقایع ظهر عاشورا می‌پرداخت‌، ناتمام مانده‌است‌. گویی آوینی این فصل را در عمل و با شهادت خویش به پایان رسانده‌است‌.
قسمتی از متن کتاب:

… و تو ، ای آن که در سال شصت و یکم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بوده ای و اکنون ، در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت ، پای به سیاره زمین نهاده ای ، نومید مشو ، که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون توست و انتظار می کشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و از خود و دلبستگی هایش هجرت کنی و به کهف حَصینِ لازمان و لامکان ولایت ملحق شوی و فراتر از زمان و مکان ، خود را به قافله سال شصت و یکم هجری برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت رسی…

 

منمی‌گویمشمابگریید
نویسنده: علیرضاقزوه
ناشر: سورهمهر

تعداد صفحه: ۲۶۳

 

کتاب حاضر، مجموعه از مرثیه‌های عاشورایی است که آن را علی‌رضا قزوه در ۲۶۳ صفحه و پنج فصل آورده است.

مرثیه‌های عاشورایی کتاب از سیف فرغانی، مولانا جلال‌الدین بلخی، محتشم کاشانی، اقبال لاهوری و شاعران صاحب اثر معاصر، همچون حمید سبزواری، محمدعلی مرادش و دهها شاعر معروف و مشهور معاصر و شاعران نوقلم، تشکیل شده است.

علی‌رضا قزوه این مجموعه را در پنج فصل و فصل اول آن به این حسین کیست، با کربلا، با حسین، و فصل دوم را ای پدر جان همرهان بستند بار… به شهیدان هاشمی، حضرت علی‌اصغر، حضرت علی‌اکبر و حضرت ابوالفضل العباس(ع) اختصاص داده است. وی در فصل سوم به ناله عشق است و آتش می‌زند (دمی با اصحاب وفادار امام حسین(علیه السلام)) و فصل چهارم را به گودال قتل‌گاه پر از بوی سیب بود یک شب و روز عاشورا) و فصل پنجم را به (زینب اسیری رفت و ما بر جای بودمین) بعد از عاشورا اختصاص داده است و هر فصل با شاعران آورده شده است که مرثیه‌ای در این باب سروده‌اند.

علی‌رضا قزوه در مقدمه کتاب می‌نویسد: این سالهای آخر، شعرهایی از اینجا و آنجا از برخی مداحان آشنا و نام‌آشنا می‌شنوم که به جای آنکه دل را بارانی کند، دل را به درد می‌آورد. برخی نیز داعیه خودنمایی دارند، حال آنکه اصل در کربلا گم شدن است و به اصل خویش رسیدن. همین انگیزه‌ای شد تا این اشعار را در دفتری فراهم آورم و هدیه‌اش کنم به مداحان دل‌سوخته به‌خصوص آنان که به لحن عاشورا تکلم می‌کنند و حنجره‌شان وقف امام حسین(ع) و یاران او است. می‌توانستیم به جای این شعرها اشعاری انتخاب کنیم که زرق و برق الفاظش امروزی‌تر باشد، اما فرمان از دل گرفتم و حکایت چنین شد که می‌بینید. در این دفتر ضعفهای دستوری و زبانی و به‌خصوص محتوایی کمتر به چشم می‌آید. حریر نور، شعری از محمدعلی مجاهدی را از متن می‌خوانیم:

چون دید به نوک نی‌سرش را خورشید / بر خاک، تن مطهرش را خورشید/

آرام، حریر نور خود را گسترد/ پوشاند برهنه پیکرش را خورشید/ 

 

 

 

خلاصه آثار شهید مطهری- دفتر هشتم: حماسه حسینی
ناشر: دانشگاه امام صادق علیه السلام

تعداد صفحه: ۱۷۰

شاید کمتر فردی باشد که با نام اثر شورانگیز استاد بزرگوار شهید مطهری، کتاب حماسه حسینی آشنا نباشد. کتاب پیش رو، خلاصه ای است از این اثر گران سنگ که به همت اساتید دانشگاه امام صادق علیه السلام تخلیص یافته است.

برای اجتناب از افراط و تفریط در شیوه ی انجام عزاداری، اکیدا توصیه می شود کتاب حاضر با محوریت خود جلسات عزاداری و توسط خود خطبا، اهل منبر و مداحان، تبلیغ و توزیع شود. زیرا از یک سو مطالعه ی این کتاب بدون حضور در فضای عاشقانه ی هیات ها و جلسات سوگواری و بدون انس با شور و حماسی موجود در عزاداری های سنتی، ممکن است از عشق و علاقه ی خواننده به شرکت در چنین جلساتی بکاهد. از سوی دیگر بی توجهی به لغزش گاه های جلسات عزاداری – که این کتاب مهم ترین بخش، یعنی تحریفات آن را مورد بررسی قرار می دهد – و عدم عنایت به این که عزاداری جاهلانه، مقبول و مورد رضایت اسلام نیست، سبب می شود که عده ای به بهانه ی عشق، باب عقل را ببندید و از تعالیم اسلام و توصیه های اولیای دین غفلت نمایند و رفتار و نحوه ی عزاداری آن ها از سیره ی عملی دین فاصله بگیرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حسین علیه السلام عقل سرخ
نویسنده: حسن رحیم پور ازغدی
ناشر: نشر طرح فردا
تعداد صفحه: ۱۲۰

کتاب «حسین(ع) عقل سرخ» بیانگر روایتی تحلیلی از واقعه‌ تاریخ‌ساز عاشورا است که در قالب گفتارهایی محرم سال ۱۳۸۰ توسط رحیم‌پور ازغدی از شبکه یک سیما پخش شد
کتاب «حسین(ع) عقل سرخ» محتوای سه نوبت گفت‌وگو با حسن رحیم‌پور ازغدی است که روزهای نهم، دهم و یازدهم محرم سال هشتاد در شبکه اول سیما صورت گرفت. این مجموعه با تمرکز بر تحلیل نهضت کربلا مشتمل بر سه گفت‌وگوی پیوسته است که با عناوین «با عقل در عاشورا»، »عاشورا پایان تاویل» و «حسین(ع) از مستضعفان می‌گوید»، تدوین و انتشار یافته ‌است. این مجموعه که روایتی تحلیلی از واقعه‌ تاریخ‌ساز عاشوراست به بررسی این پرسش می‌پردازد که پس از ارتحال پیامبر اکرم(ص) کدام دلایل و عوامل منتج به این شد که معادله‌ قوا در عرصه‌ سیاست زیر و رو شده، درک مردم از مشروعیت به کل تغییر یابد و همه امور به گونه‌ای دگرگون شود که معروف در مسند منکر نشیند و منکر، رنگ معروف بگیرد و عدالت و ولایت در جامعه‌ دینی بر سر نیزه رود.

رحیم‌پور ازغدی در بخش دیگری از این مجموعه به تفسیر خطبه‌ گران‌مایه‌ سیدالشهدا(ع) در منا می‌پردازد و مستند به بازخوانی این خطبه، نقش علمای دین و خواص جامعه را در عرصه‌ امر به معروف و نهی از منکر تبیین کرده و متذکر می‌شود: «اگر اصل امر به معروف و نهى از منکر، یعنى نظارت دائمی، انتقاد و اعتراض، تشویق به خیرات و عدالت و مبارزه در برابر ظلم و بى‏عدالتى و تبعیض اجرا شود، سایر فرایض و تکالیف الهى نیز اجرا مى‏شود.»

از دیگر مواردی که در این سری گفت‌وگوها مد نظر قرار گرفته است تبیین مؤلفه‌های سیاست‌ورزی دیندارانه است. مؤلف ضمن تبیین هویت دولت دینی، این شبهه را بررسی می‌کند که تشکیل دولت‌های دینی و ارزشی در عرصه‌ سیاست، گونه‌ای رویاپردازی و اتوپیاباوری یا رسالت گران‌قدر و هدف ممکنی است که باید به وقوع پیوندد؟

وی ضمن نقادی و رد این شبهه، با استناد به روایت‌های متعددی که برگزیده است، در نهایت این قضیه را متذکر می‌شود که فقط افرادى مى‏توانند حکومت مورد تایید دین را تشکیل دهند و برقرار کنند که اهل سازش‌کارى و ریاکارى نباشند؛ افرادى که با گروه‌هاى فاسد در عرصه‌ سیاست و سرمایه‏داری‌های نامشروع معامله نکرده و محافظه‏کار نباشند.

 

 

زیارت عاشورا، اتحاد روحانی با امام حسین علیه السلام
نویسنده: استاد طاهرزاده
ناشر: لب المیزان

تعداد صفحه: ۱۲۶

 

زیارت عاشورا نقطه‌ی مکرر رجوع به کربلا است و نظر به راهی است که انتخاب حق برای انسان‌ها سخت و پیچیده نگردد، به شرطی که به کربلا و مقام قدسی امام حسین(ع) درست بنگریم.

این کتاب بدون ویرایش‌های معمولی ادبی و با همان روح حضوری که سخنران محترم انجام داده انتشار یافته تا امکان ارتباط روحی با اصل زیارت برای خواننده‌ی محترم در سرتاسر کتاب باقی بماند و راهی جهت اُنس با مقام حضرت سیدالشّهداء(ع) باشد. از این رو کتاب، کتابی است برای بارها خواندن، گشودن دوباره‌ی آن آغاز توسلی است به آستان مقدس حضرت اباعبدالله‌الحسین(ع) و آن‌گونه که در متن آمده؛ «بهانه‌ای است برای سیر در مقام نورانی امام حسین(ع) و اتحاد روحانی با آن ذات مقدس».

 

 

 

 

 

 

 

چکامه هایی در شیوه های عزاداری
نویسنده: سید احمد خاتمی

ناشر: سوره مهر

تعداد صفحه: ۳۲

 

کتاب حاضر متن سخنرانی نویسنده درباره آسیبهای عزاداری و آفت‌زدایی از آن است. پس از طرح مسئله آسیب‌شناسی و آفت‌زدایی از مراسم عزاداری از سوی نویسنده در اجلاسیه اخیر مجلس خبرگان رهبری و اشاره رهبر انقلاب به آن، که از سوی صاحب‌نظران و گروههای مختلف سیاسی مورد توجه قرار گرفت و اظهارنظرهای متفاوتی درباره علل و انگیزه‌های طرح این مسئله در شرایط کنونی، به وجود آمد.

جایگاه مراسم عزاداری، آسیبها و راهکارها از بخشهای اصلی این کتاب است و نقشه سیا در رابطه با فرهنگ عاشورا، امام راحل پیشگامآسیبزداییوهمچنین افراطوتفریطدربحثآسیبها عناوینبخشجایگاهمراسمعزاداریهستند.

موضوع آسیبها به دو بخش محتوایی و شکلی تقسیم می شود که در بخشمحتوایی،طرحیکجانبهسیمایمعصومین،غلو،دروغ،مطالبذلتآمیز،طرحسستمعارفاسلام،خوابومکاشفه،جداییدینازسیاسیواظهارمطالبموهن،  تشریحوتبیینشدهاست .

در بخش آسیبهای شکلی نیز استفاده از موسیقی مبتذل، اکتفا به مداحی و برخورد کاسبکارانه مورد بررسی قرار گرفته است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

راز سر به مهر

مولف: حسین حداد

ناشر: سوره مهر

تعداد صفحه: ۲۳۲

راز سر به مهر مجموعه‌ای از بیست و چهار داستان کوتاه از پانزده نویسنده است که در فاصله زمانی سی و پنج سال پیش تا سال انتشار نوشته شده‌اند. این داستان‌ها را مرحوم حسین حداد گردآوری کرده و در ابتدای هر کدام ضمن ارائه مشخصات نویسنده تحلیلی کوتاه هم بر داستان نوشته است. او در این کتاب آثاری از سید مهدی شجاعی، قیصر امین‌پور، محمدرضا بایرامی، زهرا زواریان، مجید شاه‌حسینی، داوود غفارزادگان و… ارائه کرده است. بیشتر داستان‌های این مجموعه پیش از قرار گرفتن در کنار هم به طور مجزا و یا در کنار آثاری دیگر توسط ناشران مختلف منتشر شدند اما حداد آن‌ها را در فاصله زمانی ذکر‌شده از ادبیات عاشورایی انتخاب کرده و در کنار هم در یک مجموعه قرار داده است. ارائه مضمون عاشورا در قالب داستان امروز، تقارن جبهه‌های مقاومت در دفاع مقدس با عاشورا و نگاه تازه به مقوله و موضوع کربلا و نیز برگزیده شدن در جشنواره‌ها و همایش‌های مرتبط از جمله معیارهای انتخاب داستان‌های این مجموعه است.

گزیده متن:

دلداری بی‌فایده بود. نتوانست لبخندی بر لب اسماعیل بنشاند. مادر فرچه و کف‌صابون را پیش دست پدر راند. پدر فرچه را در کف‌صابون زد و به سر اسماعیل مالید. تیغ! سارا تیغ را دست پدر داد و او شروع کرد به تراشیدن. زمان چه دیر می‌گذشت! چقدر مانده بود آن به لحظه‌ای که این همه منتظرش بود و این همه درباره‌اش فکر کرده بود! چقدر به انتظار نشستن سخت بود. از صدای کشیده شدن تیغ بر سر، لرزه‌ای پوست اسماعیل را فرا گرفت. لرزه‌ای که از چشم پدر دور نماند. آرام باش اسماعیل! هنوز هم می‌ترسی؟ در چنین روزی سخت‌ترین زخم‌ها هم به راحتی خوب می‌شوند… (ص ٧٧)

 

 

 

 

شماس شامی
نویسنده: مجید قیصری
ناشر: افق
تعداد صفحه:۱۵۹


معمولاً در ذهن همۀ ما واقعۀ شهادت امام حسین(ع) خلاصه می‌شود به اتفاقات روز عاشورا و در پی آن وقایعی که برای اهل بیت امام در کوفه و شام رخ داده است و کمتر پیش آمده که به اتفاقات دیگری که قبل و بعد از این حوادث رخ داده بیاندیشیم. شاید هم کنجکاوی‌های جسته گریخته‌ای برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر و جدیدتر داشته‌ایم، اما شاید منابعی که در دست داشتیم کلیشه‌ای و فاقد جذابیت بودند و نتواستند آن‌گونه که باید به کمکمان بیایند و ما را با خود همراه کنند. نویسنده‌ها هم برای فرار از همین کلیشه و شعار کمتر به سراغ روایت اتفاقات چنین می‌روند و به دنبال سوژه‌های جدیدی در این زمینه نیستند؛ کم پیدا می‌شود کتابی که هم تاریخ صحیح را برای ما نقل کند و هم خلاقانه و جذاب باشد تا دریچۀ جدیدی به روی مخاطب بگشاید؛ آن‌گونه باشد که مجید قیصری داستان «شمّاس شامی» را برای ما روایت می‌کند.

قبل از توضیح دربارۀ کتاب، باید گفت که «شمّاس شامی» یک داستان است و یک رمان؛ نه یک کتاب تاریخی. این مهم‌ترین نکته‌ دربارۀ این کتاب است و هنر و قوت قلم نویسنده را نشان می‌دهد. البته خود قیصری هم بر این‌که این کتاب تنها یک داستان است تأکید و اصرار بسیار دارد. داستان با «مقدمۀ مترجم عربی» شروع می‌شود و قیصری با خلق یک داستان، محققی سوری‌ را به ما معرفی می‌کند که به طور اتفاقی کتاب کهن و ناشناخته‌ای را در شهر حلب به دست می‌آورد. کتابی که به دست نمایندۀ امپراتوری روم در شام در هنگام سلطنت یزید بن معاویه نوشته شده است. پس از آن داستان به صورت معماگونه و جنایی پیش می‌رود و همان‌گونه که از نمایندۀ امپراطوری روم و ماموریت‌هایش، حرف‌هایش، خواب‌هایش، فکر‌هایش، گزارشاتش و…سخنگفتهمی‌شود، بسیار هنرمندانه و غیرمستقیم وقایع پس از شهادت امام حسین(ع) نیز برای ما روایت می‌شود و به واکنش‌ها و اعتراضات شمّاس‌ (فرستادۀ دولت روم) به این وقایع اشاره می‌کند و داستان این چنین ادامه می‌یابد.

«مجید قیصری» برای نوشتن داستان «شمّاس شامی» علاوه بر بهره بردن از جذابیت‌های یک اتفاق ناشناخته و زاویه‌‌دیدی جدید در روایت تاریخ، از زبان فاخر کتاب‌های تاریخی فاصله گرفته است و با زبانی کاملاً امروزی و معیار با مخاطب سخن می‌گوید. این زبان نگارش به همراه تخیلات هنرمندانه‌اش در بیان جزئیات و تیپ شخصیت‌های داستان ویژگی منحصر به فردی است که «شمّاس شامی» را تبدیل به اثری درخشان و ماندگار کرده. قیصری با کتاب شماس شامی برگزیدۀ جشنوارۀ کتاب سال شهید غنی‌پور و نامزد دریافت جایزۀ روزی روزگاری، جلال آل احمد و قلم زرین شده است.

کتاب های پیشنهادی در موضوع شخصیت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله

102

آنک آن یتیم نظر کرده

محمدرضا سرشار / به نشر

نوشتن داستان زندگی پیامبران همیشه برای نویسندگان مذهبی جذاب بوده است. زندگی انسان کامل. زندگی تنها انسانهایی که با آسمان در ارتباط بوده اند و خدا به ایشان راه را می نمایانده تا به دیگران بنمایانند. زندگی پیامبر عظیم الشان در عرصه داستان هم از مظلومترین آنهاست. شاید به آن علت که دست یازیدن به حقیقت زندگی آن پیامبر خاتم از دیگران سخت تر بوده است.

محمد رضا سرشار، اما موفق شد این گام را به خوبی بردارد و داستانی را از پیامبر آسمانی اسلام بنویسد که به حقیقت بسیار نزدیک است. او در مورد پیامبر از تخیل پردازی داستانی دست کشیده و به منابع موجود در مورد زندگی پیامبر وفادار مانده است و آنجا که دستش از روایت خالی بوده ، از زاویه دید شخصی غیر از پیامبر تخیل کرده است.

تاریخ اسلام

مهدی پیشوایی

دفتر نشر معارف / ۱۸۰۰۰ ریال /۳۳۲ صفحه

مهدی پیشوایی از مؤلفان برجسته‌ی حوزه تاریخ‌ نگاری اسلامی است. وی تاریخ صحیح را از دل روایات و کتب موجود با توجه به سندشان بررسی کرده و بیرون میکشد. کتاب حاضر شرحی است از وقایع تاریخی زمان حضرت محمد صل الله علیه و آله وسلم که در آن از جاهلیت (قبل از ابلاغ اسلام) تا رحلت پیامبر بحث شده است. از ویژگی های این کتاب تبیین فضای أعراب و حجاز قبل از رسالت پیامبر میباشد. وی تاریخ پیامبر را به برهه های«محمد(ص) ازتولدتابعثت»، «ازبعثت تاهجرت»، «ازهجرت تادعوت جهانی» و «ازدعوت جهانی تا رحلت پیامبراسلام» تقسیم کرده و تحلیل میکند.

 

تاریخ تحلیلی سیاسی اسلام

علی اکبر حسنی

دفتر نشر فرهنگ اسلامی / ۲جلدی/ ۵۶۰ صفحه / ۶۹۰۰۰ ریال

 

شیوه های مختلفی در تاریخ‌نگاری اسلامی موجود است. یکی از این شیوه ها تحلیل کردن وقایع تاریخی و سیاسی صدر اسلام همراه با شرح وقایع آن است. کتاب حاضر بخش أعظمی از تاریخ اسلام را شرح میدهد، یعنی قبل از رسالت پیامبر اسلام(ص) تا غیبت مهدی(عج). نگاه علی اکبر حسنی نویسنده ی این کتاب به تاریخ نگاهی تحلیلی سیاسی است یعنی وقایع را با توجه به شرایط و زمینه ها و آثارشان در تاریخ از نظر سیاسی تحلیل کرده است. از ویژگی های این کتاب پرداختن به وسعت عظیمی از تاریخ در دو جلد به صورت مختصر و در عین حال کامل است.  

 

حکایت نامه موضوعی پیامبر اعظم (ص)

غلامرضا حیدری ابهری

ناشر: جمال / ۱۰۴۸ صفحه / ۱۴۰۰۰۰ ریال

در سیره نگاری پیامبر از روش های مختلفی استفاده میشود که بهترین آنها نگاهی به حکایت هایی است که از پیامبر اسلام(ص) نقل شده است. کتاب حاضر بیش از ۸۵۰ حکایت از زندگانی پیامبر اعظم(ص) است که تحت ۱۶۰ موضوع نگاشته شده اند. از ویژگی های این کتاب میتوان به نثر و ترجمه ی زیبا و روان روایات اشاره کرد. از دیگر خصوصیات این کتاب جامعیت حکایات وارده است که تقریبا اکثر قریب به اتفاق موضوعات ممکن را بررسی کرده است.

سیرت جاودانه

سید جعفر مرتضی عاملی

ترجمه: محمد سپهری/ پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی / ۲جلدی/ ۶۸۰ صفحه / ۱۲۵۰۰۰ ریال

 

استاد سید جعفر مرتضی عاملی از عالمان به نام جبل عامل است که تخصصی وصف ناشدنی در حوزه تاریخ‌نگاری دارند. شاید بتوان گفت کتاب «الصحیح من سیره النبی الاعظم(ص)» کامل ترین و صحیح ترین کتاب تاریخی صدر اسلام است. شیوه‌ی نگارش این کتاب پرداختن به احادیث تاریخی با نگاهی تحلیلی و توجه داشتن به قوت و ضعف سندی آن روایات است. از دیگر خصوصیات این کتاب توجه ویژه بر آموزه های کلامی و نقد و ارزیابی حدیث در حوزه تاریخ است. سیرتجاودانه پژوهشی است برروی کتاب الصحیح بارویکردترجمه وتلخیص که توسط یکی ازاساتیدمسلم فن دکترمحمدسپهری نگارش یافته است.

 

سیری در سیره نبوی

شهید مرتضی مطهری / صدرا/ ۲۷۲ صفحه

یکی از بزرگترین محققان تشیع شهید مطهری است. ایشان در اکثر علوم انسانی متبحر و صاحب سبک میباشند که یکی از برترین تخصص هایشان زمینه تاریخ اسلام است. کتاب سیری در سیره نبوی جمع آوری چندی از مقالات و سخنرانی های شهید مطهری در باب  سیره نبوی است. یکی از خصوصیات این کتاب روان بودن مطالب و همه فهم بودن آنهاست. اشاره به روش های غلط سیره نگاری و سیره ی صحیح وارده از جانب پیامبر و نیز نقد دروغ هایی که در این زمینه متداول شده است از دیگر ویژگی های این کتاب میباشد.ترجمه و توضیح ۱۰۰ سخن از پیامبر اعظم صل الله علیه و آله نیز متمم این کتاب میباشد.

فروغ ابدیت

جعفر سبحانی / بوستان کتاب/ ۱۰۴۷ صفحه / ۱۱۰۰۰۰ ریال

یکی از موضوعات تاریخی که تاکنون بارها مورد بررسی قرار گرفته است زندگانی پیامبر اسلام(ص) است. اکثر کتابهایی که در این زمینه نوشته شده اند دو مشکل بزرگ دارند: کتاب فقط به بیان متن حوادث تاریخی اکتفا کرده است و یا اینکه تحلیلهایی مبتنی بر حدس بدون پشتوانه علمی ارائه داده است. کتاب حاضر تاریخی است روشن از صدر اسلام که با اتکاء به بزرگترین مدارک تاریخی و با قلمی روان و شیوا نگاشته شده است. یکی از مزایای این کتاب این است که علاوه بر ذکر حوادث تاریخی، تجزیه و تحلیل و نتایج آن ها را نیز بیان کرده است. کتاب فروغ ابدیت،درموارداختلاف میان تاریخ‌نویسان اهل تسنن وشیعه،عقیده‌ی نویسندگان شیعه رابامدارک وشواهدتاریخی،روشن ومبرهن ساخته وهرنوع شبهه واشکال رادرحقانیت نظربه شیعه برطرف ساخته است.

قصه هجرت

علی نظری منفرد

سرور / ۴۸۰۰۰ ریال/ ۸۰۸ صفحه

 

تاریخ اسلام را از زوایا و ابعاد مختلفی میتوان مورد بازنگری قرار داد. یکی از نقاط عطف تاریخی صدر اسلام هجرت پیامبر اسلام(ص) از مکه به مدینه است که باعث پیشرفت و قدرتمندی جهان اسلام شد. کتاب حاضر بررسی تاریخ صدر اسلام از منظر هجرت است یعنی وقایعی که مترتب بر هجرت حادث شدند. تمرکز این کتاب بر وقایع پس از هجرت است زیرا پس از هجرت فتنه های درونی و منافقین بیشتر خودشان را نشان دادند و نیز جنگ های مسلمانان با کفار هم بعد از هجرت شکل گرفت. یکی دیگر از خصوصیات این کتاب تبیین و تحلیل واقعه ی غدیر خم است.

محمد

ابراهیم حسن بیگی

انتشارات مدرسه

رمان محمد رسول‌الله(ص) از ابراهیم حسن‌بیگی در دویست و هشتاد و شش صفحه در قالب پانزده گزارش نوشته شده که توسط انتشارات مدرسه در سال ۱۳۸۶، به چاپ رسیده است. هریک از این پانزده گزارش به منزله بخشی از کتاب محسوب می‌شود که دربر دارنده حوادث مهمی از زندگی و مجاهدات پیامبر(ص) است.
روایت داستان توسط مردی یهودی انجام می‌گیرد که مأمور مخفی شورای عالی یهودیان و مخالف با دعوی پیامبر(ص) و ترویج آیین اوست. که این خود امتیاز ویژه اثر محسوب می‌شود:

 

فرستاده ای از سوی شورای عالی یهود به مکه می رود . او مأموریت دارد از محمد بگوید؛ از اندیشه اش ، از رسالتش و اتفاقاتی که بر او می گذرد. فصل های رمان گزارشهای اسحاق، مأمور یهودی است.

«این ۱۰سال بر من چون ۱۰۰ سال گذشت.محمد (ص) با دینش کاخی بنا کرد که من به تنهایی قادر نبودم آن را ویران سازم. از یهودیان حجاز و بت پرستان هم کاری ساخته نبود.»

نکته تکان دهنده داستان آنست که می فهمیم علاوه برتحول اسحاق ، فردی که نامه ها و گزارش های اسحاق را در شورای سران یهود مطالعه می کرده ، براثر این پیام ها و رفتار اخلاقی پیامبر(ص) دین او را پذیرفته و از اسحاق که به دین محمد در نیامده ، متعجب است که «ای ابله تو چطور با آن همه سال مجاورت،  نورالهی محمد«ص» را درنیافته بودی؟!».

نقش ائمه در احیاء دین

علامه عسگری از متبحرترین سیره پژوهانی است که با تألیف کتب متعدد در زمینه تاریخ اسلام توانست حقایق جدیدی از تاریخ صدر اسلام را برای پژوهشگران روشن سازد که تا به حال برای همه مخفی مانده بود.

نقش ائمه در احیاء دین در واقع ثمره یک عمر تحقیقات علامه عسگری است که به بررسی تحریفات و بدعتهایی می پردازدکه در کتب معتبر تاریخی و حدیثی اهل سنت وجود دارد. که در واقع چگونه اسلام و قرآن و سنت پیامبر بعد از رحلت ایشان توسط حاکمان وقت دستخوش تحریف قرار گرفت و اهل بیت پیامبر چگونه با این تحریفات  مقابله کردند و توانستند اسلام ناب را که دور از هرگونه تحریف است به آیندگان برسانند.

نقش عایشه در تاریخ اسلام

سید مرتضی عسگری

مؤسسه علامه عسگری/ ۱۵۰۰۰۰ ریال/ ۸۸۰ صفحه

 

بخشی از احادیثی که از پیامبر اسلام(ص) به دست ما رسیده است با دیگر احادیث و بعضی از آیات قرآن تناقض دارند، عده ای از علما به تأویل این روایات پرداخته اند در صورتی که علامه عسکری معتقد است در راویان این احادیث خدشه وارد است. پرده برداشتن از حقایق تاریخی و بررسی نقش افراد در تاریخ اسلام با ذکر منابع هنر علامه عسگری است. او در این اثر میکوشد با نقدی منصفانه و دفاعی واقع بینانه، مخاطب خویش را به تفکر وادار کند.کتاب حاضر شرحی است تاریخی و مستند، از نقش شخصیت عایشه در تاریخ اسلام و روشن کردن مسائلی که باعث ایجاد ابهام هایی در اسلام شده است.

شعاعی از نیر اعظم

انتشارات سروش / ۴۲۱ صفحه

 

این اثر کتابی است در باب شناسایی دیدگاه های رهبر معظم انقلاب درباره شخصیت پیامبر اعظم(صلوات الله وسلامه علیه)آن هم در سالی که به نام پیامبر اعظم نام گذاری شد. این اثر را گروهی از پژوهشگران حوزه علمیه قم در سال پیامبر اعظم با محوریت دیدگاه رهبر انقلاب تدوین کرده اند، در این اثر مطالبی نظیر ویژگیهای پیامبر و عصر بعثت، ماجرا وحقیقت بعثت پیامبر،رویدادهای دوران نبوت پیامبر ،نحوه پایه گذاری تمدن اسلامی، نقش اهل بیت در نهضت نبوی تبیین شده است. گسترده گی مطالب به قدری است که میتوان گفت بیشتر مباحث پیرامون ابعاد زندگانی پیامبر اسلام در آن وجود دارد.

 

کتاب های پیشنهادی با موضوع خانواده

79_541195

 

 

خانواده و تربیت مهدوی

خانواده و تربیت مهدوی، پژوهشی است در عرصه علوم تربیتی و معارف مهدوی، برای خانواده هایی که دغدغه یک تربیت سالم اسلامی برای فرزندانشان را در سر می پرورانند. فرزندانی که عشق به دین و مهدویت در نهاد پاکشان بروز و ظهور یابد.
این کتاب در مرحله نخست بنیان های اساسی تربیت مهدوی را بر می‌شمارد و آنگاه راهکارهای عملی برای تربیت مهدوی فرزندان را، در سه دوره تربیتی کودکی، نوجوانی و جوانی فراروی خانواده ها و اولیا و مربیان می گشاید؛ تا ثمره عملی آن توفیق خانواده ها در تربیت نسلی منتظر و مهدی یاور باشد.

این کتاب نوشته مرتضی آقا تهرانی است و نشر عماد آنرا منتشر نموده است .

چاپ چهارم این کتاب در ۵۱۲ صفحه و به قیمت ۸۵۰۰ تومان در سال ۱۳۹۰ عرضه گردیده است.

 

گلبرگ زندگی

حجت الاسلام و المسلمین حسین دهنوی یکی از مشاوران برجسته و کارشناسان اهل فن مسائل ازدواج و زناشویی هستند که ازدواج را از زوایای مختلف مورد بررسی قرار داده اند. کتاب حاضر جلد دوم از مجموعه ی گلبرگ زندگی است.این کتاب به مسائل و مشکلات دوران عقد و آغاز زندگی مشترک میپردازد که با توجه به تنوع مسائل و کاربردی بودن آنها میتواند چراغ راهی برای همه زنان و مردان متأهل به ویژه زوج های جوان باشد. بارزترین خصوصیت این اثر آمیختگی مباحث آن با علوم روز دنیا از جمله روانشناسی و روان پزشکی است که با رائحه خوش آموزه های اسلامی همراه شده و به مخاطب مسلمان اطمینان میدهد که برای رفع مشکلات زندگی خود و ارتقای آن راه درست را برگزیده است.

کتاب گلبرگ زندگی به قلم حسین دهنوی و یه همت انتشارات خادم الرضا علیه السلام منتشر شده است.

 

چهل نامه کوتاه به همسرم

مرحوم نادر ابراهیمی هنگامی که در حدود سال ۶۵ مشغول تمرین برای خطاطی بودند، موضوع نامه به همسر را انتخاب کردند و علاوه بر تمرینشان شروع به نگاشتن تعدادی نامه کردند. کتاب حاضر مجموع چهل نامه است که مخاطب نامه ها میتواند هر همسری باشد. خصوصیت بارز این نوشتار روح عاطفی و فضای محبتی حاکم بر آن است زیرا زمان تألیف این اثر نگارنده مشغول تمرین یک هنر بوده اند و لطافت روحی شان در این اثر بی نظیر است. این جمله یکی از جملات زیبای کتاب است: عشق،کوه نیست تا زمان بتواند ذره ذره بسایدش و بفرساید…

این کتاب به قلم نادر ابراهیمی به رشته تحریر در آمده و توسط انتشارات روزبهان منتشر گردیده است.

 

زندگی + خوشبختی: ویژگیها، تفاوتها و نیازهای عاطفی زنان و مردان

کتاب حاضر نثری است روان و کوتاه در راستای رسیدن به ارمغان خوشبختی در زندگی زناشویی. نویسنده ابتدا به اهمیت آگاهی از ویژگی های متفاوت زنان و مردان میپردازد و سپس در بخش نخست کتاب تفاوتهای زن و مرد را در ابعاد و زوایای مختلفی همچون: تفاوت در احساسات، تفاوت در کلام، تفاوت در نحوه ی مقابله با استرس، تفاوت در کلی نگری و جزئی نگری و تفاوت در رفتار جنسی بررسی میکند. پس از تبیین این تفاوت ها نیازهای عاطفی مشترک بین زن و مرد را تحلیل میکند و مواد خام محصولی به اسم خوشبختی را ارائه میدهد. نیازهای عاطفی  مشترک که در این کتاب به آنها پرداخته شده اند عبارت اند از: عشق و محبت، توجه، قدرشناسی، اعتماد، درک، احساس ارزشمندی و…

این کتاب را مجتبی حیدری به رشته تحریر در آورده و مؤسسه امام خمینی(ره)  آنرا منتشر نموده است.

 

همسران سازگار

برای رسیدن به آسایش و آرامش در کنار همسر به عنوان هدف ازدواج،سازگاری نقش بسزایی دارد. یکی از مهمترین دغدغه های جوانان جویای همسر و پدران و مادرانی که میخواهند وظیفه ی تزویج فرزندان را انجام دهند، یافتن شریکی برای زندگی مشترک است، که روحیه توافق و انطباق داشته باشد. از این رو شناخت عامل سازگاری میان زن و شوهر و راهکارها ، مهارت ها و فنون پیدایش و بقای آن، همچنین آسیب شناسی آن از مهمترین مسائلی است که نگارنده را به بررسی این مهم رهنمون کرده است. این کتاب در این زمینه گام های بسیار خوبی را برداشته است.

این کتاب به قلم محمد علی حسین زاده و توسط مؤسسه امام خمینی(ره) منتشر گردیده است.

 

پانزده روز تا سلامتی

رعایت دستورات بهداشتی در خوردن و آشامیدن یکی از عوامل سلامتی، نشاط و طول عمر است. قرآن کریم دربردارنده ی بسیاری از این نکات و پیامدهاست. داسنتن این که چه بخوریم و چگونه بخوریم؟ بیشتر بیماری ها را از انسان دور میکند.  مؤلف در این اثر، اصول تغذیه و سلامتی را با استناد به آیات قرآن و احادیث معصومین تبیین میکند. از جمله مباحث اصلی این کتاب میتوان به خودشناسی و خداشناسی، ساختمان بدن انسان ، بدن انسان و مواد چهارگانه غذایی، قرآن و تغذیه، مزاج های گوناگون غذایی، آدام خوردن غذا و مهمانی اشاره کرد.

این کتاب را جمشید خدادادی نگاشته و نشر شهر منتشر نموده است.

 

 

محرمانه با همسران

حالات متفاوت زن و مردم در روابط زناشویی باعث خواسته هایی مشترک میشود که آنها را سوق میدهد به سمت زناشویی. دانستن اطلاعاتی خاص در این مورد منجر به پرورش احساسات و عاطفه بین زوجین میشود. کتاب حاضر به بیان نیاز انسان به ازدواج از ابعاد مختلف میپردازد و اصولی را که محبت را در خانواده بیشتر میکند را تبیین میکند. از خصوصیات این اثر تشریح روابط همسران در چارچوب خصائص و موازین اخلاقی و بیان احکام زناشویی است.

محرمانه با همسران کار مشترکی است از اشرف السادات فتحی و مریم تیموری که انتشارات حدیث راه عشق آنرا منتشر نموده است.

 

به رنگ آسمان

استاد میرباقری را همه میشناسند، نگاه عالمانه، دقیق و کاربردی و برداشت هایی زیبا از آیات و روایات برای زندگی امروز ما. به رنگ آسمان در عرصه ی آموزش خانواده، مجموعه ایست متفاوت که تلاش برای ارتباط با مخاطب از ارکان ساختاری اش بوده است. همراهی محتوای کتاب با جذابیت های هنری اثرگذاری کتاب را دوچندان کرده است. ویژگی های خانواده متعادل، بایسته های خانواده از دیدگاه قرآن و شادکامی و نشاط در زندگی از محور های مهم این کتاب است.

کتاب های پیشنهادی با موضوع شخصیت و سیره و سبک زندگی امام رضا علیه السلام

Untitled.png5

نام کتاب: تحلیلی از زندگانی امام رضا(ع)
نویسنده : محمدجواد فضل‏الله /مترجم : سید محمد صادق عارف
ناشر : بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی
تعداد صفحات : ۲۸۶

دانشمندان اسلامی مسائل گوناگون تاریخ اسلام را تاکنون به گونه‏های متفاوت به رشته تحریر درآورده و خطوط برجسته‏ی این دوره از تاریخ بشریت را به عنوان نقطه‏ی اوج تعالی انسانی به نحوی ترسیم کرده‏اند. پژوهشگران و اندیشمندان نصوصی را از میان انبوه یاداشتهای بجا مانده از گذشتگان برگزیده و هر یک بر اساس برداشتهای خود به تجزیه و تحلیل رویدادهای گذشته پرداخته‏اند، محققان شیعه نیز در این میان نقشی درخور ایفا کرده و با توجه به نگاشته‏های دیگران و عنایات دوچندان به اخبار و روایات پیشوایان خود به کار پژوهش در تاریخ دست یازیده‏اند؛ و انصاف را که به سهم خود در این راه گامهای ارزنده‏ای برداشته و آثار سودمندی را به گنجینه گرانسنگ فرهنگ اسلامی افزوده‏اند.
کتاب حاضر نمونه‏ای از این آثار است که بر اساس نقلهای موجود بخشی از تاریخ شیعه را تحلیل کرده، و زندگانی هشتمین پیشوای تشیع حضرت ثامن‏الحجج علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیه و الثناء و جریانهای فکری و سیاسی عصر حضرتش را به نحوی گویا بازگفته است؛

این کتاب که به قلم یکی از دانشمندان و نویسندگان برجسته لبنانی نگارش یافته، با اسلوبی بی‏سابقه و جالب به تجزیه وتحلیل این وقایع و نقد آثار و اخبار آن پرداخته، و غبار شبهه را از چهره حقایق زدوده، و اضافه بر این با ذکر روایات و احادیث بسیاری از امام هشتم علیه‏السلام و شرح و توضیح آنها بر ارزش و فواید کتاب خود افزوده است.

 

جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا ع از مدینه تا مرو
جلیل عرفان منش/بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی
تعداد صفحه: ۲۷۱

یکی از مقاطع مهم تاریخ سیاسی اسلام و زندگانی ائمه اطهار ماجرای پذیرش ولایتعهدی امام علی بن موسی الرضا(ع) است. این موضوع به دلیل اهمیت و سؤال‏انگیز بودنش توجه بسیار از مورخان قدیم و جدید را به خود جلب کرده‏و تاکنون کتابهای بسیاری را به خود اختصاص داده است.

آنچه در این تحقیق مورد بررسی و دقت قرار گرفته، جغرافیای تاریخی، سیاسی و اجتماعی شهرهایی است که‏حضرت رضا(ع) به دستور مأمون از آن جا عبور کرده و یا در آنجا توقف داشته است. مبدأ این خط سیر مدینه و مقصدآن مرو بود. مسیری که مأمون تأکید داشت حضرت رضا (ع) را از آن عبور دهد، یکی از راههای متداول آن زمان به‏شمار می‏رفت و آن از مدینه به بصره و از طریق سوق الاهواز (اهواز) به فارس و سپس از راه کویر و بیابان میان ایالتهای‏فارس و خراسان می‏گذشت و به مرور ختم می‏شد.
راه دیگری که در ان زمان متداول بود از مدینه به سمت کوفه و مدینهالسلام (بغداد) می‏رفت و سپس از آن جا به سمت‏ری، قم و خراسان و بالاخره به مرو منتهی می‏شد. این خط سیر اخیر از سه شهر حساس کوفه، بغداد، و قم می‏گذشت.شهر کوفه مرکز تجمع شیعیان و پایگاه علویان محسوب می‏شد و همواره شاهد قیامها و نهضتهای علویان بر ضد حکام‏بنی امیه و بنی عباس بود. بغداد در زیر سیطره عباسیان متعصب و مخالفان سیاسی مأمون اداره می‏شد، و درکشمکشهای سیاسی و خاندانی میان مأمون و برادرش امین تبدیل به کانون توطئه بر ضد مأمون شده بود. شهر قم، ازمعدود شهرهای ایران به شمار می‏رفت که دارای تمایلات شیعی بود از دیدگاه جغرافیایی طبیعی، اجتماعی، سیاسی‏و مذهبی بسیار حساب شده و زیرکانه بود. بررسی جغرافیایی تاریخی هجرت علی بن موس الرضا (ع) به گونه‏ای که به‏تفصیل و با طرح جزئیات حوادث، شهر به شهر، منزل به منزل به شرح آن خواهیم پرداخت خود به تنهایی نمایانگرماهیت ولایتعهدی علی بن موسی الرضا(ع) است و به اعتقاد نگارنده، ترسیم جغرافیای تاریخی عزیمت امام رضا(ع) و حوادثی که در طول این سفر همواره دست به اقداماتی زدکه مآلا به افشای اهداف مأمون از طرح ولایتعهدی واعلام مواضع خود نسبت به هرگاه که فرصت مغتنم بود ادامه می‏یافت تا هنگامی که حضرت به مرو رسید. مواضع‏امام بعد از پذیرش تحمیلی ولایتعهدی شدت بیشتری به خود گرفت، و سرانجام منجر به شهادتش شد.

 

 

قرآن حکیم از منظر امام رضا علیه السلام
آیت الله جوادی آملی/ مترجم: زینب کربلایی
نشر اسراء

آیت الله جوادی آملی در پیشگفتار و معرفی اجمالی کتاب چنین میفرمایند:

این کتاب خلاصه اى است درباره ى قرآن حکیم در پیشگاه امام هشتم حضرتعلى بن موسى الرضا علیه السلام تا بدین وسیله مقام منیع حضرت در پرتو نور قرآن کریمآشکار گردد و از طرفى معارف عالى قرآن حکیم با بیان این قرآن ناطق روشنگردد.
چون سرچشمه و مسیر و مقصد آن دو یکى است ؛ همان گونه که آن دو همواره باحق همراهند و هرگز از یکدیگر جدا نمى شوند.
این کتاب را براى دومین کنگره ى بینالمللى امام رضا علیه السلام نگاشته ام که در ماه ذى القعده سال ۱۴۰۶ ه ق در جوارملکوتى آن حضرت در مشهد مقدس برگزار گردید. مرقد ایشان بهشتى است که در آن درختانطوباى معرفت غرس گردیده است ، درختانى با شاخه هایى که لحظه به لحظه به اذنپروردگار خویش ثمر مى دهند.
ساختار این کتاب در یک بوستان و چند بهشت سامانیافته است . مباحث مربوط به خود قرآن در بوستان مطرح مى شود. شرایط و موانع شناختقرآن نیز در بهشت ها بیان مى شود؛ افزون بر آن که در این بهشت ها، معارف به دستآمده از قرآن نیز طرح مى شود، همه ى این معارف ، جز بعضى از موارد خاص ، با توجه بهسخنان نورانى حضرت رضا علیه السلام بررسى مى گردد.
اکنون با اعتماد بر خداوندسبحان ، در این دریاى ژرف به غواصى مى پردازم و سراپا تسلیم اویم ؛ امیدوارم در قلباندیشه گر و زبان سخن گو و دیدگان بینا و گوش شنوا و دست نویسایم ، فیض خداوندجریان یابد و در همه ى این امور، نائب حضرت بقیه اللهارواح منسواه فداهباشم و ثواب این نیابت را به اهل بیت وحى و عصمت علیهم السلامهدیه مى کنم ؛ خاندانى که به حسنات اعمال ما از خود سزاوارترند. زیرا به واسطه ىولایت ایشان نصاب دین ما کامل و نعمت پروردگارمان تمام و اسلام براى ما دین پسندیدهى خداوند مى شود.

 

 

مناظرات تاریخی امام رضا علیه السلام با پیروان مذاهب و مکاتب دیگر
آیت الله مکارم شیرازی
ناشر: بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس

 

زندگی امام علی بن موسی الرضا(ع) ابعاد مختلفی دارد که یکی از آنها بعد علمی و فرهنگی است. آن حضرت که در عصر عباسیان می‌زیست و امواج سهمگین حملات مکتب‌ها و فرقه‌های مختلف به اصول و فروع اسلام را از نزدیک مشاهده می‌کرد، با اقدامات فرهنگی و مناظرات علمی خویش، به دفاع از حریم عقاید اسلامی برخاست و از چشمه‌سار علوم ناب رضوی، همگان را بهره‌مند کرد.

آیت‌الله مکارم‌شیرازی، از مراجع عظام تقلید، در این نوشتار، این بعد از زندگی امام هشتم را به طور فشرده و دقیق بررسی کرده و با الهام از مناظرات امام، رهنمودهایی برای جامعه علمی و حوزوی عرضه داشته‌اند.

نویسنده در نظر دارد خوانندگان با مطالعه این کتاب به سه نکته توجه خاص داشته باشند، عمق محتوای این مناظرات، شیوه بحث‌های آن حضرت از نظر فن مناظره و پیام‌هایی که این مناظرات برای امروز ما دارد و باید در مناظرات خود با مخالفان به کار بندیم.

برای پی بردن به اهمیت این بعد از زندگی امام رضا(ع)، باید به بافت حکومت بنی‌عباس و کیفیت موضع‌گیری‌های آنها در برابر ائمه اهل بیت(ع)، شرایط خاص فرهنگی و سیاسی حاکم بر جامعه اسلامی در آن روز و انگیزه‌های مامون برای تشکیل جلسات مناظره با امام(ع) توجه کرد.

در این اثر هفت مناظره امام رضا(ع) با جاثلیق، دانشمند بزرگ مسیحی، رأس الجالوت، بزرگ یهود، بزرگ هیربدان، عمران صابی، دانشمند شبه مادی، سلیمان مروزی، دانشمند کلامی و علی بن محمد بن جهم آورده شده است.

 

 

 

 

 

نام کتاب: طب الرضا (ع)(رساله ی ذهبیه)

ترجمه: جواد فاضل/دنیای کتاب

تعداد صفحات: ۲۹۰

از نخستین کسانی که در پزشکی کتاب نوشته، امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام) است. امام وقتی به سوی طوس می آمد، در نیشابور در مجلس مأمون با جماعتی از فلاسفه و پزشکان چون یوحنا بن ماسویه و جبرئیل بن یخشوع و ابن بهله هندی و دیگر کسان گردآمدند و سخن از طب به میان آمد. وقتی مأمون در این باره از امام پرسش کرد، حضرت فرمود:

برای من به مرور زمان تجربیاتی حاصل گشته که آن را برای امیر می نویسم.

حضرت،کتابیرادربارهامورپزشکینوشتوبرایاوفرستادومأموندستوردادتاآنراباطلابنویسند،ازاینروی، به رساله ذهبیه موسوم گردید.

رساله طب‌الرضا از نفیس‌ترین و گرانبهاترین مواریث اسلامی در زمینه دانش پزشکی است و مشتمل بر رشته‌هایی از علوم پزشکی مانند علم تشریح، زیست‌شناسی، وظایف‌الاعضا و علم‌الامراض و بهداشت و جز آن می‌باشد وبخش زیادی از طب پیشگیری را نیز بیان کرده است. همچنین شامل دانش شیمی و تغذیه و بسیاری از دانش‌های دیگر می‌باشد. این رساله در ظاهر ساده و هماهنگ با درک مردم آن زمان می‌باشد ولی در باطن عمیق و پیچیده است. از این رو ترجمه‌ها و شرح‌های گوناگونی از این کتاب در دوره‌های مختلف ارائه شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ستاره من (چهل قصه از زندگی امام رضا علیه السلام)
ناصر نادری/ تصویرگر: محمد صلواتیان
ناشر: پیام محراب
تعداد صفحه: ۱۱۰

در این کتاب چهل داستان کوتاه از زندگی امام‌رضا(ع) برای نوجوانانبه تحریر در آمده که عناوین برخی از آنها بدین قرار است: “همه درانتظار”، “شانه امام”، “میهمان”، “لانه گنجشک”،”مزدکارگر”، “شرم”، “سیب نیم خورده”، “کوچه‌های مدینه”، “چندمرغ دریایی”، “سکوت دلنشین”، “هوای داغ”، “روز دوشنبه”، “آن شب تلخ” و “پرنده در قفس”.

 

 

 

 

 

ماه غریب من

مجید ملامحمدی/ به نشر

تعداد صفحه: ۱۷۶


من فقط به دستور پیامبر که فرمان خداوند بود، عمل کردم. تو گزینه ی خوب خدایی نجمه! او باز هم سخن گفت:
ـ وقتی به پسرم موسی گفتم: پسرم! تکتم جاریه ای است که من در زیرکی و اخلاق نیک، بهتر از او ندیده ام. می دانم که هر نسلی از او به وجود آید پاکیزه و پاکدامن خواهد بود. او برای توست. از تو به التماس می خواهم که حرمتش را به پا داری!
نمی دانی که چقدر موسی شکر خدا به جای آورد و به من، به خاطر تو احترام کرد و عزتم داشت… شادباش نجمه؛ شاد و سعادتمند دخترم!

مطلب فوق قسمتی از داستان تکتم از کتاب ماه غریب من انتخاب شده بود. این کتاب که از چند داستان در مورد امام رضا علیه السلام تشکیل شده را مجید ملامحمدی به رشته ی تحریر درآورده و انتشارات آستان قدس رضوی منتشر کرده است.  داستان های این کتاب به ترتیب زمانی مرتب شده اند و از زمان خریدن نجمه خاتون به عنوان یک کنیز به فرمان امام موسی کاظم علیه السلام تا زمان شهادت امام رضا علیه السلام را با زبانی ساده و روان به تصویر کشیده است. از نکات جالب این کتاب تصاویری است که از آن ها استفاده شده است. نقاش این اثر، محمدمهدی طباطبایی، در کنار هر داستان تصاویر ساده و در عین حال جذاب و تأمل برانگیزی گنجانده است.
در فهرست ماه غریب من، نام داستان ها به چشم می خورد: تولد آفتاب، ماجرای شمع،تکه های طلا، در جستجوی دریا، بوی غربت، کفتار، نماز عید و…

 

 

 

 

خوشبوتر از گلاب
شکوه قاسم نیا/کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
تعداد صفحه: ۷۲

کتاب ” خوشبوتر از گلاب” ساده و صمیمی و بسیار تاثیر گذار است. اندوه و تنهایی امام جواد(ع) ، غریبی امام رضا(ع) در عین بودن در میان یاران،احساس ” پسندیده” پیرزن تنهایی که خانه ی گلی اش به نور حضور گرم امام همواره روشن ماند و درخت آرزوها در خانه ی او رویید، از لحظات دل انگیز این کتابند. خانم “شکوه قاسم نیا” ما را با شیوه ی زندگی و رفتار و منش حضرت رضا(ع)آشنا می کند. کتاب به لحاظ معنوی از ارزش های والای شناختی، عاطفی و معرفتی برخوردار است. حجم کتاب مناسب است. حروف چینی، شیوه ی نگارش، لحن و زبان خوب است. سخن آخر اینکه در مجموع با توجه به کمبود کتاب هایی با مضمون شخصیت و زندگی امام رضا(ع) برای گروه سنی “ب و ج” این کتاب مناسب و ارزشمند است اما می تواند برای گروه سنی “د” نیز حرف های زیادی برای گفتن داشته باشد.

قسمتی از کتاب:
نجمه به روزی فکر می کرد که او را در بازار برده فروشان در معرض فروش گذاشته بودند و مرد مهربانی او را برای آزادی خرید. آن مرد مهربان نمی خواست که او برده بماند. بعد، او را به خانه خود آورد و با او ازدواج کرد. دیری نگذشت که خداوند به آنها فرزندی داد و او را رضا نامیدند.

 

 

میهمان طوس

محمدعلی دهقانی/کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

تعداد صفحه: ۱۵۲

 

ام من بشیر است. من ، چهارده ساله ام و با پدر و مادرم در شهر مَرو زندگی می کنم؛ راستش را بخواهید شهر ما تا همین یکی دو سال پیش آنقدرها مهم و بزرگ نبود؛ ولی از روزی که مأمون ، خلیفه عباسی به مرو آمد و این شهر را پایتخت سرزمین اسلامی قرار داد ، روز به روز بر وسعت و اهمیت آن اضافه می شود.

پدرم، سلیمان، استاد دانشگاه مرو است. او سه روز است که به دانشگاه نمی رود….

آقای محمد علی دهقانی نویسنده کتاب میهمان طوس داستان زندگی بشیر را که در زمان خلافت عباسی و همچنین امامت حضرت رضا (ع) زندگی می کرده، به رشته تحریر درآورده است. نویسندهاینکتاب سعیکردهتاخوانندهرا باآندورهتاریخیواجتماعیکهحادثههاورویدادهایمهمیدرآناتفاق افتاده است پیوند دهند. این کتاب مناسب گروه سنی ه (دبیرستان) است.

 

کتاب های پیشنهادی با موضوع مهدویت و امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

126

 

 

 

 

مهدی عج ده انقلاب در یک انقلاب
نویسنده: حسن رحیم پور ازغدی
ناشر: سروش

 

شماره سوم از مجموعه مباحث “طرحی برای فردا” سه سخنرانی از رحیم پور (ازغدی) را در بردارد که هر سه درباره منجی عالم بشریت، مهدی موعود(عج) و قیام اوست. در بخش نخست با عنوان دولت عاشقی و عدل جهانی، مؤلف از قیام مهدی و مسئله مهدویت و تشکیل حکومت مهدوی سخن می گوید و رابطه این حکومت با عدل را بررسی می‌کند. در حکومت مهدی(عج)تفاوتی بین شهروند غربی و افریقایی و آسیایی نخواهد بود و نظم نوین جهانی به دست او برقرار خواهد شد. در بخش دوم، مهدی: نیمی شرقی، نیمی غربی، مؤلف تولّد حضرت قائم را از پدری شرقی و مادری غربی نمادی می گیرد از اینکه برای آن حضرت همه جای جهان، شرق و غرب، خانه و وطن اوست و بر سر راه او جغرافیا مانع نیست و او با شرق و غرب جهان خویشاوند است. در بخش سوم: جهانی شدن: پایان تاریخ و مهدویت، مؤلف راجع به جامعه آخرالزّمان و انقلاب بزرگ مهدوی سخن می گوید و جهانی شدن را با مهدویت گره می زند و از نو تعریف می کند.

 

 

از اینجا تا دولت کریمه
اسماعیل شفیعی سروستانی
موعود عصر

در بخشی از سخن نویسنده کتاب «از اینجا تا دولت کریمه» می‌خوانیم: «از تک سوار دشت عشق تا معنی فراموش شده زندگی، از نبرد نهایی تا عدالت بی‌پایان، پیشگویی‌های جهان امروز و آخرالزمان تا پایان تاریخ، از انقلاب زمینه‌ساز تا استراتژی فرهنگی، از مسلمانان صهیونیست تا جنگ‌های صلیبی و فرقه‌سازی معاصر، عشق مقدس کینه مقدس!، ما منتظر طلوع خورشیدیم!
پس از انتشار کتاب سه جلدی «استراتژی انتظار» که با استقبال قابل توجه عموم جوانان فرهیخته و جوامع فرهنگی در کشور روبرو شد انتشار این اثر یک گام دیگر ما را برای تدوین استراتژی انتظار به پیش می‌راند.
با به صدا درآمدن زنگ مرگ تاریخ غربی و ظهور شکاف و ویرانی بر دیواره‌های فرهنگی و تمدنی آن، ورود به تاریخ جدید که به نام دین و نام امام مبین، حضرت مهدی موعود(عج)، آغاز می‌شود در گرو راست کردن عقد با حجت حق و پاسداشت آن در نظر و عمل است، استراتژی انتظار به بودن و زیستن در آخرین سال‌های عصر غفلت و غیبت معنی می‌بخشد.
این اثر ضمن بیان آن چه که مسلمانان بدان مبتلایند ضرورت طرح استراتژی جامع در عصر غیبت آن خورشید پنهان را یادآور می‌شود. امید که بتوان بیش از پیش در مسیر تحقق جامعه و انقلاب زمینه‌ساز گام برداشت.»

 

بررسی تطبیقی مهدویت

مهدی اکبرنژاد

بوستان کتاب قم

آیا مساله مهدویت موضوعی است که فقط شیعیان به آن معتقدند یا اینکه دیگر فرقه های اسلامی هم با وجود تمام اختلافات مبنایی که با مذهب حقه تشیع دارند به آن معتقدند؟ آیا اساسا اتفاق نظری در بخش جزئیات این اندیشه وجود دارد یا نه؟ اگر آری، این اختلافات در چه مواردی هستند؟

کتاب پیش رو نوشته ای جامع و همه جانبه با نگاه تطبیقی میان شیعه و سنی است. نویسنده دیدگاه دانشمندان اسلامی را درباره این موضوع بررسی کرده و این عقیده را به عنوان یک باور اسلامی و نه شیعی معرفی نموده است.

لذا ابتدا نگاهی کلی به احادیث مربوطه انداخته است و آن گاه سیر تاریخی تدوین این احادیث را در جوامع حدیثی معتبر اهل سنت و شیعه ارزیابی کرده است تا در نهایت میزان اعتبار این روایات مورد مداقه قرار گیرد.

 

 

 

بقیه الله

سید محمد شجاعی

سروش

«یکی از اسرار اطلاق بقیه الله بر حضرت صاحب (عج) آن است که خداوند متعال تجلی روح اعظم آن امام معصوم (عج) را در این بدن مادی و ترکیب ارضی از مدت ها پیش نگه داشته، نگه میدارد و خود میداند تا چه زمانی نگه خواهد داشت.»

نگاه خاص معرفتی و عمیقی که عالم وارسته ای چون آیت الله محمد شجاعی به موضوعات گوناگون از جمله امامت و به خصوص مهدویت دارند آثار ایشان را از نظایرشان متمایز می کند و خواننده وادار می شود با نگرشی عمیق و متفکرانه به نوشته های ایشان روی بیاورد.

بحث هایی پیرامون «ولایت تکوینی» اولیای الهی و همچنین رجعت (بازگشت نیکان امت به دنیا) با همان نگاه معرفتی نیز از مباحثی است که این عالم فرزانه به آنها پرداخته است.

 

 

 

 

پیچک انحراف

جواد اسحاقیان

بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)

اینکه یک شخصیت متعالی که واسطه فیض الهی در این عالم است از دیدگان غایب میباشد و شخص دیگری مدعی ارتباط با چنین انسانی شود جذابیت بسیاری دارد. از این رو، در طول تاریخ ۱۲ قرن غیبت کبری، افراد بسیاری چنین ادعایی داشته اند و با وجود تمام محکومیتهایی که از سوی امامان معصوم، علیهم السلام، نسبت به این موضوع صورت گرفته است متأسفانه مورد اقبال عمومی قرار گرفته اند.

لذا نویسنده در این کتاب زمینه های گرایش برخی از مردم به انحرافات مربوط به مهدویت را ارائه کرده است. از ویژگی های دیگر این کتاب معرفی برخی آسیب ها و انحرافات دهه های اخیر به صورت جزئی و مصداقی و همچنین پژوهش میدانی در بین سنین و اقشار گوناگون است.

 

 

 

 

تاریخ پس از ظهور

سید محمد صدر

ترجمه: حسن سجادی پور

موعود عصر(عج)

زمانی که یک مجتهد بزرگ همچون آیت الله شهید سید محمد صدر به نوشتن مجموعه ای تاریخی و ماندگار درباره حضرت مهدی، عجل الله تعالی فرجه الشریف، روی میآورند؛ میتوان با قلبی آسوده به سراغ آن اثر رفت. میتوان ادعا کرد میراث گرانقدری که ایشان با عنوان موسوعه الإمام المهدی از خود به جا گذاشته اند در تاریخ تألیفات شیعه در زمینه این موضوع بیسابقه است؛ هم از جهت علمی بودن و مستدل و متقن بودن و هم از منظر جامعیتی که نسبت به عناوین دیگر دارد.

کتاب تاریخ پس از ظهور، که زمان زیادی از ترجمه آن نمی گذرد، ترجمه جلد سوم از این مجموعه است که پس از بیان مقدمات و نشانه های ظهور حضرت حجت، صلوات الله علیه، به بررسی پژوهشی حکومت حضرت پرداخته و مختصات آن را تبیین کرده است. این موضوعات از جمله مهمترین سرفصل های این کتاب هستند.

 

 

آخرالزمان،شرایط ظهور باطنی ترین بعد هستی
نویسنده: استاد طاهرزاده
ناشر: لب المیزان

۱-شرایط ظهور حضرت مهدی(عج) به‌قدری عجیب و عظیم است که اندیشه‌های زیادی را جهت درک آن شرایط به خود مشغول می‌کند تا انسان متوجه شود چگونه با ظهور آن حضرت، ابعاد پنهان و باطنی عالم به ظهور می‌آید و سنگ و درخت با یاران مهدی(عج)سخن می‌گویند.

۲- بیش از آن‌که تصور شود حضرت مهدی(عج) از عالم غیب به عالم شهود می‌آید باید به این نکته توجه شود که عالم شهود نیز آنچنان صعود می‌کند که می‌تواند ظرف ظهور ابعاد غیبی حضرت مهدی عج گردد.

۳- رابطه‌ی بین ظهور پیامبر آخرالزمان(ص) به عنوان حامل آخرین و کامل‌ترین دین و ظهور آخرین ولی خدا به عنوان حامل آخرین اسرار الهی ما را به این تأمل دعوت می‌کند که در آخرالزمان باطنی‌ترین ابعاد هستی ظهور خواهد کرد.

۴- وقتی حضرت سجاد در وصف منتظران حضرت مهدی(عج) می‌فرمایند: «اَلْغیبهُ عِنْدَهُم بِمَنْزِلَهِ الْمُشاهده»[۱] غیبت نزد آن‌ها همانند مشاهده است، می‌فهمیم زمانه جهت ظهور مهدی عج باید آنچنان اوج بگیرد که دیگر عالم ماده حجاب بین انسان‌ها جهت رؤیت عالم غیب نباشد و این می‌رساند که ضروری است معارف خاصی به میان آید که بتواند انسان‌ها را به حضور عالم غیب سیر دهد تا زمینه‌ی ظهور آن حضرت فراهم گردد. اولین قدم، روی‌برگرداندن از تمدنی است که تماماً حسّی و حسّی‌زده است.

۵- اعتقاد به توحید و نافذبودن توحید، اقتضا می‌کند که متوجه باشیم توحید الهی همچنان تاریخ را در می‌نوردد و جلو می‌آید و روز به روز بیشتر ظهور می‌کند تا منجر به توحیدی‌ترین شرایط و حاکمیت موحد‌ترین انسان شود و در نتیجه در آخرالزمان انسان‌ها با تجلی کاملی از توحید الهی روبه‌رو خواهند شد و این یعنی ظهورِ ابعاد باطنی عالم هستی و پشت‌کردن به ظلماتی که مانع تجلی چنین توحیدی است.

این‌ها از نکاتی است که در این کتاب مورد بحث و بررسی قرار گرفته و فرهنگ انتظار را معنی کرده است تا معلوم شود باید منتظر چه چیزی بود و چگونه خود را برای چنان شرایطی آماده کرد. به امید آن‌که قدمی به سوی ظهورِ باطنی‌ترین بُعد هستی برداشته باشیم.

 

 

 

خورشید مغرب

محمدرضا حکیمی

دلیل ما

خورشید مغرب، به عنوان یکی از کتب باسابقه و ماندگار در عرصه مهدویت، با نثری دلنشین و روان نگاشته شده و مطالبی جامع در این موضوع ارائه داده است. مؤلف در این کتاب کوشیده است تا با استناد به آیات، روایات و منابع تاریخی و تحلیل آنها سیمایی کلی از حضرت مهدی (عج) ارائه دهد.

ایشان پس از بیان خصایل و شمایل حضرت مهدی (عج) و تحقیقی در باب بشارت ادیان گذشته به موعود آخرالزمان، به مسئله موعود در کتب اهل سنت پرداخته و تواتر احادیث مربوط به حضرت مهدی (عج) را نیز مد نظر قرار داده است. همچنین بررسی آثار وجودی ایشان در این عصر، بحثی پیرامون مسئله «طول عمر امام زمان (عج)»، وظایف مسلمین در این دوران و در نهایت بحثی مفصل پیرامون مفهوم «انتظار» از مباحث مهم این کتاب است.

 

 

 

 

قوم نشان شده

اسماعیل شفیعی سروستانی

موعود عصر(عج)

در بسیاری از روایات به اقوام و مکان های جغرافیایی که در عرصه ی ظهور تحت تأثیر قرار میگیرند اشاره شده است، در این بین نام ایران به عنوان منطقه ای که به یاری حضرت حجت (عج) می شتابد درخشان است. کتاب حاضر مجاهدتی است برای درک تدبیر الهی در خصوص ظهور و ایران. این اثر در تلاش است تا به مدد کلام عقلی و نقلی بزرگ مردان اهل حکمت، جایگاه و نقش ایران و ایرانیان را در آخر گردونه آخر الزمان تبیین کند.

 

 

 

رجعت در عصر ظهور

محمدعظیم محسنی دایکند

بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)

مسئله بازگشت انسانهای کامل پس از قیام و استقرار حکومت جهانی حضرت حجت، صلوات الله و سلامه علیه، (رجعت) به دلیل پیچیدگی خاصی که دارد کمتر مورد توجه محققین صاحب نظر قرار گرفته است، اما نویسنده این اثر با استفاده از آیات، روایات، زیارتها، دعاها و سخنان بزرگان شیعه که این امر را از ضروریات مذهب شیعه شمردهاند حقانیت این واقعه خارق العاده و شگرف را اثبات کرده است. همچنین کیفیت و خصوصیات این موضوع از ابعاد مختلف همچون عدم تکرار رجعت، طول عمر رجعت کنندگان، تکلیف در عالم رجعت، جهان پس از حکومت مهدی، عجل الله تعالی فرجه الشریف، و… با شیوه ای استدلالی مورد مداقه قرار گرفته است.

 

 

عصر ظهور

علی کورانی

ترجمه مهدی حقی

شرکت چاپ و نشر بین الملل

این کتاب دارای بشارتی برای قوم مسلمان (ایرانیان) است که با نگاهی به تاریخ گذشته و سابقه آنان در اسلام و گرایش به آل محمد (ص) و در آخر با به وجود آوردن انقلاب کبیر اسلامی نشان داده اند که به حق شایسته چنین بشارتی هستند. بشارت به اینکه رسالت مهمی در ایجاد شرایط برای ظهور و ادامه آن دارند و در بین ۳۱۳ تن اصحاب خاص آن حضرت جایگاهی تعیین شده خواهند داشت. عصر ظهور کتابی است که به بیان نشانه ها و جنبشهای سال پایانی ظهور مهدی، عجل الله تعالی فرجه الشریف، میپردازد. علی کورانی با تحقیق در کتب روایی شیعه و سنی توانسته است این کتاب را به یکی از کتابهای مرجع در زمینه سال پایانی ظهور تبدیل کند. نکته مهم این است که نویسنده، بر خلاف برخی از جریانهای امروزی که به ورطه مصداق یابی افتاده اند، هیچ گاه فراتر از ذکر صریح روایات نرفته و به بیان مصادیق نپرداخته است.

 

 

 

انتظار عامیانه،عالمانه،عارفانه
نویسنده: علیرضا پناهیان
ناشر: بیان معنوی

تجزیه و تحلیل مفهوم انتظار فرج به عنوان اساسی‌ترین مبحث در موضوع مهدویت موضوع محوری است که این کتاب بر اساس آن شکل گرفته است. نویسنده در این کتاب با توحه توامان به مفهوم انتظار در شبکه معارف دینی و مباحث انسان‌شناسانه، مباحثی استدلالی و کاربردی بر پایه معارف اهل بیت (ع) ارائه داده است و با توجه به بیان تحلیل خود می‌تواند به عنوان یک متن پایه آموزشی مورد استفاده قرار بگیرد.
این کتاب در مقدمه خود تاکید داشته است که طرح مباحث مربوط با مهدویت را نباید تنها به عنوان پاسخ به یک نیاز فراگیر دید، بلکه طرح عالمانه و تحلیلی این مباحث می‌تواند کمک شایانی در رفع مشکلات کشور داشته باشد.

 

این کتاب در بخش انتظار عامیانه خود به طرح مباحثی چون تعریف نگاه عامیانه و ویژگی نگاه عامیانه انداختن به منجی می‌‍پردازد و در ادامه به بیان ویژگی‌های علاقه عامیانه و عاشقانه در موضوع انتظار توجه نشان می‌دهد.

این کتاب در بخش انتظار عالمانه خود نیز به موضوع کشف عناصر انتظار علاقه نشان داده و در ادامه این موضوع را از دریچه اعتراض به وضع موجود و آگاهی از وضع مطلوب، اعتقاد داشتن به تحقق وضعیت مطلب و اشتیاق به آن و اقدام در جهت تحققش مورد توجه قرار داده است.

سومین بخش این کتاب نیز با عنوان انتظار عارفانه به موضوع نگاه عارفانه به انتظار می‌پردازد و پس از معرفی موضوع انتظار و وصال به بیان نسبت میان انتظار فرج و انتظار وصال می‌‍‌‌پردازد و بیان دیدگاه‌های مولف درباره انتظار عرفانی را مطرح می‌کند.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: انتظار، احساسی مربوط به زمان آینده و یک وضعیت بهتر است. بنابر‌این هر چقدر تصور روشن‌تری از وضعیت مطلوب داشته ‌باشیم، انتظارمان بیشتر خواهد بود. کسی که از وضع وطلوب بی‌اطلاع است، منتظر چه وضعیتی است؟ کسانی که از ظلم ناراحتند، اما هیج تصور روشنی از عدالت ندارند، معلوم نیست اساس عدالت را چقدر می‌پسندند و می‌پذیرند؛ و چقدر حاضرند در جامعه‌ای با حاکمیت عدالت زندگی کنند.

 

 

 

 

 

منجی در ادیان

روح الله شاکری زواردهی

بنیاد فرهنگی مهدی موعود (عج)

این کتاب را می توان از جامع ترین آثار در زمینه «موعود ادیان» دانست که ابتدا با طرح موضوع، تحت عنوان «نجات»، نگاهی نو مقابل دیدگان خواننده قرار می دهد و آن گاه، با بررسی معارف ادیان ابراهیمی، اعتقاد به موعود را در دین یهود، مسیحیت و اسلام بررسی می نماید تا به ریشه ای بودن مساله مهدویت در تاریخ بشریت برسد و آن گاه مکتب های غیردینی همچون هندو، زرتشت، سوشیانت و… را نیز مورد پژوهش قرار می دهد تا عمق این مساله و سنخیت آن با فطرت بشری را واضحتر نمایان کند.

 

 

 

مبانی معرفتی مهدویت
استاد طاهرزاده
ناشر: لب المیزان

کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» اولین مجموعه از سلسله بحث‌های استاد اصغر طاهرزاده در رابطه با مباحث مهدویت است که از خلال نصوص و روایات و با تبیین مبانی کلامی و عرفانی آن‌ها، سعی در تببین مبانی معرفتی مهدیت دارد.
و شامل مباحث زیر می باشد: امام‌زمان(عج)، قلب عالَم هستی؛ نحوه حضور حضرت حجت(عج) در هستی؛ نحوه ظهور حضرت‌حجت(عج)؛ مقام و تأثیر حضرت حجت(عج)؛ امام‌زمان(عج)، مرشدِ سالکان حقیقی.
در سلسله بحث‌های استادطاهرزاده درباره حضرت‌حجت(ع) تلاش شده تا آن‌جا که ممکن است در این وادی تلاش شود و خواننده تا حدّی به عظمت چنین وجودی در هستی پی ببرد و سعی کند در راستای شناخت امام‌زمان(عج) نهایت تلاش را بنماید و با اطلاعات سطحی موضوع شناخت امام(ع) را تقلیل ندهد،دراین کتاب تا آن‌جاکه ممکن بوده تلاش شده از خلال نصوص و روایات و با تبیین مبانی کلامی و عرفانی آن‌ها، پیام روایات روشن شود.
در این کتاب که اولین کتاب از سلسله بحث‌های استاد در رابطه با مباحث مهدویت است مباحث زیر مطرح شده است:
۱- امام‌زمان(عج)، قلب عالَم هستی؛ در این بحث سعی شده خواننده محترم تصور صحیحی از وجود مقام آن حضرت(ع) در هستی، به‌دست آورد.
۲- نحوه حضور حضرت حجت(عج) در هستی؛ در این بحث خواننده محترم متوجه دلایل عقلی وجود حضرت‌حجت(ع) و نحوه حضور آن حضرت در هستی می‌شود.
۳- نحوه ظهور حضرت‌حجت(ع)؛ در این بحث علاوه بر توجه به دلیلی عقلی دیگر بر وجود حضرت حجت(ع) به معنی ظهور توجه شده است.
۴- مقام و تأثیر حضرت حجت(ع)؛ در این بحث نقش و حضور فعّال حضرت در زمان غیبت مورد بررسی قرار گرفته است.
۵- امام‌زمان(عج)، مرشدِ سالکان حقیقی؛ در این بحث مقام وِلایی حضرت مدّ نظر قرار گرفته و این‌که شناخت امام(ع) خودبه‌خود یک نحوه سلوک و سیر به‌سوی حقایق عالمِ غیب را به همراه دارد.
مولف در مقدمه این کتاب آورده است: امید است توانسته باشیم در شناخت وجود مقدسی که مقصد انبیاء و اولیاء بوده است گامی برداشته باشیم و بدانیم وقتی به ما دستور شناخت آن مقام داده شده است پس در راستای شناخت صحیح آن حضرت باید نهایت تلاش را انجام داد، چراکه اگر تصور ما صحیح شد، مسلم مسئله را تصدیق خواهیم کرد، آن‌هم به همان صورتی که واقع است.

 

 

 

 

عوامل ورود به عالم بقیت اللهی
استاد طاهرزاده
ناشر: لب المیزان

۱-کتاب « عوامل ورود به عالم بقیت اللّهی » خواننده را متوجه موضوع بسیار حساسی در مباحث معرفتی مهدویت می‌نماید که لازم است عزیزان اگر می‌خواهند به واقع نسبت به آخرالزمان و پایان تاریخ تحقیقی همه جانبه داشته باشند با دقت بسیار آن را دنبال کنند. زیرا به‌جای بحث از «حوادث ظهور» به «قواعد ظهور» پرداخته است، تا معلوم شود حضرت در چه شرایطی قیام خواهند کرد و لذا زمینه‌ای فراهم می‌کند که آن شرایط را بشناسیم و تا آن‌جا که می‌توانیم آن شرایط را ایجاد نماییم.

۲- مؤلف محترم در این کتاب ابتدا معنی حقیقت الانسان یا انسان کامل را گوشزد می‌کند و سپس روشن می‌نماید به چه معنی مقام واسطه‌ی فیض با شخصیت امامان اتحاد وجودی دارد و چگونه می‌توان امامان را به عنوان مظاهر مقام واسطه‌ی فیض در نظر داشت.

۳- هنر اصلی این کتاب تبیین مقام بقیت الله است که صاحب اصلی آن حضرت مهدی(عج)هستند و سعی دارد متذکر این نکته باشد که تا این مقام درست تبیین نشود و انسان‌ها در خود چنین مقامی را احیاء نکنند زمانه‌ی ظهورِ نور بقیت اللّهی مهدی(عج) فراهم نمی‌گردد. توصیه‌ی اصلی ما این است که خوانندگان محترم از خود بپرسند اگر مهدی(عج) همان بقیت الله است و در حال حاضر غائب است آیا به این معنی نیست که معنی بقیت الله غائب است و تا عالَم بقیت اللّهی در جان ما ظهور نکند مهدی(عج) ظهور نمی‌کند؟

۴- در کتاب روشن شده که هرکسی بهره‌ای از نور بقیت اللّهی دارد که اگر آن را نادیده بگیرد نمی‌تواند منتظر حضرت مهدی(عج) باشد و از برکات انتظار بهره‌مند شود، و برعکس، اگر عالم بقیت اللّهیِ هرکس ظهور کرد شدت انتظار مهدی(عج) به اوج خود می‌رسد و عملاً ظهور محقق می‌گردد.

۵- از عالم بقیت اللّهی و آزادشدن از زمان که رمزالرموز ورود به عالم بقیت اللّهی است سخن به میان آمده و روشن شده چگونه باید از زمان آزاد شد و به بقای الهی باقی گشت.

۶- با تبیین عالم بقیت اللّهی و آزادشدن از «زمان» که ناشی از «حرکت» است، جایگاه وجودی فرهنگ مدرنیته در عالم روشن می‌شود و این‌که چرا فرهنگ مدرنیته همان ظلمات آخرالزمان است و چگونه با حرکت‌های افراطی که در این فرهنگ ایجاد شده انسان‌ها از باقی‌ماندن در زیر سایه‌ی بقای الهی محروم شده‌اند.

۷- بحث از آن است که چگونه عالم بقیت اللّهی به سراغ ما خواهد آمد و این‌که باید به انقلابی جهانی فکر کرد که به جهانی غیر از جهان موجود نظر دارد و تا روح بقیت اللّهی مدّ نظر ما نباشد هرگز نمی‌توانیم به جهانی دیگر فکر کنیم و لذا هرگز نمی‌توانیم به انقلاب جهانیِ حضرت بقیت الله اعظم(عج)که ماوراء استضعاف و استکبارِ انسان‌ها، به قرب الهی رجوع دارد و شیطان را در آن فضا می‌میراند، بیندیشیم.

۸- از راز ظهور و خفای نور بقیت الله(عج) سخن به میان آمده تا لحظه‌لحظه‌ی تاریخ بشریت و به‌خصوص دوران‌های مختلف انقلاب اسلامی را بر اساس نقش حضرت مهدی(عج) تحلیل کند و روشن شود چرا در بعضی زمان‌ها حضرت مهدی(عج) ظهور بیشتری داشته و در بعضی زمان‌ها در خفا رفته است.

 

کتاب های پیشنهادی با موضوع صهیونیزم

113
سیر مطالعاتی با موضوع صهیونیزم

کتاب های پیشنهادی با موضوع صهیونیزم

 

اخلاق یهودی وتمدن غرب

محمد باقر رکنی

مجموعه مطالعات فرهنگی

معنای تحت‌اللفظی صهیونیسم گرایش و علاقه به صهیون است، اما این واژه از اواخر قرن ۱۹ میلادی بیشتر یک ایدئولوژی و اندیشه سیاسی افراطی مبتنی بر آموزه‌های یهودیت تحریف‌شده است که اعتقاد به برتری نژادی قوم یهود و تسلط همه‌جانبه بر اقوام غیریهود از اصول اولیه آن است. نویسنده، ضمن معرفی منابع دینی یهود و برخی از ویژگی‌های این قوم، تاریخچه شکل‌گیری تمدن غرب مدرن و مبانی نمادهای مدرنیسم را شرح می‌دهد و در پایان به نتیجه‌گیری می‌پردازد.

استراتژی پیرامونی اسرائیل

محمد تقی تقی پور

موسسه مطالعات وپژوهشهای سیاسی

تلاش و تکاپوی اطلاعاتی و جاسوسی اسرائیل در منطقه استراتژیک خاورمیانه و به عبارتی قاره آسیا و آفریقا به قدری حائز اهمیت است که نیاز به یک بازبینی دقیق دارد. کتاب حاضر به تحلیل و تشریح اسرار عملیات‌های رژیم صهیونیستی پرداخته و استراتژی اسرائیل را تبیین کرده است که همان ایجاد دولت اسرائیل در سرزمین تاریخی نیل تا فرات و سیطره بر تمامی جهان است.

 

 

 
اسطوره های صهیونیستی در سینما

محمد حسین فرج نژاد

ناشر: موعود

 

یکی از حربه‌های صهیونیست جهانی برای تهاجم فرهنگی به تمدن‌ها استفاده از هنر، بالاخص حوزه سینما، می‌باشد. در این کتاب کوشیده شده است برخی از اساسی‌ترین اسطوره‌ها و افسانه‌هایی که سینمای صهیونیستی سعی در ترویج آن‌ها دارد آورده شود. یکی از خصوصیات متمایز این کتاب ارائه تعریفی جدید از روند تاریخ جهان و سیر شکل‌گیری اساطیر در طول تاریخ است. مطالب این کتاب عمدتاً مقالات «اسطوره‌های صهیونیستی» هستند که در نشریه «رواق هنر و اندیشه» منتشر شده‌اند و نویسنده تحلیل‌های بیشتری به آن‌ها اضافه کرده و آن‌ها را در قالب کتاب منتشر نموده است.

پروتکل های رهبران یهود

عجاج نویهض، حمیدرضا شیخی

آستان قدس رضوی

در سال ۱۸۹۷ میلادی در شهر بال سوئیس کنفرانسی با ریاست هرتزل (پایه‌گذار صهیونیسم) برگزار شد و طی آن کنفرانس پروتکل‌ها و قوانینی در مورد حاکمیت جهان به تصویب رسید. پلیس مخفی تزار روس به آن کنفرانس هجوم آورد و توانست اسناد و اوراقی از آن‌ها به دست آورد. بعدها این پروتکل‌ها، در سال ۱۹۰۵، توسط یک نویسنده روسی از زبان عبری به روسی ترجمه شد. در سال ۱۹۱۷ این پروتکل‌ها توسط یک روزنامه‌نگار انگلیسی به این زبان ترجمه شد. مفاد این پروتکل‌ها نشان‌دهنده نقشه شومی است که رهبران یهود برای تسلط بر جهان در سر می‌پرورانند. به عنوان نمونه، در این پروتکل‌ها به راهبردهایی که موجب انحصار سرمایه در دست یهودیان شود اشاره شده است. البته این کتاب تلخیصی است از کتاب اصلی پروتکل‌های یهود.

تبار احراف

پژوهشی در  شناسی تاریخی

موسسه لوح و قلم؛مهدی طائب

برای مصونیت از حملات مستمر به اسلام و اعتقادات ما ابتدا به یک دشمن‌شناسی نیازمندیم، به نحوی که دشمن و راهبردهای عملی آن را بشناسیم. این کتاب فوق‌العاده جذاب تحقیقی است با موضوع دشمن‏شناسی با محوریت یهود‏شناسی و در یک مجموعه پژوهشی به نقش و فعالیت‌های یهود برای ضربه زدن به غیریهود می‌پردازد. این کتاب، که جلد اول مجموعه تبار انحرافاست، به دشمن‌شناسی تاریخی از آفرینش تا ختم نبوت اختصاص دارد. سرفصل‌های مهم کتاب عبارت‌اند از: آغاز تاریخ بنی‌اسرائیل، نخستین سازمان بنی‌اسرائیل، عصر حاکمیت موسی (ع)، انحطاط بنی‌اسرائیل، کشتن پیامبران، یهود و عصر بعثت، تروریسم تاریخی یهود، از مدینه تا قدس، شهادت رسول‌الله و…

یوسرائیل و صهیوناکراسی

سید هاشم میر لوحی

نشر معارف

مؤلف این کتاب می‌نویسد: «بعضی از آمریکایی‌ها با ارائه اسناد، مدارک و دلایل متقن اظهار می‌دارند که آمریکا چنگال جهودان صهیونیست است و در حقیقت دمکراسی (و یا مردم‌سالاری و حکوت مردم بر مردم) در آمریکا حاکم نیست، بلکه زایناکراسی (صهیون‌سالاری)، یعنی سلطه صهیونیسم برمردم، حاکم است و آمریکا سیطره جهودان صهیونیست می‌باشد. لذا می‌گویند که را نباید ایالات متحده آمریکا خواند، بلکه باید آن را ایالات متحده اسرائیل (یوسرائیل) نامید. این کتاب به بخشی از این حقایق و نیز مطالبی پیرامون این موضوع پرداخته و در این راستا از منابع آمریکایی، اسرائیلی و انگلیسی استفاده کرده است.

 

زرسالاران یهودی و پارسی (استعمار بریتانیا و ایران)

عبدالله شهبازی

موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی

مؤلف در بخشی از کتاب اذعان می‌دارد: «در این مجلد ابتدا به پیوند زرسالاری یهودی و کانون‌های استعماری غرب با عثمانی می‌پردازم و تأثیر بزرگی که از این طریق بر سرنوشت تاریخی ایران نهاده شد و از جمله در سده هیجدهم میلادی به ظهور ماجراجوی نظامی‌گرایی به نام نادرشاه افشار انجامید با تمامی پیامدهای مخرب آن برای ساختار اجتماعی و سیاسی و فرهنگی ایران. در بخش بعد به جایگاه تاریخی جنگ کریمه به عنوان نقطه عطفی در تاریخ معاصر جهان پرداخته‌ام و پیامدهای آن در انحطاط پسین روسیه؛ انحطاطی چاره‌ناپذیر که سرانجام به انقلاب بلشویکی انجامید. بخش سوم کتاب حاضر به نقش آریستوکراسی مالی معاصر و الیگارشی لندن در فروپاشی نظام سیاسی سنتی اروپا اختصاص دارد.»

سازمانهای یهودی وصهیونیستی در ایران

موسسه مطالعات وپژوهشهای سیاسی

اوج فعالیت صهیونیست‌ها در طول تاریخ ایران زمان پهلوی است. فعالیت‌های صهیونیست‌ها در ایران شامل ایجاد سازمان‌ها و انجمن‌ها و دسته‌های یهودی در راستای بسترسازی فرهنگی و کارهای اقتصادی می‌شود. این مجموعه، که صرفاً درباره سازمان‌ها، انجمن‌ها و دسته‌های یهودی و صهیونیستی دوره پهلوی نگارش یافته است، عمدتاً به همکاری و همگرایی مجامع و محافل صهیونیستی با برنامه‌ها، فعالیت‌ها و اهداف آن‌ها در ایران، به ویژه حول موضوع انتقال یهود به فلسطین اشغالی و جمع‌آوری اعانه برای رژیم صهیونیستی، اشاره دارد. این اثر بدون هر گونه پیش‌داوری درباره رویدادها، حول محور اسناد و گزارش‌های «سازمان اطلاعات و امنیت کشور» (ساواک) در دوره پهلوی تحقیق و تدوین شده است.

صهیونیسم ونقد تاریخ نگاری معاصر غرب

محمد امیر شیخ نوری

پژوهشگاه فرهنگ واندیشه اسلامی

همیشه با واژه صهیونیست ذهن‌ها متبادر قتل، تجاوز، ترور، تخریب و ویرانگری می‌شود که نشان‌دهنده جنایات صهیونیست‌هاست.حرکت صهیونیستی در آغاز بر اساس توطئه و دسیسه بنیان گذاشته شد و سپس با حیله و فریب و اتکا به قدرت‌های امپریالیستی شکل گرفت و سرانجام با توسل به زور و اعمال جنایت توانست دولت صهیونیستی اسرائیل را به وجود آورد. تاریخ‌نگاران غربی همیشه در تلاش بودند به قدرت رسیدن صهیونیسم در قالب اسرائیل را توجیه کنند. لذا نویسنده این کتاب با پیش‌فرض اینکه «تاریخ‌نویسی معاصر اروپا در دفاع از صهیونیسم بر حفظ منافع استعمارگران مبتنی می‌باشد» این روش تاریخ‌نگاری را نقد و تحلیل می‌کند.

مبانى فراسونری

مولف:هارونیحیی/ترجمه:جعفرسعیدى

مرکزاسنادانقلاب اسلامی

گروه تحقیقات علمی ترکیه در صدد برآمده است تا روابط تاریخی فراماسونری و یهود را از ابعاد مختلف مورد بررسی قرار دهد و نمونه‌های بارز آن را در کشور ترکیه نشان دهد. این گروه، با استفاده از متون دینی یهود و اسناد و مدارک قابل توجه مربوط به صهیونیست‌ها و فراماسون‌ها، همسانی‌ها، تشابهات و تمایلات فراوانی را در مبانی فلسفی، تشکیلات سامانو ابزارهای مقدس (با معانی رمزی)، سوگند خوردن به تورات و وحدت رویه و عمل در تحولات سیاسی کشورهای اسلامی فراروی خوانندگان قرار می‌دهد که می‌توان نمونه‌های آن را در سایر کشورهای اسلامی از جمله ایران کاملاً محتمل دانست.

 

صهیونیسم مسیحی

محمد رجبی

مرکز اسناد انقلاب اسلامی

هرچند صهیونیسم مسیحی پدیده‌ای نو در سیاست به شمار می‌رود، ولی ریشه‌هایی در تاریخ نیز دارد. گروهی پیدایش صهیونیسم مسیحی را با وقوع پروتستانیسم هم‌زمان می‌دانند. با آغاز قرن بیستم صهیونیسم مسیحی به جریانی قابل تعریف مبدل گردید و نقش مؤثری را در مناسبات سیاسی‌ـ‌اجتماعی ایالات متحده بر عهده گرفت. این جریان تلاش کرد با افزایش بودجه‌ نظامی و ارتقای توان نظامی ایالات متحده آمریکا از خودش دفاع کند. این گروه با در دست گرفتن تبلیغات و جهت‌دهی به تفکرات عمومی در صدد پیروزی کاندیداهای محافظه‌کار و مقابله با کشورهای کمونیستی و اسلامی برآمده است. در این تحقیق تلاش شده است، ضمن واکاوی سابقه و ریشه‌های تاریخی مسیحیان صهیونیست، به جایگاه این گروه و جریان در صحنه‌ سیاست داخلی و خارجی آمریکا اشاره شود و در نهایت به معرفی مؤسسات و سازمان‌های صهیونیسم مسیحی در آمریکا پرداخته شود.

 

 

 

 

 

 
میراث اسطوره ها

جورجی کنعان

نشر موعود

یکی از تحریفات مسیحیت نفوذ صهیونسیم در بطن اعتقادات و اندیشه‌های مسیحی‌گری است. یکی از اثرات این نفوذ یهودی شدن حاکمیت آمریکا و گسترش آموزه‌های اعتقادی و اخلاقی یهودی در نظریات و اعمال مسیحیان غربی است. نویسنده، به استناد اقوال و آثار متقن، از نحوه گسترش اندیشه و افکار آیین یهود در جان و روح مسیحیان و رشد اصول‌گرایی مسیحی در اروپا و آمریکا سخن می‌گوید؛ جریانی که زمینه‌های ظهور و شکل‌گیری جنبش‌های اصول‌گرا در سال‌های آخر سده بیستم میلادی را فراهم آورد و تولد یک ایدئولوژی اثرگذار در شرایط کنونی را سبب شد. روند مسیحیت یهودی‌شده و صهیونیست‌شده در گذر تاریخ و در دنیای جدید، عوامل ایدئولوژیک و استراتژیک مشترک اصول‌گرایان، رشد اصول‌گرایی و امپریالیسم اصول‌گرایی از جمله مباحث کتاب به شمار می‌روند.

نقش آفرینی یهودیان مخفی در مسیحیت

یوسف الرشاد

نشر موعود

یکی از مؤثرترین رویدادهای سیاسی جهان نفوذ صهیونیسم در مسیحیت است. کتاب حاضر این نفوذ و اثرات آن را با هدف شناساندن یهودیان مسیحی‌نما و صهیونیسم مسیحی تبیین و تشریح کرده است. نویسنده این کتاب نحوه نفوذ «یهودیان مخفی» در میان مسیحیان از سال‌های اولیه تولد این آیین تا عصر حاضر را شرح می‌دهد. وی همچنین می‌کوشد تشریح نماید که چگونه فیلسوفان یهود توانسته‌اند با استفاده از نظریات و آرای فلسفی خویش افکار و عقاید دیانت مسیحیت را تغییر دهند و به این وسیله حتی بر سیاست‌های جهانی نیز تأثیر بگذارند. عناوین مباحث مندرج در کتاب عبارت‌اند از: نقش پولس یاشائول در تحریف دیانت مسیحی، نقش یهودیان مخفی در تحریف کلیسای کاتولیک، یهودیان مخفی در اندلس (مارانوس‌ها) و یهودیان مخفی و آثار آن‌ها در کلیسای پروتستانی.

 

برترین های ورزشی پردیس برادران خراسان رضوی

یکی از توصیه های مقام معظم رهبری مد ظله العالی به جوانان؛ سفارش به تهذیب، تحصیل و ورزش است. در این عرصه به حمد الهی بسیاری از دانشجو معلمان عزیز با شور و نشاط فراوان ورزش را در برنامه های خویش قرار داده و می کوشند با ایجاد فضای رقابتی زمینه توسعه فعالیت های ورزشی را فراهم نمایند.
افراد ذیل برترین های ورزشی پردیس شهید بهشتی و مراکز تابعه تا کنون بوده است .

 

کتاب های توصیه شده توسط رهبر معظم انقلاب اسلامی مدظله العالی در موضوع دفاع مقدس

Untitled.png12

سیاری افراد در پی کتاب هایی هستند که مورد تایید بزرگان و اهل معرفت قرار گرفته باشد. در این میان کتاب های زیر، بخشی از کتابهایی هستند که در موضوع ادبیات مقاومت و دفاع مقدس مورد توصیه مقام معظم رهبری ادام الله ظله الوارف بوده و بر آنها تقریظ نگاشتند یا توصیه فرمودند

۱) اردوگاه عنبر
۲) گزارش یک بازجویی
۳) بابانظر
۴) شانه‌های زخمی خاکریز
۵) همپای صاعقه
۶) جشن حنابندان
۷) سفر به قله‌ها
۸) زنده باد کمیل
۹) خاک‌های نرم کوشک
۱۰) نورالدین پسر ایران
۱۱) آتش به اختیار
۱۲) سفر سرخ
۱۳) از الوند تا قراویز
۱۴) ضربت متقابل
۱۵) دسته یک
۱۶) پایی که جا ماند
۱۷) پا به پای باران
۱۸) عبور از آخرین خاکریز
۱۹) تپه‌های لاله سرخ
۲۰) یادداشت‌های ناتمام
۲۱) خداحافظ کرخه
۲۲) مدال و مرخصی
۲۳) فرمانده من
۲۴) جنگ پابرهنه‌ها
۲۵) نونی صفر
۲۶) خط فکه
۲۷) دا
۲۸) جدال در زیویه
۲۹) پرواز شماره ۲۲
۳۰) قصه فرماندهان
۳۱) هنگ سوم
۳۲) فرهنگ جبهه
۳۳) یاد یاران
۳۴) تیپ ۸۳
۳۵) نجیب
۳۶) پیشانی شیشه‌ای
۳۷) یادداشت‌های خرمشهر
۳۸) جنگ خیابانی

 

 

 

 

 

 

 

.

 

در این مجال به معرفی بعضی از مهمترین آنها می پردازیم:

 

 

 

 

 

 

 

مدال مرخصی
به نگارش هدایت الله بهبودی
انتشارات سوره مهر

 

کتاب حاضر، مجموعه خاطرات روایی داستانی یک اسیر عراقی است که در یازده خاطره، چشم دیدهای خویش را از سالهای جنگ بین ایران و عراق به تصویر کشیده است. سالهای پر از خاطره‌های تلخ و شیرین مقاومت‌ها، رشادتها، سرانجام یک تنه لشکری را هزیمت وا داشتن و شربت شیرین شهادت را لاجرعه سر کشیدن. به راستی چقدر زیباست، شنیدن خاطرات رزمندگان خودی را از زبان کسانی که به ناچار به صف غیر خودی قرار داشته و به چشم سر می‌دیده است وعده الهی را که محقق می‌شده و سربازانش پله‌های رشادت و شهادت را یکی پس از دیگری می‌پیموده‌اند. در سالهای جنگ و دفاع مقدس بسیار بودند اسیران عراقی که یا خود به اردوگاه دوست آمده یا اسیر شده بودند، پس آنگاه که چشم بر حقیقت گشوده بودند، لب به اعتراف گشوده و خاطراتی را بازگو نموده‌اند که مدال و مرخصی یکی از آن خاطراتهاست.
«مدال و مرخصی» از میان عناوین مطالب این کتاب انتخاب شده که می‌تواند، مشاهدات،‌چشم‌دیدهای اسیران عراقی و خاطرات چاپ شده در خود عراق، همپای خاطرات رزمندگان ایران اسلامی، تصویر کامل‌تری از دفاع پرشکوه ملت ما را به تصویر کشیده و پرده از ناگفته های آن بردارد. در این کتاب سرباز اسیر عراقی از رزمندگان اسلامی می‌گوید که دور از چشم دشمن شبانه به درون آنان رخنه کرده و دهها مأموریت پنهانی دشمن را کشف کرده و به رزمندگان اسلام گزارش داده و یا میان دشمن رفته و حملات آنان را به تعویق انداخته است. رزمندگانی که لباس کارگران شهرداری می‌پوشد و در یک غافلگیری، رازهای پنهان دشمن را بر ملا نموده و پلهای عبوری را بمب‌گذاری می‌کند، دشمنی که به امید دست یافتن به غذای سربازان اسلام تن به کشتن یا اسارت می‌دهد و هیچگاه هدفی را دنبال نمی‌کند. سرباز عراقی که وعده‌های تحقق نیافته الهی را محقق می‌بیند و به چشم سر می‌بیند که چگونه برف و بوران، و سرمای کشنده باعث شکست دشمن می‌شود و تصمیم حمله آنان را عقب می‌اندازد گویا طبیعت نیز به حکم الهی در تحقیق این وعده‌ها کمک می‌کند. نویسنده عراقی پس از مشاهدات این وعده‌ها و بیهودگی در مبارزاتشان به نفع حزب بعث با پای خود به رزمندگان اسلام می‌پیوندد که تمام این ماجراها را در مدال و مرخصی می‌خوانیم.

تقریظ مقام معظم رهبری بر کتاب:
این یکی از زیباترین و قوی‌ترین یادداشت‌های جنگ است. متن و ترجمه هر دو قوی است. این سند، مکمل سندهایی است که از نوک قلم بسیجیان روشندل و باصفا و مظلوم و شجاع به یادگار مانده است.» (۱۹/۹/۷۰)

 

خط فکه
سیدمحمد شکری
انتشارات سوره مهر

 

«خط فکه» یادداشت‌های سیدمحمد شکری است. اکنون سیدمحمد شکری شهید شده است و یادداشت‌های اوست که یاد او را زنده نگه می‌دارد. یادداشت‌های سیدمحمد شامل: مأموریتش در فاو، رفتن به خط فکه، در مورد گردان عباس و اعضای آن گردان و مأموریت در مهران و جبهه شلمچه می‌شود. او لحظه به لحظه دقیقه به دقیقه خاطرات خود را، حالات خود و رزمندگان را قبل از عملیات و بعد از عملیات، مناجات‌های خود و همرزمانش، وصیت نامه نوشتن شهیدان قبل از عملیات‌ها، پرپر شدن شهیدان، امداد رسانی‌اش در جبهه را نوشته است. در آخر کتاب هم وصیت‌نامه‌ای که قبل از شهادتش نوشته بود آمده است.

بخشی از تقریظ رهبری بر این کتاب: این سندی ارزشمند از اوضاع جبهه و خوی و خصلت بسیج است،این حرف ها برای مردم دنیای مادی و ظلمانی قابل فهم و درک نیست،اگرچه سراسر هشت سال دفاع مقدس از آن پراست.نگارش روان و روشن و موشکاف این نوشته بر ارزش سندی آن می افزاید و….

 

فرمانده من
گردآوری شده توسط جمعی از نویسندگان
انتشارات سوره مهر

کتاب فرمانده من از مجموعه کتاب‌های «یادنامه» با موضوع «جنگ ایران و عراق» است. فرمانده من را رحیم مخدومی، احمد کاوری، داوود امیریان، علی‌اکبر خاوری‌نژاد، حسن گلچین، هادی جمشیدیان و عباس پاسیار نوشته‌اند.

تقریظ مقام معظم رهبری بر کتاب:

السلام علیکم یا اولیاء الله و احبائه، السلام علیکم یا اصفیاءالله و خیرته، السلام علیکم یا انصاردین الله و اعوان ولیه …
ای آیت‌های خدا، ای معجزه‌های ایمان، ای نشانه‌های تعالی جاودانه انسان …
ای گلهای محمدی که فساد و آلودگی جهان امروز نتوانست از شکوفایی باز داردتان، برقی شدید و دنیای تاریک را روشن کردید، حجتی شدید بر آن کوتاه‌نظران که بالندگی انسان الهی را در عصر تسلط مادیت ناممکن میدانستید، خاطره‌ی مسلمانان صدر اسلام را زنده کردید و صدق و اراده و فناء فی الله را حتی پیش از آنان به نمایش گذاشتید. آنان به نفس پیامبر و نزول پیاپی آیات قرآن دل را گرم و جان را تازه می‌کردند. اما شما چه؟ حقا خلوص و تقوا را مجسم کردید و برای آن امام بحق که مظهر خلوص و تقوا بود سربازانی شایسته شدید … سلام الله علیه و علیکم هنیئا لکم رحمه ربکم.
کتبه بیمناه الوازره اسیر امانیه و ذلیل نفسه‌علی الحسینی غفرالله له و رحمه و حشر مع اولیائه و الحقه بهذه الزمره الطیبه. آمین.
و در پایان نگاشته اند:

(این کتاب در ۱۳ رجب ۱۴۱۱ با چشمی لبریز اشک شوق و حسرت زیارت شد.)

 

 

«من کتاب‌هایی را که می‌خوانم، معمولاً پشتش یادداشت یا تقریظی می‌نویسم؛ یعنی اگر چیزی به ذهنم آمده، پشت آن یادداشت می‌کنم. این کتاب «فرمانده من» را که خواندم، بی‌اختیار پشتش بخشی از زیارتنامه را نوشتم: «السلام علیکم یا اولیاء‌الله واحبائه»! واقعاً دیدم که در مقابل این عظمت‌ها انسان احساس حقارت می‌کند. من وقتی این شکوه را در این کتاب دیدم، در نفس خودم حقیقتاً احساس حقارت کردم.»(۲۵/۴/۷۰)
«چه‌قدر این کتاب «فرمانده من» عالی است و چقدر مرا متأثر و منقلب کرد.» (۴/۱۰/۷۲)

 

 

 

خاک های نرم کوشک
نویسنده: سعید عاکف
انتشارات ملک اعظم

 

این کتاب به شرح زندگی و زمانه سردار رشید سپاه اسلام، استاد عبدالحسین برونسی، فرمانده تیپ ۱۸جوادالائمه(ع) پرداخته است.
سخن مقام معظم رهبری درباره کتاب:
«الان چند سالى است که کتاب‌هایى درباره سرداران و فرماندهان جنگ باب شده و مى‌نویسند و بنده هم مشترى این کتاب‌هایم و مى‌خوانم. با اینکه بعضى از اینها را من خودم از نزدیک مى‌شناختم و آنچه را هم که نوشته، روایت‌هاى صادقانه است – این هم حالا آدم مى‌تواند کم و بیش تشخیص دهد که کدام مبالغه‌آمیز و کدام صادقانه است – بسیار تکان دهنده است؛ آدم مى‌بیند این شخصیت‌هاى برجسته، حتّى در لباس یک کارگر به میدان جنگ آمده‌اند؛ این اوستا عبدالحسین برونسى، یک جوان مشهدى بنّا، که قبل از انقلاب یک بنّا بود و با بنده هم مرتبط بود، شرح حالش را نوشته‌اند و من توصیه مى‌کنم و واقعاً دوست مى‌دارم شماها بخوانید. من مى‌ترسم این کتاب‌ها اصلاً دست شماها نرسد. اسم این کتاب «خاک‌هاى نرم کوشک» است؛ قشنگ هم نوشته شده.» (۲۶/۳/۸۵)

 

 

 

 

 

 

 

جشن حنابندان
نوشته محمدحسین قدمی
ناشر: سوره مهر

 

این کتاب شامل دو گزارش است. گزارش اول وقایع ۱۰ آذر ۱۳۶۵ تا ۹ بهمن ۱۳۶۵ را شامل می‌شود که در آن ابتدا مراحل ثبت‌نام و اعزام به جبهه شرح داده شده، سپس به آماده شدن و آموزش دیدن در پادگان پرداخته شده است. نحوه آشنایی نویسنده با هم‌رزمانش، توضیحاتش از اردوگاه و شب‌ها و روزهای اردوگاه، نامه‌های بچه‌های دبستان به رزمندگان، شوقشان برای رفتن به مناطق عملیاتی و لحظه‌شماری برای رفتن به خطوط مقدم، روحیات و فضایل اخلاقی رزمندگان از موضوعاتی است که در این گزارش شرح داده شده است.

گزارش دوم وقایع اول آذر ۱۳۶۶ تا ۱۳ فروردین ۱۳۶۷ را شامل می‌شود، که در آن عملیات والفجر پنج و اوضاع و احوال شهر حلبچه، اوضاع و احوال فرماندهان و مناطق عملیاتی، آسیب دیدن چشم‌هایش، شهادت رزمندگان و وصیت‌هایشان و خداحافظی‌اش را از جبهه شرح داده است. در پایان کتاب هم اسنادی از وصیت‌نامه‌های شهدا، عکس تعدادی از دوستان و هم‌رزمان و فرماندهانش را آورده است.

رهبر معظم انقلاب در تقریظی بر این کتاب نوشته‌اند:
«روز و شبی چند در لحظه‌های پیش از خواب، در فضائی عطرآگین و مصفا و در معراج شور و حالی که سطور و کلمات نورانی این کتاب به خواننده‌ی خود عطا می‌کند، سیر کردم و خدا را سپاس گفتم، هم بر آن قطره‌ی عشقی که در جان این نویسنده افکنده و چنین زلال اندیشه و ذوقی را بر قلم او جاری ساخته است، و هم بر آن دست قدرتی که نقشی چنان بدیع و یکتا بر صفحه‌ی تاریخ معاصر پدید آورده و صحنه‌هائی که افسانه‌وار از ذهن و چشم بشر این روزگار بیگانه است، در واقعیت زندگی این نسل از ملت ایران نقش زده است … له الحمد حمد الحامدین ابدا آلابدین.»

 

 

 

 

 

تیپ ۸۳
نگارش سید محمدعلی دیباچی
انتشارات حوزۀ هنری سازمان تبیغات اسلامی

 

شرح خاطرات طلاب رزمنده‌ی جوان که ضمناً شرح گوشه‌هائی ـ هرچند کوتاه ـ از مجاهدات معصومانه‌ی آنان نیز هست، در این کتاب با قلم و تقریری شیوا به نگارش آمده است. این شیوه‌ی نوی است که روایت از کسی و تقریر از کس دیگری باشد. این قلم اگر پخته‌تر شود، بسی شیواتر خواهد شد.

تقریظ مقام معظم رهبری بر کتاب:
شرح خاطرات طلاب رزمنده‌ی جوان که ضمناً شرح گوشه‌هائی ـ هرچند کوتاه ـ از مجاهدات معصومانه‌ی آنان نیز هست، در این کتاب با قلم و تقریری شیوا به نگارش آمده است. این شیوه‌ی نوی است که روایت از کسی و تقریر از کس دیگری باشد. این قلم اگر پخته‌تر شود، بسی شیواتر خواهد شد. خیلی از خواندن این کتاب محظوظ شدم، چون روحانی در این کتاب درس دین و معرفت را در خطرناکترین جاها می‌دهد و در آزمایش‌های دشوار زندگی با مردم شریک میگردد. این طلبه‌های جوان و خوش‌ روحیه‌اند که اگر مدارج تحصیلی را طی کنند رهبران برجسته‌ی باب انقلاب و جمهوری اسلامی خواهند شد و روحانیون پرچمدار دین زندگیساز .. حوزه‌ی علمیه بیشک از پرورش چنین طلاب و روحانیونی به خود می‌بالد و احساس رضایت از انجام وظیفه‌ی تاریخی خود ـ که همواره بدان موفق بوده است ـ می‌کند. تصادف جالبی بود که توفیق مطالعه‌ی این کتاب در ایام ۱۵ شعبان و مابعد آن که به زیارت قم رفته بودم، دست داد.»

 

 

 

 

 

 

دا
به اهتمام: سیده اعظم حسینی
ناشر: سوره مهر

 

در این کتاب سیده زهرا حسینی خاطرات خود از روزهای مقاومت و روزهای پس از آن را با جزئی ترین موارد روایت می کند تا آنجا که این گونه جزئی نگری و بیان لحظه لحظه وقایع باعث شده تا بسیاری آن را رمان بنامند ، حال آنکه این کتاب سراسر خاطرات واقعی و حقیقی سیده زهرا از آن روزهاست.

سخن مقام معظم رهبری در خصوص کتاب:
کتاب” دا” که حقا و انصافا کتاب بسیار خوب و قابل طرح در سطح جهانی است، مربوط به بخش کوچکی از وقایع جنگ تحمیلی است و این نشان می دهد که هشت سال دفاع مقدس دارای ظرفیت تولید هزاران کتاب بمنظور انتقال فرهنگ و ارزشهای اسلامی و انقلابی به جامعه و جهان است. ۱۳۸۹/۰۲/۲۰

 

 

 

 

 

 

 

نورالدین پسر ایران
خاطرات سید نورالدین عافی/ معصومه سپهری
سوره مهر

 

 

«نورالدین پسر ایران» کتاب خاطرات سید نورالدین عافی است؛ پسری شانزده ساله از اهالی روستای خنجان در حوالی تبریز در آذربایجان شرقی که مانند دیگر رزمنده‌های نوجوان ایران با تلاش و زحمت فراوان رضایت والدین و مسئولین را برای اعزام به مناطق عملیاتی جلب کرد و از دی ماه ۱۳۵۹ -یعنی تنها سه ماه پس از آغاز جنگ تحمیلی- به جبهه‌های نبرد با متجاوزان رفت.

تقریظ مقام معظم رهبری بر کتاب:

این نیز یکی از زیباترین نقاشیهای صفحه‌ی پُرکار و اعجاز گونه‌ی هشت سال دفاع مقدس است. هم راوی و هم نویسنده حقاً در هنرمندی، سنگ تمام گذاشته‌اند. آمیختگی این خاطرات به طنز و شیرین‌زبانی که از قریحه‌ی ذاتی راوی برخاسته و با هنرمندی و نازک‌اندیشیِ نویسنده، به خوبی و پختگی در متن جا گرفته است، و نیز صراحت و جرأت راوی در بیان گوشه‌هائی که عادتاً در بیان خاطره‌ها نگفته میماند، از ویژگیهای برجسته‌ی این کتاب است. تنها نقصی که به نظر رسید نپرداختن به نقش فداکارانه‌ی همسری است که تلخی‌ها و دشواریهای زندگی با رزمنده‌ئی یکدنده و مجروح و شلوغ را به جان خریده و داوطلبانه همراهی دشوار و البته پر اَجر با او را پذیرفته است.
ساعات خوش و با صفائی را در مقاطع پیش از خواب با این کتاب گذراندم والحمدلله
۲۰/۱۰/۹۰

 

 

 

 

 

پایی که جا ماند
به اهتمام سیدناصر حسینی پور
انتشارات سوره مهر

 

«پایی که جا ماند» به شرح بسیاری از اعمال و رفتار اسرا و نظامیان عراقی پرداخته و زوایای بسیاری را از زندگی اسرا در کمپ‌های عراقی روایت کرده است. این امر موجب شده که راوی به موضوعات متنوع و گوناگونی از زندگی اسرا در کتاب اشاره کند؛ گذران اوقات فراغت، عزاداری، آموزش و تدریس، آدم‌فروشی و … یادداشت‌های اولیه‌ی کتاب بسیار طولانی و با جزئیات فراوان نقل شده‌اند و در ادامه کوتاه و کوتاه‌تر‌ می‌شوند. یکی دیگر از ویژگی‌های این کتاب، آشنایی خواننده با حال و هوای اسیران ایرانی در مناسبت‌های ویژه مانند پذیرش قطعنامه، رحلت امام (ره)، اعیاد و مناسبت‌های ملی و مذهبی و جو حاکم بر اسرا است.

تقریظ مقام معظم رهبری بر کتاب:
تاکنون هیچ کتابی نخوانده و هیچ سخنی نشنیده‌ام که صحنه‌های اسارت مردان ما را در چنگال نامردمان بعثی عراق را، آنچنان که در این کتاب است به تصویر کشیده باشد. این یک روایت استثنایی از حوادث تکان دهنده‌ای است که از سویی صبر و پایداری و عظمت روحی جوانمردان ما را، و از سویی دیگر پستی و خباثت و قساوت نظامیان و گماشتگان صدام را، جزء به جزء و کلمه به کلمه در برابر چشم و دل خواننده می‌گذارد و او را مبهوت می‌کند. احساس خواننده از یک سو شگفتی و تحسین و احساس عزت است، و از سویی دیگر غم و خشم و نفرت. … درود و سلام به خانواده‌های مجاهد و مقاوم حسینی.

۲/۶/۹۱

 

 

 

 

 

 

همپای صاعقه
نویسندگان: گلعلی بابایی و حسین بهزاد
سوره مهر

 

 

«همپای صاعقه» کارنامه‌ای تاریخی و مستند از شکل‌گیری لشکر ۲۷ محمد رسول الله(ص) است. روایتی از یک مقطع زمانی شش ماهه از جنگ تحمیلی. از ابتدای دی ماه ۱۳۶۰ تا اواخر تیر ماه گرم سال ۶۱٫ موضوع اصلی کتاب شرح مستند مراحل آغازین تاسیس تیپ نظامی محمد رسول الله است و نقش این تیپ را در دو عملیات بزرگ فتح‌المبین، بیت‌المقدس و لبنان بیان می‌کند.

تقریظ مقام معظم رهبری بر کتاب:

این یک کتاب منبع بسیار غنی و ارزشمند است که از آن می‌توان ده‌ها کتاب و فیلمنامه و زندگینامه استخراج کرد. لحظات و حالات ثبت شده در سراسر این کتاب، همان ظرافت‌های حیرت‌انگیزی است که از مجموع آن، تابلوی پرشکوه و باعظمت عملیاتی چون فتح‌المبین و بیت‌المقدس پدید آمده و برترین‌های هنر جهاد و ایثار و شجاعت و ابتکار را در مجموعه‌ی نمایشگاه بی‌نظیر هنرهای انقلاب اسلامی، نشان می‌دهد.
این مردان بزرگی که نام آن‌ها بسی آسان بر زبان و دل غافل ما می‌گذرد، از جنس همان اخوان صفا و فرسان هیجائند که سید شهیدان سلام‌الله‌علیه آن‌ها را با عظمت و سوز و مهر، مخاطب ساخت و از فقدان آنان غمگین بود. سلام خدا و بندگان برگزیده و فرشتگان و رسولان او نثار روح مطهر آنان باد.
در روز و شب‌هایی از آبان و آذر ۸۶ صفحه به صفحه و سطر به سطر مطالعه و نیوشیده شد.»

 

 

پا به پای باران
نویسنده: هدایت الله بهبودی
ناشر: سوره مهر

 

کتاب حاضر، دو گزارش از مناطق جنگی در جنوب است که آن را مرتضی سرهنگی و هدایت‌الله بهبودی در ۵۰ صفحه گرد آورده‌اند. دیدار از جبهه‌های جنوب، مناطق جنگی، خانه‌ها و مردم جنگ‌زده، محتوای اصلی کتاب است. نویسندگان چندی پس از خاموشی جنگ در خرمشهر و آبادان به آن شهر رفته و از آن مناطق گزارش تهیه کرده‌اند. آنان از جاده اهواز به خرمشهر می‌روند و این مسیر را که هنوز زخم از جنگ در پیکر دارد چنین توصیف می‌کنند: «جاده اهواز ـ خرمشهر، بزرگراه دفاع ماست، به بزرگی فتح‌المبین و به شکوه بیت‌المقدس جاده‌ای که به جای سراب، انعکاس آب‌های اروند را بر چهره دارد. گزارشگران وقتی وارد خرمشهر می‌شوند اوضاع شهر را چنین توصیف می‌کنند: جنازه‌های تانک‌های جنگ‌زده، آخرین تجاوز بعثی‌ها در نزدیکی ایستگاه حسنیه یک چشم‌انداز تنها نبود، بلکه این تانک‌ها زنگار فلسفه‌ای است که می‌گوید: «تجاوز می‌کنیم، پس هستیم». آن دو به اروند می‌روند و در کنار آن، گرامی می‌دارند یاد و خاطره شهیدان را و سری به بازماندگان جنگ می‌زنند و چنین می‌شنوند: «تعداد تانک‌هایی را که زده بودیم، کم نبود. در آن شرایط حاج حسین از راه رسید و نگاهی به روی جاده انداخت. تانک‌های دشمن می‌سوختند. حاجی اولین حرفی که زد، گفت: بارک‌الله.»

مقام معظم رهبری درباره این کتاب و نویسندگان آن چنین می‌نگارد:
این هر دو نوشته، گویا، پرسوز، دردمندانه و هنرمندانه است. دست این عزیزان درد نکند که درد دل غریبانه یک شهر، بلکه یک ملت را چنین پرمهر و دلسوز، روایت می‌کنند. تاریخ ما بعدها نه‌فقط خرمشهر و جوان‌ها و پدر و مادرهای مقاوم آن را، که این دل‌ها وجدان‌های بیدار و حق‌جو و حق‌گو را نیز ستایش خواهد کرد که نگذاشتند قصه جهادی به آن عظمت در لابه‌لای یاوه‌گویی‌ها و هرزدرایی‌های زمانه گم شود. درود بر بهبودی‌ها و سرهنگی‌ها (سوم رمضان ۱۴۱۲/۱۸ اسفند ۷۰)
همین آقای سرهنگی و آقای بهبودی کتابی نوشته‌اند که من دو، سه خطی پشت جلد آن نوشته‌ام. من معمولاً بر هر کتابی تقریظی می‌نویسم. اینها از روی احساس من است؛ یعنی آن وقتی که این را می‌نوشتم، با احساس صادقی نوشتم. پایین صفحه نوشتم: درود بر سرهنگی‌ها و بهبودی‌ها! این اعتقاد من است. چرا من چنین چیزی را بنویسم؟ این چه علتی دارد؟ مگر من با آقای سرهنگی و آقای بهبودی خویشاوندی نزدیکی دارم؟ مگر با هم رفاقت قدیمی داریم؟ نه، من فقط دو، سه مرتبه آقایان را دیده‌ام. این کتاب، کتاب خوبی است؛ نوشته مؤثر و کار بسیار مفیدی است (۸/۴/۷۱)

 

 

 

زنده‌باد کمیل
محسن مطلق
ناشر: سوره مهر

 

کتاب حاضر خاطرات پیوسته بسیجی جبهه‌های جنگ محسن مطلق است که در گردان کمیل فعالیت می‌کرده است. او در این کتاب از روزهای آغازین اعزام به جبهه‌های جنگ، آشنایی با ساده‌ترین و بی‌توقع‌ترین مردان نبرد یاد کرده است؛ مردان کوه‌مانندی که نامهایشان به استواری و پایداری کهن مرز و بوم ایران است.

تقریظ مقام معظم رهبری بر کتاب:
از این نوشته عطر اخلاص به مشام می‌رسد و چه زیباست که روایت صحنه‌هایی که از اخلاص و ایثار سرشار است نیز از سر اخلاص باشد. نویسنده، فروتنانه خود را غالباً در پشت یاران شهیدش پنهان کرده است. خوشا به حال این جوانان نورانی که در یکی از استثنایی‌ترین فرصتهای الهی در تاریخ، بیشترین بهره را بردند و به مدد اراده و ایمان و فداکاری، به مدارج عالی انسانی، رسیدند. این کتاب همچنین به خاطر شیرینی زبان روایتش و طنزی که در خیلی جاها نمک نوشته کرده است. از بعضی دیگر از خاطره‌های مکتوب، خواندنی‌تر است، باید ترجمه شود.
حمید داوود آبادی محقق و نویسنده در مصاحبه با ماهنامه امتداد (مهر ۱۳۸۵) درباره این کتاب می‌گوید: من تعجب می‌کنم. درست همان کتابهایی را که آقا نظر می‌دهند و عالی می‌دانند، غربیها دست روی آن می‌گذارند و غارت می‌کنند. کتاب «زنده‌باد کمیل» حدود ۱۲۰ صفحه است. تازه بعد از دوازده سال به چاپ دوم رسیده است. آقای «ادیک بوتل» نام پایان‌نامه دکترایش را گذاشته؛ زنده باد کمیل! حدود هزار صفحه درباره این کتاب ۱۲۰ صفحه‌ای نوشته است محسن مطلق نویسنده کتاب، وقتی پایان‌نامه را درباره کتابش دید، وحشت کرد. گفت: مگر کتاب من چه داشته است؟!

 

جرعه ای از کلام امیر المومنین

طبق روال هر روز قبل از اقامه نماز صبح، دقایقی را زانوی ادب زده و گوش دل باز نموده و فرمایشات مولی الموحدین را گوش جان می سپاریم. متن زیر متن درس نهج البلاغه است که  توسط حاج آقای اراکی برای دانشجویان بیان شده است؛

بسم الله الرحمن الرحیم

قال علی علیه السلام: قله العیال احد الیسارین

حضرت امیر المومنین فرمودند: کمی عیال یکی از دوراحتی است.

بسیاری از ما گاهی با خود می اندیشیم که چرا نسبت به برخی از دارائی و اموال و فرزندان و… کمتری برخورداریم. گاهی آن را پای بدشانسی و سیاه بختی دانسته و به خاطر آن به درگاه الهی شکایت می کنیم! در حالی که این خود لطف و عنایتی از سوی پروردگار به حساب می آید.

روزی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به هر کدام از سلمان و ابوذر یک درهم داد. هر ایک از سلمان و ابوذر پس از جدایی از پیامبر هر یک در پی کار خویش رفت.

ابوذر رفت مایحتاج زندگیش رو خرید ؛ کمی نان خرید ، کمی خرما خرید.و… اما سلمان پس از خروج از منزل پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با فقیری مواجه شد که دستش را به سوی او دراز کرد و از او استمداد طلبید . سلمان نیز همانجا پولش را انفاق کرد.

روز بعد وقتی سلمان و ابوذر خدمت پیامبر رسیدند، پیامبر دستور داد؛ سنگی را گداختند و داغ کردند و وقتی که این سنگ داغ شد پیامبر به سلمان و ابوذر دستور داد؛‌ روی سنگ بایستید و بگویید که پول خود را و چکار کردید. سلمان بالای سنگ رفت و فوری گفت:” انفقت ” انفاق کردم و آمد پایین. ابوذر بالای سنگ رفت و گفت نان خریدم ، خرما خریدم و … دید نمیشود کامل تشریح کند امد پائین و گفت: یا رسول الله معذورم بدار. پیامبر فرمود به میزانی که از دارایی و نعمت در این دنیا بهره مند می شوید آن دنیا باید پاسخگو باشید..

حالا امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند : کمی عیال یکی از دو راحتیست

. آخرین پیغمبری که به بهشت می رود حضرت سلیمان است. چون در این دنیا از نعمت زیادی برخوردار بوده و آنجا باید پاسخ بدهد، و لو پیغمبر خدا باشیم.برخورداری از نعمت بیشتر سبب مسئولیت و سختی بیشتر خواهد بود

هرکه بامش بیش برفش بیشتر

حالا برخی از دارائی خود دچار غرور می شوند! وقتب به مال خود، دارائی خود، خاندان و فرزندان موفق خود می نگرد همه را پای خودش گذاشته و دلیل آن را خوبی و شایستگی خود می پندارند و در مقابل فقر و مشکلات دیگران را ناشی از بدی و ضعف ایشان می پندارند در حالی که نمی شود گفت کسی که دارایی دارد، چنین فردی پیش خدا حتما عزیز است.گرچه ممکن است مایه عزتش باشد و از ان طرف نمیشود گفت کسی که ندارد و فقیر است فرد بدی است ….!

خدا در قرآن کریم آیات ۱۵ و ۱۶ سوره فجر می فرماید؛‌ فاما الانسان اذا ماابتلاه ربه فاکرمه و نعّمه فیقول ربه اکرمن ؛ انسان هنگامی که مورد آزمایش قرار می گیرد و او را عزیز نموده و به او نعمت ارزانی می دارد، آدمی می گوید پروردگارم مرا عزیز داشته و انجام هر کاری را بر من روا داشته است. من بنده خوبی بودم که خدا به من داد.

از آن طرف قرآن کریم می فرماید و اما الانسان اذا ماابتلاه ربه فقدر علیه رزقه فیقول ربه اهانن؛‌ انسان هنگامی که مورد آزمایش قرار می گیرد و پروردگارش روزی وی تنگ گردد می گوید پروردگارم به من اهانت کرده است. سپس خداوند می فرماید؛ کلّا ؛ هرگز اینگونه نیست. تصور نکنید کسی که پول دار و ثروتمند است عزیز است و آن کسی که فقیر است ذلیل است. نه‍! لزوما اینگونه نیست بلکه به تعبیر خداوند متعال هم فقر و هم ثروت هر دو آزمون و امتحان است.

اگر به هر یک از ما فرصتی داده اند، نعمتی ارزانی شده است؛ اگر به بنده توفیق خدمت در نهاد داده شده، آزمایش و امتحانی است از سوی خدا.

اگر به شما فرصت داده شده تا به عنوان دانشجو معلم در این پردیس تحصیل کنید و روزی معلمی در این جامعه شوید، علاوه بر اینکه نعمت الهی است، تردید نکنید که یک آزمایش نیز هست. اگر افتخار استادی در این مجموعه پیدا کرده ایم، و…

تردید نکنید که همه ما در خصوص نعمت های الهی مورد بازخواست و سوال قرار می گیریم. لزوما اینگونه نیست که ما از این نعمت برخوردار شدیم پس دیگه تمام است.

و قال علیه السلام : التودد نصف العقل.

مهرورزی نیمی از خرد است

در این حکمت مولای متقیان می فرمایند: محبت نمودن، عشق ورزیدن و مهرورزی به دیگران نصف عقل است. چقدر به هم نوعان خود مهر می ورزیم؟ به چه میزان می کوشیم مشکلات دیگران را برطرف کنیم؟ به چه اندازه ای در صدد ایجاد حس هم دلی بین خود و دوستان و هم اتاقی ها و خانواده هستیم ؟ به همان اندازه ای که به دیگران محبت میکنیم به همان میزان قدرت توازن فکری و عقل خود را نشان می دهیم. شخص ببیند از چه سطحی برخوردار است؟

خود خواه است یا نه خیر خواه! خود خواه است یا نه اهل محبت به دیگران؟. بعضی ها یادشان میرود چه کسی هستند و کجا هستندن، فقط خودشان را می بینند. به هر حال معلوم است که چنین فردی با سر به زمین می خورد. اون چیزی که فرد باید انجام بدهد این است که فرد خودش را در آیینه دوستش ببیند. ببیند چه انتظاری داشت ، اگر به جای دوستش بود؟ چه انتظاری داشت، اگر به جای پدرش بود؟ چه انتظاری داشت، اگر به جای مادرش بود؟ چه انتظاری داشت، اگر بجای همسایه اش بود؟ آیا انتظار محبت نداشت؟ انتظار مودت نداشت؟ انتظار خیرخواهی نداشت؟ انتظار کمک نداشت؟ کسی که به دیگران مهر می ورزد معلوم است که حداقل نصف عقل را دارد. لذا می فرمایند : التودد نصف العقل.

این روایت شریف از سایر ائمه علیهم السلام نیز نقل شده است. امام رضا علیه آلاف التحیه و الثناء می فرمایند: التودد الی الناس نصف العقل.

و قال علیه السلام : الهمّ نصف الهرم.

هرم ینی پیری و فرسودگی؛ غصه خوردن نصف پیری است، نصف فرسودگیست.

بعضی از ماها از زندگیمون هیچ لذتی نمی بریم، می دانید چرا؟ گذشته خود را نگاه می کنیم غصه گذشته را می خوریم. به آینده نگاه می کنیم آرزوهای دور و دراز داریم. هیچ وقت خوب زندگی نمی کنیم. از یک طرف دور اندیش نیستیم به آخرت و پاداش اخروی فکر نمی کنیم و لذا همیشه غصه می خوریم. از یک طرف عبرت از گذشته نمی گیریم که درست زندگی کنیم لذا همیشه غصه می خوریم . به جای اینکه پیشینه خود را ببینیم کجا بودیم و به کجا رسیدیم و نقاط ضعف خود را بررسی نموده و برنامه ریزی مناسبی کنیم که به یک جای مناسب برسیم ،می گوییم؛ آه نگاه کن فلانی را، با من همبازی بود! او به کجا رسید و ما به کجا رسیدیم، فلانی را نگاه کن چه پول داره!

مولوی یک داستانی را نقل می کند که فردی در بیابان بدون کفش راه می رفت و بسیار ناراحت بود . در مسیر به فردی رسید که پا ندارد آنگاه بر نعمت پای بدون کفش شکر گذاری کرد ! در مسایل مادی هیچ وقت به پائین تر خود نگاه نمی کنیم به همین دلیل نعمت هایی را که خدا به دیگران داده می بینیم و غصه می خوریم. کاستی های خودمان رو می بینیم اما به جای اینکه اصلاح کنیم خودمان را و برنامه و سبک زندگی خود را، مدام غصه می خوریم. این پیری آور است. حضرت می فرمایند غصه خوردن نصف پیری است.

خدا به همه ما توفیق دهد و چشم ما را بینا کند و فهم و معرفت بیشتر به ما عنایت فرموده و عاقبتمان را ختم به خیر کند به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

پیاده سازی و تدوین: محمد هادی کشاورزی

عضو کارگروه دانشجوئی رسانه

کلاس تدبر در قرآن کریم

Untitled_562859

جلسه اول تدبر در قرآن کریم با حضور استاد محترم خانم هاشمی نژاد در کلاس ۱۰ و از ساعت۱۸:۰۰الی دوشنبه شب ۹۳/۱۲/۱۱کلاس تدبر در قرآن در کلاس ۱۰ برگزار شد که ابتدا به شرح و تبیین تدبر پرداختند و سپس با تقسیم بندی زیبا و با کمک دانشجویان شرکت کننده به شرح و تدبر سوره های ناس و فلق پرداختند.

تهیه گزارش : فاطمه محمدی

1 2 3 4 5